The Beauty

The Beauty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Beauty S01E08 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫قرن‌ هاست که...

‫بشریت در جستجو بوده.

‫بشریت... بشریت با درماندگی تمام، ‫در جستجوی پاسخ‌ ها بوده.

‫مأیوسانه به دنبال پاسخ‌ ها...

‫برای بزرگ‌ ترین و...

‫گیج‌ کننده‌ ترین سوالات جهان.

‫برای بزرگ‌ ترین و گیج‌ کننده‌ ترین ‫سوالاتی که عذابمون میدن.

‫محدودیت‌ های کالبد فیزیکی‌مون.

‫خب، خانم‌ ها و آقایون...

‫امروز، میگیم دیگه تمومه.

‫با من بگید. ‫دیگه تمومه!

‫دیگه خبری از محدودیت نیست...

‫نه ضعفی، نه ناخوشی‌ ای، نه سالخوردگی‌ ای، ‫نه مریضی‌ ای، نه زشتی‌ ای. دیگه همشون تمومه!

‫امروز...

‫من پاسخ رو بهتون معرفی میکنم...

‫راه حل رو...

‫ناجی رو، ‫مدرک رو...

‫خودم رو.

‫بایرون فورستِ جدید و تکامل‌ یافته.

‫زمانی، پیرمردی که چشم‌ در چشمِ مرگ بود.

‫درگیرِ سرطان، کلسترول، زوال و پیری.

‫و حالا، این.

‫تنها با یه تزریق ساده...

‫با نسخه‌ جدید و ارتقا یافته‌... ‫خودم آشنا شدم.

‫وقتشه که با نسخه‌ های جدید، ‫و ارتقا یافته‌ خودتون آشنا بشید.

‫وقتشه که تبدیل بشید به...

‫یک زیبارو.

‫چاقی و دیابت پیشرفته، ‫زندگی و پاهام رو تهدید میکردن.

‫بهم گفته بودن که در آینده ‫با قطع عضو مواجه میشم.

‫ولی دیگه نه. ‫به لطف «زیبایی»...

‫دارم بهترین روزهای زندگیم رو میگذرونم.

‫بعد از یک عمر پر از داروهای ضد افسردگی، ‫و روان‌ درمانگرهای مزخرف...

‫پلیس شدم تا به خودم برای کنار اومدن ‫با هیکل درشت و تنومندم کمک کنم...

‫که نفرین ژن‌ های خانوادگیم بود.

‫تا الان.

‫مدت‌ ها پیش، مجبور شدیم ‫بهترینِ خودمون رو پشت سر بذاریم.

‫پیری، بیماری و غذای ‫خانه‌ سالمندان در انتظارمونه.

‫حتی اسم خودم رو هم یادم نمیاد.

‫آلزایمر مستقیم توی چشم هام زل زده.

‫مثل یه دورِ دیگه از سرطان سینه. ‫زندگی عادلانه نیست.

‫نیازی به مشورت با پزشک نیست.

‫محصولات «زیبایی» و تقویت‌ کننده‌ های ‫محافظ زیبایی اون برای همگان تایید شدن.

‫برای تمیز کردن کیسه‌ چسبناک‌تون ‫به کمک نیاز دارید...

‫یا صدایی آرام‌ بخش که در طول اون ‫عرق‌ کردن‌ های زیبا همراهی‌تون کنه؟

‫به وب‌ سایت د بیوتی دات کام سر بزنید، ‫تا بسته‌ مناسب خودتون رو پیدا کنید.

‫ولی معطل نکنید. ‫شما به تقاطع زندگی رسیدید.

‫مسیر اشتباه رو نرید. همین امروز تزریق کنید، ‫و حس فوق‌ العاده‌ ای داشته باشید.

‫عوارض جانبی شامل ‫تهوع، استفراغ، اسهال...

‫نشت مقعدی، ترشحات واژینال، ‫ترشحات آلت، آهکی شدن باسن...

