Hijack

Hijack

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Hijack S02E06 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-18
Downloads: 92
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫مطمئن نیستم.

‫احتمالاً یه جور نوسان برق بوده.

‫یه انفجار؟

‫نمیدونم. شاید.

‫نیروهای امدادی به اونتر دن لیندن اعزام بشن.

‫بله؟

‫اونا توی راهن.

‫خوبه.

‫آقای دیل...

‫ممکنه مرده باشن؟

‫استفان.

‫چه خبره؟

‫باشه... عجله کن.

‫ممنون.

‫داریم سعی میکنیم ‫سیستم ردیابی رو دوباره وصل کنیم.

‫باید بیلی-براون رو به خانه‌ امن برگردونیم.

‫هنوز نمیدونیم چه اتفاقی افتاده.

‫هر ثانیه‌ ای که کاروان حرکت نکنه، آسیب‌ پذیره.

‫به تلاش برای تماس با نلسون ادامه بده.

‫انجامش بده.

‫باشه، فهمیدم. مفهومه.

‫برگردیم به خانه‌ امن.

‫چه خبر شده؟

‫مأموریتمون لغو شده. ‫تحویل کنسله.

‫داره درباره چی حرف میزنه، «تحویل»؟

‫دستور داریم «بیلی-براون» رو ‫فوراً به مخفیگاه برگردونیم.

‫هر کسی میتونسته خروج ما رو از اونجا ببینه. ‫امنیتش لو رفته.

‫من کاره‌ ای نیستم.

‫همینجا منتظر بمون.

‫ارتباطشون رو با قطار از دست دادن.

‫- خب؟ ‫- پلیس آلمان به وقوع انفجار مشکوکه.

‫خدای من. واکنش اونا اونجا چیه؟

‫یکم دارن دست و پا میزنن...

‫ولی ام‌ آی ‌۵ میگه «بیلی-براون» ‫داره به بازداشتگاه برگردونده میشه.

‫پس معلومه که فکر میکنن تموم شده.

‫تلاشت رو کردی، دنیل.

‫دیگه کارت تمومه.

‫بحران برطرف شد؟

‫نه، نه چندان. ‫گزارش‌ هایی از انفجار در برلین رسیده.

‫به «بلمارش» برت میگردونیم.

‫به نظر میرسه رفیقت «جان» هم ‫تا دو هفته دیگه اونجا بهت ملحق میشه.

‫مسافران، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید.

‫ما معتقدیم که انفجار...

‫- مشکلی نیست. همه چی درست میشه. ‫- واگن انتهایی یه هشدار بود.

‫زیر تک‌ تک واگن‌ ها بمب هست، ‫ولی اگه همونجایی که هستید بمونید...

‫و دست به کار احمقانه‌ ای نزنید، ‫به سلامت از این وضعیت عبور میکنیم.

‫برای آخرین بار، جس...

‫بازی تمومه، باشه؟

‫نقشه‌ ها عوض شده.

‫باید هر چی میدونی رو بهم بگی.

‫فقط یه چیزی بگو!

‫بیخیال، جس.

‫خیلی خب، من به تنهایی از پس این کار بر نمیام. ‫نیاز دارم که باهام حرف بزنی.

‫هنوز در خطریم؟

‫- نمیدونم. ‫- نه، باورت نمیکنم.

‫این بخشی از نقشه نبود.

‫خب، پس با یه نفر که مسئوله تماس بگیر.

‫اون مرد.

‫همون کسی که دیدمش. ‫اسمش رو نمیدونم.

‫اون کسیه که استخدامت کرده؟

‫داری باهاش کار میکنی، مگه نه؟

‫باید بتونی با تلفن باهاش تماس بگیری.

‫نه، هیچ تماسی در کار نیست.

‫جس، قرار بود کل قطار منفجر بشه، ولی نشده.

‫هنوز نه.

‫باید باهاش حرف بزنی.

