Pinecone

Pinecone

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Pinecone 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-07-02
Downloads: 5
Hearing Impaired: Yes

Farsi/persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫(صدای ترق تروق آتش) ‬

‫(جیک جیک جیرجیرک‌ها)‬

‫(میوه‌ی کاج به آرامی نفس می‌کشد)‬

‫(پدر نفسش را بیرون می‌دهد)‬

‫(موسیقی ملایم دراماتیک)‬

‫(صدای قدم‌ها)‬

‫(مایر نفس نفس می‌زند) ‬

‫- کی اونجاست؟‬

‫یه چیزی اونجاست. یه هیولا!‬

‫تو دور بمون! از اینجا برو!‬

‫آه!‬

‫(صدای قدم‌ها)‬

‫آه!‬

‫کمک! کمک!‬

‫- حالت خوبه؟ - آآآآه!‬

‫آه! - برگرد داخل.‬

‫- تو به مردهای بیشتری نیاز داری.‬

‫نگران نباش. من سریع مردها رو میارم اینجا.‬

‫(صدای شلیک گلوله) - منو تنها بذار!‬

‫بدو، بدو! منتظر چی هستی؟‬

‫فرار کنید! فرار کنید، برای نجات جانتان فرار کنید!‬

‫-کدومش، موجود دیوانه ؟ فرار کن یا بجنگ؟‬

‫-باید عجله کنیم. کجان ؟ (نفس عمیق می‌کشد)‬

‫نمیتونیم بذاریم خیلی دور بشه.‬

‫(صدای اسب‌ها) ‬

‫- ما با تمام سرعت ممکن آمدیم.‬

‫- آیا می‌گذاری یک پیرزن این‌طور هلاک شود؟‬

‫و تو فقط یک مایل دورتر ایستاده‌ای؟‬

‫- می‌خوای پابرهنه و با لباس نصفه بدویم؟‬

‫- چه جور جانوری بود؟‬

‫ما توی این تپه‌ها دنبال چی می‌گردیم؟‬

‫- به بلندی یک درخت و به پهنای دو خرس بود .‬

‫یک جانور وحشی با دندان‌های نیش به بلندی انگشتان دست.‬

‫- یه حیوون به این بزرگی؟‬

‫- سرنوشت ما در دستان توست.‬

‫تو باید بری و این جانور رو بگیری یا نابودش کنی.‬

‫اگر نتوانید، همه ما هلاک خواهیم شد.‬

‫- من نمی‌گذارم ابری سیاه بر فراز این سرزمین سایه افکند.‬

‫- اگه بتونیم، اون موجود رو تو قفس میندازیم.‬

‫اگر نه، به گشت و گذارش پایان می‌دهیم.‬

‫- یاوه‌گویی‌تان را تمام کنید و خودتان را جمع و جور کنید.‬

‫- با ما همراه باشید. این هیولا از لانه‌اش دور نمی‌شود.‬

‫- و اگر دوباره به اینجا برگردد ، لهش می‌کنم.‬

‫(موسیقی ملایم دراماتیک)‬

‫(موسیقی ارکسترال درخشان)‬

‫- بابا اینجاست. می‌خواهم امروز من را به رودخانه ببرد،‬

‫و من می‌خواهم در آب بازی کنم. ‬

‫- مطمئنم که او بیرون است و دارد برایمان یک غذای خوشمزه می‌آورد.‬

‫رودخانه به نظر یک ماجراجویی سرگرم کننده می‌آید.‬

‫- می‌خوام مثل اون شجاع باشم. ‬

‫می‌خوام کمکت کنم برای خودمون غذا تهیه کنیم.‬

‫- پدرت خیلی دور و با احتیاط قدم برمی‌دارد.‬

‫- چطور اون تنها تو جنگل نمیترسه ؟‬

‫- او گاهی اوقات می‌ترسد.‬

‫شجاع بودن به معنای نداشتن ترس نیست.‬

‫- چطور ترسیده؟ او خیلی بزرگ و سرسخت است.‬

‫- شجاع یعنی حسش کنی و با این حال راه بری.‬

‫شجاع یعنی قلبت قوی باشد.‬

‫- قوی مثل با بازوهای بزرگ؟‬

‫- به اندازه کافی قوی باشد تا بتواند سرپا بایستد.‬

‫آنقدر قوی که مهربان بماند.‬

