The first 200 lines.
خیلی خوش گذشت
دکتر فراست قطعاً آدمِ منه
فکر کردم یه حسایی بینمونه
وقتی داشتیم با واسکز حرف میزدیم
به نظرم خوشتیپه؟
آره هست، ولی اصلاً اینجوری که فکر میکنی نیست
من تو بار مولیام. همهمون اونجاییم
اونجا میبینمت
هی، وایولت؟ میخوای برسونمت؟
نمیتونی دفتر خاطراتم رو برگردونی
یا چیزایی که دوستام بهم داده بودن
یه چیزایی هست که نمیشه برگردوند
هر کاری هم که بکنیم
میدونی، فقط میخواستم دوباره همه چی عادی بشه
نمیشه همینطوری بیخیال شد
از یه همچین چیزی، کریستوفر
بابا! بوی دود میاد
باشه، باشه. کجا؟
نمیدونم. فقط
خیلی خب. باید بریم بیرون؟
بیا آروم باشیم و منتظر بابات بمونیم
تا بره چک کنه، باشه؟
هی، من که بویی نمیفهمم. مطمئنی؟
قسم میخورم
بیا اینجا عزیزم. بیا پیش من بشین
آتیشی در کار نیست
هی، هی، ما خوبیم
معذرت میخوام
نمیدونم چم شده
واقعاً فکر کردم
شاید دوباره خواب بد دیدی؟
واقعاً متأسفم که بیدارتون کردم
اشکالی نداره عزیزم، طوری نیست
همه چی ردیفه. ما خوبیم
جامون امنه
مهم همینه، باشه؟
همه چی مرتبه، عزیزم
آره
میتونم اینجا پیش شما بمونم؟
آره
یه لحظه صبر کن، مکدونالد درست کرده
کلم بروکلی با طعم آدامس بادکنکی؟
برای اینکه بچهها بیشتر سبزیجات بخورن
اوهوم. میتونی تو گوگل سرچ کنی
اوه، حتماً. هی، ببین کی اینجاست
چطوری کایلی؟ سلام تیم
هی، امروز نیروی کمکیِ کامیونی؟
نه، فقط داریم برای دوره بعدی آماده میشیم
دوره «دختران آتشنشان»
آره، سوراید کلیولنده
رفته دیدن آیزایا، واسه همین یه کم وقتم آزادتره
و این برای من خیلی بهتر از تیکتاکه
خب، از دیدنت خوشحالم کایلی
ثبتنامیها دارن پشتسرهم میان
بله
تقریباً دو برابر دوره قبلی ثبتنامی داریم
عالیه
هی میسی! سلام
سلام
دختران آتشنشان، دوره دوازدهم
داریم شروع میکنیم همگی
امیدوارم با یه دفترچه پر از ایدههای تمرینی اومده باشی
اوه، شک نکن ستوان
خوبه
خیلی خب، ببینم چی تو چنته داری
داشتم فکر میکردم
باشه، بهم بگو اگه به نظرت عجیبه
بگو
خب، دیشب دکتر جان فراست پیشم موند
و مثل همیشه خیلی خوش گذشت. خب؟
ولی قبل از اینکه بیدار بشه مجبور شدم بیام سر شیفت
واسه همین اون هنوز تو آپارتمان منه
بدون من
بخش عجیبش همینه؟
آره
اگه تصمیم بگیره تمام کشوهای منو بگرده چی؟
چرا باید همچین کاری بکنه؟
چرا نکنه؟
خیلی خب، باید یه چیزی در مورد دیشب بهت بگم
ام، خب... امروز قراره گند زده بشه بهش
چی شده؟
واسکز این شیفت کنار گذاشته شده
پس سه نفری کار میکنیم و هیچکس از این وضع راضی نیست
کِی این اتفاق افتاد؟
امروز صبح زود ایمیل زدن
خوشم نمیاد وقتی واسکز اینجا نیست
وقتی کراشت دوروبرت باشه خیلی بیشتر خوش میگذره
کراش روی واسکز؟ پس فراست چی؟
فراست جدی نیست. واسکز هم میتونه همینطور باشه
همه گزینهها رو روی میز نگه دار. این شعار منه
بگذریم، دیشب برای تو چی شد؟
اوه، آره، میدونی، اه
فکر کردم دارم مریض میشم
ولی وقتی امروز صبح بیدار شدم
دیدم حالم خوبه. اوکی
رفیق، باید بیرونِ شیفت یکم بیشتر به خودت برسی
چون من نمیتونم تنها کسی باشم که اینجا
داستانهای خجالتآور داره
اون چی گفت؟
آها، خیلی خب، اگه مدرسه رفتن
اوضاع رو بدتر میکنه، پس به نظرم
