Limitless

Limitless

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Limitless 2011 V2 R5 FULL LiNE XViD AC3-THC
A Commentary by tirgas
Translated by:Ashkan (9Movie.Co)

Tags

r5
XviD
AC3
Published on: 2011-05-21
Downloads: 152
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...واضحه که يه سري چيزا رو درست محاسبه نکردم

!ادي"! مي دونم که اون توئي"

چرا درست توي اون لحظه اي که ...به عالي ترين رؤياهات دست پيدا مي کني

!زندگي از پشت بهت خنجر مي زنه

...خب ...من يه چيزي رو بهتون ميگم

!هرگز بهشون اجازه نميدم دستشون بهم برسه

...همسايه هام .احتمالاً بايد براي شکايت کردن در رو باز کرده باشن

،چهار داره IQ براي آدمي مثل من که ...بايد يه چيزي رو از قلم انداخته باشم

.و کمتر پيش اومده اشتباه کنم

من براي برخورد (تأثير) روي دنيا ...تا اين حد نزديک شده بودم

،ولي حالا تنها چيزي که مي تونم باهاش برخورد کنم !پياده رو هستش

«نامحــــدود»

اون آدمُ مي بينين؟

.اون منم، البته در گذشته نه چندان دور

چجور آدمي، بدون اعتياد به مواد يا الکل قيافه‌اش اينطوريه؟

.فقط يک نويسنده

به اندازه کافي عجيبه. هيچکس هم باورش نميشه .که واقعاً قرارداد نوشتن يه کتاب رو داشتم

رُمانم يه داستان علمي تخيليه ...ولي درواقع داستان، نظريه شخصيم

.درباره زندگي فردي در قرن 21 اومه

که در اون جامعه اي رو تشريح مي کنم که ... همه ما در اون يکجور

....اون درواقع ...درواقع

.امروز روي بود که نوشتن داستان رو شروع کنم

...شروع مي کنيم، شروع مي کنيم

.داستان فوق العاده اي ميشه

فقط کافيه وقت روش بذارمُ .توي اتاق باشم

.اون يه مفهومِ کليديه

!از اتاق خارج نشو

.چند هفته اي به اين طريق گذشت

.شايدم يه چند ماهي

.حداقل در کنارم "ليندي" رو داشتم

همين جوري؟

..."بس کن، "اِدي

.اين اصلاً تعجب آور نيست

.ولي من سورپراير شدم

.بيا الان اينکارو نکنيم

من قراره فردا جمعه، 90 صفحه .از نوشته َمو تحويل ناشر بدم

.فقط منتظر باشُ ببين اون چي ميگه

!"ادي" - چيه؟ -

.مي دونم اوضاعت چجوريه .من دوست دخترت هستم... بودم

هيچ لغتي نمي تونه اون کسي که .برام بودي رو توصيف کنه

شريک؟ عزيزِ دل؟

.معشوقه. دلداده

.خانم خدمتکار. حساب بانکي

...با اينحال

.هرچيزي که دارم، مالِ تو هم هست

.و مي دوني که ميخوام تا آخر عمرم با تو باشم

...راستش، فکر مي کردم، شايد بهتر باشه - !نميخواد خواستگاري کني -

چرا که نه؟

!براي اينکه آخرين بار برات خيلي خوب جواب داد

درسته. من يکبار ازدواج کردم ..."درست بعد از دانشگاه، با "مليسا

(بــــله (براي ازدواج

!بطور خلاصه

.رابطمون جواب نميده

،خب علي رغمِ همه حرفهاي درستت .من هنوز عاشقتم

.بايد برگردم سرِ کار

.تو اصلاً بهم نگفتي چه اتفاقي افتاده

!بدست آوردمش - جدي؟ -

.آره، يه ويراستار شدم

،مي تونم دستارِ خودمو داشته باشم باورت ميشه؟

.آره. معلومه که باورم ميشه .لياقتش رو داشتي

.ممنون

.اون حق داشت .چرا اين بحث رو پيش آوردي

.واضح بود که من به همه چي گند زدم

.هردومون مي دونستيم گذشته مون چجوري بوده

تخت خوابِ پايينيه اتاق خواب بچگيم "توي "نيو جرسي

...پدرم هم خوشحال بود که از من براي پذيرش

.در رشته تهيه موادِ دندانپزشکي استقبال کنه

"ادي مورا"

