Dridam

Dridam (ദൃഢം)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Dridam 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-07-18
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پشتکار مظنون‬

‫باشه، عمو.‬

‫«به کجا رسیدی؟ درست بعد از موندایکال؟ »‬

‫از الان به بعد حدود دو ساعت طول می‌کشد تا به آنجا برسیم .‬

‫« ایستگاهی که قرار است مدیریتش را بر عهده بگیری. »‬

‫«در مکانی آرام» یعنی در منطقه‌ای آرام و بدون دردسر.‬

‫«اینجا بهترین جا برای شروع حرفه‌ات است.»‬

‫« آن ASI که در دوران خدمتم با من کار می‌کرد، آنجاست.»‬

‫« کریشنان آدم باهوشی است، باشه. »‬

‫عمو، راستش را بخواهید، وقتی حکم انتقالی را گرفتم، خیلی تحت فشار بودم.‬

‫من در مورد این مکان و ایستگاه کمی تحقیق کردم.‬

‫«این خوبه. هیچ‌وقت همکارات رو دست کم نگیر. فکر نکن اونا فقط پلیس‌های معمولی هستن.»‬

‫« همه آنها بسیار باتجربه هستند.»‬

‫«باید از آن به خوبی استفاده کنی.»‬

‫«اما ما هم نمی‌توانیم آنها را زیاد لوس کنیم .»‬

‫« اینجاست که خرد شما به کار می‌آید.»‬

‫«و خیلی به آنها نزدیک نشو، و قطعاً با آنها مشروب نخور.»‬

‫« آبروی خود را حفظ کنید .»‬

‫عمو، من معمولاً مشروب نمی‌خورم، باشه عزیزم ؟‬

‫سعی نکن با من نقش پسر خوب رو بازی کنی .‬

‫وقتی رسیدی اونجا بهم زنگ بزن .‬

‫به کوزینیلام خوش آمدید !‬

‫داداش، چطور برم کلانتری ؟‬

‫این جاده را دنبال کنید و سپس به چپ بپیچید.‬

‫مستقیم به کلانتری منتهی میشه . باشه، ممنون.‬

‫افسر پلیس چه مشکلی دارد؟ بازرس اینجا نیست.‬

‫من سرپرست جدید هستم که گزارش وظیفه می‌دهم. اسم من ویجی است.‬

‫اوه، ببخشید آقا، من متوجه استعداد شما نشدم.‬

‫کریشنان کجاست؟ او داخل است، آقا. من می‌روم او را بیاورم. لطفاً بیایید داخل.‬

‫آقا، اون خیلی خوشتیپه! خفه شو!‬

‫آقا، شما اسم من رو از کجا میدونید؟‬

‫راجیو کومار، مدیر اجرایی بازنشسته، عموی من است.‬

‫او از تو برایم نام برد .‬

‫او برای من مثل یک مربی است.‬

‫آقا ، لطفاً تشریف بیاورید داخل.‬

‫قربان، این بالان است.‬

‫سلام آقا، ایشون یه پلیس ارشد هستن .‬

‫او شش سال است که در این کلانتری کار می‌کند. بالان اهل کوتایام است.‬

‫آقا، من ساتیان هستم ، یکی از اهالی ساتیان.‬

