The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
آنچه در پی می آید، بر اساس روایت های کسانی است که آن را از سر گذرانده اند.
و کسانی که آن را از سر نگذراندند.
آدولف هیتلر مُرده است
فرماندهی عالی نازی ها در آشفتگی کامل است.
هفتاد میلیون نفر در سراسر جهان جان باخته اند،
بیشتر از هر درگیری دیگری در تاریخ بشریت.
تکون بخور
بزن کنار
آروم باش و کاری نکن
دستات، بذار دستاتت رو ببینم
خدایا اینجاست تو مرز نگهبانی
کی؟
دومین فرمانده،بذار خوش بگذرونه
آقایون
من خودم رو کامل تسلیم میکنم.
چمدونهام توی ماشین هستن.
چی گفت؟
ازمون خواست چمدونشو بیاریم.
دادستان جکسون؟
فقط اگه دلیل خوبی داری که داری در خونمو میکوبی.
هرمان گورینگ رو زنده گرفتن.
- کجا؟ - اتریش.
- قراره کجا این کارو بکنن؟ - خب، این سوال اصلیه، مگه نه؟
- میتونم بیام تو؟ - نه، ولی بارون داره میاد.
میبینم که. قراره تیربارونش کنن؟
تا جایی که من میدونم نه.
- خب، یه مدت طولانی قراره تیربارونش کنن. - بله، قربان.
چرچیل و روزولت خودشون دستورو امضا کردن.
- برای اینکه از پست استفاده کنن، - یه گورج عالی دارم.
من معمولا اخم میکنم به اعدامشون بدون دادگاه.
درباره همین اومدم حرف بزنم.
نمیشه انجام داد.
- نمیتونی اینو بگی. - چون نمیشه انجام داد.
یه دلیل خوب بده، چرا نه؟
هیچ سابقه قانونی برای دادگاه وجود نداره.
هیچ قانون بین المللی برای پایه گذاری اتهامات وجود نداره.
هیچکس تا حالا جنایتکاران جنگی رو
خارج از حوزه قضایی یه کشور محاکمه نکرده
چون کل مفهوم قانون بینالمللی اینه که
یه کشور نمیتونه به شهروندان کشور دیگه
بگه چطور رفتار کنن.
- ال سی. - محاکمه این آدما تو دادگاه آلمانی فرق میکنه.
ولی چیزی که تو داری میگی محاکمه شون تو یه جور لیمبو قانونی
که وجود نداره با استفاده از قوانین موردی که هنوز نوشته نشده.
و اگه شانس بیاری که حواست نباشه،
این حدود چهار تا دلیل خوبه. چرا که نه؟
دارم برات نوشیدنی میگیرم.
نوشیدنی نمیخوام.
پس دارم یکی دیگه برای خودم میگیرم و حتما یکی هم برات.
کیو میذاری برای محاکمه؟
فرمانده های آلمانی، سربازای ساده.
قاضی هایی که قوانین نژادی رو اجرا کردن چی؟
معلومه که باید اینو حل کنیم.
و وقتی تصمیم گرفتی کیو محاکمه کنی، با چی اتهام میزنی؟
توطئه برای جنگ تهاجمی علیه دنیا.
و تو از طرف ایالات متحده میخوای به عنوان دادستان اینو استدلال کنی.
آره.
علیه آلمان.
یه کشوری که هیچوقت به ما حمله نکرده.
فرض کن فقط یه لحظه بشه انجام داد.
نمیخوای بدونی چطور انجامش میدم؟
باید یه تلاش کاملاً بین المللی باشه.
همه متفقین باید شرکت کنن.
ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه روسیه، بدون روس ها نمیشه.
چهار قاضی بین المللی.
داری از یه دادگاه حرف میزنی.
دقیقاً.
دنیا باید بدونه این آدما چی کار کردن.
کابوس لجستیکی.
میدونم.
ولی باید انجام بشه.
یه کارت بردار.
فکر نکنم.
از من بخواه یکی بردارم.
یه کارت بردار.
حالا از من بخواه لطفاً به خاطرش بسپار و بذار تو دسته.
لطفاً به خاطرش بسپار و بذار تو دسته.
بدون بر زدن.
حالا چی؟
کارتم سه خاج بود.
آه، این که دیگه شعبده نیست.
اولی رو برگردون.
تو کی هستی؟
من روانپزشکم.
آه، و چرا داری میری ماندورف؟
کاش میدونستم.
حالا روانپزشک ها رو به مأموریت های مخفی میفرستن.
فکر کنم اولینش منم.
اینو چطور کردی؟
با کارتات؟
من هیچ کاری نکردم.
تو شعبده باز خیلی خوبی هستی.