از بين تمام روابط و دوستان بي فايده اي که ...بهتر بود فراموش و کنار گذاشته بشه

کسي بي مصرف تر از برادر زنِ سابقت پيدا نميشد؟

!لعنتي، پسر چند وقت گذشته؟ 9 سال؟

حالت خوبه؟ !قيافت مثلِ کارتون خوابا شده

چه خبرا؟

هيچي... من نويسنده ام .کتاب زياد مي نويسم

!اوه، پس هنوزم داري سعي مي کني بنويسي؟

.درواقع، براي يه کتاب قرارداد بستم

.جدي؟ خيلي خوبه - .آره -

تو چطور؟ هنوزم ساقيِ موادي؟

قيافم هنوز شبيه ساقي هاي مواده؟ - .نه، نيست -

،زودباش، بيا يه نوشيدني بزنيم .ميخوام در مورد کتابت بشنوم

.نمي دونم، الان تازه ساعت 2 بعد از ظهره

از کي تا حالا توي اين ساعت نوشيدني نمي خوري؟

.باشه

...خب - حالِ "مليسا" چطوره؟ -

.بفرمائين - .ممنون -

.خبري ندارم، نديدمش

.اون به ايالت هاي شمالي رفته

.يه جور کار خونگيه فروش از طريق اينترنت داره

.دوتا بچه داره

دوتا بچه... شوهرش کيه؟

،اگر واقعاً ميخواي بدوني .بايد بگم که ولش کرده

براي چي واست مهّمه، پسر؟

!ازدواج شما يه چيزي حدود 5 دقيقه بود

.ببين، نميخوام در مورد اون صحبت کنم .ميخوام در مورد خودت حرف بزنم

،درباره اين کتابِ بهم بگو چطور پيش ميره؟

،خب من... من عقبم، توي نوشتنش عقبم .ولي شب و روز دارم بهش فکر مي کنم

چقدرش رو تا حالا نوشتي؟ - !حتي 1 کلمه شو هم ننوشتم -

مشکلات خلق آفريني داستانه، نه؟ - .آره -

.گمون کنم، بتونم در اين مورد بهت کمک کنم .فقط همين يکبار

...نه، نه، نه

!تو اصلاً نمي دوني اين چيه

!پس هنوزم ساقيه موادي - !داداش، من الان از اون روزها خيلي جلوترم -

.مدتيه مشاوره يکي از شرکت هاي دارو سازيم

چي؟ با يه آزمايشگاه مخفيه جادويي !براي توليد قرصِ "وياگرا" ي قلابي؟! بيخيال پسر

نه، اين يه محصول منحصر بفرده .که تا سال ديگه واردِ بازار ميشه

آزمايشات لازم روش انجام شده .و وزارت بهداشت تأييدش کرده

...باشه، فقط از روي کنجکاوي ميگم

.ببينمش

محتوياتش چيه؟

اونا يه گيرنده هاي خاصي رو توي مغز شناسايي کردن .که توي شرايط خاصي فعال ميشن

و شنيدي که ميگن حداکثر فقط مي تونيم .از %20 مغزمون استفاده کنيم

!اين قرص... اجازه استفاده از همه مغزت رو بهت ميده

...ورنون"، منو نگاه" ...به نظرت يه آدمه

داغون و افسرده ام؟

گمون نکنم امکان داشته باشه که ...با مصرف يه قرص کوچيکه درخشنده

.يهويي زندگيم به سمتِ بخت و شهرت بچرخه

بله؟ کِي؟

.بهش بگو نمي تونم اينکارو بکنم

.نه. خودت بگو !نه، همين الان

"متأسفانه بايد از پيشت برم "ادي

،ولي اگر خواستي دوباره همديگه رو ببينيم .باهام تماس بگير

.اون قرص هم مهمون من

.نميخوامش

!نمک نشناس نباش

مي دوني قيمتش چقدره؟ !800دلاره

.قابلت رو نداره

توي راه برگشت به خونه .به "مليسا" فکر کردم

چطوره اونم توي زندگيش شکست خورده؟

.اون خيلي باهوش بود .از تمام اطرافيانش باهوش تر بود

واضحه که يه ارتباط مستقيمي ...بين اين "ادي" که

،که ساعت 3 بعد از ظهر يکمي مست کرده .با اون "ادي" قديمي وجود داره

!تگري زدن روي ميز رئيس

!يا دزدين قرص هاي بيماران در حال مرگ

پس کي مي تونه "ليندي" رو بخاطر بهم زدن باهام مقصر بدونه؟

آخرشم، اوضاعم چقدر ميخواد بدتر از اين بشه؟

.نميخوام که کسي رو ببينم

!مخصوصاً زن جوونِ تنفرآميزه صاحب خونمو

.والري"، قرار سه شنبه بود" - !نه، بس کن -

،استيو" با اجاره ها سروکار داره" !پس مي توني اين چرت و پرت هارو تحويل اون بدي

ناگهان يه دليلِ ديگه اي رو پيدا کردم .تا از دستش فرار کنم

.از روي حماقت يه ماده اي رو قورت داده بودم

!ديگه از غرض و قوله خبري نيست

من اطلاعات قابل ملاحظهِ کوچيکي رو در مورد اين دارو .و کاري که مي کنه از "ورنون" گرفته بودم

