The first 142 lines.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
ما ۸۱ درصد از ساختمون لونا اکلیپس رو تحت اختیار خودمون درآوردیم.
همهجا به جز سقف و یه جای دیگه به تصرف ما در اومده.
من هم توی اعتباری که اون به دست میاره شریک میشم
چون این عملیات رو من رهبری کردم.
الحق که باهوشم.
اون...
جغدِ تک چشمـه؟
کانکی! هاییسه!
اون چکی که خوردی رو دیدی؟ اگه آریما کیشو بود، به راحتی جاخالی میداد.
ساساکی هاییسه-کون تو تنت میخاره واسه اینجور چیزا نه؟
حالا، کوچولوی شیطون من، برقص،
انقدر شدید قرش بده تا مثانهت بترکه.
بدو بدو، زیاد وقت نداریمها!
آخه داری میمیری، میدونی که.
حتما حواست باشه که شو-ساما تماشات کنه.
آ باریکالله.
من رو دوست خواهند داشت...
دوست خواهند داشت... دوست خواهند داشت!
من رو...
دوست خواهند داشت!
دوست خواهند داشت... دوست خواهند داشت! دوست خواهند داشت!
دوست خواهند داشت!
میگم.
نمیخوای من رو نجات بدی؟
خفه شو.
من باید میمردم.
بمیر... کانکی...
رهایی و آرامش من...
بمیر... رهایی تو...
من نمیخواستم خوشحال باشم.
من میخواستم ناپدید بشم.
بمیر... بمیر... بمیر... بمیر...
همون موقع باید میمردم.
من رو بکش، هاییسه.
بمیر!
آره، همینه، حرومیِ بی همه چیز.
میگم، اصلا یادت نمیاد؟
هروقت چیزی میخواستم، حتی یه چیز کوچولو، سریع چک و لگد میشدم.
مامانی، شرمنده! غلط کردم! گوه خوردم!
من هیچی نمیخوام! به خدا غلط کردم! تو رو خدا دیگه نزن! کبود شد!
مامان...
من عاشق مامانم بودم.
غلط کردم! دیگه هیچی نمیخوام!
اون موقع خوشحال بودم.
باغ گلی که توی زیرزمین بود...
فکر نمیکردم عزراییل رو ببینم.
حالا مثل مامانم میتونم بمیرم...
مثل یه سوسک...
ولی نمردم.
من میخواستم بمیرم؟
اوهوم. میدونم!
برای همین بود که اینبار میخواستم کاری کنم که بقیه دوستش داشته باشن.
بعدش باحال و مثلِ قهرمانها بمیرم
پس اون...
پس اون رهایی و آرامش توئه؟
اوهوم!
پس رهایی و آرامش تو به خوابیدن و خوابهای خوب دیدن خلاصه میشه...
برای من، خوابِ خوب...
از خواب بیدار میشم، یه خرده گریه میکنم و تمام.
یه جایی و یه وقتی خیال میکردم خواستن اشکالی نداره.
میتونی؟
اوهوم.
شب بخیر، هاییسه.
دیگه هرچی خواب دیدم، بستمـه.
وای وای...
میشه انقدر...
زر نزنی؟
سپیده دم
سپیده دم
زودباش خونریزی رو متوقف کن.
کوری-سنپای، این خیلی خوشمزهس!
قربان، یه بازمانده داریم!
الان دارم میام.
کیجیما-سان...
میتونی حرف بزنی؟
کیجیما-سان...
این... خودتی؟
آره.
تسوکیاما-سان.
نگران نباش.
به خاطر داستانِ کوچولوی غمانگیز تاثیرگزارت ممنونم.
حالا موندم...
آریما کیشو قویتره، یا تو؟ نمیدونم والله.
شرمنده ولی این تویی که غمگینی.
بمیر راحت شی.
ساسان.
الآن داری چیکار میکنی؟
وضع ما خوب نیست...
اوری-کون پدرش از خستگی دراومده...
موتسوکی و سایکو جاشون امنه.
باقیِ چیزها رو دیگه نمیدونم.
ولی اگه کاری نکنم...
میدونم که بقیه کشته میشن!
کوراموتو-ساما و کورویومو...
اوریه، موتسوکی و سایکو...
حتی خودم...
ولی من نمیمیرم تا هارو، آبجیم تنها بمونه!
بیشتر... بیشتر!
بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر و بیشتر...
بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر و بیشتر!
بیشتر!
شیرازو!
سقط شو، هیولای عوضی!
اوریه! این حمله کافی بود بزنی پرپرش کنی؟!
اگه با وجودِ این، خودش رو ترمیم و احیا کنه...
دیگه واقعا هیچ غلطی نیست که بتونم انجام بدم.
شیرازو!
کوزن. اون اینجاست؟
این اتوـه.
به امید اینکه عشقهای زیادی اون رو در آغوش بگیرن، این اسم رو روش گذاشتیم.
سلام اتو. از دیدنت خوشوقتیم.
من اول میرم، اتو.
شیرازو!
شیراگین!
شیرازو-کون!
شیرازو! شیرازو!
شیرازو!
انگار، یه سوراخ گنده به سوراخهام اضافه کردن نه؟
زخمش خیلی عمیقـه!
خوب میشه؟
ساسان کجاست؟
میخوام ساسان رو... ببینم.
بازرس ساساکی به زودی میرسه اینجا.
آروم باش، نفس بکش.
شیراگین، بذار ببریمت بیمارستان.
این زخم درمقابل قابلیتهای ترمیم و احیامون چیزی نیست!
اگه به خوبی درمان شی و یه عالمه هم استراحت کنی... خیلی زود حالت خوب میشه!
اگه واقعا اینجا بمیرم... چیکار کنم؟
انقدر چرت و پرت نگو!
شیراگین!
تو حالت خوب میشه! پس...
پس دووم بیار! لعنتی، پس تیم پزشکی کجاست؟!
سوپ لوبیای قرمز...
سوپ لوبیای قرمز؟
قیافهت اون موقع به خدا دیدنی بود...
بالاخره به خاطر اون حالت رو میگیرم.
پس فعلا خفه شو انقدر فک نزن
هارو...
آبجی کوچیکهت؟
راست میگی. الآن آبجیت منتظرتـه!
خودت رو جمع و جور کن.
No comments yet. Be the first to leave one.