INVINCIBLE

INVINCIBLE

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-APEX
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Invincible S03E02 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-SuccessfulCrab
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 265-YELLO
Invincible S03E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
Invincible S03E02 A DEAL WITH THE DEVIL 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-APEX
A Commentary by SepSensi
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | مانی صوفی و سپهر طهماسبی ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-03-02
Downloads: 164
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«آنچه گذشت...»

‫ سرعت مارک 65درصد افزایش یافته،

‫ استقامتش 70درصد،

‫ و قدرتش 138درصد.

‫ برید کنار!

‫ ما جفتمون به محافظین برمی‌گردیم.

‫شماها نامزد هستید؟

‫فقط به خاطر این داری بهم پیشنهاد میدی

‫چون اون یکی من، بهت گفت ‫که چقدر درمونده بوده؟

‫ دی‌ای سینکلر بخش‌های زیادی ‫ ازم رو گرفت.

‫ فکر نکنم همشو پیدا کرده باشند.

‫ارزش تک‌تک دقایقِ

‫دوران حبسم رو داشت.

‫ اگه قراره من سقوط کنم، ‫ همه رو با خودم می‌برم!

‫ فکر نکنم.

‫داری با دی‌ای سینکلر کار می‌کنی؟

‫ توی زندان نمی‌تونه اشتباهاتش رو ‫جبران کنه، مارک.

‫ دارک‌وینگ هم همین‌طور.

‫اتاق سفید برای محافظت منه.

‫محافظت در برابر چی؟

‫ - در برابر تو. ‫ - اوه.

‫مـــتـــرجـــمیـــــن: ‫ .:: مانی صوفی و سپهر طهماسبی ::.

‫هی، ماهی تازه دارم.

‫بیاید ماهی تازه بگیرید.

‫ها؟

‫هی.

‫«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» ‫@EmpireBestTV

‫هممم.

‫سلام، دوست من.

‫چطور می‌تونم کمکت کنم ‫امروز آرامش درونت رو پیدا کنی؟

‫بابت سوالت ممنونم، ‫اما فکر کنم یکم برای این کار دیر شده.

‫برید بیرون! ‫همه‌تون. همین الان.

‫لطفاً. ‫هرچی می‌خوای... فقط بردار.

‫استدمن هستم. ‫چیزی اینجا نیست. سرنخ اشتباه بود.

‫تکرار می‌کنم. سرنخ اشتباه بود.

‫لعنتی.

‫پیدامون کردی.

‫اما خیلی دیر پیدامون کردی.

‫چند دقیقه دیگه ‫اینجا پر از مامور می‌شه.

‫نخیر. بهشون گفتی وضعیت سفیده.

‫کسی نمیاد.

‫و هیچ‌وقت هم نخواهند اومد.

‫قدرت سادۀ بدن انسان رو

‫فراموش کردی.

‫نمی‌فهمم.

‫می‌خوای اون رو فعال کنی

‫و هزاران نفر رو بکشی؟ برای چی؟

‫یکی مثل تو ‫هیچ‌وقت زیبایی این کار رو نمی‌فهمه.

‫آره، بیشتر مردم شهر می‌میرن.

‫اما به بازمانده‌ها ‫یه دنیای جدید می‌رسه.

‫و یاد می‌گیرن که ‫زندگی یه نعمته

‫که نباید هدر بره.

‫سرتاسر دنیا ‫انقلاب شروع می‌شه.

‫و محدودیت‌های جامعۀ صنعتی رو

‫از بین می‌برن.

‫به زندگی عادی برمی‌گردیم،

‫به زندگی الهی.

‫خانم، تو آدم‌ها رو نمی‌شناسی.

‫آی!

‫ظاهراً درست به موقع برگشتم.

‫آفرین، فورس‌فیست.

‫تو شکست خوردی.

‫تو و حکومت وحشتناکت

‫هیچ‌وقت جلوی «محفل مشت آزادی» رو ‫نمی‌گیرین.

‫تا پام رو گذاشتم داخل ‫می‌دونستم کی هستین.

‫اون «سرنخ اشتباه بود» الکی بود.

