The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
حدسم این بود که پدرش سالها زندان بوده
فکر نمیکنم ربطی به پدرش داشته باشه
مادرش به جرم سرقت مسلحانه زندانه
اگه اونیل نفوذی باشه، شکستن اون شاید
تنها راه نجات امبر باشه ارتباطش با پگاسوس رو ثابت میکنیم
با دسترسی به گوشیاش
این آیندهٔ قدرت مطلقه
چند تا تولید کردید و برای
«روز اقدام» آماده میشن؟ چیزی نیست، واحد ملی جرائمه
به اونیل زنگ زدم امنیم
اولی؟! اولی؟!
خدای من! اولی!
لعنتی! عزیزم، صدام رو میشنوی؟
اولی؟ خوبی؟
باشه، مینشونمت، خوبه؟
بلند شو آفرین
باشه
دست لعنتیات رو بهش نزن!
گفتم گوشیاش رو بندازه چرا گوش نکرد؟
چرا فرار کردی؟!
میا کجاست؟ میا کجاست؟
فقط باید بلند شی، باشه؟
یک، دو، سه...
آفرین
باید ببریمش بیمارستان
نگاهم کن، اولی!
داره بیهوش میشه، برو!
چرا میا رو بردن؟ چرا باید یه بچه رو ببرن؟
میا...! اولی؟
خدای من...
ببخشید، ببخشید
چقدر دیگه مونده؟!
آقا! میتونید کمکمون کنید؟
تصادف شده
باشه
فقط برو پشت سرتون میایم
باید ولش کنیم فقط بذار ببرمش داخل!
داخل دوربین دارن
باید به دخترت فکر کنی
دارم به دخترم فکر میکنم!
پس بذار این رو تموم کنم
اگه پیشنهاد مبادله بدیم میتونیم میا رو پس بگیریم
اون در برابر من
بهم اعتماد کن
آره! یه قلقلک کوچولو...
اسلحهها کجان؟
محمولهٔ اروپا آمادهست
سلاحهای بریتانیا توی کارخانه منتظرن
همین که پرونده فروبپاشه حرکت میکنیم سهممون پنج میلیونه
برای راهانداختن کارمون کافیه
بچهها؟ میشه فقط...
باید با پدرت حرف بزنیم بعد از آزادشدنش
الان موضعمون برای مذاکره قویتره به ما نیاز داره
خودش بهم گفت «کارهایی که با هم میکنیم»
چی؟ آره، همین رو گفت
میخواد وفاداریام رو بخره و منو طرف خودش نگه داره
پس باید ازش به نفع خودمون استفاده کنیم
مگر اینکه نظرت عوض شده باشه
نه
ولی وقتی آزاد شه، آزادی من چی؟
من مهرهٔ اون نیستم دیگه وانمود نمیکنم بهش بدهکارم
اگه من و این فرصت رو میخوای، باید همین الان باشه
دیگه انتظار نمیکشیم باشه، آره
با هم باهاش حرف میزنیم
ولی هنوز استون رو لازم داریم اگه پیرمرد آزاد نشه...
اسلحهها و پول رو از دست میدیم
نگران نباش، خودشون میان سراغمون
برای پس گرفتن دخترش هر کاری میکنه
و تیبور هم میخواد با من روبهرو شه چرا؟
چه کار کردی؟
بهش انگیزه دادم
باید تمرکز کنی
باید با نینا تماس بگیریم
اونیل نفوذیه، از طریق اون جلو میریم
پگاسوس فکر میکنه منو میگیره تو دخترت رو پس میگیری
ولی نیروی پشتیبان لازم داریم
به تیمت زنگ بزن
نه، برای این کار آموزش ندیدن و باید ازشون محافظت کنیم
هرکسی رو زنگ بزنم منو میفروشه گزینهٔ دیگهای نداریم
مامانم...
برای چی افتاده؟ سرقت مسلحانه
فکر میکنی هنوز بیرون آدمهایی داشته باشه؟
مطمئنم کمکت میکنه؟
مادر تو کمکت کرد
ببخشید
نینا رو بهخاطر کاری که باهاش کرد تکهتکه میکنم
گوشی اونیل یه معدن طلاست
عالیه خوب کار کردید
حالا ارتباط مستقیمش با رابطش رو داریم؛ ایمیل، پیام...
ولی اون کیه؟ دختر اونیل، سافرونه
این ویدئوها رو برای گوشیاش فرستادن
دارن تعقیبش میکنن، رفیق آره، وحشتناکه
ولی این همون مدرکیه که لازم دارم
ببخشید، پس امبر چی؟
بهترین راه محافظت از اون اینه که واحد ملی جرائم
بدونه با چی طرفه کاری که خواستم کردید و ممنونم
ولی از اینجا به بعد بسپاریدش به من
الو؟
امبر؟ خدا رو شکر!