‫تپش قلب، نابینایی، تب، ‫تبِ بسیار شدید و کتوزِ احتراقیه.

‫اگه بیشتر از شش ساعته که خودتون رو توی ‫یه کیسه‌ انتقال می‌بینید، با آمبولانس تماس بگیرید.

‫این شرکت مسئولیتی در قبال هیچ‌ گونه عوارض جانبی، ‫مرگ یا آسیب‌ های جسمی ناشی از این درمان نداره.

‫با مصرف این محصول، ‫شما حق شکایت دسته‌ جمعی رو از خود سلب کرده...

‫و با داوری محرمانه‌ مادام‌ العمر ‫به تشخیص شرکت موافقت میکنید.

‫باید یه چیزی بخوری.

‫اینجا؟ ‫مگه دیوونه شدی؟

‫چرا دارن این کار رو با ما میکنن؟

‫شاید نمیدونن باید باهامون چیکار کنن.

‫شاید چون واگیرداریم، برای جامعه... ‫یه خطر محسوب میشیم.

‫شاید یه آزمایش اجتماعیِ بیمارگونه باشه.

‫آره، شاید هم همش با هم.

‫بیا، این رو بگیر. ‫فقط یه روزه که از اون کیسه در اومدی...

‫و هر لحظه ممکنه غذا رو بیارن.

‫برام مهم نیست. ترجیح میدم از گرسنگی بمیرم، ‫تا اینکه تا ابد اینجا بپوسم.

‫وقتی اون دختر منفجر شد، ‫یه تیکه‌ش توی دهنم رفت.

‫طعمش رو چشیدم.

‫فکر کنم اینطوری گرفتمش. ‫هر چی که هست.

‫نمیتونم صورتم رو ببینم، ولی حسش متفاوته. ‫حس متفاوتی داره، میدونی؟

‫تو خیلی خوش‌ قیافه‌ ای.

‫واقعاً؟

‫هوم.

‫تو هم همینطور.

‫تو زیبایی.

‫همیشه دلم میخواست اونطوری باشم.

‫که یکی اونطوری صدام کنه.

‫هیچ‌ وقت نبودم.

‫زود باش!

‫زود باش. ‫بلند شو.

‫حرکت کن!

‫بس کن.

‫- نه، نه! ‫- لعنتی! نه!

‫بیا. مال من رو بگیر.

‫خوبی. حالت خوبه. ‫همه چی مرتبه.

‫- لعنت به این وضع! میخوام برم بیرون! ‫- باری، باید آروم باشی.

‫- صدام رو میشنوی؟ ‫- نذار از دیدن ضعفت لذت ببرن.

‫لعنتی، من رو از اینجا بیارید بیرون!

‫- میخوام برم خونه! ‫- نذار در هم‌ شکستنت رو ببینن. خواهش میکنم.

‫باید به حرفم گوش بدی.

‫- جای من اینجا نیست. ‫- باید آروم باشی.

‫هیچکدوم از ما جاش اینجا نیست.

‫عقب وایسا.

‫آروم باش. ‫اونا اینجان تا نجاتمون بدن.

‫ما در موقعیتیم.

‫مفهومه.

‫اجرا کنید.

‫هی، حالا چه مرگته، ها؟

‫تیک میزنی و قاطی میکنی، ‫و از این مزخرفات.

‫بیخیال جی، ‫باید باهوش‌ تر باشی.

‫لطفاً سعی کن. خدای من، ‫این دو تا دارن مثل احمق‌ ها پلک میزنن.

‫دارن ارتباط برقرار میکنن. کد مورس. ‫فکر میکنن خیلی زرنگن.

‫مورس دیگه چه خریه، ‫و اون کد لعنتی چیه؟

‫این همون چیزیه که دارم میگم، ‫شاگرد جوون.

‫بحث سر هوشیاریه، محیط اطراف، ‫ورودی‌ ها، خروجی‌ ها، چشم‌ ها، تهدیدها.

