The first 200 lines.
آه اوه. آه اوه
هیچکس نمیتونه منو بگیره. هیچکس نمیتونه منو بگیره
آه. آه. آه
آه. آه. آه
هیچکس نمیتونه منو بگیره
یک، دو، سه
چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه
ده، یازده، دوازده
بچه: من شکلات میخوام!
مال خودت رو میگیری. همه مال خودشون رو میگیرن
من شکلات میخوام!
باشه. بیا اینم
شعری، چیزی داری؟
من شعری، چیزی دارم؟
من قافیهها رو خودکار میریزم
مثل برگها معتاد تغییرم
سیاهی من مثل زنبور طلاست
پس مثل سفرهماهی تیزم، تو یه روز آفتابی
در حالی که بچهها بیرون نشستن و بازی میکنن
یا دارن حرف میزنن
آماده میشن برای کامیون بستنیفروش
ها ها ها!
چیزی نوشتی؟
بچه: نه. فقط یه چیز کوچیک بلدم
چی داری؟
یه چیز کوچیک دارم، مثلاً...
اسمم تروی کوچیکه
و همه منو یه پسر گنده میشناسن
باید آخرش یه کم دیگه اضافه کنم، البته
باشه
اگه بخوای کمکت میکنم
خب، هی، از کیشا چه خبر؟
هی، هی، دختره قاطی کرده، هی
همش منو میزنه
هی
هی
ببین، یه چیزی میخوام که حالمو سر جاش بیاره
میدونی چی میگم؟
نمیخوای از این برکات با من شریک شی؟
آره، آره. دارم برات
لطفاً... لطفاً
داروی تو
این نسخه منه
بیا اینم
همینه که میخواستم
آره، آره
این همون مائویی واوی نیست؟
این خود حقیقته
به خدا
خب، اِم... بعد از کشیدن این...
یه چیزایی از اون چرت و پرتایی که تو
تو قافیههات میگی رو میفهمم، نه؟
احتمالاً نه
ها ها! ببین، زنگت میزنم، باشه؟
باشه
فعلاً
اون برادرا قوین. اون برادرا قوین
وایستا ببینم، اما
هیچکس نمیتونه اینجوری بیاد تو دوج سیتی، مرد
میدونی چی میگم؟
اگه مجبور باشم از اونجا رد شم
یه نفر مثل بیگی و توپاک میشه
مرد، ببین، حواست به کارت باشه
نذار کارات تو رو بچرخونن، مرد
میدونی چی میگم؟
هی، چه خبر، رفیق؟
چه خبره؟
منو میشناسی دیگه، نه؟ میشناسی؟
هی، یه کارای خوبی دارم که میخوام روشون سرمایهگذاری کنم، رفیق
میدونی؟ میشنوم. میدونم
اینجوریه که قراره بترکونم، رفیق
میدونی که هر روز دارم مینویسم
هر روز. هی، باید اینو قبول کنی
چون منم باهات تو این کار هستم
میفهمی چی میگم؟
پس قراره لیبل رو راه بندازی؟
آره، میخوام تو اون لیبل رو راه بندازی
باشه
پولشو توش سرمایهگذاری کردم
و هی، میخوام یه لطفی در حقم کنی
چیه؟
یه دختر جدید تور کردم، نه؟
و میخوام یه چیزای خوب بهم بدی که بهش بگم
میدونی؟ یه حرفای زیرکانه که بگم
پس میدونی چی میگم؟
جدی میگم، رفیق. بدون چرندیات
باید این کارو برام بکنی، رفیق
میخوای منو مجبور کنی شعر و از این چیزا بنویسم؟
مرد، ببین. من اصلاً نمیخوام اون شعرای لوس رو بخونم، رفیق
میدونی، من فقط میخوام یه چیزایی رو حفظ کنم
اگه قراره بنویسم
تو بهتره اون چیزا رو بخونی
نمیخوام شعرای سنگین و از این جور چیزا بنویسی
عمراً. من اونجا نمیشینم برای اون هرزه آواز بخونم
من که آر. کلی یا از اون جور آدما نیستم
میدونی چی میگم؟
میخوام اونجا بشینی و یه چیزای کوچیک بهم بدی
میدونی چی میگم؟ همینه دیگه
تو رفیق منی. باید هوامو داشته باشی
پشتتم، رفیق
حله؟ ببین.
چه خبر؟
ام، کم آوردم. هوامو داری؟
آره، حله.
هواتو دارم ولی ببین، بعداً بیا.
حدودای ۱۰:۳۰ تو داج سیتی منو ببین.
باشه.
