The Brutalist

The Brutalist

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Brutalist 2024 1080p WEBRip 10Bit DDP5 1 x265-Asiimov
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-02-18
Downloads: 283
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« پیش‌درآمد »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫آروم باش. همراهت بیرونه. بگیر بشین

‫بشین. گفتم بشین

‫بهمون گفته خواهرزادشی

‫درسته؟ خواهرزادشی؟

‫مادرت کجاست؟

‫می‌دونی؟

‫منو نگاه کن! می‌فهمی چی میگم؟

‫اگر اهل بوداپستی ‫اسم و شماره‌ی خیابونی

‫که توش زندگی می‌کردی رو بگو

‫قلم و کاغذ هست

‫اگر ترجیح میدی باهامون صحبت نکنی ‫همراه با فامیلیت بنویسشون

‫و بعدش سعی می‌کنم تاییدش کنیم

‫ممکنه زنی که بیرونه ‫نسبتی باهات نداشته باشه

‫و فقط دوستیه که توی این مسیر پیدا کردی ‫که می‌خواد بهت کمک کنه؟

‫شباهت چندانی به همدیگه ندارین

‫بابت تلاش برای کمک ‫به یه دختر جوون بی‌گناه مجازاتش نمی‌کنیم

‫می‌خوایم کمکت کنیم برگردی خونه

‫خونه‌ی واقعیت

‫لازلو، من زنده‌م

‫یالا! مدارکت

‫آتیلا بهم گفته که توام زنده‌ای ‫و داری از برمرهافن میری پیشش

‫خیلی خوشحالم!

‫وقتی خبری ازت بهم رسید ‫از شدت خوشحالی زدم زیر گریه!

‫وسایلم کجاست؟

‫- چی؟ ‫- گور پدرت!

‫اصلاً از این‌کار خوشم نمیاد!

‫بس کن! اینطوری نگام نکن، پیرمرد!

‫- پشت سرته ‫- چمدونم کجاست؟

‫زیر تشکه!

‫خب دیگه بیا!

‫زود باش لازلو ‫وگرنه باید ته صف وایسیم

‫ژوفیا همراه منه

‫گرچه نحیف، آشفته و خیلی مریضه

‫بی‌صبرانه منتظریم ما رو برگردونن وطن

‫ولی این اواخر، رفتارش مثل همیشه نیست

‫و همین باعث برانگیخته شدن ‫ شک مقامات محلی شده

‫خوشبختانه، چند تا پسر اهل شوروی ‫از ما خوششون اومده

‫بخصوص دلشون ‫برای خواهرزاده‌ی بیچاره‌ت می‌سوزه

‫که از آخرین باری که دیدیش ‫قدبلندتر و حتی زیباتر شده

‫از قرار معلوم این سربازهای جوون تنها

‫مجذوب پایبندی همچین دختر زیبایی ‫ به سکوت مطلق شدن

‫ببخشید، شرمنده

‫سربازان شوروی بهمون کمک کردن

‫به یک پناهگاه آوارگان در واش ‫که فاصله‌ی چندانی باهامون نداشت بریم

‫ما رو تشویق کردن که ‫"از آزادی‌مون لذت ببریم"

‫ولی اینجا منو یاد "گوته" می‌اندازه

‫"هیچکس بیشتر از کسانی که به اشتباه"

‫"گمان می‌کنند آزادند، کاملاً در بند نیست"

‫من همچین اشتباهی نمی‌کنم ‫هنوز آزاد نیستیم

‫بجنب دیگه

‫حتماً توام مثل من داری ‫چیزهای خیلی خیلی وحشتناکی رو تصور می‌کنی

‫ولی بهتره غرق افکارت نشی

‫اوضاع نه بهتر و نه بدتر از چیزیه ‫ که تصور می‌کنی

‫اکثراً سرم تو لاک خودم بوده

‫مهم‌تر از اون

‫از ژوفیا در مقابل ‫توجهات ناخواسته محافظت کردم

‫این زیر آدرسی رو می‌نویسم ‫که بهم گفتن آدرس پستی "واش"ـه

‫لطفاً وقتی این نامه به دستت رسید ‫فوراً برام نامه بنویس

‫حالا دیگه مطمئنم

‫اینجا چیزی برامون باقی نمونده

‫اونجا رو ببین!

