The first 200 lines.
یه چیز توی بیمارستانهای آموزشی هیچوقت عوض نشده؛
فرسودگی بالاخره سراغ همهی کارآموزها میاد
متأسفم که حین جراحی یه جای زخم کوچیک براتون مونده،
ولی یادآوری کنم که زندهاین
- خواهش میکنم - دکتر گرین، جمعهتون خوش
- آخر هفته برنامهای دارین؟ - من دارم، میدونی کی نداره؟
بیمارت توی اتاق ۴۰۲
کاملاً مرده. اینجا رو امضا کن
تو رؤیایی هستی
باید بین درد مقعد، یبوست و آلت انتخاب کنم؟
چند هفتهست نیمهی بالایی بدن کسی رو ندیدم
یکی از بدترین بخشهای این کاره، مگر اینکه وینستون باشی
- اون قطعاً متخصص مقعد میشه - آره
بچهها، جمع شین
وقتشه روحیهشون رو بالا ببرم
بچهها، این کار خیلی سخته،
ولی یادتون باشه: «راههای سخت به مقصدهای زیبا میرسن»
این رو از کارت تبریک خوندی؟
نه، داشانا
از اون شکلاتهای مخصوص خانمها گرفتم
که روی کاغذشون پیام انگیزشی داره
یکی دیگه از گوهرها رو شلیک کن
بچهها، «همون زنی باشین که میدونین درونتونه»
بهش فکر کنین
وای، دستهات خیلی غیرمنتظره نرمن
کاش میتونستم بگم مادرزادیه،
ولی احتمالاً کار دستکشهای مرطوبکنندهمه میخوایشون؟
میدونی چیه؟ خودت بردار من رو از دست خودم نجات بده
خواهش میکنم
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
رفیق، این دیگه چه کوفتی بود؟ دختره خیلی داغ بود
داشت با تو حرف میزد
اصلاً متوجه نشدم. من چم شده؟
کار همون شکلاتهای زنونهست، داداش تستوسترونت رو بههم ریختن
باعث میشن حس کنم قدرتمند و مستقلم
بدهش به من. حالا خوب گوش کن
دوستت دارم، ولی دیگه نمیتونم ساعت سه صبح پیام بگیرم
که چقدر تنهایی
هم طرفدار توام، هم بولز
هردوتون افت کردین و لازم دارم یکیتون ببره
هی، داری دزدی میکنی
- نمیکنم - میکنی!
خرابکردن شانسم با دختر رؤیاهام من رو برده بود توی لاک،
ولی من و مسئول تأسیسات وقتی تنها بودیم یه مراسم عالی داشتیم
- قوی باش - تو قوی باش
- از پسش برمیایم - برمیایم
کدوم گوری بودی؟
صبحبهخیر، جردن
از وقتی بیماری کاکس تشخیص داده شد، جردن ولکن من نیست
میدونی نباید منتظرمون بذاری
محض رضای خدا، نزدیک بود پولکهای جردن خشک بشن
چون مریضی ازش میگذرم
تقصیر مادرشه
اونم از نظر ژنتیکی ضعیف بود
خون وایکینگ تو رگهامه
حتماً برای غارت و اینجور چیزها خوبه
پس مفید باش. حالش چطوره؟
نفست رو هدر نده. عالیام. تموم شد
پری، خودت خوب میدونی باید آزمایش خون بگیرم
و سرعت رسوب و سیآرپی رو چک کنم
- یه معاینهی سریع هم لازمه - اوه
کاری رو بکن که من میکنم
وقتی لمسش میکنی، جیمی، مربی شخصی من رو تصور کن
خیلی قابلتحملترش میکنه
لباسهات رو دربیار
منم دوست دارم عکس جیمی رو ببینم
حالت خوبه، اش؟
یه بیمار رو از دست دادم
متأسفم
و آمارا من رو فرستاد توی منطقهی دوستها
فرندزون
اشر جان، منم تجربهش کردم
درست میشه
فهمیدن اینکه به بیضههای عاطفی اشر لگد خورده،
خوشحالم کرد که کارآموز نیستم
خیلی خوشحالم همهی مشکلات قدیمیم پشت سرم موندن
روزبهخیر، قربان
نظافتچی؟
- دلت برام تنگ شده بود؟ - کتوشلوار پوشیدی
این مدل «نظافتچی از نظافتچی»ه
وای، ۳۰ سال
درواقع فقط ۱۷ ساله
پس خیلی بد پیر شدی
چرا اینجایی؟
میدونی چیه؟ مهم نیست
حالا من رئیس بخش پزشکیم دیگه روی من قدرتی نداری
ولی دارم
چون این اطراف فقط تو رئیس نیستی
داری به رئیس خدماتِ کمیسیون مشترک نگاه میکنی
عضو کمیسیون مشترکی؟
پس اسممون به گوشت خورده
میخوام کل اینجا رو بازرسی کنم
توی دفترت مستقر میشم
قفلها رو عوض کردم
منم دوباره عوضشون کردم
آقای جنسن توی شام تمرینی عروسی دخترش بود
- آخ - هنوز تموم نکردم
که بالا آورد و بیهوش شد
پس «آخ» رو پس میگیرم
حالش خوب میشه، نه؟ عروسی فرداست
دختر نازنینیه محاله عروسیش رو از دست بدم
بابام عروسی من رو از دست داد چون تیم شنای دانشگاهش دورهمی داشت
