Maintenance Required

Maintenance Required

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Maintenance Required 2025 Soul
A Commentary by Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Tags

other
web-dl
maintenance_required_2025
Published on: 2025-10-09
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫"عشق مراقبت میخواد"

‫"بولنوز"

‫پیامت رسید و آره حق با تو بود

‫کل شب رو بیدار موندم تا ‫شبکه کنترل ماشین رو درست کنم

‫سیم‌کشی‌ها سالمه ولی هنوز یه جای کار میلنگه

‫انگار اصلا دلش نمیخواد درست بشه

‫برعکس ما دوتا ‫این ماشین مشکل ارتباطی داره

‫ولی بعد از چندین ماه باید فهمیده باشی

‫که من دیوونه میشم ولی عمرا ولش کنم

‫رفیقت از اون طرف پل

‫یا شاید...

‫آره مشکل از میل گاردانه

‫مطمئنی؟ چون شاید...

‫نه کاملا مطمئنم همین ‫الان از زیرش اومدم بیرون

‫باید سریع پلوسش عوض بشه ‫کار خیلی ساده‌ایه

‫داری یه جوری حرف ‫میزنی که منم مثل بقیه نمیفهمم

‫پس فقط سوییچ رو بهت میدم

‫پلوسشه دیگه ‫وقتی زیاد کار میکنه روغنش خشک میشه

‫میدونم چی میگی

‫امروز رو چی کار میکنیم؟

‫اول میل گاردان رو درست میکنیم ‫بعدشم یه تعویض روغن رایگان

‫عجب مرسی

‫خانم "نوواک" شما به من یاد دادین ‫چطور شدت صدا رو تحلیل کنم

‫- چطوری میتونم یه روزی محبتتون رو جبران کنم؟ ‫- این یه کار هر روزم نیست

‫سوییچتون رو میگیرم و شما رو ‫میسپرم به دستای هنرمند "ایزی"

‫وای چه دستای هنرمندی ‫چه ناخونایی

‫عزیزم اینا کار خودمه

‫کاش منم وقت داشتم ‫واسه خودم یه نوبت مانیکور بگیرم

‫- به اینا نگاه نکن افتضاحن ‫- الان که وقت داری

‫یه پایه سپر زنگ‌زده داریم که آماده نصبه

‫باشه اون خانمه که چتری داشت هم ‫ماشینشو گذاشته واسه جابجایی لاستیکا

‫خیله خب پس

‫پلوسای جدید ‫زیر دو ساعت رسید ‫(قطعه‌ای در ماشین)

‫چه به موقعه، رسما کارمون تموم شده بود

‫شماها نابغه‌این خانما

‫این وقت خالی رو با رسیدگی به خودتون پر میکنین ‫اگه این فرصت پیش نمیومد عمرا وقتشو پیدا میکردم

‫باورم نمیشه تمام این سالا ‫میتونستم با همچین ناخونایی بیام بیرون

‫- میتونم نوبت بعدیمو از الان رزرو کنم؟ ‫- واسه ناخون؟

‫راستش این جزو خدمات ما نیست

‫اگه نظرتون عوض شد خبرم کنین برمیگردم

‫شاید اینجوری تشویق بشم ‫ماشینمو اونقدری که باید بیارم

‫هر ۶ ماه یه بار روغنتو عوض کن

‫یادت نره تا ۳ روز دیگه به پوست دور ناخونت ‫روغن زیتون بزنی

‫چشم

‫چیه؟ اگه بخوای برات وقت میگیرم

‫یه مشتری راضی دیگه

‫"کم" مهمون داری

‫دو دقیقه دیگه

‫خدایا این پسرا رو از کجا پیدا میکنی؟

‫از کافه، همونجایی که همه میرن

‫با خودم میبرمت شاید داداش داشته باشه

‫- "ایزی" کمکم کن ‫- یا خواهر

‫فکر کنم "شارلی" داره ازت میخواد ‫که حقیقتو تو صورتش نزنی

‫کار من اینجا تمومه خداحافظ

‫معلومه فقط "مارج" رفیق منه

‫ولی "مارج" که دلتو گرم نمیکنه پس...

