The first 200 lines.
من رو یادت نمیاد، مگه نه؟ - ... گور بابات، گور -
خوزه، اون اینجاست
پیداش کرده؟
دست تکون نده
خیلیخب
مامان، عجله کن
!مامان
!رایلی - باز اومد -
!رایلی - به راه رفتنت ادامه بده -
میدونم که میتونی صدام رو بشنوی
راستش، نمیدونم چی تو مغزت میگذشته
متاسفم، پگ گفتم که متاسفم
این پارکینگ جاییه که ما کلوچه میفروشیم
همه از اینجا تا پاتری بارن این رو میدونن
ما اینجا رو بخاطر اینکه ... بیشتر از هر کس دیگهای
،کلوچهی خونگی کریسمس فایرفلای میفروشیم بدست آوردیم
،شاید اگه تو واقعا توی جلسهی بانوان شرکت میکردی ... میدونستی که این
خب، همهی ما نمیتونیم توی ... خونههای کوچیکمون
در جنوب بلوار بشینیم، پگ
بعضیامون باید کار کنن
... من یه شکایت رسمی
در جلسهی بعدی بانوان ارائه میکنم - خیلیخب، اینکار رو بکن -
فکر نکنم که تو اصلا بدرد گروه فایرفلای نمیخوری
هیچکدومتون
بیا، پنلوپی
چه آدم بیشعوریه
این حرف رو نزن - خب، حرفم درسته -
.خب، شاید آره ... ولی بااینحال
باید با مشت میزدی ناکارش میکردی
با مشت ناکارش میکردم، هان؟
،نمیشه بخاطر عوضی بودن آدما بهشون مشت زد
اونوقت مثل اونا آدم بدی بحساب میایم
مامان، میدونم که صبح رو مرخصی گرفتی
ممنون، که سعی میکنی کمکم کنی
میدونی چقدر دختر فوقالعادهای هستی؟
،تولدت مبارک بپر تو ماشین
.یالا، یالا، یالا برو، برو، برو
... ببین، اگه که
فکر میکنی کِی؟
ماه دیگه
صحیح، باشه، ممنون
.سلام، بابایی - سلام، سنجابک -
اوه، چطوری؟ - سلام -
خوبم - خوبه -
احتمال زیاد ساعت 4:30 میرسم خونه - خیلیخب -
یکی قراره جشن تولد داشته باشه
بچههای دیگه ساعت 4 میان
میتونی نیم ساعت جشن رو تنهایی اداره کنی؟
چند تا بچه میان؟
تمام دوستام، بابایی
کریس نورث، همهچی توی زندگیت تو رو برای این لحظه آماده کرده
اوه، هی، دیرم شده. دوست دارم
دوست دارم، خدافظ
دوست دارم - !خدافظ، بچهها، خدافظ -
!بیا اینجا، دخترم. اوه
.سلام، آقای واتسون دیر کردم. شرمنده
.خب، ما بعدا در موردش حرف میزنیم من باید برم خرید کریسمس
.خیلیخب - و میخوام که تو امروز در بانک رو ببندی -
... اوه، امروز در واقع - دیدی استعلاجی گرفته -
پس تو بانک رو تعطیل میکنی
... امروز جشن تولد دخترمه - خودت خواستی چند ساعت اضافه کار بمونی -
.دارم بهت اضافه کار میدم تو بانک رو تعطیل میکنی
مطمئنی، میکی؟ واقعا مطمئنی؟
... چون، من رو در موقعیتی قرار ندی - منم بچه دارم، پسر -
.ده دقیقه، زندگیمون عوض میشه زندگی بچههامون عوض میشه
،هیچکس نمیفهمه، هیچکس نخواهد فهمید تنها کاری که باید بکنی، رانندگیه
من ترتیب بقیهچیزا رو میدم
.نمیدونم، میکی نمیدونم
میخوای یه خونه واسه رایلی بخری، درسته؟ کارلی رو به یه مدرسه خوب بفرستی
،این دستای روغنی کوفتی واست این چیزا رو فراهم نمیکنه، پسر
اینکار برات فراهم میکنه
!سلام
اومدم
...تولدت مبـ
بقیه کجان؟
هیچکس نیومد
هیچکس نیومد؟
رایلی، پگ هستم
... بیا فراموش کنیم که جنگ و جدالمون
توی پارکینگ اصلا اتفاق نیافتاده
