The first 200 lines.
... پانصد سال پیش
... در یونگژو
... مارگیر جوانی به نام آ شوآن
مار سفیدی که در قالب بانویی جوان بود رو با فدا کردن جان خودش نجات داد
.پانصد سال از این ماجرا گذشته
اکنون در دوران سلسله سونگ به سر میبریم
... هر کجا که باشه
... به هر شکلی که باشه
خواه من رو به یاد بیاره یا نه؛
.باید پیداش کنم
!ما آزادیم
برمیگردم
.منتظرم بمون
این کار رو میکنم چون من تو رو به یاد میارم
... خواهر
اون کوهها رو میبینی؟
اون سنگها؟
هیچ تغییری نکردن
اما تموم مردم روستا از دنیا رفتن
... برای رسیدن به جاودانگی
صدها سال تمرین کردیم
و در نهایت به ثمره تلاشمون رسیدیم
حالا میخوای بیخیال تمام اینها بشی؟
!ورتا
... اصلا گیریم پیداش کردی
چند وقت میتونید با هم زندگی کنید؟
... ورتا
... ورتا
حق با توئه؛
عمر انسانها مثل شبنمه
کوتاه و ناپایدار
و دقیقا به همین دلیله که میخوام پیداش کنم
باید مهربونیش رو جبران کنم
،وقتی فوت بشه
این کار رو به سرانجام رسوندم
!و میتونم از این علاقه گذر کنم
...بعدش
میتونم دوباره به پرورش نفس بپردازیم
ورتا
ورتا؟
:مار سفید شناور
:بازگردانی و زیرنویس محمدرضا محبوبی
فستیوال فانوس
!خانم
!خانم
!خانم
!سنجاق سرتون افتاد
ممنونم آقای جوان
... این سنجاق سر
خیلی ارزشمند به نظر میرسه
همینطوره
ممنونم که پیداش کردید
باید خیلی مراقب باشیم که گم نشه
خانم، چهرهتون آشنا به نظر میرسه
اهل کجایید؟
قصهش طولانیه
... ولی آقای جوان
اسم شما چیه؟
اهل کجایید؟
نام خانوادگی من شو
و اسم کوچیکم شیانه
از اهالی لینآنم
پس اسمتون شو شیانه
!درسته
!طبیب شو
من گفتم فوری بیای
اونوقت تو اینجا گرم صحبتی؟
دارم میام خانم وانگ
!بجنب
نوهم استفراغ و اسهال داره
شاید غذای فاسد خورده
دیدی چی شد؟
رودل کرده؛ چیز مهمی نیست
باشه
چند روزی باید غذای ملایم بخوره
اینجوری حالش خوب میشه
متشکرم طبیب شو
خواهش میکنم
خانم؟
طبیب شو، شمایید؟
!چه جالب
چه تصادفی! کار سرنوشته
واقعا چه تصادفی
کلی مسیر کنار دریاچه غربی هست اونوقت ما صاف از اینجا رد شدیم
!که اینطور
واقعا چه تصادفی
... همین الان روی پل شکسته
مردم میگفتن که شما طبیبی هستید که خودش رو کاملا وقف مردم کرده
من تمام تلاشم رو میکنم؛ مردم خیلی محبت دارن
میشه سنتون رو بدونم؟
با کی زندگی میکنید؟ کجا زندگی میکنید؟
امسال بیست و پنج ساله میشم
یه خونه محقر تو کوچه مروارید سیاه دارم
یه خواهر بزرگتر داشتم
ولی دو سال پیش فوت شد
الان فقط من و شوهر خواهرم هستیم
پس مجردید
... بله
!اینجایی طبیب شو
توی خونهتون دنبالتون میگشتیم
زود باش، ارباب ما همین الان غش کرد
!بانوی جوان
!اورژانسیه
آروم باشید
!داره میمیره
!آقا
!ممنونم طبیب
.خواهش میکنم
طبیب شو مراقب باش
دوباره همدیگه رو دیدیم؛ !شگفت انگیزه
طبیب شو
!بانوی ما یه دفعه ناخوش شد عجله کنید
!خانم
!آقای جوان
!خانم
... آقای
وحشت نکن
!آقای جوان
!خانم
دریاچه غربی شگفتانگیزه؛ هانگژو بهشت خدا روی زمینه
تفریحی بهتر از سفر با قایق همراه خانواده وجود نداره
... خانم
اسم من شو شیانه
... شما آشنا به نظر میرسید
!آقای جوان
!خانم
آقای جوان، الحق که اینم تصادفیه
جدی میگم؛ دریاچه غربی خیلی بزرگه
!با این وجود ما بازم همدیگه رو دیدیم
... تو دریاچه به این بزرگی
فقط همین دوتا قایق هست
دیگه نمیتونی جایی بری
اینطور نیست طبیب شو؟
همینطوره
طبیب شو شمایید؟
.همسرم همیشه سرگیجه داره
طبیب شو هرطور که شده
الان باید به دیدنش بیای
هیچ وقت فکر نمیکردم شما سوار قایق من بشید
!عمو قایقران
کمکم کن طبیب شو؛ !کمک
!طبیب شو
همسرم
!آقای جوان
!دیگه کسی مزاحم ما نمیشه
این اولین سفر ما به هانگژوست
و امشب هم فستیوال فانوس قراره برگزار بشه
امکان داره بهترین منظرههای دریاچه غربی رو به ما نشون بدین؟
البته
عمو قایقران، حالت خوبه؟
.اینا دوای سرماخوردگی هستن میذارمشون اینجا
!شگفت انگیزه
چجوری این موسیقی رو میشناسی؟
راستش نمیتونم چیزی بگم
یهو به ذهنم رسید
و شروع به نواختنش کردم
همینجوری به ذهنت رسید
.درسته
... کلانتر لی
برش گردون
به روی چشم؛ الان
امر دیگهای ندارید کلانتر؟
روز خوش شانسیته ژانگ شیائویی
باید برم کمک برادر زنم
این بار رو میذارم بری
فردا صبح بیا کلانتری
!میخوام حسابت رو برسم عوضی
شیر فهم شدم! مراقب خودتون باشید
!سلام طبیب شو
!چقدر خوشتیپ شدین
با چشمای خودت دیدی؟
... میخوام بهت بگم که
... این دنیا
پر از کلاهبرداره
!سلام کلانتر لی
تو آدم خوبی هستی؛ درست مثل خواهرت
ژو اِر
کلانتر لی
این کیک گلها چه بوی خوبی دارن
بهش یاسمن اضافه کردی
و مقداری هم رازیانه
درسته؟
!قدرت بویایی شما شگفت انگیزه
شوهر خواهر تو هر روز باید
با کلاهبردار جماعت سر و کله بزنه
سلام کلانتر لی
سلام وانگ دالانگ
صبح بخیر کلانتر لی
!برادر شن، صبح تو هم بخیر
شما سرد و گرم روزگار چشیدهاید
البته که هستم
!اوه، کلانتر لی
!بزن بریم؛ بریم
.خیلی عجیبه
به نظر خودت عجیب نیست؟
... یه دختر مرموز
همراه با خواهر مرموزش سر راه تو قرار میگیره
!خیلی عجیبه
یعنی کلک و حقهای تو کارشونه؟
امکان نداره، به هیچ وجه
No comments yet. Be the first to leave one.