‫رمز بود

‫که یعنی بیاین ‫جلوی این دیوونه‌ها رو بگیرین.

‫زندگی در این دنیا

‫فقط موجب حواس پرتیه.

‫چه غلطی دارین می‌کنین؟

‫و ترس از مرگ

‫هیچ‌وقت ما رو از سرنوشت‌مون ‫دور نگه نمی‌داره.

‫وایسین! نکنین! نه!

‫اوه لعنتی. کمکش کنین، زود باشین.

«پنتاگون - ایالت متحده»

‫چند نفر رو از دست دادیم؟

‫اگه تو نبودی

‫هزاران نفر رو از دست می‌دادیم.

‫پس سوالم رو جواب بده.

‫قبل اینکه بتونیم ‫اون گاز رو محبوس کنیم

‫یکم ازش ‫وارد بازار شد.

‫هفده نفر.

‫اگه نجاتشون نمی‌دادی ‫تعدادش خیلی بیشتر می‌شد.

‫ما بردیم، سیسل.

‫از خانوادۀ اون 17 نفر بپرس ‫ببین باهات موافقن؟

‫یکم استراحت کن، ‫بعد بیا مدالت رو بگیر.

‫راستی، خوشحالم که ‫پوستِ مصنوعیت جواب داد.

‫اما پولم رو پس می‌گیرم.

‫یه قسمت رو ‫جا انداختن.

‫فقط همین از پوست واقعیم مونده بود.

‫می‌خواستن جایگزینش کنن، ‫اما بهشون اجازه ندادم.

‫چرا؟

‫یادآورِ اینه که گند زدم.

‫و اینکه هیچ‌وقت نذارم ‫دوباره اتفاق بیوفته.

‫ولم کن، استدمن. ‫این یه دستوره.

‫اما داریم به اتاق امن می‌رسیم.

‫بیاین زود مهمونی رو ترک نکنیم، باشه؟

‫چیزی نیست. ‫الان دیگه برای ما کار می‌کنن.

‫- اونا دیوونه‌اند. ‫- دیوونه بودن.

‫اما از یه جهت هم ‫استعدادشون حیف بود هدر بره.

‫پس درست‌شون کردم.

‫رییس.

‫یا باید مُرده باشن ‫یا تو زندان.

‫دارن اشتباهات‌شون رو جبران می‌کنن.

‫اشتباهات؟ اینطوری خطابش می‌کنی؟

‫سر لعنتیت رو مثل کبک نکن تو برف. ‫الان جونمون رو نجات دادن.

‫پس بذار قدردانیم رو نشون بدم.

‫من با جنایتکارها کار نمی‌کنم.

‫حتی اگه...

‫شکست‌ناپذیر باشن...!

‫«اینوینسیبل» ‫«فصل سوم - قسمت دوم»

‫- هی، اون هم‌اتاقی جدیدمه؟ ‫- هی، گور بابات.

‫هی، گور بابات!

‫اوه باشه، خیلی‌خب.

‫گوشت تازه.

‫چه خوشمزه.

‫هی، جیگر. ‫چه قشنگی، عزیزم.

‫نفوذی قانون راه نمی‌دیم، عوضی.

‫موفق باشی. ‫هم‌سلولی قبلیش رو از تو سطل جمع کردیم.

‫سلام. اسمت چیه؟

‫رییس. یکی می‌خواد ببینتت.

‫چرا اینجایی، ردکلیف؟

‫اجازه میدی؟

‫من از ریاست پدافند جهانی کنار می‌کشم.

‫میرم سمت پروژه‌های گروهیِ مخصوص جدید.

‫اهمیت نمیدم.

‫می‌خوام جایگزین من بشی.

‫پس واسه همین می‌خوان کنار بکشی.

‫قبل اینکه بیای اینجا ‫هفته‌ای 3 نفر می‌مردن.

‫سه سال بعد...

‫هیچ ایده‌ای نداری

‫که باید چیکار می‌کردم ‫تا اینطوری بشه.

‫دقیقاً کاری که مجبور بودی رو کردی.

‫داخل هرج‌ومرج، قانون آوردی. ‫چیز بیشتر یا کمتری نیست.