‫بهش بفهمون که هنوز کنترل اوضاع دستته.

‫یه خبر خوب بهم بده.

‫خب، برای شروع، من زنده‌م.

‫اوه، تویی.

‫کنترل اوضاع از دستت خارج شده.

‫من کنترل هیچی رو از دست ندادم.

‫مشکلی پیش اومد و حلش کردیم.

‫خب، اینطور به نظر نمیرسه. ‫کاروان داره برگردونده میشه.

‫حالا قدم بعدی چیه؟

‫نه، نه، نه، نه. ‫این کار رو نکن.

‫هنوز میتونیم درستش کنیم.

‫به حرفم گوش کن، ‫هنوز میتونیم درستش کنیم!

‫بهم بگو چطوری میخوای درستش کنی.

‫هوم؟

‫چطوری؟

‫فقط به یکم زمانِ بیشتر نیاز دارم. ‫فقط بهم...

‫کسایی که براشون کار میکنیم، ‫شکست رو تحمل نمیکنن.

‫ریسک‌ ها رو میدونستی. ‫این نباید به اونا ختم بشه.

‫هی. خودتی، مگه نه؟

‫همونی که دیروز دیدم.

‫چی میخوای؟

‫منم همون چیزی رو میخوام ‫که تو میخوای، خب؟

‫وقتی دیروز توی فاکس‌ هول همدیگه رو دیدیم، ‫یه قرار لعنتی با هم گذاشتیم.

‫من پای قولم موندم.

‫اتاق کنترل، اونا با تک‌ تک ‫خواسته‌ های من موافقت کردن...

‫خواسته‌ های تو.

‫نه، دیگه نه. ‫دارن بیلی-براون رو به خانه امن برمیگردونن.

‫از نظر اونا، همه چی دیگه تموم شده‌ست.

‫ببین، این کار رو میکنیم.

‫میتونم مجبورشون کنم کاروان رو برگردونن.

‫باشه؟ میتونیم درستش کنیم.

‫پنج دقیقه وقت داری، ‫وگرنه اون قطار رو منفجر میکنم.

‫و هیچ کاری هم برای ‫متوقف کردنش از دستت بر نمیاد.

‫پس... تکلیف اون یکی معامله چی میشه؟

‫مارشا چی میشه؟

‫همونطور که دیشب گفتم، ‫جای مارشا امنه...

‫تا وقتی که به چیزی که میخوایم برسیم.

‫روشن میشه؟

‫بذار ببینم، ‫بیا امتحان کنیم.

‫این لگن لعنتی داره کار میکنه!

‫سِر، من باید از اینجا برم بیرون.

‫سعی کن خونسرد باشی، ‫و یادت بیاد راننده چی گفت.

‫به‌ زودی از اینجا میریم بیرون.

‫مگه نه؟

‫آره. حتماً.

‫وینتر؟

‫سَم، چی شده؟

‫بیلی-براون کجاست؟

‫اول، جواب میخوام.

‫بیلی-براون کجاست؟

‫در راه محل تحویل ‫در خیابون برگمان‌ اشتراسه‌ست.

‫این دروغه. ‫برش گردونید.

‫اون از کجا این رو میدونست؟

‫وینتر.

‫به محل تحویل برسونش، ‫وگرنه کل این قطار از بین میره.

‫اونجا میرسه.

‫بهتره که برسه.

‫نیروهای امدادی رو از «آنتر دن لیندن» بیرون بکش، ‫و کاروان رو دوباره راهی جاده کن.

‫حرکت کنید.

‫دریافت شد.

‫بزن بریم!

‫بله؟

‫کارش خوبه.

‫- پس در حال حرکتی؟ ‫- آره. کارت خوب بود.

‫- چیزی تا تموم کردن این کار نمونده. ‫- آره.

‫دیگه گندی نزن، ‫تا پولت رو بگیری.

‫درسته.

‫فقط قطار رو به سکو برسون، ‫و ما اونجاییم.

