Prisoner

Prisoner

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Prisoner 2026 S01E05 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏حدسم این بود که پدرش سال‌ها زندان بوده‏

‏فکر نمی‌کنم ربطی به پدرش داشته باشه‏

‏مادرش به جرم سرقت مسلحانه زندانه‏

‏اگه اونیل نفوذی باشه، شکستن اون شاید‏

‏تنها راه نجات امبر باشه‏ ‏ارتباطش با پگاسوس رو ثابت می‌کنیم‏

‏با دسترسی به گوشی‌اش‏

‏این آیندهٔ قدرت مطلقه‏

‏چند تا تولید کردید و برای‏

‏«روز اقدام» آماده می‌شن؟‏ ‏چیزی نیست، واحد ملی جرائمه‏

‏به اونیل زنگ زدم‏ ‏امنیم‏

‏اولی؟! اولی؟!‏

‏خدای من! اولی!‏

‏لعنتی! عزیزم، صدام رو می‌شنوی؟‏

‏اولی؟ خوبی؟‏

‏باشه، می‌نشونمت، خوبه؟‏

‏بلند شو‏ ‏آفرین‏

‏باشه‏

‏دست لعنتی‌ات رو بهش نزن!‏

‏گفتم گوشی‌اش رو بندازه‏ ‏چرا گوش نکرد؟‏

‏چرا فرار کردی؟!‏

‏میا کجاست؟ میا کجاست؟‏

‏فقط باید بلند شی، باشه؟‏

‏یک، دو، سه...‏

‏آفرین‏

‏باید ببریمش بیمارستان‏

‏نگاهم کن، اولی!‏

‏داره بیهوش می‌شه، برو!‏

‏چرا میا رو بردن؟‏ ‏چرا باید یه بچه رو ببرن؟‏

‏میا...!‏ ‏اولی؟‏

‏خدای من...‏

‏ببخشید، ببخشید‏

‏چقدر دیگه مونده؟!‏

‏آقا! می‌تونید کمک‌مون کنید؟‏

‏تصادف شده‏

‏باشه‏

‏فقط برو‏ ‏پشت سرتون میایم‏

‏باید ولش کنیم‏ ‏فقط بذار ببرمش داخل!‏

‏داخل دوربین دارن‏

‏باید به دخترت فکر کنی‏

‏دارم به دخترم فکر می‌کنم!‏

‏پس بذار این رو تموم کنم‏

‏اگه پیشنهاد مبادله بدیم‏ ‏می‌تونیم میا رو پس بگیریم‏

‏اون در برابر من‏

‏بهم اعتماد کن‏

‏آره! یه قلقلک کوچولو...‏

‏اسلحه‌ها کجان؟‏

‏محمولهٔ اروپا آماده‌ست‏

‏سلاح‌های بریتانیا توی کارخانه منتظرن‏

‏همین که پرونده فروبپاشه حرکت می‌کنیم‏ ‏سهم‌مون پنج میلیونه‏

‏برای راه‌انداختن کارمون کافیه‏

‏بچه‌ها؟‏ ‏می‌شه فقط...‏

‏باید با پدرت حرف بزنیم‏ ‏بعد از آزادشدنش‏

‏الان موضع‌مون برای مذاکره قوی‌تره‏ ‏به ما نیاز داره‏

‏خودش بهم گفت‏ ‏«کارهایی که با هم می‌کنیم»‏

‏چی؟‏ ‏آره، همین رو گفت‏

‏می‌خواد وفاداری‌ام رو بخره‏ ‏و منو طرف خودش نگه داره‏

‏پس باید ازش به نفع خودمون استفاده کنیم‏

‏مگر این‌که نظرت عوض شده باشه‏

‏نه‏

‏ولی وقتی آزاد شه، آزادی من چی؟‏

‏من مهرهٔ اون نیستم‏ ‏دیگه وانمود نمی‌کنم بهش بدهکارم‏

‏اگه من و این فرصت رو‏ ‏می‌خوای، باید همین الان باشه‏

‏دیگه انتظار نمی‌کشیم‏ ‏باشه، آره‏

‏با هم باهاش حرف می‌زنیم‏

‏ولی هنوز استون رو لازم داریم‏ ‏اگه پیرمرد آزاد نشه...‏

‏اسلحه‌ها و پول رو از دست می‌دیم‏

‏نگران نباش، خودشون میان سراغ‌مون‏

‏برای پس گرفتن دخترش هر کاری می‌کنه‏

‏و تیبور هم می‌خواد با من روبه‌رو شه‏ ‏چرا؟‏

‏چه کار کردی؟‏

‏بهش انگیزه دادم‏

‏باید تمرکز کنی‏

‏باید با نینا تماس بگیریم‏

