Ulee's Gold

Ulee's Gold

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ulees Gold 1997 720p BluRay x264-HD4U
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian ulee's gold 1997 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-02-20
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

می‌بینمت

باشه

خسته نباشید بچه‌ها. خونه می‌بینمتون

بعد بهم می‌گه: «ترجیح می‌دم ایالت رو دقیقاً از شمال اورلاندو جدا کنن...»

«...و بذارن نیمه پایینی مستقیم توی خلیج شناور بشه.»

ایده بدی هم به نظر نمی‌رسید

در مورد عسل درجه قنادی، منصفانه‌ست

برای عسل توپلو، ۹۲ می‌خوام

یولی، خودم می‌تونم بفروشمش

حقیقتش، تو همین فکر هم بودم

می‌تونی تا پنجشنبه دیگه استخراج کنی؟

می‌تونم ۳۰ بشکه بهت بدم. بقیه‌ش رو نگه می‌دارم

این روزا دیگه اون‌قدر با زنبورها کار نمی‌کنی

می‌تونی تحویل بدی؟ گفتم ۳۰ تا، سر حرفم هستم

خب، سال خوبی در پیشه

حداقل تا وقتی که بتونن جلوی چینی‌ها رو بگیرن که عسلشون رو ارزون تو بازار نریزن

چینی‌ها چیزی شبیه توپلوِ ما ندارن

یولی، به نظر می‌رسه دیگه برای اکثر مردم فرقی نمی‌کنه

عسل ارزون بازار رو پر کرده

من و زنبورها زبان هم رو می‌فهمیم

من مراقبشونم، اونا هم مراقب منن

هر دومون فقط باید یه کم بیشتر تلاش کنیم، همین

دیگه باید برم

اگه همه تأمین‌کننده‌هام مثل تو بودن

خب، اونوقت نگران رقابت می‌شدم

از جیمی چه خبر؟ با هم در تماس نیستیم

الان دیگه تقریباً دو سال شده، نه؟

هی یولی، صبر کن

نمی‌تونم این کار رو بکنم، کلانتر

آخه یولی، خیلی وقت گذشته

می‌شه برگردیم به همون روال سابق؟ نه بیل، فکر نمی‌کنم بشه

مری همیشه می‌خواد برای شام بیای پیش ما

ببین، نمی‌تونی تا ابد خودت رو از همه جدا کنی

سرم خیلی شلوغه بیل. ولی از مری بابت دعوتش تشکر کن

هی یولی، چطوری؟

خوبم پنی. تو چطوری؟

عالی

اونجا چی داری؟

یه خرگوشه برای عید پاک

زیاد شبیهش نیست

معلومه که نیست پدربزرگ. آخه فقط بازیه

باز داری می‌ری سر کار، کانی؟ متأسفانه آره، پنی

امتحان ریاضیت چطور بود؟ ۸۵ شدم

خوبه. چک اجاره به دستتون رسید آقای جکسون؟

بله حتماً رسیده، دوشیزه هوپ. خونه مشکلی نداره؟

همه‌چیز ردیفه

مراقب خودت باش. خداحافظ

خوشحالم کانی مستأجر جدیدمونه. تو نه، یولی؟

خیلی بیشتر از خانم پریچاردِ پیر ازش خوشم میاد

خب پنی، ما که شناختی ازش نداریم

شناختن آدما بیشتر از یکی دو ماه زمان می‌بره

ولی اون پرستاره یولی. همه پرستارها مهربونن

این‌طوریه؟ بیا "باک‌شات"، بیا

کیسی

اینجام

روزتون خوب بود؟ بد نبود

یه کم زود شروع نکردی؟

جمعه‌ست. قبلاً درباره امشب ازت اجازه گرفتم. گفتی مشکلی نداره

