The first 200 lines.
.شرط بگذارید، لطفا
.لطفا دیگر شرط نبندید
قرمز، فرد، بزرگ. ۲۷
.شرط بگذارید، لطفا
.برای کارکنان. ممنونم
.لطفا دیگر شرط نبندید
سیاه، زوج، بزرگ. ۲۴
قرمز، زوج، بزرگ. ۳۰
وقتی مشتری اسپانیایی شروع به بالا بردن سقف شرط کرد،
۱۲ سر میز
.پیرمرد درخواست رویه معمول رو کرد
.اون یه ژاکت آبی و یه کراوات راه راه بنفش طلایی پوشیده بود
.ببخشید، شما رو با کس دیگهای اشتباه گرفتم. متاسفم
.شرط بگذارید، لطفا
سیاه، فرد، بزرگ. روی این عدد خبری نیست. ۲۹
.فدریکو
.امروز چند دور زدی؟ شش تا
.از فرم افتادی
.اومدم یه سلامی بکنم
...این روزا
.با درد سینه از خواب بیدار میشم. نمیتونم نفس بکشم
.چند روز دیگه بیشتر زنده نیستم
.تو از پیری نمیمیری
میگی هر کی میتونه منو شکست بده؟
هنوزم بازی میکنی؟
.فقط دارم به کارام میرسم
.با هر بازی اونو تو خطر میندازی
.بهم اعتماد کن، من قرار نیست ببازم
.کازینو، پول، اسیرها... همهش مال تو
.چیزی رو که خودم به دست نیاوردم نمیخوام
میخوای جسارت کنی؟
.میخوای با من بازی کنی؟ هیچ امیدی نداری
.هدیهت برتر نیست
.تو اینو نمیدونی
من از وقتی تو از زلزله جون سالم به در بردی میشناسمت، یادته؟
یا کس دیگه ای بود که تو رو زیر پر و بال خودش گرفت؟
کی بهت غذا داد، فرستادت مدرسه، ازت یه آدم ساخت؟
.شانس خودم نجاتم داد. تو فقط یادم دادی
.من قربانیت نمیکنم
.من بهت یاد دادم چطور از شانس استفاده کنی
میخوای از من خوش شانستر باشی؟
!من مثل یه احمق بزرگ شدم. بشین
.فقط به تو اجازه میدم صورتمو ببینی، فدریکو
.غذا خوردی؟ هنوز نه
.یه دوش بگیر. من برات میز رو آماده میکنم
.امشب نمیتونم
.یه برنامهای دارم
داری میری، فدریکو؟
.حتی یه آغوش هم نه؟ این کارو نکن
.من هدیه تو رو کشف کردم و پسش میگیرم
.و حالا میتونی بری
.خداحافظ، فدریکو
.موفق باشی
حالا که پیرمرد خاموشش کرده،
.میتونیم بهش دست بزنیم بدون اینکه بتونه شانسمون رو بگیره
هفت سال بعد
.اسمش توماس سانز هست. بهشون بگو تنها سفر نمیکرد
.و این یکی چی؟ حذفش کن
!خواهر
.سه ماه مادر زنمو تحمل کردم
.بعدش مُرد و ۵۰۰ هزار پزتاس از شریکش گرفت
.و زنم وقتی رفت بانک، چکش گم شد
.بعدش گفت تقصیر من بود که مشت زدم بهش
.خیلی عصبانی شدم. من مقصر همه اتفاقات بد بودم
.عکسی ازش داری؟ میتونم پیدا کنم
.انداختمش بیرون، اونم درو کوبید
.و همه کارتها رفتن تو هوا
...یهو از ناکجاآباد
.یه چک ۵۰۰ هزار پزتاسی که مال من بود، میبینم
نظرت چیه فدریکو؟
من خوش شانسم یا نه؟
نگهش میداری؟ کدومو؟
.چک
.چی میگی؟ هوراس کاپاروس
.تو یه آدم خوش شانسی
.نه
.بعداً بده به من
.من کلادیام. گوشی رو بردار
.گوشت تازه از سقوط هواپیما
.خب، تو میبازی
.چون مرخصی بودی پرونده رو دادن به من
.بدشانسی، پیرمرد
.این برات دو برابر آب میخوره
مگه همه نمُرده بودن؟
.و همه اینا برای ۵۰ میلیون پزتاس
.فقط نصفش، اگه زنده بمونه
اگه با ما قرارداد میبست،
.پنج شش برابر بیشتر گیرش میومد
یا ۳۰۰ میلیون به ما میرسید. ۲۰۰
.این یعنی پول
.ممنون