‫- اخراجی ‫- اخراجم؟

‫یعنی میتونیم تا دیروقت بیدار باشیم؟

‫- من که میخوابم ‫- نه

‫من تا دیروقت بیدارم ‫باشه دوستت دارم خداحافظ رئیس

‫وای خدا

‫"مارج"

‫صاحبش عضو ‫باشگاه موتورسواری "فرشتگان جهنم" بود

‫یکی از قلدرترین آدمای "اوکلند" بابام

‫وای "مارج" ‫چیزی نمونده که دوباره برگردی به جاده

‫راستشو بخوای ‫اون هیچوقت نمیتونست این همه سال پول جمع کنه

‫و اینو از همسایه قدیمیمون بخره

‫اگه دختر نوجوونش هر روز رو مخش راه نمیرفت

‫قرار بود پروژه مشترکمون باشه

‫امتحان نهایی همه چیزایی که با هم یاد گرفتیم

‫کار کردن روی "مارج" باعث ‫میشه حس کنم بهش نزدیکم

‫انگار هنوز اینجاست

‫اون میتونست هر چیزی رو تعمیر کنه

‫اما الان تمام فکر و ذکرم اینه که برش گردونم ‫به جایی که بهش تعلق داره یعنی جاده

‫تا کاری که شروع کردیم رو تموم کنم

‫به نظر میاد بابات آدم فوق‌العاده‌ای بوده

‫مطمئنم وقتی تو فکر سفر دونفره‌مون هستی

‫و از بازسازی کردنش خسته شدی بهت انگیزه میده

‫فقط فکر کردن به روندن این ‫موتور تو ارتفاعات "بیگ سور"

‫بهم کمک میکنه که بتونم بقیه ‫این ناودونی‌ها رو تعمیر کنم

‫محض اطلاعت خیلی در مورد "مارج" شنیدم ‫ولی هنوز فرصت نشده ببینمش

‫درست مثل یه نفر دیگه که میشناسم

‫قانونمون رو که میدونی ‫نه اسم نه عکس فقط ماشین

‫باشه پس...

‫فقط اسم و عکس ماشینامون چطوره؟

‫با "دایان" آشنا شو

‫پایه مسابقه‌ای؟

‫خوشگله

‫فکر کنم این اولین باره که ‫یه پسر تو اینترنت برام عکس میفرسته

‫و من واقعا دلم میخواد اون عکس رو ببینم

‫"شارلی"

‫محض اطلاعت عاشق آدمایی شدن ‫تو انجمنای اینترنتی عشق ماشین

‫تو بعضی از محافل ‫نه همشون بعضیاشون بیشترشون

‫یه جور درخواست کمک محسوب میشه

‫آره "کم" چند وقته منو میشناسی؟ ‫تا حالا دیدی من عاشق بشم؟

‫۹ سال از بهترین سالای عمرم

‫و نه

‫البته اگه اون موستانگ ‫مدل ۱۹۶۶ رو حساب نکنیم

‫آدما غیرقابل اعتمادن برعکس ماشینا

‫همیشه همونجایی پیداشون ‫میکنیم که ولشون کردیم

‫اگه مشکلی هم پیش بیاد ‫خیلی راحت درستش میکنیم

‫این حرفت خیلی بی‌رحمانه بود "اومالی"

‫من حتی اسمشم نمیدونم

‫اسمشو نمیدونی؟

‫پس میتونه هر کسی باشه؟

‫مثلا میتونه...

‫- تو باشی "سامی" ‫- "کم"

‫- تو اصلا اکانت "ردیت" داری؟ ‫- "کم"

‫اصلا میدونی چیه؟

‫منم یه چیزایی حالیمه فهمیدی؟

‫شوخی میکنم بابا

‫مثلا...

‫میدونم تو "ناب هیل" زندگی میکنه ‫و عاشق ماشینای کلاسیکه

‫از کار شرکتش متنفره

‫و دلش میخواد دنیای بازسازی ماشینو متحول کنه

‫چرا میخندی؟

‫چون حرفاش شبیه یه پیرمرد ۸۰ ساله‌ست ‫که مجله مکانیک میخونه

‫پیامشو باز نمیکنی؟ شاید دم مرگه

‫حاضرم این ریسکو بکنم

‫فقط میخوام مراقب باشی

‫چون تو این آدمو نمیشناسی

‫میتونه هر کسی باشه شاید داره گولت میزنه

‫قول میدم مراقب باشم

‫حالا میشه یه لحظه ساکت شی

‫تازه بهشم گفتم ‫که فعلا آمادگی دیدنشو ندارم

‫هر طور راحتی...

