The first 200 lines.
خوبم
خوشحالم که بهت صدمهای نزدن
بگیر بخواب عزیزم
بیرون ایستگاه کلی زن جمع شده بودن
ویشا میگفت اونا به خاطر تو اونجا بودن
بخواب عزیزم
اینجا ازش خوشت میآد
خواهر ویشا رفته آلمان غربی و دیگه هم برنمیگرده
بخواب
وقتی نبودی، دوستِ بابات که تو بیمارستانه اومده بود اینجا
میگفت اون هِرمانِ کثافت قراره رئیس جدید بخش بشه
نه بابا
کودکان سربی
سریالی الهامگرفته از وقایع واقعی
هیچوقت در تاریخ لهستان، نسل جوان
از چنین آیندهی درخشانی که در سایهی سوسیالیسم داره، برخوردار نبوده
اما برای مدیر شدن، رئیس شدن یا نماینده مجلس شدن
سختکوشی و نمرههای خوب کافی نیست
نمایندگان جوانِ طبقه کارگر
باید رفتاری از نظر اخلاقی بینقص داشته باشن
و الگوی صداقت سوسیالیستی باشن
حزب کارگران متحد لهستان برای مقابله با این چالشها برمیخیزه
تا با الگو قرار دادن خودش برای نسل جوان
صداقت و شفافیت رو در اولویت قرار بده
بنابراین جای تعجب نداره
که اینهمه جوون دارن به اتحادیهی جوانان سوسیالیست لهستان میپیوندن
چیزی طول نمیکشه که بتونن
کارتِ عضویتِ پُرطرفدارِ حزب رو به دست بیارن
شهروندان جوان کشورمان، سرتان را بالا بگیرید
شما در دستان امنی هستید
حزب کارگران متحد لهستان از شما حمایت خواهد کرد
چون قدرت ما در اتحاد نسلهای قدیم و جدیده
سه ماه بعد
سه ماهه تو تارگوویسکو ندیدمتون، خانم دکتر
مدام کنار کفترخونه میشینم و به بچههایی که رفتن فکر میکنم
لابد به زودی برمیگردن
چرا اینا رو به من میگید؟
اگه اینجا همهچیز آلودهست
نباید برگردن و اینجا زندگی کنن، درسته؟
من وظیفهم رو انجام دادم
حالا دیگه خودتون باید مراقب خودتون باشید
من تلاشم رو کردم
رفتم استانداری، رفتم کارخونه ذوبآهن
ولی باهام حرف نزدن
فقط من رو از این مدیر به اون مدیر پاس میدادن
خانم دکتر
الان میفهمم چقدر باید زحمت کشیده باشید
تا برای اونهمه بچه
جای خالی تو آسایشگاه ردیف کنید
چرا چاپلوسی میکنی، آقای زونتاگ؟
چون باید همهی مردم رو از تارگوویسکو به آپارتمانهای جدید منتقل کنیم
و فکر نمیکنم بدون شما بشه این کار رو انجام داد، خانم دکتر
حتماً یه راهی برای انجام دادنش بدون من هم هست
سازمان امنیت باهات چیکار کرد؟ خداحافظ
دوشنبه صبح ساعت نه میرم «میتسکا» رو ببینم
آمار میگیرم که کارخونه چند تا آپارتمان داره
بچهها باید از تارگوویسکو برن
«در سیستم گردش خون
اینها به شکل اختلالات خودمختار ظاهر میشن
و به عنوان یک وضعیت گذرا خودشون رو نشون میدن...»
چی؟ نه
عزیزم
چی شده؟
بچهها دارن برمیگردن به تارگوویسکو
خب بالاخره یه روز باید برمیگشتن
ولی نمیتونن اونجا زندگی کنن
من دیگه برم
کتری رو بذارم
نمیتونی صدها خانواده رو جابهجا کنی. غیرممکنه
عصر بخیر
سلام. سلام. من دیگه برم
سلام
اینهمه وقت من رو اینجا نگه داشتن چون نتایج آزمایشها نشون میده که
مشکلات عصبی دارم
پس اون قضیهی سرب همهش چرنده
سرب باعث ایجاد مشکلات عصبی میشه
میبینم که مامانت تو رو برای حرف زدن با من آماده کرده
چی علیه مامانم داری؟ هیچی
ولی باید بفهمی که بعضی چیزا رو میشه با آرامش حل کرد
وقتی مامانم سعی کرد با آرامش پیش بره، ماشینمون رو آتیش زدن
آره، ولی کارخونه ذوبآهن نونِ صدها نفر رو میده
و چند تا بچه تا حالا از مسمومیت سربی مُردن؟
«تافیس» بود
ولی اون ممکنه یه مریضی دیگه هم داشته بوده باشه
وقتی باهات حرف میزنم
همیشه همهچیز رو توضیح میدی ولی هیچوقت گوش نمیدی
منظورت چیه؟
منظورم اینه که این آخرین باریه که میآم دیدنت
دختر، سعی کن از یه زاویه دیگه به قضایا نگاه کنی
وقتی با آرامش به اینا فکر کنی
میفهمی که مامانم داره بچههای مریض رو نجات میده
و بابای تو هم تو سازمان امنیته. هیچ حرفِ قلمبهسلمبهای هم این رو عوض نمیکنه
و در فصل دوم
چند تا اصلاحِ خیلی جزئی انجام دادم
ولی فکر میکنم
باید از به کار بردن کلمه «صنعت» توی عنوان خودداری کنی
و منابعِ آلاینده
چیزی شده؟