می‌دونم چی گفتم

با همون پسره، میچله؟ آره

کجا می‌رین؟ سینما. دیگه کجا؟

فقط همین، شنیدی که؟

اگه بخوای راستشو بدونی

یه جورایی تو این فکر بودیم که بریم مکزیک و به چندتا بانک دستبرد بزنیم

بالاخره تو خونمونه دیگه

یاغی‌گری برامون اصلاً کاری نداره

حتی شوخی‌ش رو هم نکن

باک‌شات؟

باید دستمزد بچه‌ها رو بدم

ممنون چارلی. ممنون آقای جکسون

بچه‌ها عالی بودید. ممنون

چند نفرمون می‌خواستیم بدونیم می‌تونیم برای استخراج و جابه‌جایی هم بمونیم؟

ممنون، ولی فکر نمی‌کنم

ولی کار خیلی سختیه آقا. منظورم اینه، مخصوصاً برای مردی هم‌سن شما

به کمک احتیاج ندارید؟ عادت کردم تنهایی انجامش بدم

به هر حال ممنون. شاید سال دیگه

بله آقا. فقط گفتم بپرسم

ساعت ۱۱:۳۰ خونه باش

سعی‌مون رو می‌کنیم. سعی نداریم

اینجا باش

خب؟

تو هم سعی کن یه راهی پیدا کنی که مجبورم کنی

بابت این حماقتت بقیه عمرت رو باید تاوان بدی

آره؟ هر چیزی از مردن از دل‌زدگی بهتره

بزن بریم مارکی، گندش بزنن

تو باید آماده خوابیدن باشی

جمعه‌شبه یولی. می‌تونم یه کم بیدار بمونم

و همه‌شون مردن؟ تک‌تکشون؟

به جز تو. همه‌شون مردن؟

درسته

آدم‌های بدی بودن؟

حقشون بود بمیرن؟ نه

نه پنی، حقشون نبود

پس چرا؟

اونا مردهای خوبی بودن

پدربزرگت زیرک بود

خوش‌شانس. واسه همینه که جون سالم به در بردم

شاید فقط اونایی که زیرک بودن جون سالم به در بردن

من نباید با یه بچه کوچیک حرف بزنم

درباره چیزهای وحشتناکی که خیلی قبل از به دنیا اومدنش اتفاق افتاده

ولی خیلی غم‌انگیزه یولی

از غم خوشت میاد؟

آخه بعضی وقت‌ها، تهِ دلت

باعث می‌شه آروم بشی

الو، بابا؟

جیمی

باید ببینمت

شاید هفته دیگه. تازه عسل‌های توپلو رو آوردیم

ممکنه خیلی دیر بشه. موضوع هلنه

هلن تو دردسر افتاده

برام ذره‌ای اهمیت نداره، خودت هم می‌دونی

خواهش می‌کنم بابا، این دفعه فرق می‌کنه

ساعت‌های ملاقات هنوز ۱۰ تا ۱ـه؟ آره، درسته

ظهر اونجام

بچه‌ها چطورن؟ خوبن. عالی‌ان

آخه چه فکری با خودت می‌کنی؟

فردا می‌بینمت. باشه

کی بود؟

یه مردی می‌خواد چندتا کندو بهم بفروشه

فکر کنم برم یه سری بهشون بزنم

تو برو مسواکت رو بزن

میام برات قصه شب می‌خونم

شب بخیر

بابات امشب زنگ زد. یه مشکلی پیش اومده

داره آزاد می‌شه؟

فردا باید برم ببینمش. تو باید مواظب پنی باشی

قبل از شام خونه‌ام. برو سراغ یه نفر دیگه

مثل کانی هوپِ همسایه. من کار دارم

کیسی، ما از غریبه‌ها کمک نمی‌گیریم. خودت هم اینو می‌دونی

باشه، فقط به بابام بگو

بد نیست یه وقت‌هایی جواب نامه‌هامو بده

کیسی دلش می‌خواد خبری ازت داشته باشه

شاکیه که داری اذیتش می‌کنی

