Shifting Gears

Shifting Gears

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Shifting Gears S02E05 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-01
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 160 lines.

SANDS Movie

‫بچه‌ ها، برای رفتن به قبرستون برای ‫دیا د لس موئرتوس هیجان‌ زده‌ اید؟

‫این کارو نکن. قراره کنسل بشی.

‫ولی آره، خیلی هیجان‌ زده‌م.

‫این اولین دورهمی بزرگ من با دار و دسته‌ بریاناست.

‫اونا اساساً "دخترای باحال" هستن.

‫منظورت همون دخترای بدجنس دیگه‌ست؟

‫داریم روی تغییر برند کار میکنیم.

‫کارتر. کارتر. چطوری سر از همراهی با محفل ‫کوچیک و ترسناک خواهرت برای هالووین در آوردی؟

‫همراهشون نمیرم. با لیلی و پسرا میرم.

‫یا به قول خودم، سه تفنگدار بروسکی. ‫امپراتوری برومن.

‫باکره‌ ها.

‫می‌بینی، برای همینه که باید از کارتر دوری کنم.

‫اون نباید منو جلوی بریانا خجالت‌ زده کنه.

‫اون یه مرد بالغ رو با یه چرخوندن چشم به گریه انداخت.

‫الهام‌ بخش بود.

‫میخوام بگم نمیتونی باهاش بگردی، ‫ولی نمیخوام اونم از دستم عصبانی بشه.

‫حالا برید آماده بشید ‫ماشین‌ های سفرتون هر لحظه ممکنه برسن.

‫و منم میخوام برم لباس خون‌ آشامی ‫که سفارش دادم رو بپوشم.

‫میخوام بخورم...

‫بسه. ماموریت با موفقیت انجام شد.

‫- سلام. ‫- سلام، چطوری؟

‫این کاسه شیرینی یا شکلات هالووینه؟

‫سه تا کاغذ مچاله شده و یه تابلویی ‫که نوشته : "یکی بردار، خوک کوچولو"؟

‫دارم سهم خودم رو برای مبارزه ‫با دیابت کودکی انجام میدم.

‫نه، ما داریم از مهمونای هالووین ‫به روش درست استقبال میکنیم.

‫نمیذارم مت پارکر توی خونه من تخم مرغی بشه.

‫هیچکس دیگه نمیتونه تخم مرغ بخره که پرت کنه، ایو.

‫تو یه کیسه کامل آبنبات خریدی؟

‫نه، نه، اینا فقط وسایل خودمه.

‫رایلی گفت اون و بچه ها امشب شب نشینی دارن،

‫برای همین فکر کردم ما هم میتونیم داشته باشیم.

‫اوه... آه... آره، شب نشینی، خوبه، عالیه. عالی.

‫آره. مسواکم، لباس خوابم، قرص ضد نفخ...

‫احتمالاً نباید اون آخری رو میگفتم.

‫وقتی پرنسس لیای من پیداش بشه،

‫مطمئناً برنده‌ مسابقه‌ بهترین لباس زوج‌ ها میشیم.

‫دلم برای پارتنر اصلیم تنگ میشه.

من نه. باورم نمیشه گذاشتم تو سال پیش ‫من رو راضی کنی دزد بانک بشیم

‫به تو خوش گذشت. من دو بار جریمه شدم.

‫چه اتفاقی واسه لباس خون‌ آشامیت افتاد؟

‫اوه، اساساً یه نیش بود و یه لامبادا.

‫واضح بود برای دخترهای ۲۱ ساله‌ ایه که هیچ شرمی ندارن.

‫باید با یه بطری تکیلا و یه تست ‫عفونت ادراری همراهش می‌بود.

‫پس تصمیم گرفتی به عنوان یه تنبل الکلی بیای؟

‫من یه خرس مادرم.

‫وقتی بچه هام لباس توله خرس می‌پوشیدن منطقی تر بود.

‫ولی جذاب به نظر رسیدن توی ‫هالووین تکراری شده، مگه نه؟

‫یا نه.

‫من، من خیلی متاسفم که دیر کردم. مجبور شدم ‫یه لباس خون آشام رو دقیقه نود درست کنم.

