The first 200 lines.
= قسمت 49 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
موضوع چیه؟
فکر کردی با کمک لی سوک جین و بقیه کارکنان قدیمی می تونی نتیجه رو معکوس کنی؟
اما یه چیزهایی توی این دنیا به این سادگی نیست
این روش شما بوده؟
خیانت به دوستی که بهت اعتماد داشته
و سرقت اموال اون؟
سانگ جون خودش رو این بلا رو سر خودش آورد می فهمی؟
برای همین امیدوار بودی پدرم بمیره؟
وقتی که من رسیدم سونگ جون مرده بود
بله
بعد از این هر جا که می رین و هر کی رو که می بینین
لطفا همینو بگین
...حتی اگر
اگر شما باعث مرگ پدرم شده باشین
هرگز لب به این حقیقت باز نکنین
د رغیر این صورت
پدرم که تا آخرین لحظه عمرش به شما اعتماد کرده بود بیش از حد احمق و رقت انگیر به نظر میاد درسته؟
همه اینها برای شما بوده
به خاطر شما
همه اش برای آدمی مثل تو
پدرم اینها رو برای شما آماده کرده بوده
از اولشم پدرم
اون اسناد و پول ها رو برای شما آماده کرده بوده
حتی اگه اونها رو به سرقت نمی بردی
و یه کم منتظر می موندی
تمام اون دارایی مال تو می شد
من می دونم که تو یه مهندس متخصصی
امادر مورد اداره شرکت می خوای چیکار کنی؟
...حتی منو مسئول امور مالی کردی
اگه تو مسئول باشی انگار من مسئولم
...سانگ جون با این حال
در ضمن
وقتی به عملکردت در خصوص این شرکت نگاه می کنم
من کسی رو گذاشتم که کاملا استعداد این کارو داره
من روی تکنولوژی کار می کنم و اون شخص
می تونه ...باعث رشد این شرکت بشه
!سانگ جون
!سانگ جون
!کیم سانگ جن
حتی اگه دروغ هم باشه....بازم باید یه کم با عقل بخونه
...توی این دنیا کی هست که
با داشتن خانواده ، پدر و مادر و همسر
اموالش رو به یه دوست تحویل بده ، هان؟
منم نمی تونم درک کنم
اگه پدرم زنده بود حتما ازش می پرسیدم
برای چی به همچین کسی مثل شما اعتماد کرده؟
کی توی این دنیا می تونه اینقدر دیوونه باشه
که تمام اموالش رو بسپاره دست یه دوست؟
فکر می کنی این داستان غیر ممکن رو باور می کنم ؟ هان؟
وکیل صنعت ته هو آقای هونگ مونگ گی
همون کسی که موقع ورشکستگی شما اخراجش کردی
چرا نمی ری از اون بپرسی؟
ته سو ساعت چند بر می گردی؟
احتمالا ساعت 5 کارم تموم می شه
پس بهتره همون موقع همدیگرو ببینیم
موضوع چیه ؟ همین الان بهم بگو
بعدا ...حتما به موقع بیا
می خوام ازت یه خواهشی کنم
همچنین ، یه چیزی بهت بدم
مادر منتظر ته
احتمالا
اگه اتفاقی برای من افتاد
فقط با ته سو صحبت کن
چطوری می تونی این حرفهارو بزنی؟
...گفتم اگه
کسی اینجا نیست؟
کیه صبح به این زودی؟
شما منو به خاطر نمیاری؟
!رییس
لطفا بیاید داخل - نگران نباش...عجله نکن ...میام داخل -
آیا شما ...چند وقت پیش ...با کیم جی وان ...پسر کیم سانگ جون ملاقات کردی؟
بله من چند روز پیش دیدمش
بنا بر این در مورد چی با هم حرف زدین؟
اون در مورد اموال اون زمان رییس پرسید
...موضوع چیه ؟ مشکلات قانونی چیزی پیش اومده؟
...بنا بر این
