The first 200 lines.
،از وقتی باهم آشنا شدیم مثل برادرم بوده
ولی داشته این راز بزرگ رو ازم مخفی میکرده
اونقدری بهم اعتماد نداشت که توی این بخش بزرگ زندگیش سهیمم کنه
به خطر انداختن جون خودت یه چیزه
به خطر انداختن جون نزدیکان و عزیزانت یه چیز دیگه
اوضاع با نبود عمو بن متفاوت بوده
ولی تو همیشه کنارم بودی
یکی از آخرین مکالمههام با آتو درباره گاما بود
فکر کنم از طریقش بتونیم پیداش کنیم
اگه جلوی اکتاویوس رو بگیریم دیگه سازههاش دستِ آدمهای بد نمیافته
.دره همهچیز رو بهم گفت نگرانته، لان
لطفا، فقط بذار کمکت کنیم - به کمکت نیازی ندارم -
تق تق
لانی؟ این اینجا چی کار میکنه؟
پرل
،خب، خیلی خوش گذشت ولی بهنظرم وقتشه تارپیچت کنم
.آقای آزبورن، به کمکت نیاز دارم آقای آزبورن، لطفا
پیدات کردم آتو
گزارشهایی مبنی بر سوراخ شدن لباست دریافت کردم
غیرممکنه - ممکنه -
مرد عنکبوتی، بپر بالا
«مرد عنکبوتی، دوست خوب محلهتون»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
صرفا یه بچهست
،فشار خونش داره میاد پایین ترالی اورژانس رو آماده کنید
وایسا، نکن
همگی بهش فضا بدید
وضعیتش چطوره؟
آخ
...نقابم - طوری نیست، پیتر -
هیچکس چهرهت رو ندیده
الانم فقط من پیشتم
...آقای آزبورن - خیلی سریع داری خوب میشی -
اینم یکی دیگه از مزایای فیزیولوژی خاصته - ...کجـ -
کجام؟ - بخش آزمایشهای پزشکی آزکورپ -
دکترهام کل شب، زیرنظرت داشتن
...کل شب؟ من آقای آزبورن، باید با می صحبت کنم
به هری گفتم بهش زنگ بزنه و بگه که شب رو خونهی ما میمونی
...پس، اون - دلیلی برای نگرانی نداره -
خیلیخب، ولی اون یارو که دم عقربی داشت ...و باهاش جنگیدم
همچنان آزادانه میچرخه، درسته؟ باید تا کس دیگهای آسیب ندیده
جلوش رو بگیرم - آروم باش -
.خیلی آزاد نمیمونه تمام نهادهای قانونی و اجراییِ شهر
دنبال اون دیوونهن
.خطر اصلی، اکتاویوسه همیشه بوده
و به لطف تو پیداش کردم
.پس بیا تمومش کنیم کس دیگهای آسیب نمیبینه. آمادهم
متاسفانه امکانش نیست
،حین درگیریت با عقرب لباست خسارات سنگینی دیده
کامل داغون شده
عیبی نداره. بقیه لباسهایی که طراحی کردی چی؟
.همونی که بال داشت رو میپوشم برام مهم نیست
نه، باید استراحت کنی تا خوب بشی
به مقامات مربوطه خبر میدم که اکتاویوس رو بگیرن
با عقرب جنگیدم و باختم
...وقتی آدمها صدمه ببینن یا بدتر مسئولیتش با منه
و نمیدونم که قدرت شکست دادنش رو دارم یا نه
پیتر، به خودت شک داری چون خودت رو محدود میکنی
به محض اینکه قدرت واقعیِ قابلیتهات رو بپذیری
دیگه هیچکس جلودارت نیست
،نمیخوام دوباره آسیب ببینی ولی متاسفانه تا خودت رو
به سطح بالاتر نبری، باز تکرار میشه
اگر حاضر نیستی چنین کاری بکنی
پس شاید بهتر باشه به همکاری پایان بدیم
چون نیاز دارم که مرد عنکبوتی توی اون سطح باشه
توی اون سطح بهت نیاز دارم، پیتر
،هروقت آماده بودی میتونی بری خونه پیش زن عموت
خانم پورتر، لطفا با وزیر راس تماس بگیر
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
کار میکنه، کار میکنه
حیف شد که گوشهام دیگه کار نمیکنن
پیتر - همه خوبین؟ -
آره. حال خودت خوبه، رفیق؟
خفتت کردن؟ - آره، آره -
خروجی پایدار، جریان قوی
به خوبی داره عمل میکنه
محاسباتت دقیق و درست بود
آره، حتی منم باید اقرار کنم که این یهجور پیشرفته، پارک
یه پیشرفت کوچیک
یه چیزیه در حد پا گرفتنِ بچه
شما سهتا هم بهتره امیدوار باشید که پروژههاتون در همین حد کفایت بکنه
هنوز چیزی ندیدی، دکی
اگه یه چیزی بهتر از این تحویل ندم
غرورم مثل صورت پیتر، له میشه
هی - خندهدار نبود، چو -
عذرخواهی کن - شرمنده، رفیق -
ناراحت که نیستی؟ - مثل بچههاست -
پیتر، جین درست میگفت؟ خفت شدی؟
.اوه، آره، درسته در زمان اشتباه، جای اشتباه بودم
ببخشید که به ارائه نرسیدم، دکتر کانرز
آقای آزبورن یه پروژهی ویژه بهم سپرده
واسه همین دارن اینجا رو به باغ وحش تبدیل میکنن؟
نه، راستش اطلاعی از این قضیه ندارم
مطمئنی به کمکم نیازی نداری؟
.نه، نگرانش نباش برو خونه استراحت کن
تو یکی از ارکان اصلی این پروژه بودی