‫من فقط زمانی تهدیدم که ‫تو من رو به یه تهدید تبدیل کنی.

‫خب، انگار بدجوری تنت برای تموم کردن ‫چیزی که اونجا شروع کردیم میخاره، ها؟

‫وای. گستاخ و تدافعی.

‫دوست تک‌ چشمت الآن داره مثل ‫یه مجرمِ خیلی عصبی آمار میگیره.

‫رفیقم کلاً مدلش همینطوریه.

‫نه، این دو تا مرغ عشق، ‫هول شدن، میدونی...

‫چون توی مرحله‌ لاس زدن ‫و مالش از روی لباس گیر کردن.

‫نگاهت کن. ‫احتمالاً کل اونجات پینه بسته...

‫از بس که منتظر موندی این تیکه ‫از بازرسی ایمنی رد بشه.

‫منظورم اینه که اگه دوستت داشت، ‫بیخیال همه‌ چی میشد و سراغش میرفت، مگه نه؟

‫اول کارش رو میکرد، ‫بعداً سوال می‌پرسید.

‫باید حسابی اون تو غوطه‌ ور میشدی، ‫و صفا میکردی، مرد.

‫بهترین اتفاقی که برام افتاد، ‫مبتلا شدن بود.

‫- فقط دارم میگم. ‫- صد درصد.

‫ادامه بده، کوپر.

‫میدونی، صورتت مثل ‫دستکش بیسبال چروکیده‌ست.

‫منظورم اینه که تو تنها کسی هستی ‫که هنوز خوشگل نشده، پس...

‫آب گرمه. ‫بیا تو.

‫طبق شنیده‌ های من، ‫اوضاع قراره بدجوری داغ بشه.

‫بهت گفت این وسیله چطوری کار میکنه؟

‫شرط می‌بندم یه سری جزئیات رو نگفته.

‫اوه، باز شروع کردن. ‫باز همون کارهای همیشگی.

‫تحریک کردنِ یکی علیه اون یکی؛ ‫اون همه چشمک زدنشون هم برای کشیدن نقشه بود.

‫اونا تو رو به عنوان مهره‌ ضعیف انتخاب کردن. ‫دارن مسخره‌ت میکنن، جی.

‫میخوای بذاری اینطوری ‫بهت بی‌ احترامی کنن؟

‫میخوای بذاری مثل ‫یه احمق باهات رفتار کنه؟

‫این کار یه حکم مرگه.

‫حتی اگه نبود، واقعاً فکر میکنی راهی وجود داره ‫که بتونی ازش زنده بیرون بیای؟

‫اوه.

‫اوه. واقعاً خبر نداره، مگه نه؟

‫انگار میخوان بذارن ‫اون هم مثل بقیه بترکه.

‫هی!

‫دیگه نه از چشم خبری هست، نه از لب، ‫نه از هیچکدوم از این مزخرفات لعنتی.

شنیدی چی گفتم؟ ‫فهمیدی؟ هوم؟

‫فقط این رو میدونم که بهتره ‫دست از سر به سر گذاشتنم بردارید.

‫هی، داره درباره چی حرف میزنه؟

‫واقعاً قراره بترکم؟

‫فقط به حرفم گوش کن، باشه؟ ‫به حرف‌ های لعنتی این دو تا گوش نده.

‫وقت نمایشه!

‫خب، اینا همش در اختیار شماست، آقایون. ‫لذت ببرید.

‫یه جورایی حالم گرفته شد.

‫دلم میخواست اون دو تا مال خودم باشن، ‫ولی عاشق یه جلسه حسابیِ تعلیق و امتناعم.

‫آقایون، اشکالی نداره منم تماشا کنم؟

‫حرفی که بهتون زدم رو یادتون بمونه.

‫چاپلوسی کنید، ولی هیچ نشونی ‫از پریشونی نشون ندید.

‫پریشونی باعث برانگیختن تحقیر میشه، ‫و دیگه هیچ‌ وقت نمیتونید جبرانش کنید.

