I Want Candy

I Want Candy

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

i want candy 2007 1080p bluray x264-hj
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian I Want Candy 2007 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عزیزان

ما امروز اینجا گرد هم آمده‌ایم تا سوگوار از دست دادن همسری فداکار باشیم

پدری مهربان، پدربزرگی دلسوز و دوستی وفادار

من این شانس رو داشتم که مدتی رو با آرتور بگذرونم

اواخر بیماریش

و با وجود شرایط ناراحت‌کننده، همیشه منتظر اون ملاقات‌ها بودم

چون می‌دونستم که با شور و شوق و خوشحالی ازم استقبال می‌شه

...که اون و آیرین اینقدر

ببینید، متاسفم، اینطوری نمیشه

این خانواده عزادارن. باید بیشتر احترام بذارید

این خانواده پول یه ویدیوی باکیفیت برای مراسم تدفین دادن

یه یادگاری موندگار از یه خداحافظی صمیمانه

من تا اینجا رسوندمت که "همیشه منتظر اون ملاقات‌ها بودم."

ببین، برو دیگه

!گمشو

آره، بگس، فکر کنم کافیه. این خانواده نیاز به خلوت دارن تا عزاداری کنن

باشه

کار خوبی بود. ممنون از همه به خاطر صبرتون

عالیه. میشه مستقیم تو دوربین نگاه نکنی؟

!بهت گفتم گمشو

!هی، بگی! وایسا

!بگس

خوبی؟

خب، خبرای خوب

مادربزرگ کنی ردفورد چاقه مرد. مراسم تدفینش شنبه‌ست. پایه ای؟

نه. باشه

من هنوز فکر می‌کنم ایده خوبیه. همه دارن ویدیوی عروسی می‌سازن

ویدیوی مراسم تدفین یه بازار خاصه. فقط به یه خانواده حساس برخوردیم

من فقط می‌خوام فیلم خودم رو بسازم

بیخیال، بگس. فکر می‌کنی جورج لوکاس هیچ وقت سختی نکشید؟

ریدلی اسکات، جدی میگم، مجبور شد یه ریه‌اش رو بفروشه تا اولین دوربینش رو بخره. این یه واقعیته

وقتی فیلم "طوفان عشق" رو بسازیم به اینا می‌خندیم

واقعاً؟ واقعاً؟

اِاِ، ببینش، همین الانم داره می‌خنده. خوبه

ما اولین پروژه آخر ترمی رو می‌سازیم که اسکار می‌بره، تو تاریخ

نمیتونیم الان متوقف شیم، رفیق. خیلی نزدیکیم

تو قراره روی اون سکو باشی، از مادرت تشکر کنی

از ایجنتت، از تهیه‌کننده‌ات

ممنون؟ ازت برای چی ممنون باشم؟

به زور وادار کردنم به کاری که نمی‌خوام انجام بدم؟ بگس، خواهش می‌کنم

کشف زبان یک رویداد بصری

آره، می‌دونم چی فکر می‌کنید

یه کسالت‌آور بزرگ، ولی گوش بدید، چون این چیزا

فوق‌العاده خفن و باحاله

خب، کمربنداتون رو ببندید، قراره یه سفر به دنیای آوانگارد داشته باشیم

به قول وانیلا آیس: "وایسا، همکاری کن و گوش بده"

چون فیلمی که الان می‌خوام اینجا بهتون نشون بدم به دو دلیل مهمه

اولی

این فیلم راه رو برای انیمیشن تجربی اتریشی دهه‌های ۵۰ هموار کرد

و دومی اینکه، یه فیلم کوتاهه

همون مدیومی که قراره تو پروژه‌های پایان سالمون بررسی کنیم

"چیه، آقای دی؟ فیلم کوتاه؟ دو دقیقه؟"

"آب خوردنه. راحته."

اشتباهه، ملوان، غلطه

چون مهم نیست چقدر طولانیه. هست؟

مهم اینه که باهاش چیکار می‌کنی

خب، آره، قبول دارم، یکم با سال‌های پیش فرق داره، کوتاه‌تره

اما یه قالب چالش‌برانگیزه و من

ببخشید، آقای دولبرگ، متاسفم. فیلمنامه ما یه فیلم بلنده، ۹۰ دقیقه

خب، ببین کی اینجاست، اسپیلبرگ و واینستینِ اختصاصی لدرهد

ما سه ساله که روش کار می‌کنیم

بله، ببخشید بابت اون، رفقا

تقصیر من بود. فکر کنم باید یه مقدار ادیت کنید

چی؟ به دو دقیقه؟

بچه‌ها، میشه، میشه یکم واقع‌بین باشیم؟

اینجا دانشگاه لدرهده، باشه؟ نه UCLA

اگه کارت ویزیت می‌خواید، برید چاپخونه

شاید اینجوری بهتره، عزیزم

قرار بود بلیط ما برای هالیوود باشه

میتونم از طرف تو حرف بزنم، ول؟ همیشه، استیون

صنعت سرگرمی یه راه غیرممکنه، پر از مانع

خب، ما جاه‌طلبی تو رو تحسین می‌کنیم جو. جاه‌طلبی همه چیزه

باید دنبال رویاهات بری

اینطوری، وقتی شکست خوردی، همیشه میتونی بگی: "خب، حداقل تلاشم رو کردم."

