The first 200 lines.
بیاین دور هم جمع شید، دوستای کوچولو! بیاین و چشماتونو خیره کنید
به پنیوایز دلقک رقصنده شگفتانگیز
چه جمعیت پرشوری
شرط میبندم امشب حتی شلوغتره. اوه، حالا شرط میبندی، نه؟
دیگه با قماربازهای حرفهای وقت نگذرون
کاش میتونستی بشنوی اونا چطور در موردت حرف میزنن، بابا
بابا، تو اونا رو خیلی خوشحال میکنی
آره، این خودش یه چیزیه
خیلی خوبه. خیلی خوبه
حالا اون پشت چیکار میکنی، عزیزم؟
داشتم روی صورتم کار میکردم. میخواستم غافلگیرت کنم
دختر قشنگم! نگاه کن خودتو
تعظیم رو نشونم بده
خانمها و آقایان
برای سرگرمی شما
کارناوال برادران سانتینی با افتخار تقدیم میکند
اولین نمایش پدر و دختری در تاریخ خود
نمایش پنیوایز و پریوینکل
پریوینکل؟
اون اسم هنری مامان بود
آره. خب، اگه دوست داری میتونی عوضش کنی
نه. من دوستش دارم
خوبه. بابا، هیچوقت دلتنگ سیرک میشی؟
گاهی اوقات
دلتنگ جمعیتهای زیاد میشم. آره
غوغاهاشون
یه روزی
سیرک دوباره صدامون میکنه. میبینی
اما این بار، نمایش من فرق خواهد داشت
یه چیز جدید. یه چیزی که هیچکس تا حالا ندیده
تو. حالا، این عالی نمیشه؟
دور هم جمع شید، دوستان. دور هم جمع شید
نمایش پنیوایز دلقک رقصنده دوباره شروع میشه
حدود نیم ساعت دیگه، نمیخواید از دستش بدید
برین مامانهاتون و برادراتونو بیارید
برین مادربزرگتونو بیارین و به نمایش بزرگ بپیوندین
لعنتی! همش داره پاک میشه. همش داره پاک میشه
اه. اه. اه
سلام؟
کی اونجاست؟
سلام، پسر کوچولو
چی رو نگاه میکنی؟ نمایش اون وره
گم شو
بچهها انگار جذب تو شدن
این حرف عجیبیه که یه مرد جوون بزنه
نمیتونم پدر و مادرمو پیدا کنم
منم همینطور
اونا مردن
کمکم میکنی پیداشون کنم؟
نه
نمیبینی سرم شلوغه؟
چی بود؟
اون مادرمه
پدرم رو دیدی؟
همینطوری رفته؟ بیاید عجله نکنیم
ما دقیقاً نمیدونیم چی شده
مطمئنی مال اونه؟ یا خدا. دقیقاً همونجا
کی میتونه این کار رو کرده باشه؟ من هیچی نمیدونم
تا وقتی که ردی ازش پیدا کنیم. جسدی نیست؟
وای خدای من. افراد رو فرستادم جنگل رو بگردن
اما احتمالاً یه چیزی کشیدهش و برده
اوه خدای من. نمیدونم چیکار کنم
رئیس، رئیس
پیداش کردم تو جنگل
شاید گرگها بودن
اونا تو این حوالی پرسه میزنن
بابا! بابا
هی رگ. مشکل داریم
عصر بخیر
ببخشید مزاحم شدم، رفقا
خب
خیلی ساده بهتون میگم
هر چی میخوایم رو بهمون بدید، و ما میریم
نورما؟ نورما پرایس؟
باید خجالت بکشی
برو خونه. الان
برو دیگه
چی میخواید؟
هنک گروگان. میدونیم یه جایی اینجا قایم شده
اونو تحویل بدی میتونی برگردی به مهمونیت
نه، نه، نه
مثل اینکه شما رفقا اطلاعات اشتباهی دارید. ببینید، اینجا فقط یه مرکز تفریحی هستش
فقط برای پرسنل نظامی
خب، پس اهمیتی نمیدید اگه یه نگاهی سریع بندازیم؟
خب، میگیم نه. ما که ازتون سؤال نمیکنیم
ببین، من اینجام. بابا، نه
دختر گلم. عزیزم. نه! نه
ببین، نمیخوام به خاطر من خونریزی بشه
من میرم. فقط این مردم خوب رو ول کنید
کار درستی میکنی
من اینطور فکر نمیکنم
حالا، نیازی نیست اوضاع خراب بشه، پسرم