!کلادیا
.سلام پیرمرد
.صبح بخیر
کافیه؟
.یه موضوع عادیه
.به خاطر سرقت بازداشت شده
.اینو میدونم
پول گیرش میاد؟
.اون یه تجربه وحشتناکی داشته
.او به دستشون آورد
.منتظر بود شهادت بده
.لطفاً
.فقط میخوام ببینم امضاش میکنه
چند تا؟
چی؟
چقدر پول؟
میلیون. ۲۵
فکر میکنی اینا تاوان همچین تجربهای رو جبران میکنن؟
.قبول کرد
.شرکت هواپیمایی اونو ارزون تموم میکنه
.دو دقیقه
.عصر بخیر. عصر بخیر
من نماینده بیمه هستم. میتونم با شما صحبت کنم؟
.ممنون
.چک رو دارم
.اینجا رو امضا کن تا بهت بدم
.مِی
.خیلی خوشگله
باهاشون میخوای چیکار کنی؟
حواست اینجاست؟
چطوری خرجش میکنی؟
.گرفتنشون یه روز دو روز طول میکشه
.متوجه باش
.ولی، اونجایی که میری بهشون احتیاجی نداری
.وقتی مضطربم، میرم سراغ دستهی کارت
.وقتت داره تموم میشه، حواستو پرت میکنه
.همین که قاطیشون میکنم، مشکلاتم یادم میره
.اگه آس بیاری امشب از اینجا میبرمت بیرون
.شرطبندی نداریم
.توماس سانز، تو مرد خوش شانسی هستی
.حتماً... بهم اعتماد کن
.شانس نجات از یه تصادف، یک در صد هزار نفره
...شانس یه سانحه که تو تنها بازماندش باشی
بینِ... چند نفر؟ ۲۳۷ مسافر...
میلیون به ۱ هست. ۲۳۷
یه شانس دیگه بهم میدی؟
بازم شرطی نیست؟
.اگه برام بازی کنی، آزادیت
بازی کنم؟
چی بازی کنم؟
.متأسفم، دو دقیقه گذشت
.حالا تموم میکنیم
امضا میکنی یا نه؟
.اولین شرط با پول خودت خواهد بود
.چیزی که بردی رو بعداً استفاده میکنیم
.و در نهایت سود رو تقسیم میکنیم
.اگه ببازم چی؟ نمیبازی
ولی اگه ببازم چی؟
.آزاد بودی که بری
این تا کی ادامه داره؟
.حداکثر دو هفته
.نمیدونم چطور... نگران نباش
.به هیچ مهارت خاصی نیاز نداری
.دو تا چیز رو یادت باشه
.هیچ وقت به هیچ دلیلی به من دست نزن
برای چی؟
.این یه هوس منه. عکسمم نگیر
.ما به سوغاتی از این سفر احتیاجی نداریم
یادت میمونه؟
.عصر بخیر. شروع کردن؟ نه
راهنمایی میخوای؟
.بله، من اونو نمیشناسم
.هواپیما ارتباطش رو با برج مراقبت از دست داد
دقیقه بعد از پرواز. ۱۲
.دو ساعت بعد جعبه سیاه پیدا شد
.که اطلاعاتی درباره لحظات قبل از سقوط خواهد داد
مسافر و ۶ خدمه کشته شدند. ۲۳۱
.تنها بازمانده توماس سانز
.در بیمارستان تحت حفاظت پلیس است
داوطلبانه اینجایی؟
.به اتهام سرقت بانک دو ماه پیش
تجربه سقوط هواپیما چطوره؟
.خواب بودم
.یالا
.داری ازم کار میکشی
چیه؟
.بوی عجیبی میاد. ملاس
.مورد علاقهاش
.حتماً
.شرط ببند، لطفاً
.ببخشید
.فدریکو، نمیتونی اینجا بمونی
.تازهکاره... کمکش کن و برو
.بفرمایید
چیه؟
.میدونی که ما روی پول شرط نمیبندیم
.پول نیست
.یه جواهره
!غرامت تنها بازمانده سقوط هواپیما
.بله، البته
.واسه همینه که برام آشنا به نظر میومدی
.من باهاش بازی نمیکنم
.با این حال کافی نیست
.یکی از انگشتاش یه جایزه واقعی میشه
.اگه بخواد، بازی میکنم. فکر خوبیه
.چیکار کنیم، فدریکو؟ بازی میکنیم
!وایستا! منو از قلم ننداز
!وایستا، از کجا بیاریش
.و انگشتم؟ انگشتی از دست نمیدی
No comments yet. Be the first to leave one.