The first 104 lines.
آخ، سایبورگ، نمیتونی تندتر بری؟
نمیخوام به مهمونی مجلل بروس وین دیر برسم.
نمیدونم چی انقدر هیجانزدت کرده.
هر وقت بروس مهمونی میگیره، یه اتفاق افتضاح میفته.
آره، مثلاً اون مهمونی بالماسکه...
که پنگوئن پیست رقصو ترکوند.
یا اون مهمونی روز تولد که رأسالغول...
خونه بروسو آتیش زد.
آره بابا، این مهمونیا تلهمرگان.
خب، دیگه لازم نیست نگران هیچکدوم از اینا باشیم.
این وضعو ببین تو رو خدا؟
مطمئنم هر لحظه ممکنه باز شه.
سایبورگ، اینجا بپیچ.
من با حس جهتیابی قویم یه میانبر پیدا میکنم.
این که اصلاً خروجی نیست!
فقط برو!
اوه! آخ! آخ!
آخ! اوه! آخ! اوه!
میانبر خوبی بود، داداش.
شاید باید به ماشین یدککش زنگ بزنیم.
آخ، وقت نداریم منتظر یدککش بمونیم.
مهمونی بروس هر لحظه شروع میشه.
اه! این آب خیلی کثافته!
تازه زالوها هم دارن انگشتای پامو میمکن.
اوهوهو! چه خوشگلا!
خون دوست دارید. اوه، آره دوست دارید. آره دوست دارید.
حالا میتونیم برگردیم تو ماشین؟
نه. باید ادامه بدیم وگرنه هیچوقت به مهمونی نمیرسیم.
یالا، تایتانها. تندتر بریم.
مواظب!
چ... چی، چی شد؟
شما همین الان رفتی تو کله یه کلاهخود غولپیکر، یُو.
کلاهخود؟
اووه، اون کلاهخود نیست.
اون تالار عذابه!
مقر خطرناکترین ابرشرورهای دنیا...
لژیون نابودی!
باید بریم تو!
عمراً!
اوه، میشه لطفاً بریم تو تا پاهای دردناکمون رو استراحت بدیم؟
به هیچ وجه!
آخی!
شاید یه قایق داشته باشن که باهاش بریم مهمونی بروس وین.
هوم، نکته خوبیه. بریم تو.
ووهو!
ولی یادتون باشه دنبال چیزی هستیم...
که کمک کنه زودتر به مهمونی برسیم.
آره، آره، آره. بریم تو اون کلاهخود.
خب، تایتانها، ما پشت خطوط دشمنیم...
پس صداتونو پایین نگه دارید.
کسی خونهست؟
کسی خونهس؟
هیس، هیس، هیس، هیس!
دیوونه شدی؟
بابا آروم باش، اینجا خالیه، یُو.
خوشبختانه لژیون نابودی...
رفته یه شهری رو نابود کنه.
باشه، یه نگاه بندازین ببینید میتونید پیدا کنید...
یه وسیله نقلیه.
من اول باید یه دستشویی پیدا کنم.
هی، باز کن!
این معما رو حل کن:
چی یه نشیمنگاه نرم داره، باسنتو توش جا میده...
و یه صدای "هووووش" بلند از خودش درمیاره؟
وقت این حرفا رو ندارم.
سکه بنداز.
اینم از این!
اوه، آخ! آخ!
چیزی پیدا کردین، تایتانها؟
من این صندلی راحتی باحالِ بِین رو پیدا کردم.
آااه! کمرم!
من شورت سالامون گراندی رو پیدا کردم.
"روز دوشنبه پوشیده شده." ها!
و من سنگهای سبز قشنگ رو پیدا کردم...
توی دفتر لکس لوتر.
نه، نه، نه!
هیچکدوم از اینا به درد نمیخوره.
حالا، اونا رو بذارید سر جاشون.
خیلی خوب.
گوش کنید، تایتانها، ما باید حواسمونو جمع کنیم...
که یه چیزی پیدا کنیم بهمون کمک کنه به مهمونی برسیم.
خب، اینا چیکار میکنن؟
عمراً! این چیز میتونه بره بالا و پایین؟
میرم بالا، میام پایین. میرم بالا، میام پایین.
میرم بالا، میام پایین. میرم بالا.
اووه! اگه اینو فشار بدی چی میشه؟
اینجا پرواز میکنه!
میدونید این یعنی چی، تایتانها؟
آره، تالار عذاب خیلی خفنتره...
از برج تایتانها.
نه.
لژیون نابودی در واقع خیلی باحاله...
و ما تمام این مدت اشتباه میکردیم؟
چی؟ نه.
یعنی میتونیم تالارو باهاش پرواز بدیم بریم مهمونی.
اوه
سایبورگ، با تمام سرعت برو جلو!
چشم قربان!
آه! حواست باشه، بذار من رانندگی کنم!
عمراً رفیق!
آه! چی داره میشه؟
به یه چیزی کوبیدیم.
سالن هنوز کار میکنه؟
فکر کنم. ولی گیر کردیم.
No comments yet. Be the first to leave one.