مجبور شدم مردونهترین خالهم من رو تا محراب ببره
یه شمن آیاهواسکا میشناسم شاید کمی از اون ضربه رو درمان کنه
دیروز شنیدم رواندرمانگرم زیر لب گفت «یا مسیح»، پس آره،
- احتمالاً باید امتحانش کنم - آره
عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم
اون دختر جیدیه. دختر جیدیه
پس برای رفیقت بالمیشی؟
وایسا. میخوای با یه زن دیگه لاس بزنم؟
- بوی تله میده - تله نیست
جیدی زیادی توی خونهی ماست
انگار دختر پنجممونه
میدونی چیه؟ کاملاً حق با توئه، عزیزم
اگه میخوای کتابچهی مخزنی قدیمیم رو گردگیری کنم
و این زن رو راضی کنم باهام بخوابه،
برای خودمون انجامش میدم
من همچین چیزی نگفتم
سلام خانوم
رک بگم، کوچولو؛ خیلی خوشگلی
دیدم توی فروشگاه دنبال شکلات بودی و با خودم گفتم،
«عجب دختریه، تازه شکلات هم دوست داره»
چطوره شمارهت رو توی سایدکیکم بزنی و هوای این داداش رو داشته باشی؟
چه خبر؟
واقعاً با این جملات اومدی سراغم؟
همون مزخرفات نخنمای دههی ۲۰۰۰؛ «سلام خانوم، کوچولو این و اون»؟
- من فقط… - بذار حدس بزنم، مدل موی تخت داشتی
مدل موی تختم محشر بود
شرط میبندم دیگه نمیتونی درش بیاری
همهی فوتوفنم پریده، عزیزم انگار جذابیتم منقضی شده
میدونم، بامزهست
خودش بود. میدونستم باید چیکار کنم، هرچند کمی زنگ زده بودم
صبر کن، ترک یادم داده بود چی بگم
سلام کوچولو، خیلی خوشگلی
بذار یه چیزی بهت بگم
صبر کن. باید بگم «هالر» یا «خالا»؟
داری چیکار میکنی؟
دارم تمرین میکنم چی بگم تا شاید دوباره یه زن پیدا کنم
فکر کنم از طرف همهی زنها میگم؛ شاید مردها رو امتحان کن
- کاری با من داری؟ - اتفاقاً آره
فکر نکنم پری بهعنوان دکتر بهت احترام بذاره
داره تمام آزمایشهای خونی که نوشتی رد میکنه
چرا؟ فقط یه سوزن کوچیکه و دو دقیقه طول میکشه
آخی، الیوت هم به همین دلیل ترکت کرد؟
خداحافظ
سلام جردن، خیلی وقته ندیدمت
میدونم و خیلی هم شکرگزارم
هایفایوِ هنوز بدجنس و داغ رو قبول میکنی؟
قبول میکنم
نگاه کن
ناامید، زیر فشار مرگ، با شونههای افتاده
و حالت شکستخوردهی فرسودگی کارآموزی
شرط میبندم دکتر تیکتاک اول میترکه
- وای خدا، تو چته؟ - حق با توئه
پری پاتر هم یه لحظه دیگه از هاگوارتز انصراف میده
منم وقتی کارآموز بودم نزدیک بود ول کنم
دکتر کلسو کارت ویزیت کلوبهای استریپ رو
که بهنظرش «بلوند گریان» لازم داشتن توی کمدم میذاشت
پس علیه این بچهها شرط نمیبندم کمکشون میکنم
موفق باشی
بچهها، میدونم روز خیلی مزخرفی بود،
ولی میخوام یه پدر رو به عروسی دخترش برسونم کی پایهست؟
این چطوره؟
باید کمک کنی
باید استریپر میشدم
امتحان کردم، اونقدرها هم باحال نیست
چه خبره؟
بهعنوان پزشک به من احترام نمیذاری؟
۲۰ ساله دارم همین رو بهت میگم،
و بالاخره فهمیدی
خیلی بهت افتخار میکنم
این چه وضعشه، مرد؟
چرا اون آزمایشها رو ندادی؟
بذار یه رازی رو بهت بگم
اگه به دیوار پشت سرت ضربه بزنی،
ذخیرهی مخفی پورنهای دههی ۳۰ کلسو رو پیدا میکنی
تا حالا فیلم ناجوری دیدی که روش پیانوی قدیمی پخش بشه؟
نه
دست از رو اعصاب بودن بردار و بگو چه خبره
باشه. فکر میکنم درمان جواب داده و الان حالم خوبه
اگه این آزمایشها رو بدم
و نتیجهشون چیز دیگهای بگه،
این حس خوب از بین میره
گوش کن
واقعاً باور دارم وقتی با ذهن مثبت وارد چنین موقعیتهایی میشی،
نتیجه کاملاً فرق میکنه
این رو خودت به من یاد دادی
پس باید کل نگرشت رو عوض کنی
و بری اون آزمایشها رو بدی
و بهعنوان پزشک به من احترام بذاری
باشه
با همهی حرفهام موافقی؟
با بخش نگرش و آزمایش
اگه شروع کنم بهت احترام بذارم، باید تمام خونم رو بکشن
چون یعنی زوال عقل گرفتهام
جلسهی پزشک و بیمار دلپذیری بود
از دفترم برو بیرون
درواقع دفتر منه، ولی دعواش بمونه بعد
برو بیرون!
اوه، مرد دههی ۲۰۰۰ اومد
No comments yet. Be the first to leave one.