The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
– خون زیادی از دست میده – باز پانسمان کن، ادامه بده
پدهای ABD دارن تموم میشن
فشار رو نگه دار فشار رو نگه دار
– باشه، آمبوبگ دست منه – بذار خون وصل کنم
خونریزی خیلی شدیده
هِن، خون لازم داره
– باید بره اتاق عمل – تندتر برو!
مرکز، 118 در حال ورود به بیمارستان فرست پرسبیتِرین
دریافت شد 118 اتاق عمل و تیم جراحی آمادهان
زن 58 ساله با آسیب تروماتیک قفسهٔ سینه
شوهرش گفت قوطی اسپری روغن رو روی شعلهٔ اجاق گذاشته
– وقتی رسید بیهوش بود – خون زیادی از دست داده
لولهگذاریش کردیم، مایعات دادیم
– و نیم واحد خون O منفی – راه رو باز کنین
راه رو باز کنین
– زخم ورودی سمت چپه، خروجی نداره – اتاق تروما رو رد کنین؛ مستقیم اتاق عمل
– ایست قلبی! – برو، برو، برو!
– اون مامانمه! مامانم! – هی، هی، هی!
اون… اون مامانمه!
نه… نه
گفتی دردسر نمیشه
نمیشه
میدونستی داره تلفن میزنه؟
دربارهٔ کسبوکارهای من سؤال میپرسه؟
با چند نفر توی شرکت حملونقل حرف زده
انگار ارتباطش با «Valdus Holdings» رو پیدا کرده
ببین، نیکلای
یه گروهبان گشت معمولیه که زیادی وقت آزاد داره
– چیزی نیست که نگرانش باشی – من نگران نمیشم
ولی شاید تو باید بشی
انگار باید همهچی رو خودم انجام بدم
دربارهٔ این زن چی میدونی؟
خانواده داره؟
بابا، بذار اول بِن ببینه چیکار میتونه بکنه
نمیخوای با زدن یه مأمور پلیس همه رو علیهمون کنی، نه؟
فکر میکردم نسل شما از پلیس خوشش نمیاد
خب، بعضی وقتها وقتی میمیرن نظر مردم عوض میشه
یه فرصت دیگه، بِن
فقط یکی
درستش میکنم؛ قول میدم
خوبه، چون برخلاف پسرم
مأمور مرده اذیتم نمیکنه
دوباره از اول برام تعریفش کن
میشه بعداً انجامش بدیم، کاپیتان؟
میخواستم برم بیمارستان و از وضعیت گروهبان گرنت باخبر شم
وضعیتش اینه که به سینهاش شلیک شده
پس مگر اینکه مدرک پزشکی مخفیای داشته باشی که من ازش خبر ندارم
تنها کاری که ازت برای گروهبان گرنت برمیاد اینه که توضیح بدی
تیم ویژه کمی بعد از ساعت 8:00 وارد شد
برای پیدا کردن نیکلای کَستر از هم جدا شدیم
من و گروهبان گرنت رفتیم سراغ دفتر
از دو درِ روبهروی هم وارد شدیم
کَستر دست برد سمت اسلحهاش
چه مرگته، بِن؟
گروهبان گرنت بهش شلیک کرد
متأسفانه کَستر هم شلیک کرد و گروهبان گرنت رو زد
همون موقع من به نیکلای کَستر شلیک کردم
تنها حسرت من اینه که دیر بهش رسیدم…
و نتونستم جلوی این جراحت شدید رو بگیرم
پس آتنا به کَستر شلیک میکنه، ولی خطا میزنه؟
و در عوض این کتابها رو میزنه؟
بله، خانم
از اون بعیده
که از این فاصله خطا بزنه
یورش با توقف یه ماشین فرق داره، خانم
آدم راحت میتونه دستوپاش رو گم کنه
ولی تو خونسردیت رو حفظ کردی
تا جایی که بتونم، خانم
خیلی خون از دست داده
دکتر گفت تا به اورژانس رسیده بود وضعیتش بهشدت افت کرده بود
بقیه چطور دارن تحمل میکنن؟
دقیقاً همونطور که انتظار داری
متأسفانه کاپیتانشون هم نمیدونه به هیچکدوم چی بگه
توی این وضعیت حرف درستی وجود نداره
اصلاً میدونیم چی شده؟
هیچکس از پلیس لسآنجلس چیزی به کسی نمیگه
اطلاعات رو تکهتکه بهمون میدن
یه جور… عملیات پلیسی بوده
اون و چند مأمور دیگه داشتن توی یه آدرس در اِنسینو حکم اجرا میکردن
مظنون بهش شلیک کرده
اون هم جواب داده
– میدونم به چی فکر میکنی – چی؟
اینکه فقط رفته بود حکم اجرا کنه
چون فرستادیمش دنبال سرنخ، تیر خورد؟
ببین، نمیدونیم این ماجرا ربطی به قاچاق داشته یا نه
گفتی بهت گفته بهزودی منتظر خبر باش
فکر کردی نزدیکه یکی رو دستگیر کنن
از پسش برمیاد
از کجا میدونی؟
چون آتناست
مککلاسکی
خیلی وقته ندیدمت، کارتر
لعنتی
یعنی منم مُردم؟
نه
ولی روز هنوز تموم نشده
ضربان قلب 201ـه
ریهٔ چپ رو دوباره باد کن
نبض هنوز داره بالا میره؛ 205
پس یه آسیب دیگه هست که نمیبینیم
ببرینش روی بایپس یه ترکش توی قلبشه
دکتر، 206
عجله کنین، داره از دست میره
آناتولی
اومدی
– خوبه – واقعاً؟
آره
چه غلطی کردی، مرد؟
– به پدرم خیانت کردی – نه، این اتفاق نیفتاد
به خونهاش یورش بردی
واقعاً فکر میکنی نقشهٔ اون یورش کار من بود؟
فکر میکنی با یه گردان پلیس ریختم توی خونهای
که شش ساله از صاحبش رشوه میگیرم؟
– فکر کردی کار من بود؟ – تو اونجا بودی!