خوبی؟ همه اینجان، الکس تبیت هم هست کجایی؟
داریم میریم لندن امبر، استون کجاست؟
کنارمه، داره رانندگی میکنه
گوش کن، باید از دوربینهای ترافیکی دوری کنید
ماشین پاکه ولی ممکنه اونیل از
تشخیص چهره استفاده کنه سعی میکنم
همین الان متوقفش کنم نه، بهش نیاز دارم؛ میا رو گرفتن
عزیزم، فقط بگو چه کار کنیم
آره، اینجاییم امبر فقط بگو، عزیزم
آدرس اونیل رو لازم دارم میخوایم ازش استفاده کنیم
تا با پگاسوس مبادله ترتیب بدیم؛ میا در برابر تیبور
نه، همچین اتفاقی نمیافته استون باید
فردا صبح دادگاه باشه؛ تحویلش بدی میمیری
فقط برس لندن و مخفی شو الان اونیل رو متوقف میکنم
نه! این کمکی نمیکنه دخترم رو پس بگیرم
متأسفم، ولی این ماجرا از خانوادهٔ تو بزرگتره
پگاسوس داره یه کار بزرگ میکنه همهٔ نشونهها هست
میدونم؛ سلاحهای اون پهپاد رو
که به کاروان حمله کرد، ساختن فکر کنم باز هم ازش دارن
ما دیدیمشون یه کارخانه و چاپگر سهبعدی دارن
هزاران قبضه سلاح
خدای من، برای همین ایوانف رو لازم داشتن
یه «روز اقدام» در پیشه و دارن مسلحشون میکنن
کی رو مسلح میکنن؟
داری چه کار میکنی؟
میرم پیش کمپبل، رئیس واحد این باید همین الان متوقف شه
نه، تا وقتی دخترم رو پس نگرفتم!
تنها وظیفهٔ تو رسوندن استون به دادگاهه
وقتی همهچیز تموم شد دخترت رو پس میگیریم
نه! این کار رو نکن! تبیت! رفیق! فیل؟
بذار بره
هنوز میتونی به اونیل برسی
تا ندونم کجاست نه گوشیاش رو شبیهسازی کردیم
دارم موقعیت زندهاش رو چک میکنم
باشه، کجاست؟
همین الان به دخترش پیام داده
میره از دانشگاه بردارش و برگردن خونه
آدرسش رو میفرستم ممنون. فیل؟
آره؟ یه چیز دیگه هم لازم دارم
جو! قطع نکن
نمیتونم باهات حرف بزنم باید روند رسمی طی شه
باید منو ببینی امکان نداره
اونیل با پگاسوس همدسته؛ میتونم ثابت کنم
فقط سه دقیقه بهم وقت بده اگه حرفم رو نپسندیدی،
دیگه هیچوقت لازم نیست منو ببینی
بابا، این هیچ منطقی نداره
وقتی راه افتادیم همهچیز رو توضیح میدم
فقط یهکم وسیله بردار، یه کیف
ولی جمعه ارائهٔ دانشگاه دارم دوستهام گفتن...
سافرون، خواهش میکنم! بریم
بابا، داری منو میترسونی
عزیزم، فقط باید بهم اعتماد کنی
باشه؟ حالا وسایلت رو جمع کن
با مامان حرف میزنم، باشه؟
باشه
آنیتا؟
نمیدونم چی بهت گفتن، عزیزم، ولی اینطور نیست...
دخترم رو بردن و شوهرم بیمارستانه
چون تو موقعیتمون رو به پگاسوس دادی
راسته؟
ویل؟
پول درمانش رو نداشتیم
میترسیدم از دستت بدم
رابطت توی پگاسوس کیه؟
مایلز زاهدی
ولی... فکر کنم کشتنش
الان پسر دمپسیه
دکلن؟ آره
بهش زنگ بزن بگو امبر منو گرفته و معامله میکنیم
ولی باید امشب باشه
نه
من دیگه نیستم هر سهتامون میریم
کجا؟ نمیدونم
ولی جایی که امن باشیم هیچجا از دستشون امن نیست
میدونم، چون قبلاً منو برای پیدا کردن آدما میفرستادن
یا باهاشونی...
یا مردهای
ویل...
خواهش میکنم!
تعقیبت نکردن؟ سه دقیقه وقت داری
دو هفته قبل از اینکه واحد ملی جرائم هریسن دمپسی رو دستگیر کنه،
با مردی به اسم میخائیل کووالف ملاقات کرد
حقوق خونده، ولی حالا برای هرکس که پولش رو داشته باشه
معامله جور میکنه؛ مخصوصاً گروههای راست افراطی
در سراسر اروپا ورودش به بریتانیا ممنوعه
ولی ویل اونیل چهار روز پیش واردش کرد
هرچی دارم روی اینه
همراه مدرک اینکه اونیل آدم پگاسوس داخل واحده
پگاسوس از میخائیل کووالف برای واسطهگری یه معامله استفاده میکنه
ـ چه معاملهای؟ ـ اسلحه؛ فکر کنم همهش برای شانزدهم مارسه
توی انجمنهای دارکوب بهش میگن «روز اقدام»
دستکم توی شش کشور اینها فقط شایعهست
اطلاعات ما میگه قراره تجمع سیاسی باشه
نه، اون فقط پوششه بعضی معترضها
به سلاحهای پلاستیکی ساختهٔ پاول ایوانف مسلح میشن
اون آخرین مأموریت تیبور استون بود
از بلاروس ربودش، ولی نمیدونست چرا
فکر میکنم ایوانف توی بریتانیاست و در مقیاس صنعتی
با مادهٔ مصنوعیِ نظامیای که خودش ساخته
سلاح تولید میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.