تو حتي مي توني پيکِ موتوري بشي !و با حقوقش اجاره رو بدي

اگه اين قرصه توهم زا باشه چي؟

!شرم آوره

اوه خداي من! اگر همينجوري که دارم نئشه ميشم ...و توهم ميزنم بخوام به حرفهاش گوش بدم

!خودمو از پنجره پرت مي کنم پائين

الو؟ ميشنوي چي ميگم؟

فهميدي چي ميگم؟ !وسايلت رو ميريزم توي کوچه

.و اونجا بود که حسش کردم

،من کور بودم .ولي الان دارم مي بينم

مشکلت چيه؟ - چي؟ -

،تو ازم خوشت نمياد .منم تو رو مقصر نمي دونم

تو فکر مي کني که من يه آدم بدبختم .که اجاره شو نميده و فقط داره شوهرت رو ميچاپه

!تو از خداته که يه تير توي مُخم خالي کنم

.ولي فقط وجود من نبايد تو رو اينقدر ناراحت کنه

چي شده؟ - !به تو ربطي نداره -

توي دانشکده حقوق مشکلي پيش اومده؟

از کجا مي دوني که من به دانشکده حقوق ميرم؟

مردم معمولاً کتاب هاي آموزشي در مورد پرونده‌هاي . مسکوت دادگاه‌هاي عالي رو با خودشون حمل نمي کنن

!تو از اون خُل و چل هايي .منو تعقيب مي کردي

.نه، فقط متوجه کتاب شدم

،تو فقط يه گوشه اي از کتاب رو ديدي از کجا فهميدي؟

،من قبلاً اون کتاب رو ديده بودم .12سال پيش وقتي توي دانشگاه بودم

روي مبل اتاق يکي از دخترا نشسته بودم ...و ميخواستيم سکس کنيم

منتظر نشسته بودم که از دستشويي بيرون بياد !و اميدوار بودم يه کاندوم هم با خودش بياره

يه جورايي، ضميرناخودآگاهم .اسم کتاب رو درخودش ذخيره کرده

.خاطره اي که هرگز در حافظه ام ضبط نميشد

ولي تمام مدت در مغزم بود .و تنها چيزي که ميخواستم، دستيابي بهشه

اگر ميخواي يه مقاله بنويسي .اون کتابي نيست که من ازش استفاده کنم

کي از تو سؤال کرد؟

،هيستينگ" هم تاريخچه خودشو داره" .من از اونجا شروع کردم

،نکته جالب در مورد اين آدم اينه که يه احمق بوده

چيزي که باعث اعتبار بخشي به تئوريش شد ...اخراج يکي از منشي هاش بود

که درواقع منجر به نوشته شدن .بيشتر نظريه هاي اصليش شد

اگر در مورد بچه هاي منشي توي گوگل جستجو کني .اونا علاقه دارن تا در مورد تبرئه کردن پدرشون صحبت کنن

...و اين چيزي رو بهت ميده که هيچکس ازش خبر نداره

...اطلاعات از موزه هاي هنري

...مقاله هاي نصفه نيمه خونده شده ...PBS و فيلمهاي مستند

،داشت مي جوشيد و از مغزم بيرون ميومد

.و تبديل به معجوني مفيد از اطلاعات ميشد

.اون در مقابله باهام هيچ شانسي نداشت

خب، پيشنهادت چيه؟

!ما واقعاً روي مقاله‌اش هم کار کرديم

!براي 45 دقيقه هم، تبديل به باشگاه ورزشي شد

!اون به خوبي ارضاء شد

...خونه ولي نمي تونست خونه من باشه، درسته؟

کي آخه اينجوري زندگي مي کنه؟

،اولين فکري که به ذهنم رسيد !آتيش زدن همه چيز بود

!ولي سلامت عقلم مانعش شد

اين دارو چي بود؟ ...!اصلاً نمي تونستم تحت تأثيرش، شلخته باشم

.ظرف 6 ساعت هم نه سيگاري کشيدم نه چيزي خوردم

يعني به شدت احساسي و منظم شده بودم اين چه دارويي بود؟

يه داروئي بود براي افرادي که ميخواستن حافظه قوي تري داشته باشن؟

.نه نئشه بودم، نه حالم بد بود

فقط فکرم باز بود و مي دونستم که .چه کاري رو چجوري بايد انجام بدم

.صبح روز بعد، من يه بررسي کوچيکي رو مغزم کردم

.ولي اثري از اون نبوغ و استعداد باقي نمونده بود

،توي مدت کوتاهي .همون آدم سابق شدم

More Farsi Persian subtitles for Limitless

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left