در اون زمانی که سانگ جون فوت کرد ...قضیه سپردن اموالش چطوری بوده؟
خب این چیزی نیست که شما باید بهتر از من بدونی رییس؟
خب اون همه اموالش رو به پول نقد تبدیل کرد و گذاشت توی صندوق سرمایه گذاری
...درسته ...دقیقا همینطور بوده
اونها رو توی حساب سرمایه گذاری گذاشت تا ونها رو بده به من درسته؟
در اون زمان ، خب ...اون خیلی واضح گفت موقعیت مدیر عامل شرکت باید به شما داده بشه ، رییس
خب معنیش همین نبوده که رییس به طور مستقیم می خواسته اون پولها رو به شما واگذار کنه؟
من می خوام ته سو با استعدادش این شرکتُ رو به جلو ببره
دلم می خواد اون با دل و جون برای رشد این شرکت با من همکاری کنه
رییس کیم شما در مورد خونواده خودت فکر نمی کنی؟
...فکر نمی کنین بیش از حد دارین به یه دوست اعتماد می کنین
بخاطر خونواده ام من این پول رو سرمایه گذاری کردم
ببخشید؟
تا کی قراره قلب من دوام بیاره؟
هیچ تضمینی براش ندارم
چه اتفاقی برای مادرم و همسرم و بچه هام می افته ...وقتی من نباشم؟
مادرم کلا به زحمت می افته
وقتی دیگران می خوان مجبورش کنند یه چیزی رو امضا کنه بدون اینکه بدونه اون چیه
همسرم ...از مادرم هم بدتره
من به جای خودم به کسی نیاز دارم که مثل ستون برای خونواده ام باشه
وقتی که من برم ته سو بهترین کسی هستش که می تونه از خونواده ام مراقبت کنه
من می دونم ...ذات اون آدم خیلی خوبه
!شما می دونستین ...رییس
تو ...تو داری به من دروغ می گی ، مگه نه؟
از کیم جوان ...چقدر گرفتی که اینها رو به من بگی؟
!رییس
باید همین الان بیای دفتر من
من اصلا تصمیم ندارم بیام دیدن شما ، دیگه قطع می کنم
برو کیم جی وان رو پیدا کن
دارم از دیدن مشاور حقوقی سابق صنایع ته هو میام
پس همه چی رو باید شنیده باشی
بله
پس شنیدی که این خواسته خود سانگ جون بوده ، درسته؟
مثل اینکه در حال حاضر گاردت رو آوردی پایین
چه با پول یا هر چی
چطوری تونستی اون آدم رو وادار به این دروغها کردین؟
تا اونجایی که من می دونم اون شخص آدم بسیار درستی بوده
چطوری بهش رشوه دادین؟
خیلی خب متن بسیار زیبایی بود که براش آماده کرده بودین
با ساختن سانگ جون به یک مرد مقدس
قصد داری منو نفرت انگیز تر جلوه بدی ، درسته؟
این یعنی نه تنها من پولشو دزدیدم
بلکه وحشتناک تر این که توی این دنیا به دوستم خیانت کردم
همه اینها نقشه تو بوده سون هوی؟
می خوای به همه نشون بدی من اینقدر نفرت انگیزم
این چیزیه که تو اینقدر ازش می ترسی؟
جای شکرش باقیه ...که می دونی چه کار شرم آوری کردی
چرا باید این کارو می کردی؟
ته سو ، خودت هم می دونی که تو هچین مردی نبودی
تو می دونستی که چطوری به مردم باید احترام بذاری و می دونستی چطوری باید ملاحظه دیگران رو بکنی
این چیزی بود که سانگ جون ، مادر و من فکر می کردیم
ته سو ، تو یه مرد صادق بودی که می شد بدون هیچ سوالی بهت اعتماد کرد
برای چی به همچین آدمی تبدیل شدی؟
الان حتی به نیت خوب سانگ جون هم شک می کنی
برای چی به این فلاکت افتادی؟
...جانگ ته سو
