The first 200 lines.
...تسلط بر اسپایس
تسلط بر همه چیز است ....
خاطرات امپراتوری، سال ۱۰۱۹۱ گزارهی سوم
نبرد بر سر آراکیس همه را غافلگیر کرد
هیج شاهد زندهای باقی نماند
تهاجم هارکنونها یک شبه
بدون هشدار و اعلان جنگ انجام شد
صبح روز بعد، هیچ آترِیدیزی باقی نمانده بود
تمامشان در تاریکی شب جان باختند
...و امپراتور
هیچ نگفت
از آن شب، پدرم مثل سابق نبود
من هم نبودم
پذیرفتن انفعالش برایم دشوار بود
میدانم دوک لتو آترِیدیز را مثل پسرش دوست داشت
ولی پدرم همیشه تحت تأثیر
محاسبات قدرت بود
این اولین باری نیست
که هارکنونها اعمال کثیفش را انجام میدهند
در سایههای آراکیس
اسرار بسیاری نهفته است
...ولی تاریکترین آنها ممکن است
پایان خاندان آترِیدیز باشد
« تلماسه: قسمت دوم »
خواهر
پدر مُرده
نباید به ستارهها برگردی؟
و با اون باشی
متأسفانه وقت کافی برای درست کردن اوضاع
قبل از بهدنیا اومدنت ندارم
بیرحمی این دنیا بیغایته
« مترجمان: سینا اعظمیان و علیرضا نورزاده » ::. Sina_z & MrLightborn11 .::
دشمن
همینجا بمون
خیلیخب
اون پایین سمت راست
نزدیکاند
این صدا رو میشنوی؟
این موشهای کثیف دارن یه کرم رو فرا میخونن
!کرمها
واحد! برین بالای صخره
دنبال رد کرم بگردین
ردیفیم، خطر رفع شد
!سپر
!بدون سپر
گیرت آوردم، موش کثیف
هیچوقت پشت به دشمن نایست
چند بار باید این نکته رو بهت بگم؟
خوبی؟
آره
اون چهطور؟
حالش خوبه
معمولا تا اینجا پیشروی نمیکنن
میخوان مطمئن بشن هیچ آترِیدیزی فرار نکرده باشه
خیلی خودتون رو دست بالا میگیری
نه، ما توی اعماق صحرائیم
فقط فرمنها میتونن اینجا زنده بمونن
واسه کشتن ما اومده بودن، نه شما
نگران نباش
میبرمتون یه جایی که هیچوقت نتونن پیدامون کنن
آبِ کثیف
پر از مواد شیمیاییه
ولی برای سیستم خنک کننده کفایت میکنه
بالا نیار
خوبی؟
بالا نیار
استفراغ نکن
...نمیتونم
خوبم
مطمئنی؟
خوب جنگیدی
به محض اینکه بیدار شدی
خواب نبودم
نه
من انجامش میدم
لرد ربان
حالا که امنیت زمینهای اسپایس تأمین شده
بهشدت پیشنهاد میکنم تموم نیروهامون رو
از قلمرو فرمن بیرون بکشیم
داریم افراد زیادی رو در صحرا از دست میدیم
موشهای کثیف
ببخشید؟
...یه مشت موش کثیف
دارن افرادمون رو میکشن
فرمنها
نمیتونم این رو تأیید کنم، سرورم
توی صحرای برهوت ارتباط آشفته و قطع و وصله
،دستوراتی که بهت امر شد
تحت کنترل در آوردن کُل سیاره بود
...ما کنترلش
این فقط نصفشه
سرورم اگه بهیاد داشته باشید جنوب غیرقابل سکونته
میتونم بهتون پیشنهاد کنم کمی استراحت کنید؟
!موشهای کثیف
!همهشون رو بکشید
!همهشون رو بکشید
!موشهای کثیف
داره میپرسه چرا اینقدر دیر کردیم
فکر میکنه شما جاسوسین
کسی اینجا نمیخوادتون و ناخوندهاید
...گفت
خودم فهمیدم
ممنون
نزدیکم بمونین