و من بهت میرسم، باشه؟
اون موقع هم هواتو دارم.
آره، رفیق. آره.
باشه، رفیق. فعلاً.
امشب قراره شلوغ بشه، داداش.
حسش میکنم.
من دیگه واسه این کوفتیا زیادی پیر شدم، رفیق.
بهشون بگو چندتا واحد اضافه بفرستن.
چون، ام، یکم احمقانه رفتار میکنن.
میفهمی چی میگم؟
این پسرای جوون، خودت که میدونی.
اون رپ لعنتی که گوش میکنن.
داره دیوونشون میکنه.
واحد EC-1، پاسخ بدید.
به همه واحدها اطلاع بدید که، ام، حواسشون باشه.
گرفتم، EC-1.
اون آهنگ «اسمت چیه؟» یادت میاد؟
اوه، آره، آره.
اونو یادته؟ اون آهنگو یادته؟
آره. بزن بریم. بزن بریم.
هردو: * اسمت چیه؟ *
مرد، آهنگ رو یادت نمیاد، رفیق؟
نه، رفیق! آهنگ رو یادم نمیاد.
"من قبلاً تو رو دیدم" لعنتی!
خب چطور خونده میشه؟
"اسمت چیه؟ من قبلاً تو رو دیدم"
"اجازه میدی تا دم در همراهیت کنم؟"
باشه، همینه.
عیسی مسیح! چی داری میگی؟
اون آهنگ لعنتی رو که میدونی، مرد.
باشه، شروع کن.
* اسمت چیه؟ *
* من قبلاً تو رو دیدم *
* اسمت چیه؟ *
* اجازه میدی تا دم در همراهیت کنم؟ *
چطوری رفیق؟ من همینجام.
چطوری، رفیق؟ چه خبر؟ چه خبر؟
چه خبره؟
حالت چطوره، رفیق؟
بفرما. میدونی که، باهاش مراقب باش.
آره، باشه. چطوری عزیزم؟
همه چی روبراهه؟
آره. اوهوم.
آره. خب، ببین، میخوام کاری که ازت خواستم رو انجام بدی.
حواسم هست. این چیزیه که باید بگی.
تو ستون فقرات جهان رو ماساژ میدی.
اونطور که تو زمان میچرخی.
و سایهها رو روی خورشید جا میذاری.
متوجه شدی؟
تو واقعاً فوقالعادهای.
ولی من اونو نگرفتم. یه بار دیگه بگو.
تو ستون فقرات جهان رو ماساژ میدی.
اونطور که تو زمان میچرخی.
و سایهها رو روی خورشید جا میذاری.
خوبه.
رفیق، من کاری نکردم!
خب، این چیه؟
فقط علفه.
فقط علف؟! این علف غیرقانونیه!
چی باعث میشه فکر کنی میتونی مواد مصرف کنی؟
اسمت چیه، مرد؟ اسمت چیه؟
ریموند جاشوا.
ریموند چی؟
ریموند... جاشوا.
رفیق، بذار بهت بگم، حسابی تو دردسر افتادی.
این دفنت میکنه. بزن بریم، مرد.
این یکی دیگه کاملاً دفنت میکنه.
منشی دادگاه: پرونده مطرح شده در دادگاه.
شماره ۴۷ از بازداشتشدگان.
ایالات متحده علیه ریموند جاشوا.
قاضی محترم، متهم دستگیر شد.
در حال فرار از صحنه یک تیراندازی.
مرد از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
در جریان یک معامله مواد مخدر.
که این آقا در آن دست داشت.
خدای من، چه وضعیتی برای شروع صبح دوشنبه.
در اینجا ما کنگره رو داریم.
که داره قدرت زیادی رو از شورای شهر میگیره.
و دفتر شهردار و هیئت آموزش و پرورش.
و مردم واشنگتن.
و بعد هم آقای جاشوا رو داریم.
بدون اینکه بخوام وارد این بشم که شما گناهکار هستید یا نه.
من فقط میدونم که این مواد مخدر داره جامعه ما رو نابود میکنه.
آقای دادستان.
موضع دولت در مورد وثیقه چیه؟
دولت معتقده که این متهم.
خطر قابل توجهی برای فرار داره، قاضی محترم.
او دستگیر شد.
در حال فرار از صحنه یک تیراندازی.
ما میخوایم وثیقه تعیین بشه.
به مبلغ ۱۰,۰۰۰ دلار به عنوان وثیقه تضمینی.
این دادگاه، اقرار به بیگناهی رو ثبت خواهد کرد.
به نمایندگی از آقای جاشوا.
No comments yet. Be the first to leave one.