The first 200 lines.
ساعت شیش و چهل و پنج دقیقهست
ساعت هفت و سی دقیقهست
داری یواشکی در میری آره؟
صبح بخیر خانم بدیا
چه صبح بخیری آقا ملایم
خجالت نمیکشی با سه زار و نیم تو خونه من نشستی، اونم پنج ماهه نمیدی
حق با شماست، شمام از همین خونه نون میخورین
قطار هفت و چهل و پنج رد شد
تو به جای قطار از کرایه خبر بده
درسته، تو یه خونه عین کاخ نشستم کرایه رو زیاد نکنم خریته
من الان کرایه رو ده هزار لیر در نظر میگیرم
دو سالشم پیشکی، نقد نقد
دو سال پیشکی از قرار ده هزار لیر چقدر میشه؟... هان؟
- دویست و چهل هزار لیر؟ - پولش کو؟
مثلاً یعنی
باشه کرایه رو زیاد نکن، ماهیانهشم نده...
...پول آب و برق و گازم گردن من
ممنون یعنی مفتی بشینم؟
نه نمیشینی! گورتو گم میکنی از اینجا میری
میرم، ولی نه با گم کردن گورم
- سلام داداش ملایم - سلام عزیزم. از این یارو اصلاً خوشم نمیاد
صبح بخیر ملایم
صبح بخیر خانم مهتاب امروز صبح سحرخیز شدین
نه بابا، الان رسیدم، میرم بخوابم
- خدا راحتی بده - سلامت باشی
بچهها ملایم داره میاد
سلام بچهها
- سلام خوش اومدی ملایم - خوش اومدی
سلام عزیزم
- سلام ملایم - خوش اومدی ملایم - سلام
سلام ملایم. بیا یه چایی بخور باهم گپ بزنیم
دیرم میشه واسه کار. قطار هشت رد شد پونزده دقیقه وقت دارم
بیخیال ملایم. موقع حرف زدن با مهتاب که به فکر کار نیستی
همین الان داشتی صبح صبحی با مهتاب خانم لاس میزدی
ملایم
- جانم - تعریف کن ببینم، چجوری مخ آبجی مهتابو زدی
زشته بابا
ناز نکن دیگه ملایم
دیشب داشتم میرفتم بخوابم
در زدن، باز کردم دیدم مهتابه...
- خب... بعدش - خب...
- آسپرین خواست - اون وقت شب؟
اون موقع شب خونه تنها بودم... مهتابم با لباس خواب...
...همه جاش پیدا، یه چیز محشر
معلومه زنه اومده بود شب بمونه
دیدم هوا پسه، موهاشو گرفتم کشیدمش تو بعدشم جررر
جر چیه؟
لباس خوابش پاره شد
بعدش انداختیش رو تخت دیگه
لخت مادرزاد؟
حتماً دیگه
بعدش؟
مثلاً یعنی
- برو بابا - دیدی چه خوب پیچوندمشون با این مثلاً
عجب خوب پیچوندیشون با مثلاً
نخورین بابا
عرب از همه بیشتر میخوره خب دیگه من برم
- خدافظ - خدافظ - خدافظ
انقد مثلاً خوردی شکمت باد کرده ها
یه صدقه بدین رضای خدا داداشا رضای خدا داداشا...
...خدا از پا ننداختتون داداشا یه صدقه بده داداش رضای خدا
- رضای خدا یه صدقه داداش - اه بسه دیگه! هر قدم یه گدا
رضای خدا داداشا
- کار و بار چطوره حسنی - کساده داداش ملایم
دلار رفته بالا واسه همینه
- حسنی یکم بهم قرض میدی - چقدر داداش؟
پنجاه لیر
پنجاه لیر که چیزی نیست داداش. تو هزار، ده هزار بخوای بهت میدم داداش ملایم
- پنجاه لیر بسه سر ماه پس میدم - فدای سرت
کارت خوب باشه عزیزم
یه صدقه بدین به معلول داداشا یه صدقه بده به معلول داداش
یه صدقه بدین به کور یه صدقه به کور
یه صدقه به کور رضای خدا
یه صدقه به کور
- چه خبر حمزه - خیلی بده داداش ملایم...
...مامانم خیلی مریضه. پول ندارم ببرمش دکتر
آخ اگه چشمام میدید میتونستم ازش مراقبت کنم، مراقبت کنم
بیا حمزه. یه پنجاهی دارم بیشتر داشتم بیشتر میدادم
ولی سر ماه پونصد بهت میدم
خدا ازت راضی باشه داداش ملایم
- زنده باشی - تو هم زنده باشی
خدا هر چی میخوای بهت بده
بلیط ملی یکی مونده داداش داداش یکی مونده
نمیخوام بابا!
چیکار کنیم؟ بلیط ملی! بلیط ملی...
...فردا قرعهکشیه. فردا قرعهکشیه میلیونها رو از دست ندین
خدا!
- سلام داداش ملایم - چه خبر کاظم آمورتی
خوبی داداش یه بلیط مونده داداش ملایم
- فرصتو از دست نده - همیشه همینو میگی...
...آخرین بلیطو میخوای بندازی به من نمیخرم
میگم فرصتو از دست نده داداش
بذار از دست بره، سالهاست میخرم یه گهی هم درنیومد. نمیخرم
اگه دربیاد چی؟
اگه دربیاد چی؟
- اگه درنیاد چی؟ - اگه درنیاد چی؟
اونوقت میرینم دهنت
ساعت هشت و سی و پنجه آقای ملایم پنج دقیقه دیر کردی
قطار هشت و سی الان رد شد آقای مدیر دیر نکردم که
وقتی من میگم دیر کردی یعنی دیر کردی
اگه من دیر کرده باشم پس قطار هشت و سی هم دیر کرده
یعنی جفتمون دیر کردیم
هنوز یاد نگرفتی سر وقت بیای سر کار دیگه صبرم لبریز شده ملایم
من اختیار اخراج کردنت رو دارم...
