The first 200 lines.
اما می دونی چیه؟
من فقط اینو مطمئنم که رییس جانگ
برای بردن کتابچه حسابرسی میاد اینجا
اوه رییس شین
چی باعث شده روز یکشنبه بیای اینجا؟
بدون اینکه با من تماس بگیرین
قربان
شما برای چی اومدین اینجا؟
شما نباید الان اینجا باشین
الان داری به چی فکر می کنی؟
با این کارتون
به ما ثابت کردین
شما بودی که تو کتاب حسابداری دست بردین
در مورد چی داری الان حرف میزنی؟
...چون تو پسر دوستم بودی من باهات خوب بودم
الان داری برای من پاپوش درست می کنی؟
کی دست برده توی حساب کتاب؟
کی حسابهای صنعت ته هو رو به هم ریخته ؟
من؟
پس تو
در مورد من اینطور فکر می کردی؟
= قسمت 37 =-
بهت اعتماد داشتم
بخاطرهمین اعتماد
سعی کردم درک کنم
بخاطر اینکه شما و پدرم مثل برادر بودین
بدون هیچ مدرکی
تو
من ، رییس بست گلوبار رو متهم
به سرقت می کنی؟
اگه مدرک می خوای
ما می تونیم دنبالش بگردیم
بعد از گذشت 25 سال
بازم مطمئنم یه چیزهایی هنوز وجود داره
می خواستین منو ببینین؟
در مورد رییس شین بالاخره چیزی پیدا کردی؟
...چیزی برای گزارش کردن پیدا نکردم
پس داری چیکار می کنی؟
اون با کیم جی وان اومد شرکتم و
شروع کرد به تهدید کردنم
و تو هنوزم هیچی پیدا نکردی؟
متاسفم
یه چیزی پیدا کن ، هر چی می خواد باشه
کار غیر قانونی سوءاستفاد ، تصرف کار
رشوره بالاخره باید یه چیزی باشه
اگه عمیق حفاری کنی بالاخره یه چیزی پیدا می شه
بله قربان
!اومدی
برای چی اینقدر دیر اومدی؟
...منظورم اینه که
تو که خونه نبودی
منم احساس بدی داشتم پیش مادر بزرگ
می خوای بریم یه آبجو بزنیم؟
مهمون من
بزن بریم
واااو زندگی با تو خیلی حال میده
خیلی وقته از این کارا نکرده بودیم مگه نه؟
هیون دو
بـله؟
پدرت چطور آدمیه؟
ای بابا چرا با آوردن اسم بابام حال گیری می کنی
پدر بنده
شرکتش براش همه چیزه
قابل احترام ـه
به عنوان یه تاجر
اما برای خونواده مرد خوبی نیست
در ضمن بهترین پدر هم نیست
حالا که به حرف به اینجا رسید در مورد پدرم
یه کار کرده که دوستام شوید هم برام خورد نمی کنن
تو تها کسی هستی که برام مونده
هر وقت که بهت نیاز دارم
دارم اینطوری ازت تشکر می کنم
اگه موضوع من و یون سو خوب پیش بره
ما یه خونواده می شیم ، درسته؟
....فامیل
سلام ، اومدی
دوباره داری شکم خالی سوجو می خوری؟
بهت گفتم هیچ وقت تنهایی سوجو نخور
رییس جانگ بوده
که پولهای بابا رو به سرقت برده
رییس جانگ ته سو
....نه
اما پدرت خیلی به تو سه اعتماد داشت
همه اش تقصیر من بود
همه اینها تقصیر من بوده
اگه من بخاطر یون سو از ته سو دوری نمی کردم
متوجه می شدم یه چیزی این وسط اشتباه شده
اونوقت مادر بزرگ و بچه هام
...اینقدر با فقر و نداری زندگی نمی کردن ، بخاطرمن
تقصیر شما نیست
...نه ، من
مـادر
هیچ کس توی این خونواده
نه شما و نه مادر بزرگ هیچ اشتباهی نکرده
کسی که خطاکاره فقط جانگ ته سو ـه
مشکلی برای شرکت پیش اومده؟
چی شده؟
مشکل مالی ـه؟
می خواهی من دست به کار بشم؟
در حین اینکه ازم متنفری، خیلی بهم علاقه داری
راستش خوشم میاد می بینم نگرانمی
من از این همه سال زندگی با تو لذت بردم
تو چطور؟
خیلی برات سخت بوده که این همه وقت با یه بچه کارگر زندگی کردی؟
همیشه زیادم بد نبوده
یادت باشه وقتی ازدواج کردیم چی گفتی؟
