The first 154 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
درود بر اژدها. چه روز زیبایی
قلب اژدها حافظتون
!لعنتی
!ایست
فکر کنم باید شروع کنم
!وایسا دزد
ای وای، از اونطرف
!اوه، اوه، اوه
!آخ
بریم خونه
با سلام از چین
سگِ جنگی 99 هستم، درخواست فرود دارم
!مامور باشا
تو زندهای؟
چند هفته ازت خبری نبود
فکر میکردیم مُردی
!فرمانده ابو
طوفان شد و همهی راههای ارتباطی قطع شد باید سرخود عمل میکردم
الان با عتیقه دارم میام خونه
عملیات شناسایی نشون داد
که از روستا توسط نیروی قدرتمند محافظت میشه
فکر میکردیم گرفتار طلسم اژدهای محلیها شدی
اصلا دوست ندارم این گزارش رو بدم
اما هیچ اژدهایی ندیدم همهش خرافات محلیه
من طلسم نشدم
رفتم داخل و چیزی که میخواستم رو برداشتم و اومدم بیرون
هر کاری لازم باشه برای واکاندا میکنم
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
!باشاست. برگشته
ایول! - خوش برگشتی -
!موفق شدی - خوشحالم اومدم خونه -
خوش برگشتی
خیلیخب، باشه، ممنون
فرمانده ابو
واقعا بهم برخورد که فکر کردی یه طلسم میتونه من رو شکست بده
تا حالا شده ناامیدت کنم؟
آره... اما احتمالا ربطی به گزارش ماموریت نداشته باشه
خبرچینمون هنوز معتقده یه چیزی کمه
مطمئنی از دستورات پیروی کردی
و بدون هیچ خللی از اونجا خارج شدی؟
من رو که میشناسی، همیشه دقیقم
بدون هیچ مشکلی کار رو انجام دادم
میشه بریم توی گالری عتیقهها؟ مسیر درازی رو اومدم
قرار بود چیزی که داخل مجسمهست رو بیاری
یهسری ... مشکلات پیش اومد
ما یه دستورالعملهایی داریم که بدون سروصدا عملیاتهامون رو انجام بدیم
از پشت میز، این دستورالعملها شاید خوب جواب بدن دوستِ من
اما توی دنیای بیرون
ما مامورهای میدانی باید بلد باشیم برای خودمون تصمیمگیری کنیم
چیزهای شگفتانگیزی توی جهان بیرون دیدم
اما هیچوقت از این منظره خسته نمیشم
هوم
خب، اگه صداعظم رکیم از توضیحاتِ ماموریتت خوشش نیاد
احتمال داره بیشتر این منظره رو ببینی
اون بهاندازهی طرفدارهات کارهات رو تحسین نمیکنه
من کاری رو میکنم که باید بکنم
افسانهی محلی فقط از این محافظت نمیکرد
بلکه تونستم اعتماد نگهبانان معبد رو به دست بیاریم
صبر کردم تا لحظهش فرا برسه بعدش کار رو انجام دادم
بهنظر ساده میاد
اما هیچکدوم از کارهات ساده نیست
مگه نه مامور باشا؟
صدراعظم رکیم، هدایایی براتون آوردم
خوشحالیم که سالم برگشتی
اما تو رو برای این نفرستاده بودیم
میدونم، میدونم
ویبرانیوم رو برای تزئین توی این مجسمهی مقدس گذاشته بودن
متاسفانه باید تخریب میشد
فرمانده ابو، لطفا ما رو تنها بذار
... طبق گفتهی مامور مختصاتِ ماموریت باشا، من باید
برو گزارشهات رو بده
چشم صدراعظم
برای ما، اینا صرفا عتیقهان
اما اگه دست آدمهای اشتباه بیفتن میتونن باعث نابودی واکاندا بشن
یا حتی نابودی دنیای بیرون
نیازی نیست بهم یادآوری کنی
من چند هفته توی طوفان گذروندم تا بتونم به دست بیارمشون
درسته
... اتفاقی که هر ماموری رو دودل میکنه اما
ظاهرا تو اینطوری نیستی
احساسات توی عملیات، باعث حواسپرتین
چیزی که اهمیت داره، ماموریته صدراعظم
اما به چه قیمتی مامور؟
هوم
درست نیست
چند هفته غیبت زده بود باشا
بگو ببینم، اتفاقی توی ماموریتت افتاد؟
بله، موفق شدم
اجازه نده غرورت، شرایط سختی که پشتسر گذاشته رو نادیده بگیری
این یه رقابت نیست که بخوای توش برنده بشی
جونِ مردمه
بله؟
اوه، باشا
... تیم فنیای که سفینهات رو بررسی کرده
نمیدونم چرا اما سوابق پروازت رو ثبت نکرده
سوابق سفینهی من؟
مسئول آشیانه جواب نمیده
باشا، میدونی چه خبره؟
باید برم ببینم چه خبره
ممنون صدراعظم خیلی من رو به فکر فرو بردی
فرمانده ابو هستم
فعلا سفینه باشا رو بررسی نکنید
میخوام خودم سوابق رو بخونم
!کسی نیست؟ آهای؟ گزارش... اه
چطور اومدی اینجا؟
من دنبال باشا میگردم
گفتی باشا؟
باشا
اون ... چطور اومدی اینجا؟
آروم. یواش. همهچیز مرتبه
باشا
خیلیخب، باشه باشا رو میخوای؟
بیا. دنبالم بیا
بذار به بهترین جنگجوهامون معرفیت کنم
!مهاجم! حمله کنید
!نه! نه، نه، نه، نه
!گندش بزنن
!نه، نه، نه ... داره از پشتسر
!اوه نه! بگیریدش! داره فرار میکنه
!اینا تقصیر توئه
چی؟ تو یهدفعه من رو دیدی
واقعا باید بیشتر مراقب باشی
تو اولین هستی که پای یه طلسم رو به واکاندا باز کردی
چی؟ من؟ نه
اسم تو رو گفت باشا
بهت گفته بودم اطلاعاتمون میگه یه چیزی کمه
به حرفم گوش نکردی
قضیه چیه؟
چی شده؟
خیلی مبهم بود
تا حالا ندیده بودم کسی انقدر سریع حرکت کنه
بعدش غیبش زد
مهاجم، نقاب زده بود قربان لباسِ خارجی هم پوشیده بود
اما چطور یه نفر از جهان خارج وارد اینجا شده؟
... نمیتونن وارد بشن. مگر اینکه
مگر اینکه یه نفر رو تعقیب کرده باشن
امروز فقط یه سفینه وارد شد
سفینهی باشا
مامور باشا، قربان؟
گذاشته یه چیزی وارد واکاندا بشه
اون و فرمانده ابو هر دوشون باید پاسخگو باشن
باید بریم پیشش باید اعتراف کنی چی شده
بیخیال ابو، هنوز میتونیم پیروز بشیم
اوضاع همیشه بد پیش میره
!توی میدان نبرد بد پیش میره
!اینجا دفتر مرکزیـه
و حالا ... تبدیل شده به میدان جنگ
هیچکس بهتر از تو اینجا رو نمیشناسه
مهاجم حتما تعقیبم کرده تا مجسمه رو برگردونه
نباید بذاریم به گالری عتیقهها برسه
نیروهای صدراعظم چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.