‫خانم آچار به دست

‫جدا؟

‫با کل بدنت قایمش کردی، فکر کردی نمیبینمت؟

‫میبینمت

‫یه کم سکوت کن تا من سعی کنم این کارو بکنم

‫عجیبه

‫برگرد سر کارت

‫چی... هی اینجا یه مکان محترمه

‫بجنب

‫ببخشید دیشب یهو غیبم زد

‫خوابم برد ولی صبح که بیدار شدم ‫مشتاق بودم ببینم تونستی درستش کنی یا نه

‫هنوزم از اینکه سعی داری یه موتور الکتریکی ‫رو روی یه ماشین "برانکو" سوار کنی در عجبم

‫باید به خاطر این کارت ‫تو تیمارستان بستریت کنن

‫آرزوم اینه که یه روزی یه تعمیرگاه ‫بازسازی ماشینای کلاسیک باز کنم

‫"ریوایوال رایدز"

‫و با هر جور مشتری عجیب و غریبی کار کنم

‫حتی با دیوونه‌هایی مثل تو

‫خبر مهمی نیست

‫فقط اینکه مشکل سنسورای دما دوباره برگشته

‫وقتی اونا درست کار نکنن

‫کل ماشین فکر میکنه به خاطر گرمای زیاد ‫یا سرمای زیاد کار نمیکنه

‫برای آخرین بار همه چیو دوباره تنظیم کردم

‫ولی اگه جواب نده ‫دوباره برگشتم سر خونه اول

‫بابام همیشه میگفت ‫زنا میتونن بهترین مکانیکا باشن

‫چون اونقدری احساس دارن که بتونن

‫با این هیولاها طوری رفتار کنن ‫که لایق زیبایی واقعیشونه

‫فقط باید باهاش مثل یه خانم رفتار کنی

‫باهاش راه بیا

‫احساساتتو بهش بگو

‫البته اگه بلد باشی

‫باشه ببین میدونم ‫روزای سختی داشتیم ولی...

‫اگه دلتو شکوندم منو ببخش

‫من فقط یه مردم که تو ماشینش نشسته...

‫و ازش میخواد که دوستش داشته باشه

‫زودباش عزیزم

‫آها خودتی

‫باشه

‫خوبه که یکی رو دارم ‫که میتونم کاملا باهاش رو راست باشم

‫حتی اگه این به معنی ‫کاملا غریبه موندنمون باشه

‫امیدوارم اون طرف پل ‫روز خوبی داشته باشی

‫همونطور که میبینین

‫سود ما تو ۵ فصل اخیر ‫۱۰ درصد افزایش داشته

‫"نایجلا"

‫ما ۳ تا شعبه داریم که فورا افتتاح میشن

‫"سم" تو میری به "اورلاندو"

‫باشه

‫و "ترِو" تو شعبه "دنور" رو مدیریت میکنی

‫"دنور"؟

‫متاسفم فکر نکنم بتونم این کارو بکنم

‫زنم چند روز پیش یه کافه باز کرده

‫نه من... خواهش میکنم شاید بتونیم...

‫"نایجلا" من ۱۰ دقیقه دیگه کلاس پیلاتس دارم ‫میشه لطفا سریعتر

‫"پال" "پال" شعبه "دنور" رو مدیریت میکنه

‫باشه

‫از وفاداریت ممنونم "پاتریک"

‫راستش این برای من یه افتخاره قربان، بله

‫و در آخر ما میفرستیم...

‫خودم اعلامش میکنم

‫آقای گره باز کن

‫تو میری اون طرف پل

‫"اوکلند"؟

‫متوجه شدم

‫یه فروشگاه جدید باز میکنم ‫کارشو راه میندازم و تحویل یه مدیر محلی میدم

‫سریع و کارآمد

‫قربان یه پیام رسید بخش ‫مکان‌یابی اشتباه کرده

‫ظاهرا شعبه ما تو "اوکلند" ‫دقیقا روبروی تعمیرگاه "اومالی" هستش

‫یعنی یه رقابت کوچیک تو زمین حریف

‫برای تو سخت نمیشه

‫این یه تعمیرگاه خانوادگی کوچیکه درسته؟

‫"اومالی" تو محله‌شون ریشه داره

‫و مطمئنم قیمتاشون رقابتی نیست

‫ممکنه برای وجهه شرکت مشکل‌ساز بشه

‫وجهه شرکت درسته

More Farsi Persian subtitles for Maintenance Required

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left