9-1-1

9-1-1

Download Farsi/persian Subtitle

Season 9

Release info

9-1-1 2018 S09E18 WEB h264-GRACE Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-17
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏– خون زیادی از دست می‌ده‏ ‏– باز پانسمان کن، ادامه بده‏

‏پدهای ⁦ABD⁩ دارن تموم می‌شن‏

‏فشار رو نگه دار‏ ‏فشار رو نگه دار‏

‏– باشه، آمبوبگ دست منه‏ ‏– بذار خون وصل کنم‏

‏خون‌ریزی خیلی شدیده‏

‏هِن، خون لازم داره‏

‏– باید بره اتاق عمل‏ ‏– تندتر برو!‏

‏مرکز، ⁦118⁩ در حال ورود‏ ‏به بیمارستان فرست پرسبیتِرین‏

‏دریافت شد ⁦118⁩‏ ‏اتاق عمل و تیم جراحی آماده‌ان‏

‏زن ⁦58⁩ ساله با آسیب تروماتیک قفسهٔ سینه‏

‏شوهرش گفت قوطی اسپری روغن رو‏ ‏روی شعلهٔ اجاق گذاشته‏

‏– وقتی رسید بی‌هوش بود‏ ‏– خون زیادی از دست داده‏

‏لوله‌گذاریش کردیم، مایعات دادیم‏

‏– و نیم واحد خون ⁦O⁩ منفی‏ ‏– راه رو باز کنین‏

‏راه رو باز کنین‏

‏– زخم ورودی سمت چپه، خروجی نداره‏ ‏– اتاق تروما رو رد کنین؛ مستقیم اتاق عمل‏

‏– ایست قلبی!‏ ‏– برو، برو، برو!‏

‏– اون مامانمه! مامانم!‏ ‏– هی، هی، هی!‏

‏اون… اون مامانمه!‏

‏نه… نه‏

‏گفتی دردسر نمی‌شه‏

‏نمی‌شه‏

‏می‌دونستی داره تلفن می‌زنه؟‏

‏دربارهٔ کسب‌وکارهای من سؤال می‌پرسه؟‏

‏با چند نفر توی شرکت حمل‌ونقل حرف زده‏

‏انگار ارتباطش‏ ‏با «⁦Valdus Holdings⁩» رو پیدا کرده‏

‏ببین، نیکلای‏

‏یه گروهبان گشت معمولیه که زیادی وقت آزاد داره‏

‏– چیزی نیست که نگرانش باشی‏ ‏– من نگران نمی‌شم‏

‏ولی شاید تو باید بشی‏

‏انگار باید همه‌چی رو خودم انجام بدم‏

‏دربارهٔ این زن چی می‌دونی؟‏

‏خانواده داره؟‏

‏بابا، بذار اول بِن ببینه چی‌کار می‌تونه بکنه‏

‏نمی‌خوای با زدن یه مأمور پلیس‏ ‏همه رو علیه‌مون کنی، نه؟‏

‏فکر می‌کردم نسل شما از پلیس خوشش نمیاد‏

‏خب، بعضی وقت‌ها وقتی‏ ‏می‌میرن نظر مردم عوض می‌شه‏

‏یه فرصت دیگه، بِن‏

‏فقط یکی‏

‏درستش می‌کنم؛ قول می‌دم‏

‏خوبه، چون برخلاف پسرم‏

‏مأمور مرده اذیتم نمی‌کنه‏

‏دوباره از اول برام تعریفش کن‏

‏می‌شه بعداً انجامش بدیم، کاپیتان؟‏

‏می‌خواستم برم بیمارستان‏ ‏و از وضعیت گروهبان گرنت باخبر شم‏

‏وضعیتش اینه که به سینه‌اش شلیک شده‏

‏پس مگر اینکه مدرک پزشکی مخفی‌ای داشته باشی‏ ‏که من ازش خبر ندارم‏

‏تنها کاری که ازت برای گروهبان گرنت برمیاد‏ ‏اینه که توضیح بدی‏

‏تیم ویژه کمی بعد از ساعت ⁦8:00⁩ وارد شد‏

‏برای پیدا کردن نیکلای کَستر از هم جدا شدیم‏

‏من و گروهبان گرنت رفتیم سراغ دفتر‏

‏از دو درِ روبه‌روی هم وارد شدیم‏

‏کَستر دست برد سمت اسلحه‌اش‏

‏چه مرگته، بِن؟‏

‏گروهبان گرنت بهش شلیک کرد‏

‏متأسفانه کَستر هم شلیک کرد‏ ‏و گروهبان گرنت رو زد‏

‏همون موقع من به نیکلای کَستر شلیک کردم‏

