The first 200 lines.
!مامان
!مامان
لعنت بشه
...ببینم اون
!مامان
!عین گاو از اون اتاق داد نزن
بیا اینجا
،اگه میخوای زنده بمونی باید کمک کنی
خب، فقط فشار بیار
اینطوری فشار بده
!مامان
...میدونی
...اصلاً خوشم نمیاد وقتی
چی کار کردی؟
سلام
تا حالا شده به دوست یا آشنا
،پول، وسیله یا چیزای دیگه قرض بدین
و اونا تا بیان پسش بدن پیرتون کنن؟
ماشین بهچاک رفته بهزور خودمونـو رسوندیم
همهجا رو آبِ باتری گرفته
شارژ نگه نمیداره - هیس، هیس، هیس -
باید چیکار کنیم؟ - آروم باش -
آروم باشم؟ این آدمای شیلا روانیان
کلِ پارک رو به رگبار بستن
دارن ملت رو دستگیر میکنن و میخوان اعدامشون کنن
سایهت افتاده این رو
مامان، اینا دارن بیگانهها رو میگیرن
میفهمی چی میگم؟ همین بیگانهها
،وقتی پیداشون نکنن، میان اینجا
و من و تو رو میکُشن
!اَی دهنتو سرویس دیدی باعث شدی چیکار کنم؟
آخه چرا... ببین من ریدم. خب؟
گند زدم. اونا اومدن سراغ من
آره، خوب کردی آوردیشون اینجا
باید بریم
نمیتونیم تو این وضع جابهجاش کنیم
!آخه... گور بابای این پسره
این که داره از خونریزی میمیره - خفه -
الان درش میارم
بفرما
ببین، بالا توی کمد باتری اضافه داریم
دوستای خوبی میشیم
لعنتی - جان؟ -
باتریـه به چاک رفته
ای دهنتو. مدیسونـه
این اینجا چی کار داره؟
اینم از خودشونـه
تو روحت، بهت که گفتم !بهش نزدیک نشی
بهتره که بهش بگیم اون منو دوست داره
اگه بهش بگیم، درست میشه - نهخیرم، چیزی نمیگی -
!جان! درو باز کن
سلام - کدوم گوری بودی تو؟ -
یه ساعتـه دنبال جنابعالیام
جدی؟
دقیقاً کجای «بیگانهها رو
پیدا کن و برشون گردون» رو نفهمیدی؟
ای خدایا، مثل حیوونها زندگی میکنی
نوشیدنیای چیزی میخوای؟
ببین... من گند زدم، باشه؟
اینو قبول دارم ،پامـو از گلیمم درازتر کردم
ولی نمیدونستم که قراره اینطوری بشه
تو گلولهها رو گذاشتی توی تفنگها
نه.. میدونم - !اون عنـو خاموشش کن -
بهنظر خودت قرار بود چطوری بشه؟
باشه، ببین من مشکلی با جنبش شما ندارم
فقط نمیخوام نقشی توش داشته باشم
دیگه یهکم واسه اینحرفـا دیر شده
خب، بگو ببینم کجان؟
ببخشید، کی رو میگی؟
بهت که گفتم. کسی اینجا نیست
منو اسکل نکن، جان
نمیکنم والا
هیچکس اینجا نیست؟
کسی اینجا نیست؟ - !نه.. فقط من و مامانمیم -
رفته دوش بگیره
چیه بابا؟ ...میگم
رفته حموم
بهش بگو فوراً بیاد اینجا ببینم
مامان، مهمون داریم
بیخیال. تو خودت فکر کن
من چرا باید به اونا کمک کنم؟
منم مثل خودت از اون آشغالها متنفرم
ما ردّشون رو زدیم
باشه؟ دیدم که با اون وانتِ تخمیت !از اونجا زدی بیرون
باشه میدونم، نباید اونشکلی فرار میکردم
...ولی خداییش - یکی رو پیشت دیدن -
چی؟ زرِ مفتـه
دروغه. کی همچین حرفی زده؟
شیلا
شیلا گفته؟ خب، اشتباه کرده
شب بود و کلی آدم اونجا بود
...احتمالاً - آره -
شیلا هم گفت که همین حرفـو میزنی
الاناست که برسه اینجا
عه.. خوبه پس
توی جیبتـه؟
،میدونی
،اگه همینالان بهم بگی کجان
،شاید خیلی بهت سخت نگیرم، جان
با توجه به اینکه اون دفعه
،با هم داستان کردیم
