The first 200 lines.
«نیلوفر سفید»
حالت قبل از سونامی این شکلیه
آره
.آره، همهچیز رو بهت میگم صبر کن
خیلیخب، من و کنی نگوین پونزده سال پیش آشنا شدیم
طرف ویتنامیه، توی مارکام بردفورد کار میکرد
توی بخش آسیا
بگذریم، من به کنی کمک کردم که صندوق سرمایهی «شو کل» رو راه بندازه
.ببین، این ایدهی من نبود باید این رو درک کنی
لطفا، به هرچیزی که میتونی پی ببر
منتظر تماست میمونم
این دیوونگیه. خیلیخب
.ممنون، جو آره
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
توی خونه میشه اینجوری درستش کرد؟
قطعا، تو وقت آزاد زیادی داری
صبح بهخیر - سلام -
خوب خوابیدین؟ - آره -
آره، و بازم بابت اجرای زیبای دیشب ازت ممنونم
داشتیم درباره باحال بودنش صحبت میکردیم
دوستش داشتین؟ - خیلی باحال بود -
اوه، ممنون - حرف نداری -
از آشنایی باهات خیلی خوشوقتم - خیلی مهربونین -
لذت ببرید - خیلیخب -
لذت ببرید. میبینمتون - خیلیخب. ممنون -
سفر بهخیر
دیشب خوابهای خیلی واضحی دیدم
چه خوابهایی، مامان؟
میتونم برات تعبیرشون کنم
صرفا یادم میاد که توی ساحل بودم ...و شب بود و
و خونهمون درست کنار آب بود
بعدش سونامی اومد
میتونه یهجور هشدار باشه
آره، پس الان خوابها آینده رو پیشبینی میکنن
خیلیخب، شاید آینده رو پیشبینی نکنن
ولی پنجره به سمت چیزیان
.تمام نمادها معنی دارن ناخودآگاه جمعیه
آره و همه خوابِ آتیش و مار میبینیم
چون همه از آتیش و مار میترسیم
اونقدرها هم عمیق نیست - میدونی، تو همهچیز رو نمیدونیها -
فقط قبل از خواب، ویدئوی سونامی پخش نکنین، باشه؟
باشه
چندتا شعر نوشتم، میدونی؟
آره، بهم گفتی - آره -
شاید یه شب بتونم برای مهمونها بخونم
برام قدم بزرگیه
توی خونهمون، به هنر آدمها زیاد اهمیت داده نمیشد
اجرای دیشب فوق العاده بود
اوه، خیلی ممنونم
نه، واقعا حضور قوی
و جذبهی خاصی داری
جدی میگم
میشه یه لحظه بشینم؟ - حتما -
وای خدا. من توی صنعت سرگرمی کار میکنم
جدی؟ - بله -
آره، تهیهکنندهم
راستش اومدم اینجا که روی یه پروژهای کار کنم
.نمیتونم بهش بپردازم پروژهی خیلی مهمیه
ولی میدونم تو قبلا بازیگر بودی
درسته - آره -
خب، نمیدونم که هنوز به بازیگری علاقه داری یا نه
ولی یه حسی بهم میگه ممکنه داشته باشی
...این کارگرانی که باهاش کار میکنم
خوشحال میشم باهاش آشنات کنم
پذیرای این مسئله هستی؟ حاضری ببینیش؟
.واقعا آدم باحالیه شرط میبندم خودتم خیلی باحالی
نمیدونم. بهنظرم خیلی باهم جور میشید
ولی توی بانکوکه
اتفاقا امروز میرم بانکوک
جدی؟ - آره -
عجب خوش اقبالیای
میشه یه راه ارتباطی باهات داشته باشم؟ - حتما -
شمارهای چیزی؟ - آره. میتونم کارتم رو بهت بدم -
عالی میشه
بفرما
خب، خیلی دوست دارم که عملی بشه، شریتالا
سیرتالا - سیرتالا -
سیرتالا
.اوه، شرمنده سیرتالا
سیرتالا
سیرتالا - بله -
سیرتالا
سیرتالا - سیرتالا -
سیرتالا
آره - چه سکسی -
خیلیخب، من میرم که جلسهتون رو ادامه بدین
در تماس خواهم بود - خیلیخب -
...اسمت رو نگفتی، ولی خب
فابیان هستم - باشه -
جریان چی بود؟
.نشانت برج عقربه دیگه بایدم اینقدر آب زیرکاه باشی
.واسه من خیلی سخته، ریک نشانِ من برج حمله
باید همهچیز آشکار باشه
وای خدا، ماریجوانا لازم دارم
فقط بگو چهخبره
به تو مربوط نمیشه، باشه؟
معلومه که بهم مربوطه
.تمام کارهات بهم مربوطه من شریک زندگیتم، ریک
صبح بهخیر - سلام -
