The first 200 lines.
تماس شما به منتقل شد.
یک سیستم پیام صوتی خودکار.
لطفاً با شنیدن بوق، پیام خود را ضبط کنید.
من به تو نیاز دارم.
بد است.
آنها مرا پیدا کردند.
ازت میخوام دقیقاً کاری که میگم رو انجام بدی.
و همه چیز درست خواهد شد.
کارگا!
آتش!
پابلو اسکوبار، سلطان بدنام مواد مخدر
ثروتی پنهان را پشت سر گذاشت
و میراث تاریکی که هنوز کلمبیای امروز را تسخیر کرده است.
اسکوبار، که از طریق تجارت مواد مخدر میلیونها دلار پول نقد جمعآوری کرد،
مدام از دست مأموران طفره میرفت.
برای محافظت از ثروتش، بشکههای پول نقد را دفن کرد
در اعماق جنگلهای کلمبیا
طبق گزارشها، او سربازان سابق نیروهای ویژه اسرائیل را استخدام کرده است
تا مردانش را برای محافظت آموزش دهد
و روستاییان کلمبیایی را مجبور به حفر گودال میکند
برای گنج پنهانش.
به طرز غمانگیزی، این روستاییان اغلب به قتل میرسیدند
و در کنار پول نقد دفن شد تا اسرارش محفوظ بماند.
حالا، ۳۵ سال پس از مرگ او، کلمبیا هنوز در حال کشف و کاوش است
بشکههای پول پنهان اسکوبار
هر کشف، تکهای از تاریخ را آشکار میکند
یادآوری امپراتوری بیرحمانه اسکوبار
و هزینه انسانی جنایات او
گوش کن آوی، ما میدونیم که تو یه سرنخ برای رسیدن به پول داری.
باید بفهمی که ما میخوایم بریم.
بیخیال. ما پول میدهیم، بازی میکنیم.
پنج سال.
روزی نصف سیگار.
یه مرد باید خوددار باشه، آرتی.
اگر خودش را کنترل نکند، هیچ چیز ندارد.
داری چی... مردم رو اینجا اعدام میکنی؟
نگران نباش. کسی بهت شلیک نمیکنه.
حداقل امروز نه.
چیزی که سعی دارم بگم اینه که، ما سخت کار میکنیم،
ما پیشرفت میکنیم، رشد میکنیم. این یک واقعیت است.
به مردم یه ذره فرصت میدی که از روی سرت رد بشن.
این یه واقعیته لعنتی.
اینو از روی احترامی که برات قائلم میگم ، آوی.
من تنها کار میکنم.
تو به ما نیاز داری، آوی
تو برای همچین عملیاتی خیلی کوچیکی.
همه ما غذا خواهیم خورد.
از رزرو من فاصله بگیر لعنتی.
شما پیش رئیستان میروید و به آنها میگویید
این چیزیه که من گفتم.
خیر.
من این را به مردمم نخواهم گفت
چون فکر میکنم این قراره شروع کار بزرگت باشه...
برام مهم نیست چی فکر میکنی!
ما یه جنگ راه میندازیم
آنها آدمهای خطرناکی هستند.
من آدم خطرناکی هستم، آرتی.
تا الان متوجه نشدی؟
بنابراین آنها کل ماجرا را از سلول خود برنامهریزی میکنند،
حتی چطور پول رو بدست بیارم، ها؟
اما اون احمق حرف نمیزنه.
مثل یه استیک داغون پشت و رو شد،
اما نگران نباش، ما او را به عقب برمیگردانیم.
بنابراین او مدتها میدانست پول اسکوبار کجاست...
اون عوضی خودش اون پول لعنتی رو دفن کرد!
بیا دیگه. -لعنتی.
آرتی، درست حرف بزن!
حرف بزن! حرف بزن!
نقشهها کجا هستند؟
بهتره شروع به صحبت کنی، رفیق.
او را بشکن.
آغ!
دختر خوش قیافه ای داری ، بفرمایید رفیق.
از دیدن درد کشیدنش خجالت بکش.
بهتره شروع به صحبت کنی.
بردارش. بردارش.
توی خونهی اونه.
داخلش پرترهی زنی در خانهاش است.
هی، آوی.
ما آنچه را که نیاز داریم، به دست آوردیم.
خداحافظ رفیق.
بهتره اون عوضی بهش نزدیک نشه.
اون هیچ ربطی به این نداره
همه چیز رو بررسی کردی؟
خانه، ماشینها، دفاتر؟
آره، همه جاش تمیزه.
ماموران فدرال از هر طرف به سمتم هجوم آوردند.
حرامزادههای لعنتی من را گیر انداختند.
یک ماهه که تو این قفس گیر افتادم
و این داره دیوونم میکنه لعنتی.
از این مادرجنده بازی متنفرم ، رفیق.
فقط چند ماه دیگه مونده و کارت تمومه، رفیق.
ببین، این از جیبش افتاد
وقتی یارون پایش را کوبید.
فکر کنم وقتشه یه وکیل جدید بگیرم.
بیا بریم.
ما بلند شدیم.
خانم راس
ممنون، جناب قاضی.