‫به اندازه کافی قوی است که وقتی کسی کوچکتر است، کمک کند .‬

‫- پس مهربون بودن و دلسوز بودن شجاعانه است؟‬

‫- شجاع‌ترین قلب‌ها، لطیف‌ترین آنها هستند.‬

‫(شلیک گلوله)‬

‫تو اینجا بمون تا من برگردم.‬

‫من میرم پدرت رو چک کنم.‬

‫(موسیقی ارکسترال پرانرژی)‬

‫(شلیک گلوله)‬

‫(شلیک گلوله)‬

‫- این دفعه از دستمون فرار نمی‌کنه . فقط یه کم دورتر.‬

‫- صدای تیراندازی اومد. هنوز نیم ساعت نشده.‬

‫از شرق شهرک آمده است‬

‫- ما در این محله بی‌نظمی نخواهیم داشت.‬

‫- گلوله‌ها به وضوح در سراسر محله شلیک شدند.‬

‫- این شلیک دقیقاً از کجا شنیده شد؟‬

‫- آن سوی کلبه‌های پایینی،‬

‫نزدیک خط الوار کنار مزرعه اومالی.‬

‫- اگر یک حیوان وحشی باشد، ما آن را تأیید خواهیم کرد.‬

‫اگر چیز دیگری باشد، آن را کشف خواهیم کرد.‬

‫(موسیقی ملایم دراماتیک)‬

‫(موسیقی فولک شاد)‬

‫(موسیقی ملایم دراماتیک)‬

‫- اینجا چیکار می‌کنی ؟ پسرمون کجاست؟‬

‫- صدای تفنگ شنیدم. نگران شدم.‬

‫او در غار است.‬

‫- تنهاش گذاشتی؟ اینجا برات امن نیست.‬

‫مردهایی دنبالم هستند و می‌خواهند به من آسیب بزنند.‬

‫- بهت گفته بودم از شهر و مزرعه دور بمون .‬

‫قراره چیکار کنیم؟‬

‫- ما هیچ کاری نمی‌کنیم.‬

‫تو باید برگردی به غار و ازش محافظت کنی.‬

‫من آنها را تا اعماق جنگل هدایت خواهم کرد .‬

‫چرا با هم برنمی‌گردیم و میوه کاج رو نمی‌گیریم؟‬

‫بعدش می‌تونیم یه خونه جدید پیدا کنیم. می‌تونیم بریم.‬

‫- وقت این کار را نداریم و خیلی خطرناک است.‬

‫تو برگرد و من امشب برمی‌گردم.‬

‫(صدای اسب‌ها) ‬

‫برو، زود برو تو غار.‬

‫- شنیده‌ای؟‬

‫این شب‌های گذشته چیزی مزارع را نگران کرده است.‬

‫یه جورایی یه موجود.‬

‫- این داستان‌های مردانه بعد از تاریکی است.‬

‫حرف زدن سریع‌تر از حقیقت پیش می‌رود.‬

‫- مردها با تفنگ بیرون رفته‌اند. این که داستان نیست.‬

‫- اگه یه چیزی تو اون جنگلا هست ،‬

‫مدت زیادی نیست که آنجاست و از مردها نمی‌ترسد.‬

‫- سه تا شلیک که شمردم و بعدش فریاد زدم.‬

‫- وقتی نور کم می‌شود، انسان‌ها سر سایه‌ها فریاد می‌زنند .‬

‫- Shadows do not splinter timber‬

‫nor stand the height of two men.‬

‫- I'd best be getting back to Kit.‬

‫With any fortune, they'll find naught but a wolf‬

‫and settle the matter soon enough‬

‫- I'll be off then, my friend. Mind yourself, Davie.‬

‫(bushes rustling) ‬

‫(chickens clucking)‬

‫- Something's after the eggs again.‬

‫I seen it bolt toward the woods.‬

‫- Hurry now. Let's head after it.‬

‫(tense orchestral music)‬

‫(gasps) There it is. I see something moving.‬

‫The wood's gone still.‬

‫- Patrick, Patrick, where are ye?‬

‫I'd have sworn he ran this way. Have you seen it?‬

‫- I found not. There's no sign of him.‬

‫(insects chittering) ‬