حالا، نگاه کن ببین. ما هم اسلحه داریم
فقط مال ما دولتیه
پیشنهاد میکنم شما رفقا برید
امروز هیچکس گرفتار نمیشه
بذاریدشون زمین، بچهها. بذاریدشون زمین. بذاریدشون زمین
اون راست میگه
راهش این نیست
همه بیرون. بیاین
حالا باهات چیکار کنیم؟ میدونی که اونا برمیگردن
یه کامیون اون پشته. ببرینش اونجا، یواشکی درش بیارین
لعنتی. زنجیرش کردن. راه دیگه ای برای بیرون رفتن هست؟
پشت رو بگردین. پشت رو بگردین
زنا و بچهها الان بیان وسط اتاق
هی، به بچههای پایگاه زنگ بزن. من تلفنها رو چک میکنم
نه، تلفن کار نمیکنه. یه مشکلی داره
آروم باشین. آروم باشین
هوشیار باشین. هوشیار باشین. مواظب خودتون باشین رفقا
انجامش بده! یه اتفاقی داره میافته
آروم باشین. مواظب باشین
ببرینشون بیرون! ببرینشون بیرون
برو، برو! پشت رو چک کن. پشت رو چک کن
رجی، برو، برو، برو، برو! بزن بریم! عجله کن، یالا! یالا
یالا! هی! درم بستهست
لعنتی
هی، یو. مهمات میخوام. مهمات
خم شو
بیا تو! پایین
برو! برو، برو، برو! حرکت کن
اون سمتی نرو. از دو طرفن
لعنتی
خم شو! خم شو
رانی! بابا
ویل، پاشو. حالت خوبه؟
حالت خوبه؟ هیچی نمیبینم
رانی! ویل! رانی
بابا؟
بابام کجاست؟
خواهش میکنم! بابام کجاست؟
بابا! گرفتمت
ولم کن
دستم
ریچ! داغه
تکون نخور
وای خدای من! وای خدای من! وای خدای من
فرانکی! فرانکی
فرانکی! به خودت بیا
یالا
یالا
گرفتیش. برگرد عقب
لعنتی
بابا! بابام کجاست؟
هی
این ورم! هی
نه، نه، نه
نورین. بیا اینجا
دستمو بگیر
من یه راه خروج میشناسم
بابا! ویل
چی شده؟
چیزی رو صورتمه؟
هی. خوبه. خوبه. حالت خوبه. حالت خوبه
پیشتم. میرسونیمت بیرون
سلام، دیکی
چته؟
چیزایی میبینی؟
فکر کنم اونا هم تو رو میبینن
بچهها کجان؟ نشونم بده
وقت رفتنه
تا وقتی مطمئن نشم گروگان مرده، نه
هیچکس زنده از اونجا بیرون نمیره
حق باهاشه. کارشون تمومه
یالا. بیا تو، بیا تو
الان بیا پایین اینجا. برو، برو، برو! عزیزم
ریچ و مارج چی میشن؟
سقف داره میریزه، پسر! حواسم بهشونه
میرم بیارمشون. شما جلوتر برین. نه! نه
وایسا! وایسا! لعنتی، پیداشون میکنم
برو
بیا تو
بچهها! بچهها! بیاین اینجا! بیاین از این راه! بیاین
باشه، بیا تو
مارج، بیا کمکم کن
یالا، کمکم کن
کمکم کن
بیاین بریم تو
تنها راهیه که میتونیم نجات پیدا کنیم
خیلی کوچیکه. جا زیاده
سقف داره میریزه! یالا، مارج
باشه، باشه
جا برای هر دومون نیست
نه! مارج-- مارج، وایسا
نه، ریچ! خواهش میکنم، نه
بذار برم بیرون! خواهش میکنم
مارج، به حرفم گوش کن
بذار برم بیرون
مارج! بذار برم بیرون
یادت میاد چی گفتی؟
در مورد شوالیهها؟
چی؟ شوالیهها؟
اونا که با یه چیزی کنار تخت میخوابن؟
آره
خب، ما فقط تو لگن ادرار نمیکنیم
ما از دوشیزگان زیبا هم محافظت میکنیم
اون روز رو یادت میاد؟
اون روز که همه خوکچههای هندی تو راهرو پخش شدن؟
چون رابی مولر زده بود آزمایشگاه علوم رو شکونده بود؟
اون هفته اول مدرسه من بود و همه رفته بودن بیرون ببینن
تو با یه ژاکت زرد و یه دامن خاکستری از کلاس اومدی بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.