‏تنها حسرت من اینه که دیر بهش رسیدم…‏

‏و نتونستم جلوی این جراحت شدید رو بگیرم‏

‏پس آتنا به کَستر شلیک می‌کنه، ولی خطا می‌زنه؟‏

‏و در عوض این کتاب‌ها رو می‌زنه؟‏

‏بله، خانم‏

‏از اون بعیده‏

‏که از این فاصله خطا بزنه‏

‏یورش با توقف یه ماشین فرق داره، خانم‏

‏آدم راحت می‌تونه دست‌وپاش رو گم کنه‏

‏ولی تو خونسردی‌ت رو حفظ کردی‏

‏تا جایی که بتونم، خانم‏

‏خیلی خون از دست داده‏

‏دکتر گفت تا به اورژانس رسیده بود‏ ‏وضعیتش به‌شدت افت کرده بود‏

‏بقیه چطور دارن تحمل می‌کنن؟‏

‏دقیقاً همون‌طور که انتظار داری‏

‏متأسفانه کاپیتانشون‏ ‏هم نمی‌دونه به هیچ‌کدوم چی بگه‏

‏توی این وضعیت حرف درستی وجود نداره‏

‏اصلاً می‌دونیم چی شده؟‏

‏هیچ‌کس از پلیس لس‌آنجلس چیزی به کسی نمی‌گه‏

‏اطلاعات رو تکه‌تکه بهمون می‌دن‏

‏یه جور… عملیات پلیسی بوده‏

‏اون و چند مأمور دیگه داشتن‏ ‏توی یه آدرس در اِنسینو حکم اجرا می‌کردن‏

‏مظنون بهش شلیک کرده‏

‏اون هم جواب داده‏

‏– می‌دونم به چی فکر می‌کنی‏ ‏– چی؟‏

‏اینکه فقط رفته بود حکم اجرا کنه‏

‏چون فرستادیمش دنبال سرنخ، تیر خورد؟‏

‏ببین، نمی‌دونیم این ماجرا‏ ‏ربطی به قاچاق داشته یا نه‏

‏گفتی بهت گفته به‌زودی منتظر خبر باش‏

‏فکر کردی نزدیکه یکی رو دستگیر کنن‏

‏از پسش برمیاد‏

‏از کجا می‌دونی؟‏

‏چون آتناست‏

‏مک‌کلاسکی‏

‏خیلی وقته ندیدمت، کارتر‏

‏لعنتی‏

‏یعنی منم مُردم؟‏

‏نه‏

‏ولی روز هنوز تموم نشده‏

‏ضربان قلب ⁦201⁩ـه‏

‏ریهٔ چپ رو دوباره باد کن‏

‏نبض هنوز داره بالا می‌ره؛ ⁦205⁩‏

‏پس یه آسیب دیگه هست که نمی‌بینیم‏

‏ببرینش روی بای‌پس‏ ‏یه ترکش توی قلبشه‏

‏دکتر، ⁦206⁩‏

‏عجله کنین، داره از دست می‌ره‏

‏آناتولی‏

‏اومدی‏

‏– خوبه‏ ‏– واقعاً؟‏

‏آره‏

‏چه غلطی کردی، مرد؟‏

‏– به پدرم خیانت کردی‏ ‏– نه، این اتفاق نیفتاد‏

‏به خونه‌اش یورش بردی‏

‏واقعاً فکر می‌کنی نقشهٔ اون یورش کار من بود؟‏

‏فکر می‌کنی با یه گردان پلیس ریختم توی خونه‌ای‏

‏که شش ساله از صاحبش رشوه می‌گیرم؟‏

‏– فکر کردی کار من بود؟‏ ‏– تو اونجا بودی!‏

‏با آتنا گرنت‏

‏این عملیاتِ اون بود، نه من‏

‏باشه؟ لحظهٔ آخر فهمیدم‏

‏وقت نشد بهتون خبر بدم‏

‏پدرت اسلحه کشید‏

‏به هم شلیک کردن‏ ‏فقط… بیا یه نوشیدنی بزنیم‏

‏بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم، باشه؟‏

‏می‌خوای باور کنم یه گروهبان گشت‏

‏فرماندهی یورش به خانوادهٔ‏ ‏کَستر رو به عهده داشته؟‏

‏هی، هی، همه‌چی توی پرونده‌ست‏

‏بعد از دیدارمون پرونده‌ش رو بیرون کشیدم‏ ‏همه‌چی اینجاست‏

‏همه‌چی؛ چندین مورد تخلف و زیاده‌روی‏

‏و اقدام خارج از حدود وظایف‏

‏آتنا گرنت همیشه خودسر و غیرقابل‌کنترل بوده‏

‏گذاشتی این اتفاق بیفته‏

‏سعی کردم جلوش رو بگیرم‏

‏سعی کردم، ولی نتونستم‏

‏اما می‌تونم مطمئن شم هیچ‌وقت‏ ‏از اون بیمارستان بیرون نمیاد‏

