The Gorge

The Gorge

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Gorge 2025 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-DONTSEETHISMOVIE
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-02-14
Downloads: 469
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫سلام

‫« به پادگان پندلتون مراجعه کن » ‫« ساعت 1 بعدازظهر ششم جولای »

‫« ساعت 12 یه شاسی‌بلند میاد دنبالت »

‫« فرستنده در لیست مخاطبین شما نیست »

‫« پایگاه تفنگداران دریایی پندلتون »

‫« پادگان پندلتون » ‫« درب اصلی »

‫« درحال ورود به محدوده‌ی فدرال هستید »

‫سرهنگ، لطفاً تنهامون بذار

‫چهار ساله بازنشسته شدی ‫ولی دو بار احترام نظامی می‌ذاری؟

‫- بیانگر احترامه ‫- بفرما بشین

‫می‌دونی من کیم؟

‫نه

‫خب، اگر می‌خواستی حدس بزنی می‌گفتی کیم؟

‫بر اساس سن، ظاهر

‫و اینکه یه سرهنگ تفنگداران دریایی ‫بی چون‌ و‌ چرا از دستورت اطاعت کرد

‫حدس می‌زنم یه جاسوس رده‌بالا باشی

‫پدر و پدربزرگت نظامی بودن؟

‫آره

‫به عنوان یه تک‌تیرانداز زبده ‫درکل 113 کشته‌ی قطعی

‫و همچنین 81 کشته‌ی احتمالی داری

‫این آمار درسته؟

‫نه

‫- آمار واقعی کمتره یا بیشتر؟ ‫- بیشتره

‫به عنوان یه کهنه‌سرباز ‫تابحال برای چند تا پیمانکار خصوصی کار کردی؟

‫یازده تا

‫ولی هرازگاهی ‫برای تفنگدارهای دریایی هم کار می‌کنی؟

‫هرموقع زنگ می‌زنن میام

‫و درحال حاضر هرگونه ‫قرارداد خصوصی یا نظامی داری؟

‫نه

‫آدمی با استعداد تو خیلی کم پیدا میشه، لیوای

‫چرا نداری؟

‫ماه ژوئن، یه روان‌شناس بهم گفت ‫صلاحیت اعزام به ماموریت رو ندارم

‫ولی مطمئنم خودت اینو می‌دونی

‫پس چرا داری ازم می‌پرسی؟

‫به‌نظر خودت ‫صلاحیت اعزام به ماموریت رو داری؟

‫مهم نیست نظر من چیه

‫خب، درحال حاضر دوست‌دختر داری؟

‫آدم خاصی تو زندگیت هست؟

‫کسی که نتونه بدون تو زنده بمونه؟

‫- نه ‫- چرا نداری؟

‫اوضاع زندگیم اونطوری پیش نرفته

‫دارو، مواد مخدر یا الکل چی؟

‫مواد مصرف نمی‌کنم

‫ولی اگر به‌موقع بخورم

‫صد سی‌سی مشروب قبل از خواب ‫نمی‌ذاره کابوس ببینم

‫نیترازپام یا پرازوسین رو امتحان کردی؟

‫تابحال از فاصله‌ی دور کسی رو کشتی؟

‫قرص‌ها روی دقت هدف‌گیریم تاثیر می‌ذارن

‫لیوای، می‌تونستی به نتیجه‌ی ارزیابی روانی ‫اعتراض کنی و بری دیدن یه دکتر دیگه

‫چرا نکردی؟

‫دلیلی نداشتم

‫دلیلی نداشتی؟

‫درحال حاضر دلایل زیادی تو زندگیم ندارم

‫اگر یه دلیل بهت بدم چی؟

‫« پروالکا، لیتوانی »

‫سلام بابایی

‫« دوروتی لیوتا کانایتی »

‫به افتخار موسیقی

‫به افتخار موسیقی

‫شیر کوچولوی من...

‫حالت چطوره؟

‫خودت که می‌دونی

‫حالا که دیدمت بهترم

‫شایعه شده تصویرت رو توی بلاروس گرفتن

‫با یه پهپاد

‫امکانش هست؟

‫مقامات مسکو نمی‌تونن خطر اینو به جون بخرن ‫که ردپای مرگ یه اولیگارش به اونا برسه

‫چهار تا بچه داشت

‫بذارش رو دوش من

‫بار شرمساریت رو بذار رو دوش من

‫اون بلاروسی با تجارت بمب‌ها و مین‌های ‫فسفسر سفید پولدار شد

‫پای چند تا بچه بخاطرش از بین رفته؟

‫بخاطر معاملات اون ‫صورت چند تا بچه برای همیشه سوختن؟

‫بار شرمساریت رو بذار روی دوش من...