‫برنامه ما برای هان و لیا بودن چی شد؟

‫متاسفم، من واقعاً از استار ترک سر در نمیارم.

‫منظورش جنگ ستارگان بود.

‫اون تفاوتش رو میدونه.

‫من بارها بهش گفتم.

خب، ‫مهم اینه که، آملی فوق العاده به نظر میرسه

‫و اون میدونه تو اون فیلم ها رو تماشا میکنی، ‫و با این حال با تو قرار میذاره.

‫خب، نظرت چیه کاپیتان سولو ‫چند تا شات قاچاقی بیاره،

‫و این رو به یه هالووین حماسی تبدیل کنیم؟

‫باشه، حق با توئه.

‫و ما هنوز میتونیم به عنوان هان سولو و، ‫فکر کنم، یه خون آشام اونلی فنز، برنده بشیم.

‫وای خدای من. اون دختر داره باسن گیب رو دید میزنه؟

‫ام، مطمئنم اون فقط داره به اسلحه لیزریش نگاه میکنه.

‫این که بهتر به نظر نمیرسه.

‫من بالاتر از این نیستم که به یه راهبه سیلی بزنم.

‫فکر میکنم ممکنه پیامدهای ابدی داشته باشه.

‫من، من، من شوخی میکنم، میدونی؟

‫باسن گیب عالیه. اون باید نگاه کنه.

‫همه باید نگاه کنن.

‫آره.

‫آه، وقتی نمیدونم چی واقعیه یا نه، سرگرم کننده‌ست.

‫هی، لیلی. کارتر رو ندیدی؟

‫اون داره با گروه "داداش-داداش-داداش قایق‌ هات رو برون" ناچو میگیره

‫واقعاً امیدوارم یه اسم بهتر پیدا کنن. ‫همه چی روبراهه؟

‫نه واقعاً. فکر کنم به مامانم زنگ بزنم بیاد دنبالم.

‫معلوم شد دخترهای بدجنس، بدجنسن.

‫تجربه‌ش رو داشتم.

‫تخته احضار روحم رو در آوردم،

‫و بریانا خواست با "روح سال ۲۰۱۷" حرف بزنم،

‫چون آخرین باری بود که کفشام باحال بودن.

‫آره، بریانای من اسمش ریچل بود.

‫خیلی زورگو بود، و یه میلیون فالوور ‫توی اینستاگرام به دست آورد.

‫آدم وحشتناکیه، آموزش های آرایش عالی میده.

‫داری درباره رارا ریچل حرف میزنی؟ ‫من دنبالش میکنم!

‫خب، نذار بریانا شبت رو خراب کنه.

‫تو یه تخته داری که میتونه با مرده‌ ها حرف بزنه، ‫و تو توی یه قبرستونی.

‫و مادربزرگم توی اون مقبره دفن شده.

‫نظرت چیه به کارتر بگم اونجا باهات ملاقات کنه؟

‫نه، اون با دوستاشه.

‫مطمئنم اون گروه "داداش-داداش-داداش قایق‌ هات رو برون"

‫یه نفر دیگه رو دارن که بتونه الفبا رو آروغ بزنه.

‫میفهمم چرا کارتر ازت خوشش میاد.

‫اصلاً نمیفهمم تو چی توش می‌بینی.

وای، ‫مطمئنی با این مشکلی نداری؟ ‫منظورم اینه، این دیگه چجور فیلم ترسناکیه؟

‫هیچ قانون ساخت و ساز توی دنیا اجازه نمیده ‫که یه جعبه فیوز رو توی زیرشیروانی بذاری.

‫ای کاش تو اونجا بودی تا درباره ‫قوانین شهری توضیح مردونه بدی.

‫این همه دور توی جنگل ‫زندگی میکنی و ژنراتور نداری

‫حقته که با منگنه توی چشم کشته بشی.

‫پس فکر میکنی اونقدر باهوشی ‫که از دست یه آدمکش فرار کنی؟

‫نیازی نیست باهوش باشم. من اسلحه دارم.

‫بازم بچه هایی که برای قاشق زنی اومدن.

‫بهشون کشمش بده. خبرش رو پخش میکنن، ‫و دیگه کسی برنمیگرده.

‫- قاشق زنی؟ ‫- وای، ببینید چقدر نازید شماها.

