The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
توی یه شنود شنیدم وایکینگ رو با یه اسم روسی صدا کردن
ولی معنیش رو نمیفهمم
رفیق سینیوویچ
توصیهٔ دولت اینه که غربیها
از شهر خارج نشن
آنچه گذشت...
اگه توی میدان چیزی غافلگیرت کرد
هشتاد درصد احتمال داره کار خودمون باشه
- نمیدونم دارم چیکار میکنم - من اینجام و میدونم
با حسن زمانی تماس گرفتی؟
بهت گفته بودم تماسگرفتن
با اون اکیداً ممنوعه
مارشن گفت قانعت کرده
چرا دارین اخراجم میکنین؟
از دستورم پیروی نکردی
نرو بالا، همهجا بههم ریختهست
دزد زده. امشب خونهٔ مامانت بمون
سالهاست مأمور ردهبالایی توی ایران نداشتیم
گرملین روی زمانی میمونه
دوباره مسئول گرملین شدی
کار من اینه که برگردم غرب
و به همه بگم که شرایط
سودان رو کاملاً اشتباه فهمیدن
باید دسترسی پیدا کنی...
به گوشی سفیدبرفی
دنبال واژهٔ «سینیوویچ» بگرد
به روسی یعنی «آبی سیر»
اگه سینیوویچ رو پیدا کنی
تا یه ساعت دیگه فیلمش تلگرامه
که مغز اوون رو
از توی دهنش له میکنن
قبلاً صورتم رو دیدی؟
نه. نه
بهم دروغ نگو
خواهرت، رابین، عکست رو بهم نشون داد
مال بچگیت بود. همین. بیشتر نمیدونم
ـ خواهش میکنم... ـ بار اول نبود
که صورتم رو دیدی؛ میخوام
قبل از جوابدادن خوب فکر کنی
چون من هم قبلاً صورت تو رو دیدم
ردیابی رو از دست دادیم
برو روی جیپیاس داخل چکمهاش
خب، دارن بهسمت جنوب و کاگا-باندورو میرن
نیروهای ویژهٔ اتحادیهٔ آفریقا چی؟
میتونن جلوشون رو بگیرن؟
آخرین خبر اینه که توی آدمربایی ضربه خوردن
برای تجدید قوا وقت لازم دارن
والهالا با کاروان حرکت میکنه
با توجه به تجهیزات روسها توی کشور
هدف راحتی نیستن
پشتیبانی هوایی؟
کمتر از دو ساعت راه نیست
حملهٔ هوا به زمین، اوون رو بیشتر به خطر میاندازه، نه کمتر
اون دوتایی که از بیرون هدایتشون کردن چی؟
چند دقیقه بیشتر فاصله ندارن
میتونن رهگیری کنن، ولی پوشششون لو میره
تنها نیروهامون روی زمینن
دو نفر مقابل یه ستون زرهی؟
احتمالش زیاد نیست، ولی این دوتا خیلی توانمندند
تصمیمت چیه؟
تصمیم با منه؟
با منه. نظرت رو میخوام
خب، سؤال اینه که
آیا دو نیروی باارزش رو به خطر میاندازم
برای آخرین تلاش جهت نجات یکی از خودمون؟
کراسبو و پاریس توی جاده
پنج دقیقه جلوتر از کاروانن
اگه اوون وارد یه مقر بشه، از دستش میدیم
نه
عقبشون بکش...
کراسبو و پاریس رو
پس اوون رو رها میکنیم؟
وقتی مأموریت خراب میشه وظیفهٔ ماست که پایانش بدیم
وقتِ تیر آخره
«اینک آخرالزمان» رو دیدی؟
آره
خلاف جریان رود شنا کن، شیطان رو پیدا کن
تبریک میگم. پیداش کردی
ببین...
نمیدونم فکر میکنی من کیام
ولی من فقط یه پرستارم
با رابین اومدم این کشور
تا برای یه انجیاو کار کنم
ما داوطلب یه خیریهٔ کمکهای پزشکی هستیم
که توی بانگی مستقره
شمارهشون رو دارم
میخوای بهشون زنگ بزنی؟
چی؟ نه
اونها حتی مال من نیستن
مال من نیستن
مال من نیستن. توی جاده بودیم و...
نه، حتی چکمههای خودم هم نیستن. من...
