The first 200 lines.
رعايت حقوق مترجمين زيرنويسها نشانه شخصيت شماست
از تغيير و حذف نام مترجمين زيرنويسها جدا خودداري كنيد
تقديم به پارسيزبانان جهان
نگهبان كهكشان
اون ميتونه يه گلوله رو بگيره اون از قطار هم سريعتره
از بالاي آسمانخراشها ميپره
اونجا، توي آسمون اون يه پرندست؟ يا هواپيماست؟
در طول روز يه پستچي سادست ولي شبها يه ابرقهرمانه
و از نيويورك در برابر آدمهاي پليد محافظت ميكنه
او بوسيله مبارزان ديگري كه خودرا وقف مبارزه با جرم و جنايت كردهاند، حمايت ميشه
اون قابليتهاي بيشتري نسبت به آدمهاي عادي داره
هميشه تو اين فکر بودم که چرا قبل از من کسي اين کارو نکرده بوده
منظورم اينه که با اون همه ... کتاب کميک, فيلم و سريال
حتما فكر ميكنين كه يه آدم تنهاي عجيب ممكنه حداقل براي خودش يه لباسي درست كنه
واقعا زندگي مردم اينقدر هيجان انگيزه
مدارس و ادارات آنقدر هيجان انگيزن كه من تنها كسي هستم كه به اين چيزها علاقه دارم؟
بي خيال, با خودتون روراست باشين
بعضي وقتها در زندگيمون
همه ما ميخوايم ابرقهرمان باشيم
بهرحال اين من نبودم
اون يه امريکايي با سابقه مشکلات رواني بوده
من کي هستم؟
من "كيك اس" هستم
شش ماه قبل
اين منم. قبل از اينكه اين ماجراهاي احمقانه اتفاق بيفتن
فکر ميکنم آخرين نفري بودم که انتظار ميرفت يه ابرقهرمان بشه
نه اينکه من مشکلي داشته باشم
اما من آدم خاصي هم نبودم
اهل ورزش نبودم
نابغه رياضي هم نبودم يا بازيكن اصلي تيم نبودم
هيچ جاي بدنم هم حلقه آويزون نکرده بودم ديوونهبازي هم در نميآوردم
My Space يا سه هزار تا دوست در نداشتم
تنها توانايي که داشتم اين بود که دخترها نميتونستن منو ببينن
حتي در بين دوستانم هم خيلي محبوب نبودم
مثل بقيه آدمهاي هم سنم من فقط وجود داشتم
زيرنويس از امـيـر طـهماســـبي
صبح بخير, بچه ها
لطفا كتابهاتون رو باز كنين فصل دو، صفحه دو
اگر در اتاقم رو باز ميکردين احتمالا منو در حال تلويزيون ديدن ميديديد
Skype يا با دوستم " تاد " در چت ميکردم
داري " مرد خانواده" مي بيني؟ - نه -
منم
به اين سايتي كه ميگم برو خيلي باحاله
يا با فکر معلم انگليسي مون خودارضايي ميکردم
ديو ليزوسكي"، خيال نكن" كه نفهميدم به سينههام خيره شدي
ميخوام بدنم رو لمس كني
خب خيلي از بچه مدرسهايهاي همسن من هم بعضي وقتها خودارضايي ميكنن
ولي راستشو ميگم، من زياد از اينكارها نميكردم
قسم ميخورم، فقط براي اينكه هورمونهاي بدنم متعادل بشن، از اين كارها ميكنم
ديو ليزوسكي
نگاهت نبايد به كتابت باشه؟
"بله، خانم "زاين
ببخشيد
اما اشتباه نكنين
من از دخترهاي هم سن خودم خوشم مياد
"خصوصا " کيتي داکسما
!سلام خوشگله