.باباتون

‫بلند شو.

‫بایرون، نمیخوای به گونتر عزیزمون ‫تولدش رو تبریک بگی؟

‫معذرت میخوام.

‫شما دو تا انقدر طولانی بستری بودید ‫که نمیتونم از هم تشخیص‌تون بدم.

‫صاحب تولد کیه؟

‫اون کچل و چاقه، ‫یا اونی که شبیه...

‫یه کیسه سون-الوِنِ پر از استخونه؟

‫میدونی، مهم نیست. ‫هیچکدوم از اینا مهم نیست.

‫اوه، نه، نه، نه. اوم، استیک. کاملاً پخته. ‫سس هزار جزیره هم کنارش، لطفاً.

‫اون جدیده؟ آره جدیده. ‫حتماً همینطوره.

‫این دیگه چه کوفتیه؟ ‫وای، وای.

‫خب، اوم، پسرها میخوان ‫یه چیز مهمی بهت بگن. بفرمایید.

‫ما، اوم... واقعاً بابت کارهایی که ‫برامون کردی دوستت داریم و قدردانتیم.

‫آره، آره، میخوایم مستقل بشیم. ‫روی پای خودمون وایسیم.

‫با راه‌ اندازی شرکت خودمون.

‫بر اساس یه ایده‌ بزرگ.

‫یه ایده‌ بزرگِ ردخور نداره.

‫منظورم اینه که، ‫شاید امروز تولد من باشه...

‫ولی در واقع، میخواستیم از این فرصت استفاده کنیم، ‫و بزرگ ترین هدیه‌مون رو بدیم.

‫- برای تو، بابا. ‫- مزخرف نگید.

‫این قراره چقدر برام آب بخوره؟

‫زود باشید، زود باشید. ‫ادامه بدید، ادامه بدید. ادا...

‫آره.

‫تو هم توی این کار دست داری. ‫تو هم توی این کار دست داری.

‫- ببین. ببین. ‫- تقدیم میکند...

‫آبروها!

‫اولین در جهان...

‫سرویس استریم برای... ‫داداش‌ ها.

‫همچین سرویسی دقیقاً ‫چه چیزی ارائه میده؟

‫- قایق‌ های تندرو. ‫- وسایل گلف.

‫- سینه‌ ها. ‫- محتوای مربوط به سیگار برگ.

‫وای. اِه، منظورم اینه که، ‫وای، این، اِه...

‫باید بهتون بگم، ‫واقعاً خیالم راحت شد.

‫وحشت داشتم که نکنه ‫این یه جور ایده احمقانه باشه...

‫مثل رفتن به حیاط خلوت، ‫و آتیش زدن ۲۰ میلیارد دلار.

‫ولی این...

‫این خیلی معقول‌ تره.

‫چند وقته که شما دو تا پاکید؟

‫هوم.

‫آره. ولش کن. من... میدونید، ‫چند روز پیش یه مورد پیری زودرس دیدم...

‫یه دختر جوونِ دوست‌ داشتنی ‫که در آستانه مرگ بود.

‫و اون نسبت به شما دو تا، ‫مسیر زندگیِ نوید بخش‌ تری داشت.

‫- بایرون، تمومش کن، خواهش میکنم! تمومش کن. ‫- نه. نه. نه.

‫میدونید من واقعاً چی میخوام؟ ‫واقعاً چی میخوام؟

‫آره.

‫پسرهایی که مجبور نباشم ‫وجودشون رو انکار کنم.

‫با اون همه پولی که من خرج کردم، ‫میشد شکمِ مردمِ یه کشور بزرگ رو سیر کرد...

‫تا بلکه یه آزمایش «دی‌ ان‌ ای» جور کنم که ‫ثابت کنه من با هیچکدومتون نسبتی ندارم!

‫دیگه صبرم لبریز شده، بچه ها!

More Farsi Persian subtitles for The Beauty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left