نمیدونم اون چیه
اعضای یه باند کفشهام رو دزدیدن
اون چکمهها رو بهم دادن
نمیدونم اون چیه. مال من نیست
خواهش میکنم، ورنون، باید حرفم رو باور کنی
فقط یه اشتباهه
خواهش میکنم. این یه اشتباهه
نه. خدایا
ورنون، این کار رو نکن
یا مسیح... خدایا، خواهش میکنم
نه، ورنون، این کار رو نکن
لازم نیست این کار رو بکنی
خواهش میکنم
خواهش میکنم، این کار رو نکن
بس کن! وایسا، وایسا، وایسا
صبر کن، صبر کن. ورنون، نگاهم کن
باهام حرف بزن. باهام حرف بزن نگاهم کن. نگاهم کن
نگاهم کن! دارم التماست میکنم!
بس کن!
نه! این کار رو نکن
- بس کن! نه، این کار رو نکن - خفه شو، لعنتی!
بس کن! صبر کن، بس کن
نه
نه. بس کن. بس کن
خیلی خوششانسی، حرومزاده
قراره سالم برگردی خونه
کموبیش
خوبی؟
آره، خوبم
اون آمریکایی
زندهست؟
زندهست. دستمونه
چی شده؟
کارت عالی بود، بلر. فکر خیلی خوبی بود
خب، ایدهٔ مارشن بود
باید به حرفت گوش میکردم
اوون حالش خوبه؟
زندهست
حالش خوبه؟ زخمی شده؟
دارن هر کاری از دستشون برمیاد براش میکنن
یعنی چی؟
یعنی دارن وضعیتش رو تثبیت میکنن
تا بتونه برگرده خونه
و بهلطف تو برمیگرده
اومدم جیم بردلی رو ببینم
گوشیتون رو باید تحویل بدین
بعد کارت ملاقات براتون صادر میکنم
دنبالم بیاین
- خوشحالم برگشتی - ممنون
سلام
- عملیات سختی بود - آره
مثل همیشه خوب عمل کردی، مارشن
برای همین اخراجم کردی؟
دیدی؟
گفتم با این قضیه
شوخی میکنه
هنری
از اوون خبری هست؟
آره، توی سنت توبیاسه
پای راستش رو از زانو از دست داد
خیلی متأسفم
آره
هنری؟
میخوای چیزی بگی؟
نه واقعاً، ولی انگار چارهای ندارم
من حکم اعدامت رو دادم
بوسکو طرفدار رستاخیزه. اون بهت اعتماد داره، من نه
وای، واقعاً خیلی نرم گفتی، نه؟
بله
آره
باشه، نمیتونم تو رو به شغل قبلیت برگردونم
پروتکل رو آشکارا نقض کردی
ولی کایوت و اوون رو نجات دادی
و قضاوتت دربارهٔ حسن زمانی
داره درست از آب درمیاد
هرچند نافرمانانه بود
ایران داره
برنامهٔ هستهایاش رو گسترش میده
نرخ تولید
اورانیوم با غنای شصت درصد
توی تأسیسات زیرزمینیشون بهطور چشمگیری بالا رفته
فردو؟
آره، زیر کوه
ایرانیها اینطور با عجله پیش نمیرن
- که فقط ذخیرهسازی کنن - که بهخودیخود
هیچ توجیه معتبر غیرنظامیای نداره
آره. لنگلی فکر میکنه
یه جدول زمانی برای رسیدن به انفجار هستهای دارن
مجید زمانی، پدر حسن
مشاور اصلی این توسعهست
هدف اینه که به اون نزدیک بشیم
پس حق با من بود
- بله - ولی اخراج شدم
چرا نگیم منتقل شدی؟
گوش کن، میخوام روشن کنم که برای جلوگیری
از این نتیجه، با تمام توان جنگیدم
ولی فقط به این شرط قبولش میکنم
که دیگه هیچوقت با تو کار نکنم
میشه خصوصی حرف بزنیم؟
- گمشو - هنری
- برو یه دوری بزن - نه، ممنون
باشه، فوران احساساتت ثبت شد
حالا پنج دقیقه تنهامون بذار
بشین
این جواب نمیده
باشه، چی میخوای؟
شغلم رو پس میخوام، با حمایت هنری
No comments yet. Be the first to leave one.