The first 200 lines.
پرولاین فیلم سنت پترزبورگ
با حمایت بنیاد توسعه و پشتیبانی رسانههای جمعی
و صندوق سینمای روسیه
تقدیم میکند
فیلمی از الکساندر سوکوروف
بر اساس تراژدی یوهان ولفگانگ فون گوته
این همه دربارهی ترکیب بدن انسان به ما گفتید...
...اما حتی یک کلمه هم درباره روح نگفتید.
پیدایش نکردهام.
روح را کجا باید جست؟
پوست نازک است، سوراخ سوراخ...
بزرگ و ریه...
روح. و زندگی...
پس کجا پنهان شدهاند؟ در سر؟
فقط آشغال توشه!
یا در قلب؟
گاهی اوقات حس میکنم که...
...هر دو در پاها ساکنند.
منظورت چیست؟ - اگر کسی جا بخورد...
بالا، بالا، بالا، بالا!
...اونوقت آدم یهو حس میکنه...
...این همه زندگی تو پاهای شوکهشده
مزخرف!
اینجا رو تمیز کن! دستمال کثیفه. ببین.
اون دستمال تمیزه. خودت بو کن!
اشتباه کردم.
مال فرمالینه!
فکر میکنی من همین الانش مردم؟
اون یه حادثه بود. - مثل اون توتها با اسید کربولیک...
...که دیشب به من دادی؟
اسید کربولیک درد رو بیحس میکنه.
درد دنیا. و درد روح.
اینکه روح چیه و کجا ساکنه...
...فقط خدا میدونه. و دشمن آدمیزاد.
این وراجی رو تموم کن. اسید کربولیک، اسید کربولیک...
و بالاخره یکیشون پر کشید!
پس من کجا پیدا کنم...
...این دو تا آقا رو؟ - خدا همه جا هست.
پس اون هیچجا نیست. - و شیطان: میگن...
...هر جا پول باشه، شیطان هم همونجاست.
پول ندارم. - پس تو شیطان نیستی.
ممنونم. خیلی اطمینانبخش بود.
پس اون کیه؟ - هیچکس مطمئن نیست.
میگن اون مرد چاق توی میدون ممکنه از اون قماش باشه.
واقعاً؟
چی آرزو میکردی؟ - از شیطان؟
دو چیز. اول اینکه، آرزو میکردم از شر کل دنیا خلاص شم.
دوماً، آرزو میکردم تو رو بیشتر ببینم.
چطور میتونستی منو بیشتر ببینی...
...اگه دنیا از بین رفته بود؟
سادهست.
دنیا از بین میره، به جز تو و من.
یه نفر دیگه رو امتحان کن. من با بشریت میمونم.
به صلاح همه. جنازه رو ببرین. عجله کنین...
...داره بو میگیره. - چطور باید پرداخت کنم...
...به قبرکنها؟
اونا باید تا فردا صبر کنن. بعد من بهشون پول میدم.
بیا تو. وُن میتونه ببرتش. - پول ما چی میشه؟
فردا. - همیشه همینه.
چقدر سرده. همین بود.
ببخشید.
همه چیز طبق قانون میآید و میرود...
...فقط زندگی انسان با بخت ناپایدارش تیره و تار است.
آن خدایی که در سینه من خانه کرده...
...که میتواند روحم را در اعماق وجودم بلرزاند...
...که بر تمام قوای من حکم میراند...
...بیرون از وجود من او ناتوان است.
پروفسور، آن دو فردا کی میآیند؟
نمیخوام دربارش بشنوم!
مردم از گرسنگی.
من رفتم! - کجا؟
کجا، کجا؟ اونجا!
محکم بگیرش.
چرا خشک ایستادی؟
ولی داره لگد میزنه! - پیر خرفت! چرا لگد میزنی؟!
هیچ چیز تغییر نکرده.
پسرتون، دکتر.
فهمیدم. به زودی کارم تموم میشه.
چرا اینجا همیشه اینقدر بوی وحشتناکی میده؟
پدرم. مردی شریف، گمشده در تاریکی.
اینا چه فایدهای براش داره؟
داری چی کار میکنی؟! گمشو بیرون! دزد!
برو ببین استاد اونجا داره چی کار میکنه!
بهش بگو اینجا مردم دارن کار میکنن!
میخوانت.
داری کمرشو میشکنی!
چی میخوای؟
هیچی. اومدم تو رو ببینم.
چی رو ببینی؟ مگه من تابلوام؟
این خیلی سفته. بعد بابت این پول میگیری؟
خب دقیقاً از کی باید پول بگیرم؟
اونایی که اونجان.
بیمارای من هیچی ندارن.
لطفا بازش کن.
روش خوبیه. روی کلی بیمار امتحان شده.