!سلام
اوه, نه
منظورت " اريکا" بود
ميدونستم حواسم بود
داشتم شوخي ميکردم
خب
اوه، خداي من
مادرم وقتي حرف ميزنه اينطوريه
اينكه چيزي نيست، پدرت اين شكليه
نه اينم مادرمه
چتونه؟
من فقط يه آدم معمولي بودم
نه عنكبوتي كه راديواكتيويته شده باشه نه پناهندهاي كه از فضا اومده باشه
ميدونين چيه؟ "تاد" ميگه كه هنوز شكلات كانت درست ميكنن، ديگه تو مغازهها ازش نميفروشن
مادرم در آشپزخونه سكته كرد و مرد
از ترس يه مرد مسلح كه داخل كوچه بود
... پس اگه خيال كردين كه " مادر، من انتقامت رو ميگيرم"
اشتباه كردين
الان 18 ماهه كه مادرم مرده
تنها چيزي كه بهم الهام شد اين بود كه زندگي ادامه داره
عكس اين زنبوره، عوض شده؟
نه
چطوريه كه هيچكس تا حالا سعي نكرده، ابرقهرمان باشه؟
خب، نميدونم. چون فكر كنم غيرممكنه بچه
چرا؟ يه ماسك زدن و كمك به مردم كجاش غيرممكنه؟
اينكه ابرقهرماني نيست
ابرقهرمانها بايد از همه قويتر باشن، بتونن پرواز كنن، مثل قهرمانها
نه اينكه قهرماني نيست، اين ديوونگيه
(آهاي؟ پس بروس وين ( شخصيت بتمن
اونكه قدرتي نداشت
آره، اما اون چيزهاي گرون قيمتي داشت
كه اصلا وجود ندارن
آره، تاد. اين چيزيه كه ميگم
هركس كه بخواد تو رو اذيت كنه
بعد از يه روز مي ميره
خب، نميگم كه ما بايد بكشيمش
فقط نميدونم چرا هيچكس چنين چيزي به فكرش نرسيده
بين اين همه آدم كه عاشق ابرقهرمانها هستن
نبايد يكي حتي يه كار كوچيك بكنه
خداي من، هيچوقت اين فكرها اذيتتون نكرده؟
چطوره كه همه ميخوان شبيه "پاريس هيلتون" بشن ولي هيچكس نميخواد مثل "مرد عنكبوتي" باشه
آره. اونكه چيزي نداره سينههاش هم صافه
شايد چون فيلم پورنو نداري
تو "يك شب مرد عنكبوتي بودن" رو نديدي؟
حدس بزنين كي اومده؟
نميدونم فقط منم كه دلم براي كريس داميكو" ميسوزه"
اينكه هرچيزي كه بخواي رو داشته باشي خيلي بده
اي كاش به يادم نمي آوردي داره گريهام ميگيره
نه، ولي راستش رو بخواين
اون همش تو خودشه
ما بايد باهاش حرف بزنيم
ببينيم دوست داره با ما بپلكه يا نه
... نه اينكه فقط باهاش حرف بزنيم، ميگم
فوق العادست! فكرشو بكنيناگه اون دوست ما بشه، ديگه هيچكس سربسر ما نميذاره
پس برو، تاد
نه، نه - تو نميخواي باهاش حرف بزني؟ -
نه، ديو بايد بره
چي؟ - ديو تو برو -
نترس ديو
شماها ترسوييد
!بزن به چاك
متوجه شدين اونجا چه اتفاقي افتاد؟
آره، فكر كنم داشتم از ترس خودم رو خيس ميكردم
بعدا ميبينمت
آره، اگر زورم بيشتر بود، پدرش رو درمي آوردم
ما پدر هيچكس رو درنمياريم، تاد
... منظوري نداشتم، فقط خواستم بگم
... حرف چرت نزن
هي، هي ، هي سلام ترسوها
تلفن، پول
هي بچهها، بي خيال
تلفن - ندارم، يكي هفته پيش ازم گرفتش -