بذاریم خونه بمونه، ولی خب، تصمیم با توئه عزیزم
باشه. حله. بهم بگو چی میگه
فعلاً
همه چی ردیفه؟
آنابل، تازگیها یه سری
حملههای عصبی داشته
چه جور حالاتی؟
از اونایی که همه رو بیدار میکنه
وسط شب، چون یه صدایی شنیده
یا بوی دود به دماغش خورده
آره، طفلک خیلی سختی کشیده
آره
حالا سیندی میخواد که
میدونی، ببرتش پیش روانشناس
ولی اون زیر بار نمیره
ای بابا، دقیقاً هر وقت فکر میکنی
که بدترین روزها رو پشت سر گذاشتی، اونوقت
اوم
صبح بخیر ۵۱. صبح بخیر رئیس
چند تا نکته سریع
همونطور که شاید شنیده باشین
بازی جابهجایی نیروهای سازمان دوباره امروز کار دستمون داد
۶۴ بخش پرسنلی، واسکز رو برای این شیفت فرستاده به کامیون
خدا میدونه به چه دلیلی. بازم معذرت میخوام کید
اشکالی نداره رئیس، خیالی نیست
و حالا که سوراید نیست، کروز داره سرپرستی میکنه
خدا به دادمون برسه
۳ کامیون ۸۱، تیم امداد
استراحت برای خستهها معنا نداره
بزنیم به چاک. خیلی خب
اون چه صداییه؟
مردم اون داخل گیر افتادن
تیم امداد، اون در رو باز کنید
حله، مفهومه. تونی، سنگ فرز
مفهومه
کامیون، دور ساختمون بچرخید
سعی کنید یه ورودی دیگه برای جستوجوی اولیه پیدا کنید
ببینید میتونیم جلوی پیشروی آتیش رو بگیریم
تا وقتی که ماشین آبپاش برسه یا نه
اطاعت رئیس
خیلی خب، بالارد، هرمن، برید کپسولهای آتشنشانی رو بیارید
حله. ۵۱ به مرکز
درخواست اعلام حریق سطح یک دارم
به همراه تیم فوریتهای پزشکی سطح یک در محل
زمان تقریبی رسیدن ماشین آبپاش رو هم اعلام کنید
یه حریق دیگه هم تو این منطقه گزارش شده
اولین ماشین ۵ تا ۷ دقیقه دیگه میرسه
زود باش
بیا دیگه. اوه
هی، بیاین! از این طرف
این پشت. این پشت
آروم باش
بیا بیرون. امدادگر
راهنماییشون کن بیرون. از این طرف
آروم! آقا
اینجا پاکه، پاکه
کس دیگهای هم اون تو هست؟
فروشندههای دیگهای هم داشتن غرفههاشون رو میچیدن
اینجا کجاست؟
بازار منسوجاته، شاید ۱۰ یا ۱۵ تا مغازه
یکی از غرفههای تهِ بازار آتیش گرفت
همهمون گیر افتادیم
گرفتمش. با من بیا
میریم یه چیزی برای اون سرفهت بگیریم، باشه؟
برین تو. تیم امداد، ماسک بزنین
مفهومه
بریم که رفتیم
فکر میکنی کسی تونسته بیاد بیرون؟
خب در که باز مونده
یکی رفته داخل
رئیس، یه درِ باز تو ضلع "براوو" پیدا کردیم
داریم میریم داخل
ماشین بعدی ۵ تا ۷ دقیقه دیگه میرسه
بیگدار به آب نزنید
فعلاً خودتونید و خودتون. مفهومه؟
میبینیم تا کجا میتونیم پیش بریم
ولی آتیش داره به این سمت میاد
بیا یه راهی باز کنیم
بزن بریم بالارد! مفهومه
خیلی خب
حرکت کنیم
آتشنشانی! اگه کسی صدامو میشنوه جواب بده
دووم بیار
رئیس، اینجا مثل هزارتو میمونه
همه جا لکههای آتیش هست
ما میریم سمت ضلع براوو
مفهومه. تیم امداد، شما برید ضلع دلتا
مفهومه
رئیس، هیچ راه خروجی به مغازههای دیگه ندارم
داریم دیوارها رو میشکافیم تا ببینیم
میتونیم مصدوم دیگهای پیدا کنیم یا نه
مفهومه
اگه اونجا خیلی داغ شد بکشید عقب
مفهومه
اوه، اوه، اوه! بچهها، وایستید
منو از اینجا بیارید بیرون! وایستید
خیلی خب، برید عقب! داریم میایم تو
آتشنشانی! جواب بدین
اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.