اگه بچهها دارن برمیگردن، نوشتنِ این چه فایدهای داره؟
یولا
بهترین راه برای کمک به اونا چیه؟
با نوشتن این پایاننامه و درمان کردن بچهها
کاری در مورد آپارتمانها از دست ما برنمیآد
این پایاننامه میتونه تحولآفرین باشه
یه دانشمند باید شک داشته باشه
اون جورابها رو بپوش
اینجا چه خبره؟
بابا گفت خیلی وقته کوه نرفتیم و باید بریم
به منم گفت مامان نیاز به آرامش و سکوت داره تا روی پایاننامهش تمرکز کنه
کدوم روایت درسته؟ جفتش
برای سفرتون ساندویچ درست کردم
سیب هم براتون گذاشتم
خرسِ عروسکیت رو فراموش نکن
یولا، میدونم چون بچهها دارن برمیگردن خوابت نمیبره
واسه همینه که داری میری کوه؟
حداقل این دفعه کسی بچههای ما رو به دزدیدن کبریت متهم نمیکنه
دوستت دارم
تا آخر دنیا
کارخانه متالورژی فلزات غیرآهنی شوپینیتسه
صبح بخیر
خانم دکتر
من اونجا کار میکردم
صبح بخیر. انتصابتون به عنوان مدیر رو تبریک میگم
و ممنون که کمک کردید بچهها رو از اینجا دور کنیم
صبح بخیر. صبح بخیر. من فقط وظیفهم رو انجام دادم
بفرمایید تو
درسته، و چون شما میدونید چطوری برای رفاه مردم بجنگید
اومدیم پیش شما
بله، ولی در مورد چی؟
بچهها نمیتونن به تارگوویسکو برگردن، چون اون منطقه آلودهست
من از عوارض ناشی از... باخبرم
باید برای خانوادههای تارگوویسکو خونه پیدا کنیم
و اونا رو از کارخونه ذوبآهن دور کنیم
چطور میتونیم بیش از ۲۵۰ خانواده رو جابهجا کنیم؟ کجا برن؟
آپارتمان که از آسمون نمیافته. مگه اینکه شما دو نفر بسازیدشون
بیخیال، آقای میتسکا
کارخونه برای خودش تعاونی مسکن داره
داریم، ولی اون آپارتمانها مال اعضای تعاونیه
اونا سالهاست که منتظرن
میتونید آدرسِ
شهرکهایی که تعاونی داره میسازه رو به من بدید؟
من نمیتونم این اطلاعات رو به هر کسی که از راه میرسه بدم
در این صورت، خدانگهدار
ولی
خدانگهدار. خدانگهدار
کریسیا، من رو وصل کن به سرگرد نیدزیلا
امشب شام خبری نیست؟
از وقتی فهمیدی ذوبآهن سمیه
ماهیها هم دارن سنگینتر میشن
چه کمکی از دستم برمیآد؟
از کجا میتونم بفهمم چه آپارتمانهایی داره ساخته میشه
توسط تعاونی مسکن شوپینیتسه؟
نیاز نیست بری بگردی. خودم بهت میگم
تعاونی داره توی خیابون «اشچلتسوف بیتومسکی» آپارتمان میسازه
شهرک «روژدینسکی» رو هم دارن میسازن
اونجا برجهای ۲۷ طبقه ساخته میشه
کلاً چند تا آپارتمان میشه؟
در مجموع حدود هزار تا
ولی به تدریج تکمیل میشن
تو این خونهها رو
برای خانوادههای تارگوویسکو میخوای، درسته؟
بله
پس باید یادت باشه
که اون بالا بالاها
اگه اراده کنن
میتونن یه آدم رو با یه انگشت له کنن
اما اگه پشتِ اون آدم قدرت باشه
اونا میترسن
پشت من هیچ قدرتی نیست
به نظر من ۲۵۰ تا خانواده خودش یه قدرت جدیه
ممنون، آقای استاندار
موفق باشی
خدا پشت و پناهت
خدا پشت و پناهتون
خانمها، میخواستم ببینمتون چون بچهها دارن برمیگردن
بله، برمیگردن. این یعنی دوباره مریض میشن
نمیگم اصلاً نباید برگردن
میگم هیچکدوم از ما نباید نزدیک کارخونه زندگی کنیم چون خطرناکه
پس کجا زندگی کنیم؟
میگم که کارخونه ذوبآهن
باید به ما آپارتمان بده تا بتونیم جابهجا بشیم
ولی اینهمه آپارتمان برای همهمون وجود نداره
درسته
چرا هست. هم شهرداری و هم کارخونه دارن خونههای جدید میسازن
ولی مردم توی تعاونیها سالها منتظر میمونن
همینطوری به ما نمیدنش. نمیدن
درسته. نمیدن
باید برای این آپارتمانها بجنگیم
بجنگیم؟
خب دخترا، انگار قرار شده با کارخونه بجنگیم
بله
با کارخونه
باید به توافق برسیم وگرنه اوضاع خیلی بدتر میشه
درسته. هیچکس تا حالا حریفِ کارخونه نشده
کارخونه سالهاست که داره شما رو مسموم میکنه
شاید قبلاً نمیدونستن
ولی الان برای بالا بردن تولید، دارن فیلترهای دودکش رو برمیدارن
اونا به خاطر مسموم کردن شما و بچههاتون، این آپارتمانها رو بهتون بدهکارن
آره، ولی شاید همهچیز درست بشه
بچه من الان حالش بهتره. واقعاً
No comments yet. Be the first to leave one.