‫ساتیان ، چند وقته اینجا کار می‌کنی؟ سه سال.‬

‫فرمانده، من جناب بیبیش هستم.‬

‫اون 5 ساله که داره خدمت می‌کنه، درسته ؟‬

‫بله، آقا. من دو سال گذشته را اینجا بوده‌ام.‬

‫بیبیش از پاتانامتیتا آدور کجاست ؟‬

‫آقا، این ریمیا و این ویدیا است.‬

‫آنها با هم به این شرکت پیوستند و دو سال است که اینجا کار می‌کنند.‬

‫هر دوی آنها اهل آلاپوزا هستند.‬

‫یه نفر دیگه هم هست، آقا .‬

‫آناند امروز و فردا مرخصی می‌گیرد چون مادرش بستری است .‬

‫داره میره بیمارستان برای چکاپ یا یه همچین چیزی .‬

‫او یک محلی است .‬

‫کریشنان، چند وقته اینجا کار می‌کنی؟‬

‫من سه ساله اینجام، قربان.‬

‫حدود چهار سال دیگر از خدمتم مانده تا بازنشسته شوم.‬

‫آرزو دارم در کلانتری محل زندگی‌ام بازنشسته شوم .‬

‫دارم سعی می‌کنم این اتفاق بیفتد. این خوبه.‬

‫اهل کجایی کریشنان ؟‬

‫آیا نام Thiruvananthapuram Vanchiyoor را شنیده اید ؟‬

‫آره، در موردش شنیده‌ام .‬

‫مرکز کنترل P26 با بیبیش تماس می‌گیرد، لطفا پاسخ دهید .‬

‫تماس با کنترل Sir P26‬

‫ماده ۲۶ (دریافت یادداشت از مافوق)‬

‫بازرس اینجا نیست؟ نه، آقا. بعد از اینکه بازرس قبلی و سرپرست منتقل شدند، یک پست جدید اینجا ایجاد شد.‬

‫آیا این درست است که هفت ماه طول کشید تا کسی جای او را بگیرد ؟‬

‫احتمالاً به این دلیل است که این مکان همیشه آرام بوده و سابقه جرم و جنایتی نداشته است .‬

‫تماس از اتاق کنترل بود .‬

‫وزیر دارایی فردا از این جاده عبور خواهد کرد و از ما خواستند که جاده را پاکسازی کنیم.‬

‫زمانش رو بعدا بهتون اطلاع میدیم .‬

‫بعدش مجبوریم دوباره به فریاد همه روستایی‌ها گوش بدیم.‬

‫آقا، خانواده‌تان کجا هستند؟ من اهل پالاکاد هستم .‬

‫در خانواده من فقط سه نفر هستند: پدر و مادرم و من.‬

‫پدر و مادرم نیامدند چون در خانه کار کشاورزی داشتند.‬

‫کریشنان، محل اقامت من کجاست؟ آقا، ما یک ربع پشت ایستگاه داریم .‬

‫من، بالان، بیبیش، ریمیا، ویدیا و من آنجا می‌مانیم .‬

‫آقا، چطور به اینجا رسیدید؟ من رانندگی کردم.‬

‫بیا ماشین رو اینجا پارک کنیم .‬

‫ما به شما در حمل چمدان‌هایتان کمک می‌کنیم و شما را به خوابگاه می‌بریم. شما با او بروید، من کلید را می‌آورم. آقا، لطفاً با من بیایید.‬