‫حالا میتونیم بریم.

‫اون مرد یه دروغگو و یه قاتله.

‫آدا، اوضاع از کنترل خارج شده.

‫اون میدونه کاروان داره چیکار میکنه.

‫و ما نمیدونیم قطار کجاست.

‫چاره‌ ای نداشتم جز اینکه بذارم فکر کنه ‫چیزی رو که میخواد بهش میدیم.

‫ولی؟

‫ما مداخله میکنیم.

‫اگه این جواب بده، ‫اون چیزی رو که میخواد به دست میاره...

‫لازم نیست کسی بمیره.

‫به جز فردی.

‫پس چرا کشتیش؟

‫فردی باید میمرد، ‫چون شماها گند زدید.

‫داشت سعی میکرد ‫با مرکز کنترل تماس بگیره.

‫اگه مردی که براش کار میکنم میفهمید...

‫کل قطار رو منفجر میکرد.

‫و مارشا رو هم میکشت.

‫روال کار اینطوریه، مگه نه؟

‫این یه چرخه بسته‌ست.

‫هیچ ردی از کسی که پشت ‫این ماجراست نباید باقی بمونه.

‫به جز تو.

‫آره.

‫به جز من.

‫خیلی عمیقه.

‫جدی میگم، ‫شاید بخیه لازم داشته باشی.

‫احتمالاً بهتره به اورژانس بری.

‫نه، مـ... من خوبم.

‫ولی فقط یه لحظه این رو نگه دار.

‫آره، یه اورژانس حدود ‫یک ساعت با اینجا فاصله داره.

‫اوم، نمیدونم چرا دارم بهت میگم. ‫تو اهل اینجایی.

‫احتمالاً «سنت فرانسیس» رو میشناسی.

‫سنت فرانسیس، آره.

‫شب‌ های زیادی رو توی ‫اورژانس اونجا گذروندم.

‫من... من برات پانسمانش میکنم.

‫کجا میری؟

‫فقط میرم جعبه‌ کمک‌ های اولیه رو بیارم.

‫سنت فرانسیس؟

‫برگرد!

‫اون کجاست؟

‫لعنتی.

‫نمیتونه زیاد دور شده باشه.

‫گندش بزنن.

‫- همه‌ چی رو بردار. ‫- زود باش.

‫از این طرف.

‫اون چاشنی کوفتی دستشه. ‫اون چرا باهاش اون توئه؟

‫چه اتفاقی داره میفته؟

‫- هی، منظورم اینه که چه خبره؟ ‫- بچه‌ ها.

‫میشه لطفا همگی یه لحظه آروم باشید؟

‫خونسرد باشید. فقط برای یه ثانیه. ‫یکی‌ یکی حرف بزنید، باشه؟

‫ممکن بود توی اون واگن آدم‌ ها کشته بشن.

‫ولی، نه... هیچکس نمرد.

‫- گور باباش، همش تقصیر اونه! ‫- هی، من نمیخواستم درگیر بشم.

‫هی. بس کنید، بس کنید، بس کنید.

‫هی، آروم، آروم، آروم، آروم.

‫اون دشمن نیست، باشه؟ ‫موضوع فراتر از این حرف‌ هاست.

‫کسی صدمه ندیده، ‫پس بیاید بذاریم همینطوری بمونه.

‫حله؟ همه‌مون یه چیز رو میخوایم، ‫فقط میخوایم زنده بمونیم.

‫باید بذاری از قطار پیاده بشیم.

‫به این سادگی‌ ها نیست.

‫ولی یه چیزی هست که میتونم بهتون بگم

‫اینکه جابجایی انجام میشه.

‫و اگه فقط خونسرد بمونیم، ‫و با مقامات همکاری کنیم...

‫از این مخمصه جون سالم به در می‌بریم.

‫باشه؟ این رو بهتون قول میدم.

More Farsi Persian subtitles for Hijack

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left