‫- دیدی بهت گفتم؟ ‫- آره!

‫تو برو آمریکا و من پشت سرت میام

‫همسر وفادارت، ارژبت

‫کسایی که انگلیسی صحبت نمی‌کنن

‫لطفاً به خودم یا هرکدوم از همکارهام

‫که اون پشت حضور داریم مراجعه کنید تا بتونیم

‫در مورد برنامه‌های زبان‌آموزی ‫و معارفه بهتون اطلاع بدیم

‫که در همین سالن برگزار میشن

‫خیابون لافایت، پلاک 425

‫این آدرس یادتون باشه

‫علاوه بر اون، کلاس‌ها و جلسات روزانه ‫در مکانی برگزار میشن

‫که خیلی‌هاتون امشب اونجا می‌خوابین

‫توی هتل مارسی

‫که در تقاطع خیابون 103 و برادوی قرار داره

‫کسایی که هیچکدوم

‫از این مواردی که اعلام کردم ‫شامل حالشون نمیشه

‫و قراره فردا صبح فوراً

‫به سمت مقصدهای دیگه حرکت کنن

‫لطفاً برای دریافت ‫کمک‌ هزینه‌ی سفر 25 دلاری به من مراجعه کنید

‫این کوپن‌ها رو میشه برای قطارها

‫و خدمات اتوبوس‌رانی ‫که در این طرح شرکت دارن استفاده کرد

‫"آلبرت ب چندلر" هستم

‫و در این لحظه ‫ می‌خوام پسری رو بهتون معرفی کنم

‫که قراره بعد از اینکه ‫بیب روث کارش رو به عنوان

‫مدیر لیگ بیسبال امریکن لیجن شروع کرد

‫کارش رو زیردست ایشون شروع کنه

‫به نمایندگی از پسران لیگ امریکن لیجن

‫و به نیابت از تمام پسران آمریکایی

‫خانم‌ها و آقایون، این شما و این هم لری...

‫از آخرین دفعه خیلی گذشته، شرمنده

‫چی شده؟

‫بنظرت خوشگل نیستم؟

‫چرا... چرا هستی

‫کجام از همه برات خوشگل‌تره؟

‫- همه‌جات ‫- بس کن

‫من که همه‌جای تو برام قشنگ نیست

‫بکنش دیگه!

‫خفه‌شو

‫بکنش

‫میشه به رفیقت بگی مودب باشه؟

‫دهنتو ببند!

‫پاهام؟ زیادی لاغرن؟

‫نه. اندام خیلی متناسبی داری

‫مشکلم با اون فاصله‌ی

‫بالای ابروته

‫چی گفتی؟

‫اینو دوست ندارم

‫قیافه‌ت زشته

‫می‌دونم زشته

‫اگر پسر ترجیح میدی، پسر هم داریم

‫نه، ممنون

‫مردهای سیاه‌پوست ولی خوشتیپ

‫نه، نه. اونا باب میل من نیستن

‫- وایسا! ‫- وایسا!

‫وایسا! وایسا!

‫- هی! ‫- هی!

‫هی! هی! هی!

‫- هی، ممنون. ممنون ‫- ممنون

‫خیلی خوش گذشت. خیلی خوش گذشت

‫بعداً می‌بینمت

‫بعداً می‌بینمت

‫- من بعداً می‌بینمت ‫- بعداً می‌بینمت

‫- بعداً می‌بینمت ‫- خیلیم عالی. صبر کن. صبر کن

‫- برای خوش‌شانسی. برای خوش‌شانسی ‫- ممنون

‫- خداحافظ رفیق ‫- خداحافظ رفیق

‫بعداً می‌بینمت

‫خداحافظ

‫مراقب خودت باش

‫بعداً می‌بینمت

‫« بخش اول: معمای رسیدن » ‫« سال 1947 - 1952 »