‫کریشنان: بله، ویدیای ما سوالی دارد.‬

‫آیا این افسر ازدواج کرده است؟ حدس بزنید چه؟‬

‫بچه‌ی بزرگش تو امتحان SSLC رد شد ؟ داری شوخی می‌کنی؟‬

‫کریشنان، من یک سوال دارم‬

‫اینجا بازرس نیست ، پس الان باید به کی گزارش بدم؟‬

‫قربان، اینجا یه منطقه روستاییه، بنابراین ما به دفتر معاون سرپرست گزارش میدیم.‬

‫بعدش صورتم رو می‌شورم و می‌آم. می‌ای با هم بریم؟ اوه، حتماً، آقا.‬

‫جیپ بالان آماده است؟ آماده، قربان.‬

‫تعمیرگاه امروز صبح زنگ زد.‬

‫آه، چه اتفاقی برای جیپ افتاد ؟‬

‫آقا، یکی از چراغ‌های جلوی ماشین شما شکسته است.‬

‫باید تعویض شود.‬

‫آقا، لطفاً تشریف بیاورید داخل.‬

‫قربان، امکانات اینجا یه کم ابتداییه، ولی اشکالی نداره.‬

‫تنها مشکل این است که در تابستان آب آشامیدنی بسیار کم است.‬

‫آب معمولاً در تانکرها آورده و ذخیره می‌شود.‬

‫در مورد غذا، یک رستوران در این نزدیکی هست. یک هتل در این نزدیکی هست.‬

‫در صورت نیاز، می‌توانند آن را اینجا تحویل دهند .‬

‫فعلاً قصد دارم اول خودم آشپزی کنم و ببینم چطور پیش می‌رود.‬

‫اگر این جواب نداد، از رستوران سفارش می‌دهم.‬

‫ممکن است به ایستگاه برگردید .‬

‫من یه تجدید قوا می‌کنم و می‌آم اینجا. باشه، آقا.‬

‫آقا، دیروز که شما برای تأیید پلیس آمدید، او خانه نبود. اشکالی ندارد، کریشنان .‬

‫موضوع مربوط به تأیید گذرنامه دیروز است . لطفاً او را به اینجا بیاورید.‬

‫با مهر علامت گذاریش می کنم. آقا، بفرمایید چایی تون.‬

‫از فردا به یک فنجان چای اضافه نیاز دارم .‬

‫سرپرست جدید برای انجام وظیفه گزارش داده است. روز بخیر، سرپرست.‬

‫دوباره اسمت را بگو، میذون منوهاران؟ میذون منوهاران‬

‫کارت شناسایی‌تان را دارید؟ بله، آقا.‬

‫آقا، همینجا نگهش دار .‬

‫آیا رسیدگی به تمام پرونده‌هایتان را تمام کرده‌اید؟‬

‫پرونده؟ من هیچ پرونده‌ای علیه خودم ندارم، آقا .‬

‫بالان ، با اینکه پسر جوانی است ، در لباس پلیس خیلی خوش‌تیپ به نظر می‌رسد. بله، بله.‬

‫ویدیا، غش نکن! اون رفته داخل.‬

‫ساجی ، لطفا دو تا چای به من بده، یکی متوسط ​​و یکی پررنگ.‬

‫دو فنجان چای، یکی متوسط ​​و یکی پررنگ.‬

‫هی سابو، صبح به این زودی اینجا چیکار می‌کنی ؟‬

‫من باید با نماینده مجلس ملاقات کنم.‬

‫من باید در یک یا دو جلسه شرکت کنم.‬

‫آیا این درست است که یک رئیس پلیس جدید، یک مرد جوان، به کلانتری ما آمده است؟‬

‫موفق شدی باهاش ​​صحبت کنی ؟‬

‫نه، وقتی رسید، داشتم برای همه چای می‌آوردم. کوکوی موز میل دارید؟‬

‫باشه، همین الان! آره یه دقیقه دیگه‬

‫سابو، نمی‌خوای با سرپرست جدید ملاقات کنی؟‬

‫آه، شاید فردا یا پس‌فردا او را ببینم .‬

‫اون کیه؟ وای، چقدر تند میره ! اون پسر مادهوئه؟‬

‫شنیده‌ام که او همیشه معتاد به علف است .‬

‫لیاقت یه کتک حسابی رو داره.‬

‫یه روزی گیرش میندازم.‬

‫شما تازه امروز برای انجام وظیفه گزارش می‌دهید؟ بله، آقا، من همین امروز صبح رسیدم .‬

‫آیا این اولین باری است که در نیروی انتظامی مشغول به کار هستید ؟‬

‫شما قبل از اینکه رسماً به عنوان بازرس منصوب شود، به عنوان بازرس عمل می‌کنید؟ بله، قربان.‬

‫شما با او بروید و همه چیز را به طور واضح توضیح دهید. اوه، باشه، آقا.‬

‫باشه ویجی‬

‫موفق باشید، متشکرم، آقا. بهترین‌ها را برایتان آرزو می‌کنم.‬

‫قربان، بعد از عبور از این پل، شما در منطقه ایستگاه چلکاد هستید.‬

‫آه، پس این پل مرز ایستگاه ما را مشخص می‌کند.‬

‫وقت ناهار است و سر راهمان جایی هست که غذاهای خانگی واقعاً خوشمزه‌ای سرو می‌کند .‬

‫تو بیبیش رو نمی‌شناسی ؟ معلومه که می‌شناسی.‬

‫خواهر، آقا، ایشون گروهبان جدید پایگاه ما هستن ، چچی.‬

‫تمام غذاهای مخصوص را بیاورید تا او را غافلگیر کنید! بسیار خب، بسیار خب، بفرمایید تو، آقا .‬

‫«دارم میام، دارم میام!» افسر، برنج میل دارید ؟ نه، متشکرم.‬

‫قربان، این گوشت مخصوص ماست. کافیه، ممنون .‬

‫سلام، شما در حال انجام وظیفه هستید ؟‬

‫من فقط اومدم اینجا غذا بخورم ، مامان نه.‬

‫کجا غذا خوردی؟‬

‫ما برای گشت بیرون رفتیم و یک رستوران کوچک در همان نزدیکی پیدا کردیم که غذای خانگی خیلی خوبی سرو می‌کرد .‬

‫ناهار را آنجا خوردم.‬

‫طعمش واقعاً خوبه .‬

‫اگر چند روز اینجا بمانید، می‌توانید پختن چندین غذای مخصوص را یاد بگیرید. گم شوید !‬