‫و به مسیرت ادامه بده

‫دیگه به این راحتی نیست

‫خواب نمیرم

‫گاهی اوقات تا چندین روز

‫یکی دو هفته پیشم بمون

‫و یه خورشت درست می‌کنیم ‫برای جفتمون خوبه

‫نمی‌تونم

‫رابینوویچ بهم دستور داده فردا اول وقت ‫برای جلسه‌ی توجیهی برم مسکو

‫گور بابای رابینوویچ ‫و گور بابای مسکو

‫تو که روس نیستی، لیتوانیایی هستی

‫میگه قراره حداقل یه سال ‫ارتباطم با همه قطع بشه

‫شایدم بیشتر

‫میگما

‫پیش اون دکتری که برات نوبت گرفتم رفتی؟

‫همون متخصصه؟

‫- آره، رفتم ‫- خب چی گفت؟

‫کاری نمیشه کرد

‫یه نگاه بهم بنداز، داغونم

‫سرطان مثل خوره ‫از درون افتاده به جونم

‫کبد، لوزالمعده

‫از خدامه بمیرم تا از این وضع خلاص بشم

‫و اگر تا اون‌موقع برنگشتم چی؟

‫اینطوری تنها می‌مونی ‫و حتی وقتی مردی هم خبردار نمیشم

‫یه راه‌حل ساده هست

‫تصمیمم رو گرفتم

‫چهاردهم فوریه، روز ولنتاین

‫منظورت چیه؟

‫می‌خوام خودم تمومش کنم

‫البته فرض بر اینکه تا اون‌موقع نمرده باشم

‫بابا

‫- بابا، نگو که... ‫- جون خودمه، این حق رو دارم

‫اون‌موقع دیگه آماده‌م ‫که بالاخره اینجا کنار مادرت آروم بگیرم

‫پس، هرجا که بودی ‫یه شمع برام روشن کن

‫توی آسمان شب به شکارچی نگاه کن ‫اون‌وقت می‌فهمی

‫خب دیگه، شیر کوچولو

‫بیا یه آبجو بخوریم

‫یه آهنگ بزنیم

‫و درست و حسابی خداحافظی کنیم

‫« سپتامبر »

‫دست چپت رو بذار روی صفحه

‫« زیست‌سنجی »

‫« دسترسی داده شد » ‫« لیوای کین »