با آتنا گرنت
این عملیاتِ اون بود، نه من
باشه؟ لحظهٔ آخر فهمیدم
وقت نشد بهتون خبر بدم
پدرت اسلحه کشید
به هم شلیک کردن فقط… بیا یه نوشیدنی بزنیم
بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم، باشه؟
میخوای باور کنم یه گروهبان گشت
فرماندهی یورش به خانوادهٔ کَستر رو به عهده داشته؟
هی، هی، همهچی توی پروندهست
بعد از دیدارمون پروندهش رو بیرون کشیدم همهچی اینجاست
همهچی؛ چندین مورد تخلف و زیادهروی
و اقدام خارج از حدود وظایف
آتنا گرنت همیشه خودسر و غیرقابلکنترل بوده
گذاشتی این اتفاق بیفته
سعی کردم جلوش رو بگیرم
سعی کردم، ولی نتونستم
اما میتونم مطمئن شم هیچوقت از اون بیمارستان بیرون نمیاد
میتونم کاری کنم دیگه هیچوقت برات دردسر نشه
من پدرم رو راضی کردم بهت اعتماد کنه و حالا مُرده!
خودم به این قضیه رسیدگی میکنم
فقط خوشحال باش الان حوصلهٔ دو تا پلیس مرده رو ندارم
سه ساعته بردنش اون تو
درک میکنم، آقا هنوز توی اتاق عمله
میشه دوباره چک کنین؟ چرا اینقدر طول کشیده؟
دکترها بهمحض اینکه کارشون تموم بشه میان باهاتون حرف میزنن
خب، اون کِی میشه؟
فورد، عزیزم، بیا بریم بشینیم ببخشید، ببخشید
ظاهراً فقط ما نیستیم که الان نگرانیم
نمیدونم برای کی اومدن
حدس میزنم بچهشون
قبلاً اون نگاه رو دیدم یه جور درماندگی مخصوص خودشه
بابت دوستهات متأسفم
برای تئو هم متأسفم به نظر بچهٔ خیلی خوبی میاد
ممنون، هری
بیا بریم ببینیم دستگاههای فروش چی دارن
بیا
شاید بهتره بری خونه و یه کم استراحت کنی
نذار وسط این همه فشار، بیماریت دوباره عود کنه
مثل کوه محکمم، کاپیتان
خودت میدونی هرجای دیگه باشم بیشتر استرس میگیرم
میدونی چیه؟ قهوه میخوام
هی، همراه نمیخوای؟
خوبم؛ یه نکتهٔ مثبت پیدا کردم
چی؟
حرومزادهای که این کار رو کرده، خودش مُرده
ترمیم انجام شد کلمپ آئورت رو برمیدارم
از بایپس خارجش کنین ببینیم ترمیم دوام میاره یا نه
اپینفرین تزریق کن؛ ببینیم قلبش راه میافته
اپینفرین تزریق شد
پدلها رو بدین
– در حال شارژ – کنار!
یالا، گروهبان گرنت برگرد پیشمون
هیچوقت هم دوست نداشتی دستور بگیری
هر کاری رو وقت خودم انجام میدم
خب، اینکه من اینجام مدرک محکمیه
که دیگه وقتی برات نمونده
تیر خوردم
داشتیم حکم اجرا میکردیم؛ من و هوکس رفتیم توی دفتر
و بعد… مثل سرپیکو از خودی تیر خوردی
آره، چطور ندیدی همچین چیزی داره میاد؟
تخیل کافی نداشتم
الان چقدر شده؟
سه ساعت و 20 دقیقه
نمیخوام فضولی کنم
ولی توی جراحی معمولاً بیخبری خبر خوبیه
فقط میخوایم دخترمون رو ببینیم
دوچرخهسواری میکرد که یه ماشین زدش
خیلی متأسفم
شما برای کی اومدین؟
مامانم؛ اون هم توی اتاق عمله
امیدوارم همهمون زود خبر خوب بشنویم
آره
شاید الان
خانوادهٔ گرنت
– بله، حالش چطوره؟ – جراحی همین الان تموم شد
در مجموع خوب تحملش کرد، ولی عمل سادهای نبود
تونستم آسیب رو ترمیم کنم
ولی 24 ساعت آینده حساسه
توی کمای القایی نگهش میداریم
رفته توی کما؟
نگران نباشین؛ نشونهٔ خوبیه
بهش داروی آرامبخش و شلکنندهٔ عضلانی دادیم
تا بدنش استراحت کنه
بعد میبینیم بدنش میتونه خودش بهبود پیدا کنه یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.