‏اونیل نفوذیه، از طریق اون جلو می‌ریم‏

‏پگاسوس فکر می‌کنه منو می‌گیره‏ ‏تو دخترت رو پس می‌گیری‏

‏ولی نیروی پشتیبان لازم داریم‏

‏به تیمت زنگ بزن‏

‏نه، برای این کار آموزش ندیدن‏ ‏و باید ازشون محافظت کنیم‏

‏هرکسی رو زنگ بزنم منو می‌فروشه‏ ‏گزینهٔ دیگه‌ای نداریم‏

‏مامانم...‏

‏برای چی افتاده؟‏ ‏سرقت مسلحانه‏

‏فکر می‌کنی هنوز بیرون آدم‌هایی داشته باشه؟‏

‏مطمئنم‏ ‏کمکت می‌کنه؟‏

‏مادر تو کمکت کرد‏

‏ببخشید‏

‏نینا رو به‌خاطر کاری که‏ ‏باهاش کرد تکه‌تکه می‌کنم‏

‏گوشی اونیل یه معدن طلاست‏

‏عالیه‏ ‏خوب کار کردید‏

‏حالا ارتباط مستقیمش با رابطش‏ ‏رو داریم؛ ایمیل، پیام...‏

‏ولی اون کیه؟‏ ‏دختر اونیل، سافرونه‏

‏این ویدئوها رو برای گوشی‌اش فرستادن‏

‏دارن تعقیبش می‌کنن، رفیق‏ ‏آره، وحشتناکه‏

‏ولی این همون مدرکیه که لازم دارم‏

‏ببخشید، پس امبر چی؟‏

‏بهترین راه محافظت از اون‏ ‏اینه که واحد ملی جرائم‏

‏بدونه با چی طرفه‏ ‏کاری که خواستم کردید و ممنونم‏

‏ولی از این‌جا به بعد بسپاریدش به من‏

‏الو؟‏

‏ امبر؟ خدا رو شکر! ‏

‏ خوبی؟ همه این‌جان، الکس تبیت هم هست‏ ‏کجایی؟ ‏

‏داریم می‌ریم لندن‏ ‏ امبر، استون کجاست؟ ‏

‏کنارمه، داره رانندگی می‌کنه‏

‏ گوش کن، باید از دوربین‌های ترافیکی دوری کنید ‏

‏ماشین پاکه‏ ‏ ولی ممکنه اونیل از ‏

‏ تشخیص چهره استفاده کنه‏ ‏سعی می‌کنم ‏

‏ همین الان متوقفش کنم ‏ ‏نه، بهش نیاز دارم؛ میا رو گرفتن‏

‏عزیزم، فقط بگو چه کار کنیم‏

‏آره، این‌جاییم امبر‏ ‏فقط بگو، عزیزم‏

‏آدرس اونیل رو لازم دارم‏ ‏می‌خوایم ازش استفاده کنیم‏

‏تا با پگاسوس مبادله ترتیب‏ ‏بدیم؛ میا در برابر تیبور‏

‏ نه، همچین اتفاقی نمی‌افته‏ ‏استون باید ‏

‏ فردا صبح دادگاه باشه؛ تحویلش بدی می‌میری ‏

‏ فقط برس لندن و مخفی شو‏ ‏الان اونیل رو متوقف می‌کنم ‏

‏نه! این کمکی نمی‌کنه دخترم رو پس بگیرم‏

‏ متأسفم، ولی این ماجرا ‏ ‏ از خانوادهٔ تو بزرگ‌تره ‏

‏ پگاسوس داره یه کار بزرگ می‌کنه‏ ‏همهٔ نشونه‌ها هست ‏

‏ می‌دونم؛ سلاح‌های اون پهپاد رو ‏

‏ که به کاروان حمله کرد، ساختن‏ ‏فکر کنم باز هم ازش دارن ‏

‏ما دیدیم‌شون‏ ‏یه کارخانه و چاپگر سه‌بعدی دارن‏

‏هزاران قبضه سلاح‏

‏ خدای من، برای همین ایوانف رو لازم داشتن ‏

‏ یه «روز اقدام» در پیشه ‏ ‏ و دارن مسلح‌شون می‌کنن ‏

‏کی رو مسلح می‌کنن؟‏

‏داری چه کار می‌کنی؟‏

‏ می‌رم پیش کمپبل، رئیس واحد‏ ‏این باید همین الان متوقف شه ‏

‏نه، تا وقتی دخترم رو پس نگرفتم!‏

‏ تنها وظیفهٔ تو رسوندن استون به دادگاهه ‏

‏ وقتی همه‌چیز تموم شد دخترت رو پس می‌گیریم ‏

‏نه! این کار رو نکن! تبیت!‏ ‏رفیق! فیل؟‏

‏بذار بره‏

‏هنوز می‌تونی به اونیل برسی‏

‏تا ندونم کجاست نه‏ ‏گوشی‌اش رو شبیه‌سازی کردیم‏

‏دارم موقعیت زنده‌اش رو چک می‌کنم‏

‏باشه، کجاست؟‏

