The Hand That Rocks the Cradle

The Hand That Rocks the Cradle

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Hand That Rocks the Cradle 2025 WEB DL
A Commentary by Don Milo

Tags

webdl
Published on: 2025-10-22
Downloads: 165
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏‫متأسفم. باشه. ادامه بده.‬

‏‫خب، بعدش اوضاع واقعاً بد شد.‬

‏‫خانواده‌ای که پیششون پرستار بچه بودم، مجبور شدن اسباب‌کشی کنن.‬

‏‫پس کار تو همینه؟ تو کار مراقبت از بچه‌ای؟‬

‏‫آره. خب، من عاشقشم.‬

‏‫راستش داشتم برای همین درس می‌خوندم. آموزش دوران کودکی.‬

‏‫اما بعد، می‌دونی، با از دست دادن این شغل،‬

‏‫از لحاظ مالی واقعاً سخته.‬

‏‫آره، صددرصد.‬

‏‫اما بعد یه ایمیل از صاحب‌خونه‌ام دریافت کردم که می‌گفت:‬

‏‫«اجاره‌ات رو بالا می‌بریم. روز خوش!»‬

‏‫خوشحالم که امروز اومدی.‬

‏‫می‌دونی، مواردی مثل تو دقیقاً دلیلیه که شرکت من این رویدادها رو برگزار می‌کنه.‬

‏‫پس کار تو همینه؟ دعوا راه انداختن با صاحب‌خونه‌ها؟‬

‏‫شرکت من به انواع مسائل مسکن و املاک رسیدگی می‌کنه.‬

‏‫صاحب‌خونه‌ها رو سر جاشون نشوندن، این کارو می‌کنیم...‬

‏‫این کار رو رایگان انجام می‌دیم.‬

‏‫مثل یه مزیت اضافه‌ست.‬

‏‫اممم...‬

‏‫خب، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‏‫منظورت چیه؟‬

‏‫داری از سر و کول بچه بالا میری.‬

‏‫نباید خونه باشی و چای تمشک بخوری؟‬

‏‫خب، خیلی خوب به نظر میاد، اما، امم، دارم مدیریت می‌کنم.‬

‏‫مردم این کار رو می‌کنن.‬

‏‫ال اِی لا (قانون لس‌آنجلس). داره شروع می‌کنه.‬

‏‫سلام، هنری.‬

‏‫توروخدا، بابا. قول میدم مامان خونه است. قول می‌دم.‬

‏‫-سلام، کیتلین. -هی، آلیسون.‬

‏‫امم، قرارداد کجاست؟ بهش احتیاج دارم.‬

‏‫میگه هنوز داره غلط‌گیری می‌کنه.‬

‏‫می‌تونم دوباره بهش زنگ بزنم.‬

‏‫آه...‬

‏‫فکر کنم باید این قضیه رو بعداً پیگیری کنیم.‬

‏‫اوه. همه چی مرتبه؟‬

‏‫آره. اممم...‬

‏‫آره، فکر کنم دارم زایمان می‌کنم.‬

‏‫اوه.‬

‏‫فقط بهم بگو. چطور واقعی نیستن؟‬

‏‫-سوئیچ‌هام کجاست؟ -مامان؟‬

‏‫-مامان، کجایی؟ -میشه اینو یه لحظه نگه داری؟‬

‏‫مامان.‬

‏‫-چی، حیوان‌های کوچولو؟ -آره.‬

‏‫-چون توی یه بازی کامپیوتری‌ان. -پول می‌گیره.‬

‏‫اگه واقعی نیستن، چرا باید پول بگیرن؟‬

‏‫آره، دقیقاً سؤال منم همینه.‬

‏‫بذار یه کم جا باز کنیم.‬

‏‫مامان، این قضیه برای من جدیه.‬

‏‫می‌دونم عزیزم. می‌دونم.‬

‏‫می‌دونم... داری میگی برات جدیه.‬

‏‫حق دارم. ولی باید بریم.‬

‏‫- می‌تونی سوار ماشین شی؟‬ ‏‫- دارم کمک می‌کنم.‬

‏‫باشه. آفرین.‬

‏‫- داری چیکار می‌کنی؟‬ ‏‫- تو داری چیکار می‌کنی؟‬

‏‫بچه‌تو‬ ‏‫ول می‌کنی وسط خیابون؟‬

‏‫نمی‌تونی اینقدر‬ ‏‫سریع اینجا بیای پایین.‬

‏‫خوش‌شانسی کالسکه به ماشینم‬ ‏‫آسیب نرسوند.‬

‏‫- بیا بریم.‬ ‏‫- عوضیِ خنگ.‬

‏‫اوه، بابا دیگه.‬

‏‫- آماده‌ایم که شروع کنیم؟‬ ‏‫- بابا.‬

‏‫- یا خدا.‬ ‏‫- چه خبره؟‬

‏‫- چی شد؟‬ ‏‫- این خانم...‬

‏‫همین‌طور با سرعت اومد پایین.‬

‏‫- چه آدم احمقیه.‬ ‏‫- بابا.‬

‏‫چیه؟ اگه واقعیت داره، می‌تونی بگی 'لعنتی'.‬

‏‫اونجا باید تابلوی ایست باشه.‬

‏‫- آره، خب، لس‌آنجلسه.‬ ‏‫- معنیش چیه؟‬

‏‫- مردم تو لس‌آنجلس ترمز نمی‌کنن.‬ ‏‫- اوه...‬

‏‫نه، باید تابلوی ایست باشه.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫باشه. گوجه‌فرنگی‌ها...‬