آقای خوزه.
بله.
سعی کردی به افسرهای اینجا بگی
چی پیدا کردی؟
اوه، بله، این کار را کردم.
سعی کردم بهشون مدرک نشون بدم و هرچی که میدونستم رو بهشون بگم
اما آنها مرا نادیده گرفتند
و آنها نمیخواستند چیزی از حرفهای من بشنوند.
نادیده گرفتند.
آنها مطمئناً این کار را کردند.
خب، میشه بهمون بگی چطور مواد مخدر
سوار ماشین آقای حداد شدی؟
کارفرما، یا بهتر است بگویم کارمند سابق
که وسیله نقلیه را به آقای حداد اجاره داده بود
از من پول دزدید.
من در دفترم گاوصندوق دارم
و همه چیز را برداشت و ناپدید شد.
بنابراین، من نوارهای امنیتی و داخل نوارها را بررسی کردم ،
او چند بسته، شبیه بستههای مواد مخدر، پنهان کرد
که پلیس در ماشین پیدا کرد.
جناب قاضی، مایلم فیلم دوربینهای امنیتی را نشان دهم.
که آقای خوزه به پلیس داد،
که نادیده گرفتند،
که فراتر از هرگونه شک معقولی ثابت خواهد شد
اینکه مواد مخدری که مأموران پیدا کردند
هیچ ربطی به موکل من نداشت.
این دیوونگیه. این دیوونگیه.
این یارو کل دادگاه رو به عهده داره.
در این دادگاه حکم صادر شود.
دارم بهت میگم چی شده پسرم،
این هنوز تموم نشده. میفهمی؟
وای.
یه نمایش خفن راه انداختی اونجا.
از گوشهایشان دود بیرون میآمد .
نمایشی نبود.
من کاری را کردم که هر وکیلی انجام میدهد.
لازم نیست با من تظاهر کنی.
شما خیلی بیشتر از هر وکیل دیگری کار کردید.
اینو شخصی نکن.
نه. قضیه رو شخصی نکن. همه چیز شخصیه.
چی، آوی؟
نظرت چیه بریم بیرون و پیروزیمون رو جشن بگیریم؟
امشب. باشه؟
مَنی میاد دنبالت، مطمئن شو که به موقع آمادهای.
چطور تونست تو رو از مخمصه نجات بده؟
شانس آورد.
از کی تا حالا به شانس اعتقاد داری؟
من این کار را نمیکنم.
باید بفهمم چه کسی آن مواد مخدر را در ماشینم گذاشته است.
روسها، بدیهی است.
لعنتیها.
روسها؟
روسها حتماً مواد منفجره توی ماشینم میگذاشتند ،
نه مواد مخدر.
یه چیز دیگه هم اینجا هست. من اینو با تمام وجودم حس میکنم.
چه بلایی سرت اومده مرد؟
بیخیال. میتونی منو سرزنش کنی؟
??? شمشهای طلا شمشهای طلا ???
شمشهای طلا برای من پول درمیارن؟؟؟
خیلی روشنه، ما داریم آفتابیش میکنیم؟؟؟
بدون سایه ؟؟؟
همهاش پرداخت شده ؟؟؟
خودساخته؟؟؟
؟؟؟ عوضی، من هیچوقت محو نمیشم؟؟؟
ستارهها رو میبینی؟؟؟
؟؟؟ با قدرت شروع کن ؟؟؟
شاید این دفعه خودمون اجراش کنیم؟؟؟
میبینی؟ میتونی سعی کنی و خودت رو متقاعد کنی
که هیچکدام از اینها شخصی نیست. ها؟
اما من به خوبی از این جانور آگاهم
که در اعماق وجودت پنهان شده است.
چون با من حرف میزند.
و من میدانم چه چیزی تو را به وجد میآورد.
برای پیروزیهای پیش رو.
شمشهای طلا برای من پول درمیارن؟؟؟
خیلی روشنه، ما داریم آفتابیش میکنیم؟؟؟
??? بدون سایه، همه پولی ???
بیا بریم خونهات. میخوام ببینم کجا زندگی میکنی.
خیلی خب. برو به سمت مرکز شهر.
??? شمشهای طلا شمشهای طلا ???
بهشون بگو چی عوضی، من هیچوقت پژمرده نمیشم؟؟؟
آوی، داری میری خونه.
داری همه چیزهایی که براش زحمت کشیدم رو به خطر میندازی.
خب، فکر میکنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟
هوم؟
قراره بری زندان.
همین؟ تمام شد؟
کاملاً ارزشش را دارد.
میدونی، تو اونجا میمیری، ای مدگرا.
مغازههای مورد علاقهات را آنجا ندارند .
خب، پس من یکی را باز میکنم.
حداقل بذار امشب بمونم.
خیر.
اما به یک محافظ نیاز خواهید داشت .
حالا که با من حال میکنی .
برای این کار، میتوانید روی کاناپه بخوابید.
شب خوبی داشته باشی، آوی.
شب بخیر.
هوم.
خب، سلام، اوریتا.
تو! دستاتو بذار جایی که بتونم ببینمشون.
No comments yet. Be the first to leave one.