دکتر کلی؟
متأسفم که مجبورت کردم به خدمت بیای.
کنجکاوم بدونم چی از دفتر فرماندهی میخوای.
تایگرز، آره؟
بله، قربان.
شاید بعداً ببینمت.
جیمی.
اون کی بود؟
نه، چطور بود یه زن خیلی جذاب.
گفتی فرماندهی؟
آه، بله، قربان.
برو لندری.
خب میتونی بگی قراره اینجا چی کار کنم؟
فکر کردم جنگ تموم شده.
نمیتونم بگم.
نمیتونم بگم چون نمیدونی یا
نمیتونی بگی چون یکی بهت گفته نمیتونی بگی.
نمیتونم بگم.
عصبانی نشو.
دکتر، من فقط مترجمم.
مترجم برای چی؟
ببینم چی میشه
] هتل گراند ماندورف ] نام رمز: اشکن
دکتر کلی، ظاهراً فرماندهی مرکزی فکر میکنه
تو یه جور روانپزشک حرفهای هستی.
فکر کنم یه چند تا سوال برام داری.
بیشتر از چند تا.
بریم سر اصل مطلب.
تو داخل یه زندان نظامی مخفی ایستادی.
الان اینجا بقیه فرماندهی عالی نازی ها رو نگه میداره.
دولتهای روسیه، فرانسه، بریتانیای کبیر و ایالات متحده ما
دارن همین الان تصمیم میگیرن
کجا این آدما رو برای زندگیشون محاکمه کنن.
تو رو آوردن اینجا تا وضعیت روانی
زندانی ها رو بررسی کنی و مطمئن بشی
اگه دادگاه پیش بره، سالمن.
خودکشی.
این نگرانی اصلی برای بیشتر زندانی هاست.
هیتلر، گوبلز و هیملر قبلاً خودشونو کشتن.
نمیتونیم دیگه تلفات بدیم.
گوبلز و هیملر با این کارو کردن.
کپسول سیانور مخفی.
اون که باید بیشتر حواست بهش باشه گورینگه.
گورینگ؟
منظورت هرمن گورینگه؟
همونه.
هرمان اینجاست.
گروهبان، ممکنه سرگرد تو راه دفتر من
یه ضربه محکم به سرش خورده باشه؟
تا جایی که من خبر دارم نه، قربان.
ببخشید.
فقط یه کم زیاده.
مطمئنه.
سعی میکنم سریعتر انجام بدم.
بله، قربان.
وقتی گوبلز تسلیم شد، با خانوادش سفر میکرد.
بیش از یه میلیون دلار پول آلمان
و جواهرات و مقدار زیادی از اینا داشت.
اونا رو فرستادیم آمریکا برای طبقهبندی.
آکاردئونش.
مسکن درد نسبتاً قوی تو مزرعه.
میگه برای قلبشه.
خب، پس من یه پل بزرگ تو بروکلین دارم بفروشم بهت.
اینا هیچ ربطی به قلب ندارن، نه مخدرن.
روزانه چند تا قرص میخوره؟
- گروهبان، - چهل تا، قربان.
فکر کنم امن باشه بگیم مارشال یه مشکل اعتیاد داره.
خانوادش الان کجان؟
آزاد شدن و به تو ربطی ندارن.
تنها کارت ارزیابی گورینگ و بقیه هست.
همینه.
قربان، من دکتر خوبی هستم.
اما
ولی کل فرماندهی عالی نازی ها شاید یه کم خارج از تخصصمه.
باور کن، سرگرد، این ایده من نبود.
مرخصید.
خب نبود در مورد مواد حرف زدم، مگه نه؟
هرمان من به خاطر پسر کجش معروفه.
من چیکار باید بکنم؟
- کی؟ - گورینگ.
همین الان.
میدونی چی برام جا میمونه؟
وقتی بدونم با چی طرفم.
باشه، خب، زیاد نترس.
نیستم. دربار ش بگو.
درسته، مارشال هرمان گورینگ، رئیس رایشتاگ، وزیر هوانوردی،
و رئیس مردای لوفتوافه، وزیر اقتصاد، یکی از اعضای بنیانگذار
پلیس مخفی گشتاپو، سال ۱۹۳۹ جانشین هیتلر شد،
و بالاترین افسر نظامی آلمان تو همه دوران.
باشه.
نه، یه کم میترسم.
نترس. تو خوبی.
حالت خوبه.
روز بخیر ادوین
اسمم دکتر داگلاس کلی هست.
اسمم دکتر داگلاس کلی هست.
بهت گفتم که نه.
گفتی یه دکتر عالی
هستم.
میخوام نبضتو بگیرم.
درسته.
No comments yet. Be the first to leave one.