‫هی، همه چیز اونجا روبراهه؟ هی، همه چیز روبراهه.‬

‫همه خیلی همکاری کردند .‬

‫بابا کجاست؟ او همین الان برای یک جلسه به کتابخانه رفت. اوه، باشه، باشه.‬

‫باشه، بعداً بهت زنگ می‌زنم .‬

‫خداحافظ ​‬

‫قیمت غذا چقدر است؟ خجالت نکشید، آقا. نه، این درست نیست، آقا.‬

‫هزینه اش چقدر میشه خواهر ؟‬

‫اینکه ...‬

‫اینجا‬

‫اما آقا، اشکالی نداره ، لطفا ببریدش.‬

‫قربان، اگر از این جاده برویم به خانه آناند می‌رسیم.‬

‫باشه، حالا بریم آناند رو ببینیم. اوه، در این صورت، بریم آناند رو ببینیم.‬

‫حال مادر آناند خوب نیست، درسته؟‬

‫ما میریم و بهش سر می‌زنیم، عالیجناب .‬

‫این قطعاً او را فوق‌العاده خوشحال خواهد کرد.‬

‫صبح بخیر آقا ! دیروز بیبیش گفت که شما رسیده‌اید.‬

‫حال مادرتان چطور است؟ آقا، حالشان خیلی بهتر است.‬

‫او دیروز و امروز معاینه پزشکی داشت .‬

‫بنابراین دو روز مرخصی گرفتم . اشکالی ندارد.‬

‫آقا، لطفاً تشریف بیاورید داخل.‬

‫لطفا برای ملاقات با مادرم تشریف بیاورید داخل .‬

‫قربان، او ماه گذشته سکته مغزی کرد .‬

‫قسمتی از بدنش فلج شده.‬

‫نگران نباش ، همه چیز درست میشه. ما اینجاییم تا تو رو پیدا کنیم.‬

‫آقا، این چاپاتی با مرغ کاری است.‬

‫این مخصوص شما ساخته شده، آقا.‬

‫راستش را بخواهید، ما که این کار را نکردیم؛ او مخصوصاً برای شما درستش کرد، آقا.‬

‫ممنون ، آقا. شب بخیر.‬

‫چرا اینو گفتی ؟‬

‫ویدیا ، تا حالا کاراته تمرین کردی ؟‬

‫بله، آقا، من کمربند مشکی دارم .‬

‫متاسفانه وقت کافی برای تمرین ندارم .‬

‫من هر وقت صبح وقت داشته باشم تمرین می‌کنم. خیلی خوبه.‬

‫فرمانده کریشنان ، چه خبر ؟ همه ما در خوابگاه جمع شده‌ایم.‬

‫این فقط یه مهمونی کوچیک مشروب خوردنه.‬

‫ما این کار را ماهی یک بار طبق روال انجام می‌دهیم.‬

‫آقا، همه با هم بریم؟ نه، شماها بازی کنید.‬

‫«آقا، شما فقط برای مدت کوتاهی اینجا خواهید بود .»‬

‫فقط یه نخ بزن و برو. منظورم این نبود. کریشنان: من مشروب نمی‌خورم .‬

‫بله، دفعه قبل عالی نبود .‬

‫این دفعه دیگه حتماً درست میشه.‬

‫ساتیا آن را مدیریت خواهد کرد.‬

‫نمی‌خوری؟ من بیبیش رو می‌خورم، برو یه نگاهی بنداز .‬

‫کی این ساعت اینجاست ؟‬

‫آه، جناب ویجی، من جناب ویجی هستم.‬

‫اوه نه، آقا !‬

‫کالا آماده است، قربان.‬

‫آقا، لطفاً تشریف بیاورید داخل.‬

‫چیزی نیست، من اومدم چون یه صدایی شنیدم.‬

‫اوه، ما همین الان داشتیم در مورد یه پرونده قدیمی بحث می‌کردیم. بله، بله.‬

‫صدا اذیتت کرد؟ اشکالی نداره، شما ادامه بدید، من فقط دارم بررسی می‌کنم.‬

‫بسیار خب، پس شب بخیر، آقا .‬

‫ساتیان چه نقشه ای داره؟ من چیکار کردم که مستحق این باشم؟‬

Dridam subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left