فقط دارم سعی می‌کنم هورمون‌هاش رو کنترل کنم

با این وضعیتی که داره، حتی زودتر از تو و هلن بچه‌دار می‌شه

یه دور احمق‌بازی برای کل طایفه کافیه، نه؟

هلن تو اورلاندوئه

گارسون رستورانی چیزی بوده

دفعه بعد که باهاش حرف زدی، بگو یه خبری هم از بچه‌هاش بگیره

هیچ خبری ازش نیست

ادی فلاورز و فریس دولی رو یادته؟

هنوز دارن از سوپرمارکت‌ها دزدی می‌کنن؟ ادی دیروز زنگ زد

دو شب پیش تو یه کافه‌ای اون پایین‌ها بودن

تلوتلوخوران میاد تو، معلوم نبوده چی زده بوده

اون‌قدر عجیب رفتار می‌کنه که یکی می‌خواسته به پلیس زنگ بزنه

بعد ادی و فریس یه جوری می‌ارنش بیرون و می‌برنش خونه

من به اون دوتا پست‌فطرت به اندازه تفِ زمین‌انداخته هم اعتماد ندارم

منم همین‌طور

واسه همینه که باید همین الان بری بیاریش، تا وقتی که می‌دونیم کجاست

قبل از اینکه ادی یا فریس بلایی سرش بیارن. بیارمش؟

که بعدش چی بشه؟

اون بچه‌هاش رو ول کرد، بچه‌های تو رو. یادت هست؟

الان شلوغ‌ترین وقتِ کارمه

قراره همه‌چیزم رو به خطر بندازم که برم برگردونمش؟

از نظر من، بذار همون‌جا گم‌وگور بمونه

اون مریضه بابا

من از سر و کله زدن با آشغال‌هایی مثل ادی و فریس هیچی نمی‌دونم

تازه

فکر می‌کنی اون می‌ذاره من برم اونجا

و به همین راحتی با خودم بیارمش؟

ما فقط تو رو داریم بابا

چطوری؟ کجایی؟

کیسی، باید یه مدتِ دیگه هم اوضاع رو ردیف کنی

غذا هست. بگو پنی هم کمکت کنه

تمام روز داشتم ازش نگهداری می‌کردم. دیگه دارم روانی می‌شم

به بهش بگو همه‌چیز مرتبه

و اینکه کیسی

ممکنه مامانت رو برگردونم خونه

واسه چی؟ منم دقیقاً همین حس رو داشتم

ولی بابات

بابات خیلی نگرانشه

اون چطوره؟

خوبه، فکر کنم

الان کجایی؟

بیرونِ اورلاندو

فقط یه شماره تلفن دارم

تا الان که نتونستم باهاشون تماس بگیرم

طبق معمول

آره

مواظب خودتون باشید، باشه؟

آره، خیالت راحت

فردا می‌بینمت

بفرمایید

می‌خوام با ادی فلاورز یا فریس دولی صحبت کنم

آقای جکسون

کی می‌خواید همدیگه رو ببینیم؟

هر چه زودتر، بهتر

تا یه ساعت دیگه، توی "اورنج بلاسوم" ته جاده باش

اون عقب داریم بیلیارد بازی می‌کنیم

از دیدن دوباره‌تون خوشحالم آقای جکسون. خیلی وقت گذشته

نه اون‌قدری که باید، ادی

به هر حال چاره‌ای نیست

فریس همین‌جا روی زمین می‌خوابیده، آقای جکسون

شرایط زیاد راحتی نیست، نه؟

توی خواب راه می‌رفت

بعضی وقت‌ها مجبور می‌شدیم دست‌وبالش رو ببندیم

بله آقا، اینجا با وجود اون موشه و این‌جور چیزها، نونِ همه تو روغنه

همه آدم‌های زرنگ دارن میان اینجا شعبه می‌زنن

که این‌طور؟

باورتون نمی‌شه چه فرصت‌هایی اینجا هست

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left