‫البته، چند نفر باید تاوانش رو می‌دادن، ‫اما...

‫تعادل ایجاد شد.

‫فکر کردی حواسم به اینجا نبود؟

‫قبلاً بهت گفتم.

‫استعداد رو هدر نمیدم. ‫درستش می‌کنم.

‫اینجا محل بازپروریت بود.

‫قرار بود مجازاتم باشه.

‫هر دوتاش بود.

‫و حالا تموم شده.

‫اگه این شغل رو قبول کنی.

‫نه.

‫نمی‌تونم مجبورت کنم ‫مسائل رو اونطوری که واقعاً هستن، ببینی.

‫اما چیزی که هنوز متوجه نیستی رو ‫میگم.

‫ یا می‌تونی آدم خوبه باشی،

‫یا کسی باشی که دنیا رو نجات میده.

‫نمی‌تونی هردوتاش باشی.

‫محافظت در برابر چی؟ ‫محافظت در برابر من؟

‫اصلاً درمورد چی حرف می‌زنی؟

‫کار من اینه که ‫از سیاره در برابر تهدیدها محافظت کنم.

‫مجبورم نکن تو رو هم ‫تو اون دسته قرار بدم، مارک.

‫از این‌ها برای تحت کنترل داشتنِ دارک‌وینگ هم ‫استفاده می‌کنی؟

‫یا سینکلر؟

‫دارک‌وینگ و سینکلر

‫توانایی‌های تو رو ندارن.

‫توانایی‌هایی که فقط برای کمک به مردم ‫استفاده می‌کنم.

‫الان داری به کی کمک می‌کنی؟

‫مسائل رو یه جور می‌بینی ‫و جا برای دیدگاهِ دیگه‌ای باز نمی‌کنی.

‫افراد مخالفت رو ‫تهدید می‌کنی.

‫من تهدید نمی‌کنم.

‫نمی‌کنی؟

‫آخه الان داری منو مثل سگ ‫می‌ترسونی.

‫من که اصلاً کاری نمی‌کنم!

‫این چیه؟

‫فکر می‌کنی می‌تونی محدودم کنی؟

‫مارک...

‫می‌ترسی دهن لقی کنم، نه؟

‫و به همه بگم واقعاً چجوری ‫اینجا رو اداره می‌کنی؟

‫فکر می‌کنی آدم‌های اینجا ‫نمی‌دونن چیکار می‌کنیم؟

‫فقط کوتاه بیا، می‌تونیم درموردش صحبت کنیم.

‫همۀ زورت همین بود؟

‫چرا باید این رو می‌پرسیدی، بچه جون؟

‫الان خوشحالی؟

‫حالا بس کن.

‫تا وقتی که به همه اعتراف نکردی ‫چیکار کردی، بس نمی‌کنم.

‫مارک، من نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

‫من اونی نیستم که قراره صدمه ببینه.

‫تو که گفتی تهدید تو کارت نیست.

‫آره.

‫خب، آدم‌ها عوض میشن.

‫نکن، مارک. بهت اخطار میدم.

‫اون خرچنگ غول‌آسایی که ‫تو آتلانتیس باهاش درگیر شدی رو یادته؟

‫به بچه‌های آزمایشگاه گفتم ‫صدایی که تولید می‌کنه رو بازسازی کنن.

‫ظاهراً می‌تونیم به گوشی مخفیت ‫منتقلش کنیم.

‫اون گوشی مخفی رو نمیگم.

‫اونی که وقتی بیمارستان بودی ‫کار گذاشتیم رو میگم.

‫اونی که دستت بهش نمی‌رسه.

‫پس منطقی باش، مارک.

‫برو خونه.

‫کارمون خیلی از منطقی بودن گذشته.

‫خدای من!

‫جدا از اینکه باعث میشه درد بکشی، ‫اون صدا روی گوش داخلیت هم اثر می‌ذاره.

‫که برای کارهایی مثل پرواز کردن ‫یا راه رفتن...

‫نیازش داری.

‫توی من یه سلاح کار گذاشتی؟

‫با کارهایی که ازت برمیاد،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left