The first 144 lines.
مامان... مامان
ریزه-سان...
خیلی وقته ندیدمت، "کانکی-کون".
چی شده؟ خیلی داغونی؟
مسخره ست.
ارباب اینجاست.
تا کجا شمردی؟
پونصد و ... پنجاه و ... نه...
-- پونصد و ... پنجاه و ....دو... -- می خوام این سطل رو پر کنم.
-- پونصد و ... سی... -- "یاموری" بهم گفت با صدای بلند از 1000، هفت تا هفت تا به عقب بشمارم.
-- هشت.... -- این کار که من اولش متوجه نشدم، به خاطر این بود،
-- که بتونم تعادل فکریمو حفظ کنم.
-- با شمردن همین اعداد.
-- پونصد و ...
-- در همین حین، "یاموری" انگشت های دست و پام رو قطع می کرد...
دوباره، دوباره، دوباره دوباره،دوباره
دوباره، دوباره، دوباره دوباره، دوباره، دوباره،
و دوباره...
دوباره تکرارش می کرد...
هردفعه که انگشت هام دوباره رشد میکرد،
می دونستم که دارم تبدیل به هیولا میشم.
صبح بخیر.
"ریزه-سان"؟ شما زنده ای؟
این خیلی مهم نیست، درسته؟
بگو ببینم، "کانکی-کون"، مادرت چطور آدمی بود؟
چند لحظه پیش گفتی "مامان".
اینه؟
اومدم خونه!
خوش اومدی!
این توئی، "کانکی-کون"؟
هی، مامان...
-- بچه خوبی بودی؟ الان داری چیکار می کنی؟
اون همیشه کلمات "کانجی" رو که نمی تونستم بخونم رو بهم یاد میداد،
و طرز تلفظشون رو کنارش برام می نوشت.
مادرت داره کجا میره؟
سر کار.
اینجا کجاست؟
اتاق مطالعه پدرم.
اون چجوری بود؟
نمی دونم. قبل از اینکه چیزی یادم بیاد، مرد.
فقط می دونم به خاطر کتاب هایی که گذاشته بود، عاشق کتاب خوندن شدم.
احساس تنهایی نمی کردی؟
من کتاب های پدرم رو داشتم، و مادرم هم خیلی باهام مهربون بود.
اون یه انسان فوق العاده بود.
سرکار می رفت، کارهای خونه رو می کرد،
هیچ وقت برای کسی مشکلی به وجود نمی آورد،
و با همه مهربون بود.
مادرم باعث افتخار من بود.
"کن"... اشکال نداره احساس تنهایی می کنی.
پسر خوبی مثل تو، همینطوری هم می تونه شاد زندگی کنه.
آره.
بهتره خودت آسیب ببینی تا به دیگران آسیب بزنی.
آدم های خوب با همین می تونن شاد باشن.
من اینُ ازش یاد گرفتم.
اون خیلی مهربون و خوب بود، دسته؟
به خاطر همین تو اینطوری هستی.
"کانکی-کون" تو فوق العاده ای.
می دونی چرا تو رو انتخاب کردم؟
نمی دونم اینو فهمیدی یا نه،
ولی قدرت بازسازیت عالیه.
و همش به خاطر جراحیِ "کانو" ئه.
اون با استفاده از "ریزه" تو رو تبدیل به غول کرد.
یک چشم. بوی "ریزه". دارم درباره تو حرف میزنم، "کانکی-کون".
درباره کرم هزارپای چینی چیزی می دونی؟
می خوام بذارمش توی گوشت.
اشکالی نداره که؟
نـ - نه... نکن...خواهش میکنم... خواهش میکنم....نه...نه...!
نکن! نکن!
اوه اوه! عالیه!
می خوام بکشمت! می خوام بخورمت!
می خوام بکشمت! بکشمت! بکشمت!
اشکال نداره الان بکشمت؟ الان بخورمت؟
می خوای بکشمت؟!
می خوای بخورمت؟!
بکش...بکش....خواهش میکنم منو بکش...
بهتره خودت آسیب ببینی تا به دیگران آسیب بزنی.
واقعا تمام زندگیت باورش داشتی؟
این چیزی بود که مادرم بهم یاد دااد. پس...
تو هم کاری که اون گفته بود رو کردی.
احمقانه ست.
نمی خوای این مرتیکه رو بفرستیش جهنم؟
مطمئنی مادرت به همون خوبی که تو فکر می کنی، بود؟
اون چیه؟
پول.
به کی؟
خاله ام.
اون همیشه می گفت سرمایه گذاری می کنه،
و از مادرم پول می گرفت.
شغل پلره وقت در طول روز، جمع کردن زباله ها درشب،
و کار کردن تو خونه در وقت آزادش. مادرم هیچ وقت دست از کارکردن برنداشت.
مامان؟ حالت خوبه؟
خوبم.
بعدش؟
بعدش...
به خاطر کار زیاد مرد.
بعد از اون تنها شدم.
دیگه جایی رو نداشتم زندگی کنم.
هی "کانکی". تا کی میخوای خونه بمونی؟!
-- می دونی برای من چقدر سخته وقتی خونه می مونی؟ -- اوه آره...یه نفر هست...
...یه جا بود که می تونستم برم...
"کانکی" اگه تو غول بودی، "یوشیکاوا" از کلاس دوم رو می خوردی؟
همونی که خیلی دوسش داری؟
نه نمی خوردم! خیلیم دوسش ندارم!
"هیده" تنها کسی بود که من داشتم.
اون دوست عزیزیه درسته؟
ولی تو داری دوست عزیزت رو هم از دست میدی!
ها؟
و همش هم تقصیر خودته.
تمام گندکاری های این دنیا، به خاطر یه مشت آدم بی عرضه ست.
کسی که اینُ بهم گفت، خودش یه آشغال به تمام معنا بود،
ولی الان ازش ممنونم.
"کانکی-کون" تو این چند روز متوجه یه چیز شدم.
بدون در نظر گرفتن بدنت،
ذهنت هم به طور شگف آوری، قویه.
برای همین یه نمایش کوچولو آماده کردم.
یه دختر و یه پسر...
که عاشق همدیگه ان...!
تو انتخاب می کنی کدوم رو بکشم!
گذاشتم تا الان مواظبت باشن.
فکر می کردی الان کمک می رسه، نه؟
گفتی اینا منو نجات میدن، درسته؟
خب، کدوم؟
اگه انتخاب نکنی، جفتشون رو می کشم.
بذار یه طور دیگه بگم!
می خوای کدوم رو نجات بدی؟
چرا...من...؟
چرا من باید انتخاب کنم؟
زود باش، انتخاب کن.
نمی تونم!
اگه انتخاب کنم انگار من اونا رو کشتم؟!
انتخاب کن ، انتخاب کن ، انتخاب کن .
پسره ؟ دختره ؟ سمت راستی یا چپی ؟
انتخاب کن !
امکان نداره انتخاب کنم! اگه میخوای کسی رو بکشی من رو بکش.
خب ، فهمیدم .
خوب نگاه کن.
این؟! این یکی چطوره؟! نه؟!
زود باش ، انتخاب کن . بهت میگم انتخاب کن!
داره میمیره! خب "کانکی کون"؟
زود باش . انتخاب کن . انتخاب کن.
بگو ؟ بگو ؟
بگو!؟
منو انتخاب کن "کانکی-سان" ... "هارو" ..."هارو" میمیره!
منو انتخاب کن! منو انتخاب کن کانـــــــکی!
No comments yet. Be the first to leave one.