‫این لباس وودی چیه دیگه؟

‫بیخیال بچه. باید لباس تکاور فضایی رو می‌پوشیدی.

.تکاور فضایی

‫خیلی خب، ساعت ۹:۳۰ شده، چراغ ها رو خاموش کن

‫چون بعد از این، فقط نوجوون های بدون لباس میان.

‫الان دیگه فقط یه جور دزدی مؤدبانه‌ست.

‫خیلی خب. چرا من و تو نریم بالا ‫و یکم تفریح بزرگسالانه داشته باشیم؟

‫نظرت چیه همین پایین بمونیم ‫و یکم روی این کاناپه تفریح کنیم؟

‫بقیه فیلم رو تماشا کنیم.

‫جدی؟ حالت خوبه؟

‫آره. هنوز زشت‌ ترین دوست کشته نشده.

‫باشه، تمرکز کن. مثل دفعه قبل قرنیه‌م رو کبود نکن.

‫البته، باحاله که بدونم میتونم ‫از پس یه چشم‌ بند بر بیام.

‫اوه، چه دهن خوبی!

‫باحال بود.

‫پوینک.

‫خیلی خوشم میاد که شما دو تا این همه ‫شوخی‌ های درونی دارید. این... این خیلی باحاله.

‫هی، استیچ داره با دوقلوها لاس میزنه ‫یا این نوشیدنی ها درست اثر کردن؟

‫هی، برو هوای رفیقت رو داشته باش. ‫هان سولو به آقای اسپاکش نیاز داره.

‫اونا حتی همدیگه رو نمیشناختن.

‫خیلی خوشحالم که همگی با هم تونستیم مهمونی بگیریم.

‫البته نه اینکه من تا حالا لباس نپوشیده باشم ‫و توی آشپزخونم تنهایی مست نکرده باشم.

‫- ازدواج سخت بود. ‫- اوه.

‫اوه، هی، ام، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

‫اونا واقعی ان.

‫اوه. وای، خوش به حالت.

‫ام، کسی اینجا هست که چشمت رو گرفته باشه؟

‫اوه، نه واقعاً. چرا پسرا نمیتونن یه لباس جذاب بپوشن؟

‫بون جووی ۱۹۹۰؟ بون جووی ۲۰۲۵؟

‫فکر کنم دلم میخواد با بون جووی باشم.

‫باشه، پس بون جووی تایپ توئه.

‫خب، نمیتونم بگم تایپ خاصی دارم. ‫حدس میزنم، نه وقتی نشئه باشم؟

‫پس، گیب میتونه تایپ تو باشه؟

‫چی گفتی؟

‫خب، منظورم اینه که، شما دو تا جذابید.

‫میدونی، به نظر میاد که شما دو تا ‫همیشه یه ارتباط کوچیکی داشتید.

‫چرا شما دو تا هیچ وقت با هم قرار نذاشتید؟

‫من و گیب؟ ما فقط دوستیم.

‫ولی هیچ منفعتی نداره، به جز منفعت رفاقت خوب.

‫باشه. هوف. باحاله.

‫خیلی باحاله.

‫وگرنه مجبور میشم لاستیک‌ هات رو پنچر کنم ‫و زندگیت رو برات جهنم کنم.

‫وای خدای من. وای، عاشق این آهنگم.

‫خیلی خب، زود باش. این منطقه ممنوعه‌ست.

‫اگه اینجا گیر بیفتیم، کارمون تمومه.

‫به کسی بر نخوره، کارمون تمومه.

‫پیداش کردم.

‫سلام مادربزرگ. منم، کارتر.

‫شاید من رو با این سبیلم نشناسی.

‫مادربزرگ، اگه صدام رو میشنوی،

‫اول اینکه، میخوام بگم که دوستت داریم ‫و آرزو میکردیم هنوز اینجا بودی.

‫و امشب خیلی بیشتر دلتنگتیم چون عاشق هالووین بودی،

‫ولی میدونیم که همیشه تماشامون میکنی.

‫خب، امیدوارم نه همیشه...

‫چون، میدونی...

‫میخوای اولین سوال رو بپرسی؟

‫باشه، باید یه چیز اساسی باشه.

Shifting Gears subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Shifting Gears

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left