برو ببین کیم جی وان چه رشوه ای به وکیل شرکت داده
...اما اگه
احتمالا اگه چی؟
یعنی داری می گه اگه درست باشه؟
...اگه این درست باشه ، من
حتما باید یه راهی باشه برای اثبات این دروغ
چطوری کیم جی وان تونسته به وکیل رشوه بده؟
در این صورت اون می تونه به تمام دورو بری هام رشوه بده؟
چی کار می کنی گفتم برو پیدا کن
بله
من هایونگ یوک هستم از دهان نیوز
من کیم جی وان هستم
لطفا بفرمایید
من از کارکنان سابق صنعت ته هو شندیم
در تلاش هستین تا مدیران قدیمی رو ملاقات کنین
چند نفر از اونها هنوز هستند؟
حدود بیست نفر
با استفاده از اظهارات اونها من آماده تشکیل پرونده هستم
اگر من یه نسخه از این پرونده رو داشته باشم می تونم ازش یه گزارش تهیه کنم
پس لطفا یه کپی از اون رو بهم بدین
البته
وقتی کامل شد باهاتون تماس می گیرم
برای چی اینجا وایسادی و نخوابیدی؟
اصلا نمی تونم پدر رو درک کنم
برای چی اون آدمی مثل جانگ ته سو رو انتخاب کرده
و تمام اموالش رو به اون سپرده؟
...مثل یه احمق
جی وان ، پدرت رو سرزنش نکن
در اون زمان پدرت کسی رو بهتر از جانگ ته سو نمی تونست پیدا کنه
با وضعیت جسمی پدرت ، و ترس از این که هر لحظه ممکن بود اتفاقی براش بیفتی
احساس کرده بود جانگ ته سو تنها کسی ـه که می تونه به خوبی از خونواده ما مراقبت کنه
ولی پدر اشتباه فکر کرده بود
مردی که در روز مرگ پدر اموالش رو به سرقت برد همون کسی بود که مورد اعتمادش بوده
در اون زمان حتی منم به جانگ ته سو اعتماد داشتم
از اونجایی که جانگ ته سو کاملا با شخصی که الان می شناسیم فرق داشت
برای همین نمی تونم اون آدمو ببخشم
اگه اون انسان بود نباید به کسی که تا این حد بهش اعتماد داشته خیانت می کرد ، درسته؟
هیون دو
چطوره دیگه شرکت پدرت رو ترک کنی؟
من یه جایی رو برات پیدا می کنم
من باید برم سرکار
سوگیونگ اومده بود دیدن تو؟
اون واقعا بهت التماس می کرد؟
سوگیونگ واقعا به نظر حالش بد میومد
به نظر میومد خیلی غمگین باشه
البته که باید هم دچار مشکل بشه
اگر این احساسم نداشته باشه که دیگه نمی شه بهش گفت انسان
اما واسه چی تو اینطوری شدی؟
چی شده ؟ دیدن ناراحتی اون باعث شده دلت بسوزه
ایوای ایوای ،تو واقعا خیلی دل نازکی
اون همه زندگیش توی ناز و نوازش بوده
حالا تو بخاطر نارا حتی اون دلت می سوزه؟
!از نظر من تو خودت بیچاره تر از اونی
به نظر میاد هیون دو مریض شده
فکر می کنم توی بیمارستان بستری شده
هیون دو؟
با این روشی که باباش داره زندگی می کنه بچه اش چطوری می تونه خوب باشه؟
همیشه می گفتم بچه ها از کرده پدر و مادر رنج می برن
هنوزم می خوام بخاطر زحمتی که بهت دادم ازتون تشکرکنم
بس کن ، البته من همه چی رو می شنوم
شنیدم که تو قراره این شرکت بگیری
پنج سال پیش من یه پیشنهادی به شرکت دادم
از اون موقع تا حالا منتظرم برم روسیه
الان این پیشنهاد قانع کننده تره
پس
می تونی یه فرصت برای بیانش بهم بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.