اگه بهت یه پسر بدم ، تو هم می تونی
هر چقدر پول که خواستم بهم بدی
تو هم قولت رو نگه داشتی
منم سر قولم موندم
پس من اصلا متاسف نیستم
برای چی باید تاسف داشته باشی؟
تو خیلی هم خوب برای خودت کار کردی
من؟
خوب برای خودم کار کردم؟
نمی دونی؟
پسرت خیلی برات احترام قائل ـه
و من هیچ شکایتی ازت به عنوان یه شوهر ندارم
همین کافی نیست؟
باشه
درسته همین کافی ـه
من یه زندگی موفق داشتم
حالا کارت چی می شه؟
نمی تونی به کارت ادامه بدی
اما الانم نمی تونم ول کنم
امکان اینکه کسی باشه که مدارکی از پدرم داشته باشه زیاده
در خصوص اتفاقی که 25 سال پیش توی شرکت پدرم افتاده
این موضوع مال 25 سال پیشه
شاید مادر بزرگت چیزی بدونه
یه سال قبل از فوت سانگ جون بود؟
اون زمین مارو توی چونگ دام دونگ فروخت
...تا در فن آوری محصول جدید سرمایه گذاری کنه
من بهش گفت زمین رو نگه داره
اما اون برای توسعه شرکت اصرار داشت
از همین جا تمام مشکلات شروع شد
مادربزرگ شما
می دونی دلیل ورشکستگی پدر چی بوده؟
بله
و بعد از ورشستگی
طلبکارا همینطور هجوم آوردن
دیگه داشتیم دیوونه می شدیم
اگه بخاطر ته سو نبود
کی می دونه چه اتفاقی برامون می افتاد؟
رییس جانگ ؟ - بله -
سهام بی ارزش شده بود
اما بخاطر مراقبت های ته سو
ما تونستیم یه خونه کوچیک بخریم
ببینم حدود 20 سال پیش بود؟
من یه مغازه باز کردم
و من اونجا رو با پول ته سو باز کردم
بعدش اونجارم از دست دادم برای اینکه خوب کار نکردم
پدرت حداقل یه دوست خوب برامون گذاشت
مادر بزرگ
هیچ مدارکی از اون زمان دارین؟
فکر نکنم چیزی نگه داشته باشم
اما واسه چی در این مورد می پرسی؟
ته سو از همه بهتر می دونه چه اتفاقی افتاده
می خوای برات از ته سو بپرسم؟
!ته سو
ته سو
اون دیدار با خریدا
...ریس گفته بود تو اون کارو انجام بدی
از نظر منم این کار برا یه تازه وار غیر عادی
بود که مسئولیت همچین جلسه بزرگی رو به عهده بگیره
اما این نظر رییس جانگ بود
اما واسه چی داری می پرسی؟
حالا که همه چی توم شد
مشکلی بین تو و می جین پیش اومده؟
خانم سو؟
بله اون تمام اتاق کنفرانس رو گشته بود
اما اون هیچی پیدا نکرده بود
گفت خیلی براش عجیب بوده ،
اگه نقشه اونجا قایم شده بوده پسر چرا اون نتونسته پیداش کنه
اما مثل اینکه وقتی قرار شد بره خارج از کشور
دیگه این موضوع رو فراموش کرد
جی وان اینو ین
این چیزیه که من دارم می سازم
با این آدمهای بیمار راحت تر زندگی می کنند
جی وان بهم کن از این چیزها زیاد بسازیم
باشه
پسر خوب
اینو ببین
...این
فقط یادت باشه
من تو رو باور دارم
تو پسر سانگ جون ـی
برای همین نمی تونم بهت پشت کنم
چه شرکت خنده داری
رییس باید التماس کنه تا کارمندشو ببینه
فکر نمی کنی باید یه چیزهایی بینمون روشن بشه؟
زیاد به طناب رییس شین اعتماد نکن؟
فکر می کنی اون برای چی این کارو می کنه؟
آدمهای شبیه اون همیشه یه دستور کار شخصی دارن
بله ، من نمی دونم اون روز چی گفته
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
سانگ جون فوت کرد و پولها ناپدید شده بود
و فن آوری جدید هم نیاز به پول زیادی داشت
من نمی دونستم سانگ جون
چقدر روز اون پروژه سرمایه گذاری کرده بود
اما مطمئنم بخاطر استرس اون
No comments yet. Be the first to leave one.