،و تو هم همچین خوب بودی
...ولی وقتی شیلا برسه اینجا
هنوزم به اون شبمون فکر میکنم
موضوع رو عوض نکن
گمونم دیگه کارش تموم شد
بعدش میرم پشتبوم رو میگردم، جان
،و اگر اون بالا پیداشون کنم
با این میزنم
مغز مامانتـو میپاشونم روی دیوار
بیگانههای شما دستِ من نیستن
فرصت آخرتـه
وای خدا. وای خدا
بهخدا قسم میخورم
!دروغگوی بیناموس
!وایسا، وایسا، وایسا - !نه -
!صبر کن - !نه -
!اونا که کاری نکردن - همچین فکری میکنی؟ -
!برو کنار
مدیسون، من دوسِت دارم
چی؟
چی؟ - زرِ مفت نزن -
نمیخوام حرفی بشنوم
وقت رفتنـه - اون سوما لازم داره -
الان نیاز داره که زخمش بخیه بخوره
زدی کُشتیش
یکی باید اینکارو میکرد دیگه
من انتظارِ زیادی برای آزادی کشیدم
عمراً هم بهخاطر اینکه یه دختر دیوونهای یهبار آبتـو آورده
برنمیگردم تو حبس
الانم دیگه پاشو بریم
باید اونا رو بیاریم پایین و این دختره رو ببریم بالا
بهتره دنبالِ اون بگردن تا ما
!هی، هی
موتور مدیسون، چطور؟ میتونم برونمش
ما بدون این آدمـا جایی نمیریم
!اینو تو مغزت فرو کن - !هی -
بهنظرم بهقدر کافی کمک کردیم من یکی که کردم
اگه من نبودم، اونا الان مُرده بودن
،آره، و اگرم تو نبودی
من الان یه جنازه توی اتاق زیر شیروونیام نداشتم
برنارد، بیدار شو. نخواب
میخوام برگردم هتل
خیلهخب، زیاد اینطوری میشه
تاریکی به نفعمونه - کجا داریم میریم؟ -
مامان... نه
!مامان، نکن
شما همینجا بمونید و تو دید نباشید
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
!خفهخون بگیر، آشغال
زنت خونهست؟ - لیندا -
حیف که قدرِ مرد به این خوبی رو نمیدونه
برو خونهت
اون فرقهایـا شورش کردن
کل شهر رو به آتیش کشیدن
اوهوم - دهنتو -
اینکارو با من نکن
مگه چی کار میکنم؟ - خودت خوب میدونی -
اینو میدونم که بیرون سرده
...عجب
!هی
هی، کی اونجاست؟
باید بذاری ما بیایم تو، عشقم - ما؟ -
نه، اصلاً و ابداً
به مشکل خوردیم
اونا بیگانهان. نمیتونم
،من که تا حالا چیزی ازت نخواستم
و تو کلی چیز از من خواستی
با اینکار منو به کشتن میدی
تو خونۀ من بهم احترام بذارید
حتماً، داداش
واقعاً همیشه واسهام
پدر تخمیای بودی
اون سگ واموندهتـو خفهش میکنی؟
سگ زنمـه. طرفش نمیرم
بیشتر از زنم، اونه که از من متنفره
ای خدایا. باهاش چیکار کردین؟
گلوله رو از شونهش در آوردم و جونشـو نجات دادم
از نظر من که انگار گرفتی فقط
با چاقو تیکهپارهش کردی
خب، دوست دارم ببینم تو بهترشـو انجام بدی
پسره مثل اونموقعِ رادنی شده که با ماشین چمنزنی
پاهاشـو زیر کردم
باید زخمشو بخیه بزنیم
خیلهخب. بیا صاف بشین
بیا، داداش این ساخت دستِ خودمـه. بگیر
سومای مایعـه. بخورش
نه، من تو ترکام
آره، باشه
بگیر. بهجاش ما بیشتر میخوریم، رفیق
برو بریم - !خیلی میسوزونه -
اثرش از همین معلوم میشه
تو روحش، اومدن
میخوام برم خونه
میفهمم
خب تو ببرمون تو نجاتمون دادی دیگه
منـو
آره
...آره، ولی - ولی حالا دیگه اینکارو نمیکنی؟ -
خب والا.. من یهو دیدمت
No comments yet. Be the first to leave one.