فهمیدم. ممنون، بابا

چرا فردا نمیای سر کار با من؟

با محیط آشنا میشی. کار رو یاد می‌گیری. شاید یکم حالت رو بهتر کنه

ایده فوق‌العاده‌ایه، بابا

جو؟

آره، بابا، عالی به نظر میاد

ولی فکر کنم باید

یه کارایی دارم

خب، باشه، زودتر انجامش بدیم؟

ترم دو ماه دیگه تموم میشه و بعدش می‌خوام سریع و حسابی آموزش ببینی

بعدش دیگه تویی و من

موسسه آموزش رانندگی کلارک و پسرش

هفت تا فیستا مدل بالا. داشبورد چوبی و مشتریای در حال افزایش

تا آخر عمرت تامین می‌شی

میشه شما دو تا برید یه جای دیگه غصه بخورید؟ دارید مشتریای ثابت رو افسرده می‌کنید

سه سال درس خوندن تو مدرسه فیلم، و من و لیلا آخرش میشیم مربی رانندگی

حداقل یه کاره، جو

یه کار مزخرفه. یه کار فوق‌العاده‌ست

این تنها کاریه که نه فقط فوق‌العاده خسته‌کننده‌ست، بلکه همزمان خیلی خطرناکه

تا ابد تو لدرهد گیر می‌کنم. هی هی، به لدرهد بد نگو

آره، هالیوود خوبه ولی آیا اونا یه Kebabsolutely دارن؟

آیا یه تسکو بزرگ داره؟

نه. نه، حق با توئه، افتضاحه. همش چراغ‌های روشن و

پارتی‌های باحال و اکران‌های اولیه و زن‌های زیبا

گریس کلی، کامرون دیاز. جسیکا ربیت

آره، خودت می‌دونی که آره. جسیکا ربیت رو در جا می‌زدی

شما دو تا چقدر بی‌عرضه‌اید. همش از هالیوود دم می‌زنید

ولی تمام کاری که می‌کنید اینه که تمام روز اینجا نشستید و منو اذیت می‌کنید

شما فقط زبونید و بس

مادربزرگم می‌گفت: «فقط گوزِ بی‌خاصیت، هیچ دنباله‌ای نداره.»

.نه، من عمل می‌کنم. دارم کار می‌کنم

.مزاحم آدم‌های داغدیده می‌شید؟ اینم یه بازار خاصه دیگه

...حرف من اینه که چرا دارید اجازه می‌دید یه آدم تلخ و حسودِ

استاد دانشگاهی که به بن‌بست خورده، جلوی راهتون رو بگیره؟...

مگه تارانتینو از استادش اجازه گرفت که «سگ‌های انباری» رو بسازه؟

لندن همین ۲۰ مایل پایین‌تره

پر از شرکت‌های فیلم‌سازیه که تشنه ایده‌های خوبن

آره

بگز، اینقدر منفی‌باف نباش

.نه، نه، حق با توئه. باید بریم تو دل ماجرا. باید خودمونو بهشون تحمیل کنیم

.بذار این کوه رو ببریم پیش محمد

!بگی، ماشین رو روشن کن، چون داریم میریم لندن

.صنعت فیلم‌سازی هم مثل هر کسب و کار دیگه‌ایه، بگز

.همش عرضه و تقاضاست

.شرکت‌های فیلم‌سازی یه فیلم‌نامه عالی می‌خوان و ما داریم دقیقاً همونو بهشون عرضه می‌کنیم

!ما برای اینا مثل یه رویا هستیم که به حقیقت پیوسته

.و ما میریم راست سراغ کله‌گنده‌ها

.ورکینگ تایتل. موفق‌ترین شرکت فیلمسازی بریتانیایی تاریخ

پس ما فقط همینجوری میریم اونجا، فیلمو ارائه میدیم و پول می‌گیریم؟

.بابا، بگس، اینقدر منفی نباش

مثل این می‌مونه که خدا به موسی گفت: «باید ایمان داشته باشی.»