خواستم جلسهی امروزمون رو بهتون یادآوری کنم
میگرنم عود کرده
برای کار کردن مجدد با شما لحظهشماری میکنم
باشه
ممنون. لطفا کمکش کن
از صبحونهتون لذت ببرید
.بذار از الان بهت بگم فردا میرم بانکوک
چرا؟ من چی کار کنم پس؟
نمیدونم. شاید با یکی پولدارتر
از من آشنا شدی و اون رو تیغ زدی
من جفت روحیتم، ریک
چطور میتونی جفت روحیم باشی؟
حتی نشانهامون باهم سازگار نیستن
صبح بهخیر
صبح بهخیر - صبح بهخیر -
واسه یوگا آمادهاید؟ - آره -
برام سوال بود که شاید بخواید امروز با یکی از انرژی درمانگرهامون
جلسه داشته باشید
انرژی درمانگر چیه؟
خب، ما با استفاده از انرژی و چاکراهاتون
مشکلات بدنتون رو درمان میکنیم
گفتی ما
این یعنی تو هم انرژی درمانگری؟
آره، یکی از کارهاییه که میکنم
خیلی هم عالی
چند وقته اینجا کار میکنی؟
الان سه سال میشه
وایسا، پس قبل از جنگ اومدی اینجا؟
خیلی خوششانسم
اهل کجای روسیهای؟
ولادیوستوک
یه شهر بندریِ بزرگ در شرق دورِ روسیهست
تاحالا کسی رو ندیده بودم که اهل ولادیوستوک باشه
راستش روی پام تتوش زدم
و کارت اونجا چی بود؟
توی بخش کشتیرانی کار میکردم
با اعضای خانوادهت اومدی اینجا؟ - نه -
نه؟ یا با دوست دخترت؟
نه - خیلیخب -
پس خودت تنهایی؟ - آره -
خیلیخب. خیلی خوشحالیم که اینجایی و در امانی
ممنون. خانمها، یه ساعت دیگه میبینمتون
خیلیخب
باشه
صرفا دستهاش رو میذاره روت و با انرژیش درمانت میکنه؟
لوری، باید یه عشق و حال کوتاه باهاش داشته باشی
چرا همهش همین رو میگی؟
.بهترین هفته برای عشق و حاله تو هم که مجردی
احتمالا علاقهای نداره
شوخیت گرفته؟ تو زن جذابی هستی
و مشخصه اهل عشق و حاله
فقط باید اقدام کنی
ازش بخواه باهات جلسهی انرژی درمانی بذاره
نه - باشه. خودم بهش میگم -
ببخشید. میشه یه درخواستی ثبت کنیم؟
بلیندا - آه! سلام -
سلام. صبح بهخیر
.صبح بهخیر حالت چطوره؟
...خوبم. خوبم. برنامهی امروزت
اینه که باید بری پیش یه سری رواندرمانگرها
و راهنماییت میکنن
بعدش امشب
بهنظرم میتونیم باهم شام بخوریم و درباره همهچیز صحبت کنیم
بهنظر عالی میاد - خوبه -
ممنون - مایهی خوشحالیمه -
بابا، واقعا؟ بیخیال
خیلیخب، خیلیخب
وای خدا، بابا! چی شده؟ - پشمهام! بابا، گوشیت رو سوزوندن -
سرم خیلی شلوغه
خب، چی شده؟ میخوای کمکت کنم؟
آره، چیزی شده؟
نه، نه
صرفا مسائل کاریه
تیم، دوتا مامور افبیای اومدن دفتر
دنبالت میگردن
.شمارهت رو بهشون دادم به محض اینکه تونستی بهم زنگ بزن
چاک هستم. گمون میکنم خبردار شدی
که افبیآی حکم گرفته و توی دفترته
.ایکاش خبرهای بهتری داشتم ولی پشت سرهم دارن بهم زنگ میزنن
دارم درباره وضعیت موجود اطلاعات کسب میکنم
مطمئنم الان خیلی استرس داری
ولی گوش کن، تا وقتی بهت چیزی نگفتم
با کسی صحبت نکن، باشه؟ بذار کارم رو بکنم
.و خیلی سریع باهات تماس میگیرم باشه؟ نگران نباش
ای وای بر من
سلام - سلام -
سرت چطوره؟
سرم قویه
خیلی شجاعی
و بابت خدمات خوبت ازت ممنونم
از کار کردن برای شما، خانم سیرتالا و آقای جیم، لذت میبرم
متشکرم
....راستش، خانم سیرتالا
،اگر یه موقع توی بانکوک ...به کمکم نیاز
یا اگه به یه بادیگارد دیگه نیاز داشتید...
خوشحال میشم خدمترسانی کنم
متشکرم، گیتوک
متشکرم
روز خوبی داشته باشید
پشمهام! بابا، نگاه کن
.حتی فرار هم نکرد همونجا ایستاد
No comments yet. Be the first to leave one.