مطمئنم آقای آزبورن این رو فهمیده
و واسه همین اینقدر ازت انتظارات بزرگی داره
منم دوست ندارم نا امیدش کنم
فکر کنم نا امیدش کردم
بابت همهچیز ممنون، دکتر کانرز
تو جنگجویی
سلام، می! من اومدم. میرم توی اتاقم - تو قویای -
هی پیتر، دیشب بدونِ تو بچلر رو دیدم
...باید بشنوی که
یا خدا، چه اتفاقی افتاده؟
نمیدونم. تو قرار بود تعریف کنی
.طوری نیست بابا می، نگران نشو
هری داشت اسکیتبازی یادم میداد و خوردم زمین
نه، روالش اینجوری نیست، بچهجون
ما قرار بود یه تیم باشیم
،ولی اگه قراره تا صبح بیرون باشی بهتره بگی چی شده
،و اگه شل و پل بیای خونه حق دارم دلیلش رو بدونم
صرفا نمیخوام نگران بشی
.خب، بد شد خیلی نگران میشم
برام مهمی، پیتر
...صرفا
همهش گند میزنم، می
نیکو از دستم عصبانیه
آقای آزبورن احتمالا ...خیلی ازم نا امیده و من
حس میکنم خیلی کارها باید بکنم
و خیلیها هستن که باید در حقشون کار درست رو بکنم
،و اگه از پس این مسئولیتها برنیام پس ضعیفم
متاسفانه هیچوقت برای تبدیل شدن به اون آدمی که باید باشم، به اندازه کافی قوی نمیشم
همین الانشم هستی، پیتر
و تو قویتر از اون چیزی هستی که فکر میکنی
ببین، دنیا خیلی باهات بد تا کرده
و خیلی چیزها داره عوض میشه و حق داری بترسی
این ضعف نیست
میدونی، منم میترسیدم
موقعی که خودم و خودت تنها شدیم
یعنی فکر میکردم بن کمکمون میکنه
.می، طوری نیست تو خیلی برام زحمت کشیدی
،نه پیتر، دوستت دارم ...کنارت هم هستم، ولی
...تو داری بزرگ میشی و
میدونم بن میتونست الگوت باشه
حق داری یه همچین آدمی رو داشته باشی که باهاش حرف بزنی، یه آدم معتمد
همونطور که من معتمدتم
.خب، خوشحالم که دارمت منم دوستت دارم، می
ببین، میشه فقط قول بدی
که دیگه هیچوقت اسکیتبازی نکنی؟
چون بهنظر میاد اصلا بلد نیستی
اوه
حتما. حله
سلام، قربان - وینسنت، چرا توی ساعات خصوصیِ -
فکر کردنم باهام تماس گرفتی؟
همین دور و برها بودم
و گفتم یه خبری ازت بگیرم و ببینم چیزی لازم داری یا نه
فقط ازت میخوام موقعی که درحالِ انجام تحقیقات پیشگامانه هستم، مزاحمم نشی
باز داری اون بازیه رو بازی میکنی، نه؟
صرفا دارم امتیاز جمع میکنم تا دولوپرهای بازی، باگی که پیدا کردم رو برطرف کنن
تازه، همین تازه برای به دست آوردن یک نمونه از یکی از نادرترین فلزات زمین
با یکی بستم
کاربردهای بسیار زیادی خواهد داشت
یادت موند که غذا بخوری، قربان؟
.من یه مرد بالغم، وینسنت معلومه که آره
اگه گرسنه باشی، میتونم تهموندهی سوپ برات بیارم
پیشنهادت رو رد نمیکنم
ولی تا اون موقع باهم حرفی نداریم
وینسنت؟ چه زود اومدی
آتو اکتاویوس
با نگهداری و فروش غیرقانونیِ تسلیحاتِ گامایی
پیمان سکوویا رو نقض کردی
دستها بالا، دکتر
این اصلا ایدهآل نیست - دستها بالا، دکی -
خب، خودت خواستی
دستها بالا - ایست، جلوتر نیا -
برو، برو
دور شو
پشت سرت رو بپا - نمیبینمش -
نذارید فرار کنه
همه بخوابید روی زمین - برید عقب! سنگر بگیرید -
برید عقب، برید عقب
هرچی که دستته رو بنداز
گوشهام - نه، نه -
سرم
آره، آره، دارید درد شدیدی میکشید
فکر کردین خودم نمیدونم؟
ایست، دکی
امیدوارم اون هفت ثانیه شجاعت ارزشش رو داشته باشه
ایست! تکون نخور
تسلیم شو، اکتاویوس
عذر میخوام، ولی عجله دارم
واسه کمک به سازمانِ کهنه سربازان جنگهای خارجی، پول خرد ندارم
.دستگیری، کله قارچی آیرون من واسه نجات اومده
یه نفر سوارهنظام رو خبر کرده
راس - استارک -
نیکو
نیکو، وایسا، وایسا
نیاز دارم که مرد عنکبوتی توی اون سطح باشه
توی اون سطح بهت نیاز دارم، پیتر
.پیام به نیکو: لطفا بذار توضیح بدم واقعا متاسفم. لطفا جوابم رو بده
داری این پیامها رو نادیده میگیری یا به دستت نمیرسن؟ احتمالا نادیده میگیری، هان؟
.هی، نیکو هستم پیغام میغامت رو بذار
نیکو، منم پیتر... پارکر
ایکاش حرفی بهتر از «متاسفم» داشتم
،ولی دارم سعی میکنم که حرف بهتری بزنم ...اما فقط دارم برات یه پیغامِ
...چرت و پرت ضبط میکنم و
میدونی، نمیدونم که صندوق پیغامهات رو چک میکنی یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.