ترسو
كيفت رو بده - فقط كتاب كميك توشه -
ميخواي خط خطي بشي؟
اون عوضي رو ببينين فقط داره نگاه ميكنه
بي خيال، با خودتون روراست باشين
شماها كار ديگهاي ميكردين
ما ميبينيم يكي توي دردسر افتاده و آرزو داشتيم بتونيم كمكش كنيم
اما نميكرديم
توي دنياي ما، ابرقهرمانها فقط در كتابهاي كميك هستن
اگه آدم بدها هم توي داستانها بودن مشكلي نبود
اما اونها فقط توي داستان نيستن
فرانكي، قسم ميخورم كه من بي تقصيرم
يه آدم عوضي... نميدونم از كجا پيداش شد و تمام كوكايينها رو دزديد
تو گفتي اون يارو شبيه " بتمن" بوده
نگفتم شبيه بتمن بوده
اما گفتي شبيه اون بوده
با ماسك و شايدم شنل
شبيه بتمن - من نگفتم شبيه بتمن -
بسيار خب
"بذار بگم ما چه مشكلي داريم " تري
خبرچين ما پيش روسها چيزهاي يه كم متفاوتي گفته
بنا به حرفهاي اون، تو كوكايينهاي منو فروختي و پولش رو برداشتي
!اين دروغه
باورم نميشه شما حرفهاي اون عوضي باور ميكنين
بگو ببينم، تري، كدوم محتملتره؟
اينكه تو يه دزد طماعي
يا اينكه تمام كوكايينهاي منو سوپرمن دزديده؟
بتمن - !من هيچوقت نگفتم، بتمن -
كافيه
پسرم توي ماشين منتظر منه كه ببرمش سينما
منم نميخوام نااميدش كنم
جو" بقيه كارها رو سپردم به تو "
متشكرم - "اين مسخرهترين دليلي بود كه تا حالا شنيده بودم،"تري
ببخشيد كه معطل شدي، رفيق
فيلم تا 10 دقيقه ديگه شروع ميشه
بسيار خب، مشكلي نيست
ما سريع ميريم اونجا
اما من ميخواستم ذرت بوداده بخرم
وقتي رسيديم، براي كريس ذرت بوداده بخر، خب؟
بسيار خب
ديگه چي ميخوري؟ پپسي؟
خوبه
براش پپسي بخر براي من هم نوشيدني خنك باشه
قاطي
مثل وقتي كه قرمز و آبي رو قاطي ميكني
و يه بسته شكلات
كتابهاي كميك اشتباه ميكنن
لازم نيست كه ضربه روحي بخوري يا تحت اشعههاي كيهاني قرار بگيري تا ابرقهرمان بشي
فقط تركيب مناسبي از خوش بيني و بي ريايي لازمه
!معركهاي
بجنب
... در همين زمان
بابا، من ميترسم - بي خيال "ميندي" تو حالا بزرگ شدي، نبايد از چيزي بترسي -
بدجوري درد ميگيره؟ - اوه، بچه. فقط براي يه لحظه، عسلم -
... گلوله يه اسلحه كمري با سرعت - بيشتر از 700 مايل در ساعت حركت ميكنه -
پس در اين فاصله، گلوله تو رو ميندازه ولي بغير از يه درد كوچيك چيزي نداره
من از اينكه دردم بگيره، بدم مياد
چيزيت نميشه، بچه كوچولو
چطور بود؟
بد نبود، نه؟
مگه نه؟
حالا ميدوني چه حسي داره
حالا ديگه از يه عوضي كه اسلحه دستشه نميترسي
هيچ چيزي براي ترسيدن وجود نداره
دختر خودمي! بسيار خب
پاشو
يه بار ديگه و بعد ميريم خونه
دوباره؟
آها
فقط به اين شرط كه سر راهمون بريم بولينگ
بولينگ؟
No comments yet. Be the first to leave one.