‏‫باشه، امروز اینا رو نمی‌خریم.‬

‏‫بریم اون سیب‌ها رو ببینیم.‬

‏‫هوم.‬

‏‫کیتلین.‬

‏‫- پالی. آره.‬ ‏‫- پالی. درسته.‬

‏‫وای. چطوری؟‬

‏‫خوبم. آره، خوبم.‬

‏‫مشکلت با صاحب‌خونه‌ات چی شد؟‬

‏‫ام، من یه نامه براش فرستادم،‬

‏‫ولی در مورد، می‌دونی،‬ ‏‫قانون افزایش اجاره حرف زد،‬

‏‫که متأسفانه شامل نمیشه.‬

‏‫خب، اشتباه می‌کنه.‬

‏‫- کاری که باید بکنی اینه که--‬ ‏‫- اشکالی نداره.‬

‏‫می‌دونی، من دارم می‌گذرونم.‬

‏‫پستو گرفتم.‬

‏‫ام، آره، روغن پالم داره.‬

‏‫این بده؟‬

‏‫خب، پنجاه درصد چربی اشباع شده‌ست، پس...‬

‏‫فکر کردم چربی‬ ‏‫الان چیز خوبیه.‬

‏‫این... انواع مختلفی داره. می‌تونی پسش بدی؟‬

‏‫حتماً. فقط فکر کردم برای پاستا، خوب میشه...‬

‏‫مامان.‬

‏‫-خب، برنامه‌ات چیه، در مورد...؟‬ ‏‫-مامان؟ مامان.‬

‏‫من دارم حرف می‌زنم، اما، باشه؟‬

‏‫- می‌تونیم بریم؟‬ ‏‫- تازه رسیدیم.‬

‏‫- من گرسنمه. مامان.‬ ‏‫- می‌ریم غذا می‌خوریم، باشه؟‬

‏‫ام...‬

‏‫اگه یه روزی به پرستار بچه احتیاج داشتی،‬ ‏‫حتی فقط برای یه بعدازظهر‬

‏‫که بتونی واقعاً، می‌دونی،‬ ‏‫از بازار کشاورزها خرید کنی...‬

‏‫-پس تو تو کار مراقبت از بچه ای؟‬ ‏‫-آره. خب...‬

‏‫من قبلاً هم گفته بودم، منظورم اینه،‬ ‏‫ولی خیلی وقت پیش بود.‬

‏‫یادم هست، آره.‬

‏‫بذار ببینم شماره‌ت رو دارم یا نه.‬

‏‫باشه.‬

‏‫منظورم اینه که،‬ ‏‫اون سختی‌های زیادی کشیده.‬

‏‫حرف زدن باهاش خیلی راحت‌تر از،‬ ‏‫مثلاً نیمی از مامانای مدرسه اِماـست.‬

‏‫اون واقعاً یه آدم معمولیه.‬

‏‫اما اون تجربه کار با بچه‌ها رو داره؟‬

‏‫آره. آره، ازش یه معرفی‌نامه می‌گیرم.‬

‏‫-مامان، خیلی کوتاه نباشه.‬ ‏‫-می‌دونم. بفرمایید.‬

‏‫-و گفتی که یه استراحت می‌خوای.‬ ‏‫-می‌خوام.‬

‏‫می‌تونم... این دفعه یه کم راحت‌تر‬ ‏‫باشم و، امم...‬

‏‫به خودم برسم،‬ ‏‫مثل کاری که همه همیشه اصرار دارن.‬

‏‫باشه.‬

‏‫باشه.‬

‏‫درسته.‬

‏‫فکر می‌کنی چطوره؟‬

‏‫عالیه.‬

‏‫نمره کامل گرفتی.‬

‏‫اوه. خب، مرسی.‬

‏‫-الو.‬ ‏‫-سلام، روسانا؟‬

‏‫-بله.‬ ‏‫-سلام. اسم من کیتلین هست.‬

‏‫من... شماره‌تون رو از پُلی مورفی گرفتم.‬

‏‫-اوه. سلام.‬ ‏‫-سلام. آره.‬

‏‫ما داریم به استخدام کردنش به عنوان پرستار بچه‬ ‏‫فکر می‌کنیم‬

‏‫و داشتم کنجکاو می‌شدم‬ ‏‫راجع به تجربه شما باهاش بدونم.‬

‏‫اوه، امم...‬

‏‫اون فوق‌العاده است.‬

‏‫واقعاً شد بخشی از خانواده ما.‬

‏‫شنیدنش عالیه.‬

‏‫ببخشید. اون‬ ‏‫چند وقت برای شما کار کرد؟‬

‏‫-خدایا، دو سالی می‌شد.‬ ‏‫-آها.‬

‏‫باشه. وای. این عالیه.‬

‏‫این یه... این یه مدت خیلی طولانیه.‬

‏‫آره. واقعاً با بچه‌ها عالی بود.‬

‏‫سلام.‬

‏‫خب، اینا رو بشور، بعد‬ ‏‫خراب‌ها رو مستقیم بذار تو ماشین ظرفشویی.‬