‏همین الان به دخترش پیام داده‏

‏می‌ره از دانشگاه بردارش و برگردن خونه‏

‏آدرسش رو می‌فرستم‏ ‏ممنون. فیل؟‏

‏آره؟‏ ‏یه چیز دیگه هم لازم دارم‏

‏ جو! قطع نکن ‏

‏نمی‌تونم باهات حرف بزنم‏ ‏باید روند رسمی طی شه‏

‏ باید منو ببینی ‏ ‏امکان نداره‏

‏ اونیل با پگاسوس همدسته؛ می‌تونم ثابت کنم ‏

‏ فقط سه دقیقه بهم وقت بده‏ ‏اگه حرفم رو نپسندیدی، ‏

‏ دیگه هیچ‌وقت لازم نیست منو ببینی ‏

‏بابا، این هیچ منطقی نداره‏

‏وقتی راه افتادیم همه‌چیز رو توضیح می‌دم‏

‏فقط یه‌کم وسیله بردار، یه کیف‏

‏ولی جمعه ارائهٔ دانشگاه دارم‏ ‏دوست‌هام گفتن...‏

‏سافرون، خواهش می‌کنم! بریم‏

‏بابا، داری منو می‌ترسونی‏

‏عزیزم، فقط باید بهم اعتماد کنی‏

‏باشه؟ حالا وسایلت رو جمع کن‏

‏با مامان حرف می‌زنم، باشه؟‏

‏باشه‏

‏آنیتا؟‏

‏نمی‌دونم چی بهت گفتن،‏ ‏عزیزم، ولی این‌طور نیست...‏

‏دخترم رو بردن و شوهرم بیمارستانه‏

‏چون تو موقعیت‌مون رو به پگاسوس دادی‏

‏راسته؟‏

‏ویل؟‏

‏پول درمانش رو نداشتیم‏

‏می‌ترسیدم از دستت بدم‏

‏رابطت توی پگاسوس کیه؟‏

‏مایلز زاهدی‏

‏ولی... فکر کنم کشتنش‏

‏الان پسر دمپسیه‏

‏دکلن؟‏ ‏آره‏

‏بهش زنگ بزن‏ ‏بگو امبر منو گرفته و معامله می‌کنیم‏

‏ولی باید امشب باشه‏

‏نه‏

‏من دیگه نیستم‏ ‏هر سه‌تامون می‌ریم‏

‏کجا؟‏ ‏نمی‌دونم‏

‏ولی جایی که امن باشیم‏ ‏هیچ‌جا از دست‌شون امن نیست‏

‏می‌دونم، چون قبلاً منو برای‏ ‏پیدا کردن آدما می‌فرستادن‏

‏یا باهاشونی...‏

‏یا مرده‌ای‏

‏ویل...‏

‏خواهش می‌کنم!‏

‏تعقیبت نکردن؟‏ ‏سه دقیقه وقت داری‏

‏دو هفته قبل از این‌که واحد ملی‏ ‏جرائم هریسن دمپسی رو دستگیر کنه،‏

‏با مردی به اسم میخائیل کووالف ملاقات کرد‏

‏حقوق خونده، ولی حالا برای‏ ‏هرکس که پولش رو داشته باشه‏

‏معامله جور می‌کنه؛ مخصوصاً‏ ‏گروه‌های راست افراطی‏

‏در سراسر اروپا‏ ‏ورودش به بریتانیا ممنوعه‏

‏ولی ویل اونیل چهار روز پیش واردش کرد‏

‏هرچی دارم روی اینه‏

‏همراه مدرک این‌که اونیل‏ ‏آدم پگاسوس داخل واحده‏

‏پگاسوس از میخائیل کووالف برای‏ ‏واسطه‌گری یه معامله استفاده می‌کنه‏

‏ـ چه معامله‌ای؟‏ ‏ـ اسلحه؛ فکر کنم همه‌ش برای شانزدهم مارسه‏

‏توی انجمن‌های دارک‌وب بهش می‌گن «روز اقدام»‏

‏دست‌کم توی شش کشور‏ ‏این‌ها فقط شایعه‌ست‏

‏اطلاعات ما می‌گه قراره تجمع سیاسی باشه‏

‏نه، اون فقط پوششه‏ ‏بعضی معترض‌ها‏

‏به سلاح‌های پلاستیکی ساختهٔ‏ ‏پاول ایوانف مسلح می‌شن‏

‏اون آخرین مأموریت تیبور استون بود‏

‏از بلاروس ربودش، ولی نمی‌دونست چرا‏

‏فکر می‌کنم ایوانف توی‏ ‏بریتانیاست و در مقیاس صنعتی‏

‏با مادهٔ مصنوعیِ نظامی‌ای که خودش ساخته‏

‏سلاح تولید می‌کنه‏

More Farsi/persian subtitles for Prisoner

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left