...ولی انسانیتم اجازه نمیده. فقط از حقوقت کم میکنم جریمه
این لطفمو هم فراموش نکن
ممنون آقای مدیر. منم اگه ملایمم زیر بار این لطف بزرگتون نمیمونم
آفرین. حالا گلها رو آب بده قهوه منو درست کن...
...اتاق رئیس رو تمیز کن پروندهها رو مرتب کن...
...دفتر صندوق رو نگه دار و فاکتورها رو بنویس
خوبه امروز کارم کمه. اگه همین الان شروع کنم دو روز دیگه تموم میشه
- ملایم - بله
اول از همه گلها رو آب بده
خوب آب بده ملایم
مگه دارم کار دیگهای میکنم؟
حالا هم چایی پخش کن
ایول ملایم
- اوه اوه اوه!.. دم داره؟ - نه دم نکشیده
دستت درد نکنه ملایم
حالا هم تی بکش
ای بابا ملایم! تو چایچی هستی، گلفروشی، نظافتچی هستی، یا کارمند؟
همش تقصیر این مدیره...
...منم نمیدونم چه گهی هستم آخه
حالا هم اسین خانم پرونده مخصوص رو برداره بیاد پیش من
چشم آقای مدیر
بابا نوری! بشیکتاش این هفته چیکار میکنه؟
بشیکتاش؟ میبره پسرم
میدره، اونم چه دریدنی!
- مساوی میکنن - نه بابا کاملاً میدره
آره میدره
دو...
صفر...
یک...
گالاتاسرای - قیصری چی میشه؟
قیصری میبره
اسین
- مدیر صدات کرده - با پرونده مخصوص؟
آره خیلی مخصوص
اسین
اسین زیاد قر نده، پرونده میفته
پروندههای من محکمه ملایم، نمیفته
کارمند دو روزه ترفیع میگیره، ما که کارمند قدیمی هستیم درجا میزنیم
تو بخش خصوصی سابقه فایده نداره آبجی ملک
پس چی فایده داره؟ من چی از اسین کم دارم
چی کم دارم هان؟
بگو دیگه
کم نداری زیاد داری، آقای مدیر هم پرونده مخصوص زیاد داره
- یه روز نوبت تو هم میشه خانم ملک - آه... کو اون روزا؟
ملایم پسرم
بگو عمو نوری
این پروندههای منو یه تموم کن ببخشید زحمتت میدم
خواهش میکنم
این پروندههای منم یه نگاه بنداز ملایم جون قربونت برم
اینا رو هم
این پروندههای منم یه نگاه بنداز ملایم
تو چیکار کردی ملایم، درخواست اضافه حقوق دادی؟
- نه ندادم - خیلی ترسویی ملایم
مگه نمیخواستی مشتتو بکوبی رو میز و...
- ...اضافه حقوق بخوای - نذاشتین حرفمو تموم کنم که
رفتم تو اتاق مدیر...
...کی میدونه چجوری رفتم تو
یه نگاه به صورتم کرد
یارو فهمید از قیافم فهمید
عجب. چی فهمید مثلاً؟
پسرم ملایم گفت...
...خیلی فکر کردم فهمیدم بهت ظلم کردم
عجب عجب مدیر ما اینا رو گفت؟
آره مدیر ما میگه
عین خر کار میکنی آقای ملایم گفت
"حق کارتو نمیگیری من چیکار میکنم؟...
...سرمو تکون میدم حقوقمو میگیرم... وظیفم چیه؟ چاپلوسی رئیس...
...دستشو میشوره حوله میدم بهش میره دستشویی سیفون میکشم...
...درسته تمیز کردن گه رئیس وظیفه منه ولی، باشه...
...به این بیعدالتی پایان میدم و به حقوقت پونزده هزار لیر اضافه میکنم"
پونزده هزار لیر، آره؟
مثلاً یعنی
ملایم باز داستان سر هم کردی واسمون
ولی قشنگ پیچوندم، نه؟
- خیلی خسته شدی انگار خانم اسین - آره، رو پرونده کار کردیم
آقای مدیر هم خیلی دقیقه همه چیز رو تک تک بررسی میکنه
معلومه پرونده رو خوب باز کرده...
...بعدشم حسابی زیر و روش کرده
هی!.. بچهها رئیس داره میاد
تو اصلاً اخلاق نداری؟ همه دارن کار میکنن تو تنبل تنبل نشستی با مدادها بازی میکنی
چیز دیگهای نیست که باهاش بازی کنم
بعداً باهات حرف میزنم ملایم
- باشه - باشه، آره؟
- این یارو میتونه کاری بکنه؟ - نه بابا. نمیتونه کاری بکنه، خیالت راحت
رئیس داره میاد
ملایم زود بیا اینجا
دارم میام
بیا تو
بفرمایید رئیس
- این چیه؟ - انگشت
- چه انگشتی؟ - انگشت اشاره
کوری مرد؟ خوب نگاه کن کثافتو دیدی؟
دیدم قربان. مدفوع مگسه
خجالت نمیکشی، نه؟ من بهت نون میدم...
...در عوض میذاری مگسا رو میزم ریدن کنن
ولی رئیس، اینجوری داد بزنی تو دهنتم میرینن
No comments yet. Be the first to leave one.