‏‫-یه دور استریل داره.‬ ‏‫-باشه.‬

‏‫و فقط شیشه‌ای‌ها.‬

‏‫درسته. حواسم به میکروپلاستیک‌ها هست.‬

‏‫دقیقاً. آره، می‌دونم ما دیگه فایده‌ای نداریم،‬ ‏‫اما خب، امیدوارم برای اونا یه فکری بشه.‬

‏‫اوه، باشه. بفرمایید.‬

‏‫-اوه، وای.‬ ‏‫-آره، من خیلی ذخیره کردم.‬

‏‫پس از چپ به راست،‬ ‏‫از قدیمی به جدید چیدیم.‬

‏‫-پس می‌تونی از سمت چپ برداری.‬ ‏‫-و شیر خشک نه؟‬

‏‫برای... اوه. نه، اون چیزا فقط شکرن.‬

‏‫پس وقتی اون رو خورد... می‌دونی.‬

‏‫-فهمیدم. آره.‬ ‏‫-باشه.‬

‏‫جوزی.‬

‏‫جوزی، این پرستار جدیدته، پالی.‬

‏‫- می‌خوای سلام کنی؟‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫سلام.‬

‏‫مامان گفته قند ممنوعه.‬

‏‫مامان گفته قند ممنوعه.‬

‏‫سلام عزیزم.‬

‏‫سلام عزیزم.‬

‏‫خب، فکر کنم... باید برم چندتا کار انجام بدم.‬

‏‫عالیه. آره.‬

‏‫اممم...‬

‏‫- ما حواسمون هست.‬ ‏‫- درسته.‬

‏‫باشه.‬

‏‫خداحافظ.‬

‏‫خدای من!‬

‏‫- سلام.‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫- غذا رسید.‬ ‏‫- عالیه.‬

‏‫- جوزی خوابه، پس من دارم می‌رم خونه.‬ ‏‫- عالیه. باشه.‬

‏‫اوه، شام می‌خوری؟‬

‏‫- آره.‬ ‏‫- منظورم اینه که زیاده.‬

‏‫لطفاً بمون.‬

‏‫- بمون.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫میرم یه بشقاب دیگه بیارم.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫اوه، من مشروب نمی‌خورم.‬

‏‫خوبه. اممم، عزیزم.‬

‏‫عالیه. ممنون. باشه.‬

‏‫بسیار خب. این خوب به نظر میاد.‬

‏‫- اما، مرغ می‌خوای؟‬ ‏‫- هر چی دلت می‌خواد بخور، شروع کن.‬

‏‫باشه.‬

‏‫به فضا نیاز دارم!‬

‏‫اما...‬

‏‫می‌تونی فضا داشته باشی، ولی نمی‌تونی اونجوری باهام حرف بزنی...‬

‏‫خدای من! ولم کن!‬

‏‫نباید یه ثانیه بهش فرصت بدی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫فکر می‌کنه من یه آدم کنترل‌گر و توبیخ‌کننده هستم.‬

‏‫چون همهٔ پدر و مادرهای دیگه از بچه‌های خودشون می‌ترسن.‬

‏‫این رو زیاد دیدم.‬

‏‫اما باهوشه، ولی خیلی لجبازه.‬

‏‫از وقتی نوزاد بود، اگه یه ثانیه هم می‌ذاشتمش زمین،‬

‏‫جیغ می‌کشید.‬

‏‫- جیغ می‌کشید.‬ ‏‫- خیلی سخت به نظر میاد.‬

‏‫آره، اون سال اول، خیلی سخت بود.‬

‏‫هی، می‌دونی چیه؟ بذار معطلت نکنم. واقعاً.‬

‏‫- اگه باید بری...‬ ‏‫- اوه. نه، فقط، اممم...‬

‏‫این دختره.‬

‏‫ما یه جورایی داشتیم حرف می‌زدیم.‬

‏‫اوه، واقعاً؟ ازش خوشت میاد؟‬

‏‫هنوز مطمئن نیستم.‬

‏‫راستش، اممم...‬

The Hand That Rocks the Cradle subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Hand That Rocks the Cradle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left