اون یارو عضو گروه وم نبود؟

...نه، موسی هیچ‌وقت تو گروه وم نبود. نه، منظورم اینه

.سلام. جو کلارک، تهیه‌کننده

وای خدا، مردا تو چشمای تو گم میشن؟

.اگه همینجوری اون چیزا رو به من نشون بدی، به یه گروه امداد نیاز دارم، چون گم شدم

.و گشنمه. ممکنه مجبور بشم رفیقمو اینجا بخورم

!خوشمزه

.سلام، ورکینگ تایتل

.بله

.عالیه. باشه کریس، وصل می‌کنم

.ببخشید قربان. چی می‌گفتین؟ ممکنه مجبور بشم رفیقمو اینجا بخورم

چی؟

.به خاطر قضیه چشماتون

.چشمای خیلی بزرگی دارین

.ببخشید، کمکی از من برمیاد؟ بله، ما برای ارائه یه فیلم اومدیم

.خیلی خب. وقت قبلی دارید؟ نه، ولی یه فیلمنامه محشر داریم

.واقعاً؟ آره. عالیه برای "ورکینگ تایتل"

.صبر کنید، چون ما خودمون "ورکینگ تایتل" هستیم

!این خبر فوق‌العاده‌ایه

.من زنگ می‌زنم به آقای بِوَن و آقای فِلنِر، رئیسای شرکت، خیلی مهم‌اند

.اونا تو یه جلسه خیلی مهم با یونیورسال استودیوز هستن، ولی مطمئنم اگه بکشونمشون بیرون، ناراحت نمی‌شن

.می‌رم می‌ذارم همین الان فیلمنامه‌تون رو بخونن

.بعدش هم آقایون و خانما می‌تونن شروع کنن به انتخاب بازیگر و بودجه‌بندی

.و همه‌مون هم می‌ریم شامپاین و تِپان‌یاکی می‌خوریم

.داری مسخره می‌کنی؟ آره

.شما وقت قبلی لازم دارید

.اسم شما رو اینجا نمی‌بینم، آقای کلارک

.ببخشید. خب، به گشتن ادامه بدید

.فقط فکر کن، اگه سر "پریپِرِیشِن جی" گشتن رو ول می‌کردن... هیچی گیرشون نمی‌اومد

.نه؟ باشه. خب، آقای براون، مثل اینکه کارمون خراب شد

قرار ملاقات ما تو لیست نیست. شما ایان براون هستید؟

.بله، من آقای براون هستم

.خیلی متاسفم. به اسم آقای براون هست، نه اسم شما

.ساعت یازده، برای ملاقات گراهام رُز؟ درسته

.می‌خواید برید تو؟ بله. ممنون

.ترکیبی از «بیگ چیل» و «بازمانده روز»

.یه جور رمانس نوآره، ولی با چاشنی‌هایی از ولز، کاپرا و سودربرگ

.یه درامه، ولی خیلی باهوشه

.موضوعات کلاسیک، ولی با یه رویکرد مدرن

.بگی، صحنه رو بچین

.شب. رعد

.برق. باران

.یه خونه روستایی دورافتاده کنار شهر. قهرمان قصه‌مون میره سمت در

.دستاش بسته، صورتش گلی، با یه نگاه وحشت‌زده تو چشماش

.این داستان یک زن مرموزه

.که وارد زندگی دو نفر میشه و برای همیشه اونا رو تغییر میده

.دشمنا دوست میشن... ببخشید. ببخشید

.باید روراست باشم باهاتون، آقای براون

.فکر کردم فقط می‌خواید یه سری کارتریج پرینتر بهم بفروشید

.بس کن دیگه، جو. من می‌خوام برم خونه

می‌دونید چقدر طول کشید تا آتنبرو گاندی رو ساخت؟

.ده سال طولانی و پردردسر طول کشید

.و ما الان مثلاً دو ساعت و نیمه که درگیرشیم

.خبر خوب اینه که ما یه فیلم خسته‌کننده و گریه دار نمی‌سازیم

.درباره یه کچل پوشکی

.آره، می‌دونم شاهکار بود ولی منظور رو فهمیدی

.با تمام قوا جلو، رفیق، با تمام قوا

!کیف‌ها! کیف‌ها

.انگار یه نشونه‌ست

.یه نشونه‌ست

.اگه دنبال آنجلین می‌گردین، اتاق کناریه. فقط باید بهتون بگم، قبلاً یه مرد بوده

.نه، ما اومدیم شما رو ببینیم، آقای رئیس جمهور، قربان

.ما فیلمسازیم. وقت ملاقات داریم

.جو کلارک، تهیه‌کننده. ایشون هم کارگردان، جان بگلی هستن

.ما یه پروژه خیلی هیجان‌انگیز براتون داریم، "طوفان عشق"

.بگی، پرزنت کن

.شب. تندر. صاعقه. باران

...این دو تا الدنگو راهی در کنین. نه، نه. ببینید

.می‌دونم خیلی سرتون شلوغه ولی فقط دو دقیقه می‌خوایم

این یه پرزنت عالیه. ما داریم درباره پول گنده حرف می‌زنیم، آره؟

.تقدیرنامه. جوایز

.باشه، جوجه. دو دقیقه. شروع کن

.شب. تندر

.صاعقه. باران

.یه خونه روستایی دورافتاده در حومه شهر

More Farsi Persian subtitles for I Want Candy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left