‫شاید در تاریخ بشر هیچ ایالت یا کشوری

‫به اندازه‌ی ایالت پنسیلوانیا

‫محل تصمیم‌گیری برای این تعداد

‫از مسائل بشر نبوده است

‫تصمیماتی که منجر به تاسیس و بقای

‫کشوری بزرگ شد

‫که باعث بوجود آمدن

‫موج مهاجرت‌های مهمی شد

‫که آزادی مذهب را در آمریکا بنا نهاد

‫که باعث پدید آمدن ادیان بزرگ شد

‫که باعث تاسیس سیستم آموزش و پرورش آمریکا شد

‫که منجر به پایه‌گذاری ‫امپراتوری‌های صنعتی عظیم شد

‫که باعث ایجاد پایه‌های فولادین و چرخ متحرک

‫تمدن عظیم امروز ما شدند

‫در این مکان است که اتفاقات می‌افتند ‫تصمیمات گرفته می‌شوند

‫که صنعت شاهد بزرگ‌ترین پیشرفت‌هاییست

‫که در هر ایالت ‫یا کشوری در دنیا دیده می‌شود

‫پنسیلوانیا

‫سرزمین تصمیم‌گیری برای آمریکا ‫برای صنعت آمریکایی

‫و برای خانواده‌های آمریکایی

‫آتیلا

‫پسرعمو

‫پسرعمو

‫ارژبت زنده‌ست

‫چی؟

‫چی؟

‫چی گفتی؟

‫چی گفتی؟

‫یه نامه ازش به دستم رسیده

‫ارژبت عزیزت زنده‌ست ‫و همراه ژوفیا کوچولوئه

‫واقعاً؟

‫واقعاً؟

‫واقعاً؟

‫واقعاً؟

‫ممنونم

‫ممنونم

‫ترکیب چندین چیزه

‫ولی بنظر من

‫محبوب‌ترین چیز کابینته

‫که محصول خودمونه، سفارشی می‌سازیم

‫چراغ‌ها هم همینطور

‫و اینم از این

‫آدری دکور رو چیده

‫حالا دیگه مثل آمریکایی‌های ‫توی تلوزیون صحبت می‌کنه

‫آره، خب، ما تلوزیون نداریم

‫ولی از قبل از به‌دنیا اومدنم ‫اینجا زندگی می‌کرده

‫و هنوزم طرز صحبت کردنش مثل هیچکدوم ‫از آمریکایی‌هایی که تابحال دیدم نیست

‫هشت سال پیش

‫سعی کردیم یه جایی مثل همین‌جا ‫توی منهتن افتتاح کنیم

‫دو ماه دووم آوردیم

‫نتونستیم با برندهای مشهور رقابت کنیم

‫تازه عروس و دامادها، با یه نسخه از مجله‌ی

‫"خانه‌ها و باغچه‌های بهتر" میان اینجا

‫و میگن...

‫"اون... اون میزی که ‫کنار تبلیغ عطره رو می‌خوایم"

‫ما هم میگیم "خب، می‌تونیم ‫یه چیزی شبیه همون براتون بسازیم"

‫و اونا میگن "نه آقا، دقیقاً همونو می‌خوایم"

‫آره. کاشف به عمل اومد ‫که اصلاً از نیویورک خوشمون نمیاد

‫اصلاً صفا نداره، مگه نه آدری؟

‫هر بچه‌ی فسقلی که می‌بینی

‫هر فروشنده‌ای، هر خریداری، هر پیکی

‫همه‌شون می‌خوان سرت کلاه بذارن

‫من خودم اهل کنتیکت هستم ‫می‌دونی کجاست؟

‫معلومه که نمی‌دونه کجاست، آدری ‫تازه رسیده

‫بدش به من

‫خب...

‫اون پشت یه جا برات خالی کردیم

More Farsi Persian subtitles for The Brutalist

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left