و چند نفر زنده موندن؟ - هیچوقت نشمردم.
طبق معمول.
میتونی راه بری؟ - نمیدونم.
میتونی رو پاهات وایستی؟ - آره.
پس از اینجا گمشو بیرون! - یعنی چی؟
فردا سرحال میشی، مثل خرگوش جست و خیز میکنی.
خوب نمیخوابی؟
اصلاً نمیخوابم.
یکی از جهنم برگشته.
بالاخره! تو که عاشق این وضعیتت هستی.
با شکم گرسنه که نمیشه کار کرد.
درسته.
اینا هدایای خداست.
بیایید برادران، اشتها صدا میزنه.
هیچی تمیز نشده!
همیشه باید خودم همه کارها رو بکنم! این جورجِ...
بوی خوبی میاد! چیه؟ - من اینجام!
بیرون!
مال منه!
حق منه! این گوشت مال کیه؟
از خانم وبر، همون که آپاندیسش رو عمل کردی.
زیاد پولی نگرفتیم. - من که نیازهای به این بزرگی ندارم...
...مثل پروفسور عزیزمون. - نیازها...
...من حتی برای جوهر هم پول ندارم.
حاضرم از همه چیز بگذرم - از خونه...
بس کن. ...غذا. هرچیزی.
محرومیت خوبه برای آدم. - کاش مطمئن بودم...
از چی؟ - از اینکه کاری که میکنم معنی داره.
نه. بهت نمیدم.
نه!
چی؟ منظورت چیه؟
مطمئناً پول میخوای؟
کسی که خودش رو محدود میکنه...
...ثروت کوچیک خودش رو میسازه.
ثروت کوچیک خودش.
هزار بار شنیدم.
آدم باید کار کنه و هرگز گدایی نکنه.
تو باز اومدی! - دو ساعته منتظرم.
مریضم. منم.
حالا چیه؟ بذار یه نگاه بندازیم.
تو مثل یه پیازی!
نمیشه بهت نزدیک شد!
دراز بکش!
کمکم کن.
نمیفهمم - این چیه؟
اسپکولوم واژینال رو بده به من.
پاهاش رو نگه دار.
شب و روز کار میکنم.
کسی رو دوست ندارم، خانوادهای ندارم...
...هرگز نمیخوابم یا نمیخورم.
سرزنشهات رو ناعادلانه میدونم. دارم تمام تلاشم رو میکنم.
چه فایدهای داره اگه روحم خالی باشه؟ هیچ شادیای حس نمیکنم...
...نه عصبانیت، نه ترحم - روح...
...میشه بدون اون سر کرد. چرا مسائل رو پیچیده میکنی؟
ماده. سیاه.
پوچ.
چکش من به زانو میخوره و پا تکون میخوره.
همینه.
این برای من کافی نیست. - پس برو.
نه پولی برای تو دارم. نه معنای زندگی رو.
بذار ببینیم اینجا چی داریم.
حیفه.
ونوس. ونوس.
داری چیکار میکنی؟!
پدرت آدم خوبیه.
آدم خوب.
یک مرد خوب، در تاریکترین آرزویش...
...هنوز راهِ...
...راستین را میداند.
باید بینیاز باشی. باید بینیاز باشی.
این آهنگ ابدی است.
آهنگ ابدی.
آهنگ ابدی.
آهنگ ابدی.
بذار رد شم! اینقدر حریص نباش!
نه! اینا سفارش شده! - کافیه!
خفه شو!
جناب آقا، چند پنی ناقابل دارید؟
نه. متاسفم. - فقط چند سکه.
داریم از گرسنگی میمیریم! - منم همینطور.
آقای به این خوشتیپی و پول نداره.
هیچی تو جیبات نیست؟
نجیبزادهها چقدر فراموشکارن، اینطور نیست؟
بچه پررو! من؟ بچه؟ صورتت رو داغون میکنم!
مواظب جواهراتت باش!
پدرت رو درمیارم! - خوک صفت!
حرامزادهها! - کثافت!
بیشعور! کلهپوک!
گُم شو! بذار من. بهش نشون میدم!
پرتت میکنم بالا.
این کیه؟
روز بخیر، آقای عزیز.
این کیه؟
سیاه. مثل خودِ مرگ.
روز بخیر، آقا.
یا مرگ خاکستریه؟
پدر فیلیپ. شما از قبل اینجا بودید.
فکر کردم دیر میرسم.
بدهی پشت بدهی رو تسویه کردم!
بله، تا اونجایی که به شما مربوطه، کار تمومه.
این هم کالسکهی منه. - یک جفت فوقالعاده.
مرگ و یک کشیش.
و من، یک مرد گرسنه.
تو هم گرسنهای؟ همه از گرسنگی میمیرن...
این از طرف کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.