‏می‌تونم کاری کنم دیگه هیچ‌وقت برات دردسر نشه‏

‏من پدرم رو راضی کردم بهت‏ ‏اعتماد کنه و حالا مُرده!‏

‏خودم به این قضیه رسیدگی می‌کنم‏

‏فقط خوشحال باش الان حوصلهٔ‏ ‏دو تا پلیس مرده رو ندارم‏

‏سه ساعته بردنش اون تو‏

‏درک می‌کنم، آقا‏ ‏هنوز توی اتاق عمله‏

‏می‌شه دوباره چک کنین؟‏ ‏چرا این‌قدر طول کشیده؟‏

‏دکترها به‌محض اینکه کارشون تموم بشه‏ ‏میان باهاتون حرف می‌زنن‏

‏خب، اون کِی می‌شه؟‏

‏فورد، عزیزم، بیا بریم بشینیم‏ ‏ببخشید، ببخشید‏

‏ظاهراً فقط ما نیستیم که الان نگرانیم‏

‏نمی‌دونم برای کی اومدن‏

‏حدس می‌زنم بچه‌شون‏

‏قبلاً اون نگاه رو دیدم‏ ‏یه جور درماندگی مخصوص خودشه‏

‏بابت دوست‌هات متأسفم‏

‏برای تئو هم متأسفم‏ ‏به نظر بچهٔ خیلی خوبی میاد‏

‏ممنون، هری‏

‏بیا بریم ببینیم دستگاه‌های فروش چی دارن‏

‏بیا‏

‏شاید بهتره بری خونه و یه کم استراحت کنی‏

‏نذار وسط این همه فشار، بیماری‌ت دوباره عود کنه‏

‏مثل کوه محکمم، کاپیتان‏

‏خودت می‌دونی هرجای دیگه‏ ‏باشم بیشتر استرس می‌گیرم‏

‏می‌دونی چیه؟ قهوه می‌خوام‏

‏هی، همراه نمی‌خوای؟‏

‏خوبم؛ یه نکتهٔ مثبت پیدا کردم‏

‏چی؟‏

‏حروم‌زاده‌ای که این کار رو کرده، خودش مُرده‏

‏ترمیم انجام شد‏ ‏کلمپ آئورت رو برمی‌دارم‏

‏از بای‌پس خارجش کنین ببینیم‏ ‏ترمیم دوام میاره یا نه‏

‏اپی‌نفرین تزریق کن؛ ببینیم قلبش راه می‌افته‏

‏اپی‌نفرین تزریق شد‏

‏پدل‌ها رو بدین‏

‏– در حال شارژ‏ ‏– کنار!‏

‏یالا، گروهبان گرنت‏ ‏برگرد پیشمون‏

‏هیچ‌وقت هم دوست نداشتی دستور بگیری‏

‏هر کاری رو وقت خودم انجام می‌دم‏

‏خب، اینکه من اینجام مدرک محکمیه‏

‏که دیگه وقتی برات نمونده‏

‏تیر خوردم‏

‏داشتیم حکم اجرا می‌کردیم؛‏ ‏من و هوکس رفتیم توی دفتر‏

‏و بعد… مثل سرپیکو از خودی تیر خوردی‏

‏آره، چطور ندیدی همچین چیزی داره میاد؟‏

‏تخیل کافی نداشتم‏

‏الان چقدر شده؟‏

‏سه ساعت و ⁦20⁩ دقیقه‏

‏نمی‌خوام فضولی کنم‏

‏ولی توی جراحی معمولاً بی‌خبری خبر خوبیه‏

‏فقط می‌خوایم دخترمون رو ببینیم‏

‏دوچرخه‌سواری می‌کرد که یه ماشین زدش‏

‏خیلی متأسفم‏

‏شما برای کی اومدین؟‏

‏مامانم؛ اون هم توی اتاق عمله‏

‏امیدوارم همه‌مون زود خبر خوب بشنویم‏

‏آره‏

‏شاید الان‏

‏خانوادهٔ گرنت‏

‏– بله، حالش چطوره؟‏ ‏– جراحی همین الان تموم شد‏

‏در مجموع خوب تحملش کرد، ولی عمل ساده‌ای نبود‏

‏تونستم آسیب رو ترمیم کنم‏

‏ولی ⁦24⁩ ساعت آینده حساسه‏

‏توی کمای القایی نگهش می‌داریم‏

‏رفته توی کما؟‏

‏نگران نباشین؛ نشونهٔ خوبیه‏

‏بهش داروی آرام‌بخش و شل‌کنندهٔ عضلانی دادیم‏

‏تا بدنش استراحت کنه‏

‏بعد می‌بینیم بدنش می‌تونه‏ ‏خودش بهبود پیدا کنه یا نه‏

More Farsi/persian subtitles for 9-1-1

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left