سیچ تبر
!جامیس
تو جامیس رو کشتی
!جاسوسها
!ساحره
!بس کنین
نمیدونن چی بگن
!لسانالغیب! لسانالغیب
!مهدی
نیاز به راهنماییتون درمورد این دو بیگانه دارم
برشون گردونین به صحرا
نشانهها رو دیدم
دوباره شروع کردی
استیلگار، باورت داره فریبت میده
لسانلغیب هنوز خودش رو نشون نداده
اون جامیس رو توی یه نبرد عادلانه کشت
زبانمون رو بلده
خیلی سریع راه و رسممون رو یاد میگیره
آمادهم زندگیم رو وقفش کنم
صحرا سرنوشتش رو رقم میزنه
اون زن چی؟
بهنظر میرسه پروپاگاندا شستشوی مغزی بنهجزریت حسابی اینجا ریشه دوونده
بعضیهاشون فکر میکنن من منجی موعودشون هستم
بقیه فکر میکنند پیامبر دروغینم
باید کسایی که بهم اعتقاد ندارن رو متقاعد کنم
اگه دنبالروئم بشن
میتونیم توی تولید اسپایس رو مختل کنیم
فقط اینطوری میتونم به امپراتور برسم
پدرت موافق انتقامگیری نبود
خب، من هستم
چه اتفاقی داره میفته؟
واسه مزاج خارجیها زیادی ادویهداره؟
چیه؟
توی غذا اسپایس هست
با چشمهای آبی خیلی جیگر میشه
مسخرهش نکن
لایق احتراممون هست مبارز خوبیه
زن، باهام بیا
،همه از آب هستیم و به چاه مقدس برمیگردیم
برادرمان جامیس رو متبرک میکنیم
۳۸۰میلیون لیتر
هیچکدوممون، حتی اگه از تشنگی بمیریم
لب به این آب نمیزنیم
مقدسه
آبِ جامیس
هزارن مکان مشابه این داریم
،وقتی آّب کافی داشته باشیم
...لسانالغیب
چهره آراکیس رو عوض میکنه
درختان رو بر میگردونه ...اینجا رو دوباره
تبدیل به بهشتی سر سبز میکنه
روحهای زیادی اینجا آرام گرفتن
هیچوقت آبت رو حروم نکن
حتی برای مردگان
چرا این رو بهم نشون میدی؟
چون تو یکی از اعضای بنهجزریتی
پیشگوییها رو درک میکنی
مادر لسانالغیب
مادر روحانیه
مادر روحانی ما داره میمیره
میخوای جاش رو بگیرم؟
آره
همین رو میخوام
تو اصلا به پُل اعتقاد داری؟
نشونههایی از خودش نشون میده
آره
اگه قبول نکنم چی؟
پس اون لسانلغیب نیست
پس دلیلی برای موندنت نیست
دیگه چه سودی برامون داری
جز برگردوندن آبت به چاه؟
هان؟
افتخار بزرگیه، مگه نه؟
بهنظرم باید احساس افتخار و احترام کنی
یا این رو باید انتخاب میکردم یا مرگ
پس ببخش اگه زیاد تحت تأثیر قرار نگرفتم
چهطور یه نفر تبدیل به مادر روحانی میشه؟
توی هر فرهنگی متفاوته
نمیدونم اینجا توی آراکیس بهچه شکله
ترسیدی
به مادر روحانی وظیفه
نگاهداری خاطرات
مادر روحانیان قبل از خودش داده میشه
پس قرنها درد و غم رو بهم تحمیل میکنن
فرآیندش خطرناکه؟
برای مردان مرگباره
شکی درش نیست
به چی میخندین؟
چیز مهمی نیست
شما به اینها اعتقادی ندارین؟
نه، نداریم
اینها باورهای جنوبیهاست
باورهای جنوبیها؟
قبایل جنوبی معتقدن که منجی موعودی میاد
تا ما را از شَرّ نجات بده
به لسانالغیب هم اعتقادی ندارین؟
No comments yet. Be the first to leave one.