‫- It's near our weekly ride, Uncle.‬

‫Miss Bessie is steadier than most folk.‬

‫- You have a sharp head on you, girl,‬

‫but the woods aren't gentle. ‬

‫- I can handle myself, Uncle.‬

‫I've ridden those trails since I could walk.‬

‫- You've courage, I'll grant you that.‬

‫But courage without heed can turn quick to folly.‬

‫There's more stirring in those trees than fox or stray dog.‬

‫- I know those trails better than most, Uncle.‬

‫I'll not go wandering blind. ‬

‫- And I've not forgot, there's been queer stirring‬

‫across the countryside.‬

‫Stock gone missing, pens torn,‬

‫something running in and out of farms.‬

‫- It's probably just a fox or a badger.‬

‫If I see danger, I won't be foolish.‬

‫- That old mare is wiser than most men I've known.‬

‫But mind me, if there's truly something loose in them woods,‬

‫you turn back the moment your gut tells you.‬

‫- She's minded me better than most ever could,‬

‫and she's never once led me astray.‬

‫- Mind yourself now and don't forget a bite for the road.‬

‫Bring the bandage pouch just in case.‬

‫- Don't worry, Uncle. I'll be just fine.‬

‫- Be back before dark.‬

‫- I will, Uncle. Will not linger.‬

‫(gentle guitar music)‬

‫I know. There you are, old girl.‬

‫I knew I'd find you standing quiet as ever.‬

‫He's worrying again. You know that.‬

‫Always thinking the woods are darker than they are,‬

‫but we've ridden them paths since I was small.‬

‫There's not a bend that you know better than I do.‬

‫You've near raised me yourself,‬

‫kept me from foolish falls and worse.‬

‫If they're stirring in them trees,‬

‫you'll feel it first, won't you?‬

‫Let's get you ready to go on our adventure.‬

‫(horse chuffing)‬

‫قراره یه روز فوق العاده باشه.‬

‫(موسیقی ارکسترال ملایم)‬

‫(صدای نفس نفس زدن اسب)‬

‫(جیغ حشرات)‬

‫(موسیقی ملایم دراماتیک)‬

‫- نلی، شنیدم یه چیزی از تو حیاط رد شد.‬

‫چیزی دیده‌اید؟‬

‫اتفاقات عجیب و غریب زیادی در اطراف روستا رخ داده است.‬

‫شاید من فقط زیادی نگرانم. باید نگران باشم.‬

‫من تنها کسی هستم که اون دختر رو در امان نگه میداره.‬

‫اینجا بدون پدر و مادرش خیلی سخت بوده.‬

‫به آنها قول دادم وقتی رفتند از او مراقبت کنم .‬

‫انتظار نداشت که برنگردن.‬

‫بسه دیگه، حرف مفت زدم . کلی کار دارم که باید انجام بدم.‬

‫(صدای اسب) ‬

‫(جیک جیک پرندگان)‬

‫(موسیقی ارکسترال پرانرژی)‬

‫(خش خش بوته‌ها)‬

‫حالا اون تو بلیز چیه؟‬

‫(موسیقی ملایم گیتار)‬

‫(صدای تق تق اسب)‬

‫(جیک جیک پرندگان)‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left