‫ساعت، گوشی هوشمند ‫و کارت شناساییت رو بذار توی جعبه

‫این فقط زمان رو نشون میده

‫تا سه دقیقه‌ی دیگه ‫به منطقه‌ی پرواز ممنوع می‌رسیم

‫فقط تا همون‌جا می‌تونیم ببریمت

‫بعد از نقطه‌ی پرش، باید 38 کیلومتر دیگه ‫به سمت شمال بری

‫انتظار میره ‫ساعت 4 بعدازظهر فردا به مقصد برسی

‫وقتی رسیدی زمین اینو باز کن

‫کجاییم؟

‫اجازه ندارم جواب این سوال رو بدم

‫بالاخره شاهزاده‌ی نازنینم از راه رسید

‫به‌موقع هم رسید ‫درست سرموقع. مرد به تو میگن

‫جسپر دی دریک هستم ‫تکاور تفنگداران دریایی سلطنتی

‫جی‌دی صدام کن

‫لیوای کین، تفنگدار دریایی سابق آمریکا ‫تک‌تیرانداز پیشاهنگ

‫مزدوری؟

‫پیمانکار خصوصیم

‫خب در مورد ماموریت بهت چی گفتن؟

‫هیچ کوفتی نگفتن

‫یه نقشه‌ی توپوگرافی بی‌نام و نشون بهم دادن

‫حتی نمی‌دونم توی کدوم کشورم

‫من یک سال تمامه که اینجام ‫و هنوز نمی‌دونم اینجا کجاست

‫خیلی ناجوره، مگه نه؟

‫ولی این تازه اولشه

‫پسر، خیلی از دیدنت خوشحالم

‫چندان با کسی ارتباط نداشتی، ها؟

‫ توی این یک سال تو اولین نفری هستی ‫که رودررو باهاش صحبت می‌کنم

‫اینجا تک و تنهایی؟

‫و دوره‌ی ماموریتم نیمه‌شب ‫رسماً به پایان می‌رسه

‫- پس من جایگزین توام؟ ‫- آره

‫ببین، یه نوشیدنی با هم می‌خوریم ‫و همه‌چی رو برات توضیح میدم

‫ایناهاش

‫برج دیدبانی غربی

‫خونه‌ی دور از وطنت ‫برای 365 روز آینده

‫کاملاً خودکفاست، پنل خورشیدی ‫یه ژنراتور اضطراری

‫و سیستم جمع‌آوری آب بارون داره

‫حیوون برای شکار زیاده ‫ و یه باغچه هم اونجا داره

‫هرچی نیاز داری هست

‫اونی که اون سمته چیه؟

‫اون برج شرقیه

‫ارتباط با اون سمت اکیداً ممنوعه

‫که با توجه به مین‌های زمینی و موانع نظامی ‫مرگباری که شمال و جنوب دره هست

‫همچین قانونی کاملاً غیرضروریه

‫اصلاً نمیشه رفت اون سمت

‫عملاً برج شرقی مشکل‌ساز نیست

‫اونا کار خودشونو می‌کنن ‫توام کار خودتو

‫امروز صبح اون سمت یه تحرکاتی دیدم

‫فکر کنم دوره‌ی ماموریت سالانه‌ی ‫ اونا هم تموم شده

‫از لحاظ تئوری، کار ساده‌ایه

‫تو خط دفاعی اصلی نیستی

‫بیشتر حکم یه تعمیرکار به‌شدت ماهر رو داری

‫هر روز دم لبه‌ی غربی دره گشت می‌زنی

‫هر 600 متر و خرده‌ای ‫یه مسلسل خودکار فالانکس نصب شده

‫باید مهمات مسلسل خودکار رو پر کنی

‫و وضعیت حصار، مخفی‌سازها ‫و مین‌های معلق رو بررسی کنی

‫یه انبار تسلیحات بیرون توی پناهگاه هست ‫اسلحه، ابزار، مهمات جایگزین، مین

‫هرچی لازم داشتی هست

‫هر 30 روز یک‌بار ‫با بی‌سیم وضعیتت رو گزارش کن

‫مخفی‌‌ساز چیه؟

‫مخفی‌ساز یجور فرستنده‌ی ماهواره‌ایه

‫لبه‌ی دره تقریباً هر یک کیلومتر یکی نصب شده

‫هرکدوم برق مخصوص خودش ‫و یه منبع تغذیه‌ی اضطراری داره

‫- چیکار می‌کنن؟ ‫- مخفی می‌کنن

‫یه سیگنال کاذب به تمام ماهواره‌هایی

‫که هر روز از بالای سرمون می‌گذرن می‌فرستن

‫جوری طراحی شدن که دره رو ‫از دید ماهواره‌های جاسوسی مخفی کنن

‫ولی برای چیزهایی مثل گوگل ارث هم کارسازن

‫اینجا هیچ ارتباطی با دنیای خارج نداریم

‫نه موبایل، نه تلفن ماهواره‌ای، نه هیچی

‫اگر مشکل اضطراری پیش اومد ‫یه دکمه‌ی درخواست کمک

‫توی بی‌سیم موج کوتاه خاصی ‫که هرماه باهاش گزارش وضعیت میدی وجود داره

‫اون دکمه یه سیگنال ارسال می‌کنه ‫و بهشون اطلاع میده...

‫به کی اطلاع میده؟

‫به قدرت‌های پشت پرده، رفیق

‫حالا هرکی

‫آژیرهای حمله‌ی هوایی قدیمی ‫بالای برج رو دیدی؟

‫اگر، به هردلیلی ‫تمام مخفی‌سازها همزمان از کار افتادن

‫یا دره مورد حمله قرار گرفت

‫سیستم خودکارشون یه چیزی به اسم ‫پروتکل سگ‌ولگرد رو فعال می‌کنه

‫پروتکل سگ‌ولگرد

‫- چی هست؟ ‫- نمی‌دونم والا

‫ولی اگر صدای آژیرهای حمله‌ی هوایی رو شنیدی ‫با تمام سرعت بزن به چاک

‫باشه حتماً

‫ببین، قضیه از این قراره

More Farsi Persian subtitles for The Gorge

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left