،ما امروز یه جشن دورهمی گرفتیم
پنلوپی تمام کلاس رو دعوت کرده
فکر کنم حتما دعوتنامهی کارلی توی پست گم شده
.میتونید بهمون سر بزنید اگه برنامهی دیگهای ندارید
.مطمئنم که آدرس رو بخاطر دارید جنوب بلوار
امیدوارم شما رو ببینیم
بهت گفتم
باید با مشت میزدی ناکارش میکردی
میدونی چیه، رفیق؟
بهرحال ما به اونا نیازی نداریم
این جشن تولد توئه
جشن تولدم ریده
کارلی، درست حرف بزن
واقعا همینطوره
ما میریم بیرون پیتزا بخوریم
.میریم، فقط سه تاییمون خوش میگذره
... و بعد میریم میریم کارناوال کریسمس
!آره - اوه، آره، کارناوال کریسمس -
،و وقتی رسیدیم اونجا ،سوار تمام وسیلههای بازی میشیم
و تمام بازیها رو انجام میدیم
با وجود ویروسا و عفونتهای قارچی روی وسیلهها
،ولی مشکلی باهاش ندارم روز تولد توئه
... و بعد - بستنی؟ -
بستنی - !بستنی. آره -
،معلومه، آره. بستنی، آره هر چقدر که بخوای
.خیلیخب، شب بزرگی در پیش داریم برو ژاکتت رو بپوش
یالا، برو، برو، برو - ایول! سریع آماده میشم -
... متاسفم، من فقط
... هی، عزیزم
همیشه اینجوری نمیمونه
قول میدی؟
آره. قول میدم
بیا بغلم
،میکی هستم. الان خونه نیستم لطفا پیام بذارید
میکی، هی، کریس ـم
من نیستم
من ریسکش رو نمیپذیرم
ارزشش رو نداره، پسر
.خیلیخب، ببین، متاسفم وقتی پیامم رو شنیدی بهم زنگ بزن
بابات کجاست؟ - بیرونه -
اوه، خوبه
!کارناوال! ایول
خیلیخب
برو که رفتیم
.کارناوال خیلی هیجانزدهام
منم. رییس اونوراست؟
اون یکی رو پیدا کردم
،واقعا میخواستی ازم دزدی کنی؟
میکی، واقعا فکر کردی ازش قِسِر در میری؟
هی، رییس، با شما کار دارن
کورتزـه
باید جواب این تماس رو بدم
امیدوارم از نظرت اشکالی نداشته باشه، میکی
.حرف بزن چی گیر آوردی؟
.دارم اون یکی رو تعقیب میکنم میخوای چیکار کنم؟
دخلش رو بیار
تا درس عبرت بقیه بشه
اونم بدجور
،میکی
این چیزیه که میخوای؟
هان؟
این قراره مشکلاتت رو حل کنه؟
حس خوبی داره، آره؟
چند تا پول تا شده بذار جیبت
درسته؟
درسته؟
کثافت عوضی
!ایول! من پادشاه دنیام
یه بوس بده
!بزن قدش
تقریبا تمام وقت چشمام رو باز نگه داشتم
اوه، امیدوارم مثل باهوشا توش افتاده باشم
وای. نه زیاد - من رو ببین -
داغون افتادی
تاحدی جذاب افتادم - بستنی -
بریم بستنی بخوریم
یالا - داریم میایم، داریم میایم -
هی، چی میخوریم؟
... دو تا از بهترین بستنیهای شکلاتیت، و
... آره، و هر چی که بانوی کوچولو
نعنایی. دو تا اسکوپ
و یه نعنایی دو اسکوپ
خیلیخب - تولدشه -
.تولدت مبارک - ممنون -
... با ... - آره، موافقم -
خدایا، اینو ببین
میشه یکم بخورم؟
خوشت میاد؟
تولدت مبارک، بچه جون - خدافظ، عزیزم -
میرم یه دستمال بردارم - خیلیخب -
خیلیخب
اجازه هست؟ - آره، بردارین -
ممنونم. شب خوش - خدافظ -
!میدونم. هر روز - هر روز برات جشن تولد میگیریم -
هی، حتما اونو توی ماشین بیارش
آمادهای؟
... سه، دو
زن بزرگسال، 35 ساله زخم گلوله در سر
،خونریزی شدید مغزی علائم حیاتی در حال ثابت شدنه
در رو میبندم
ردیفه
میشه یه نگاهی بندازم؟
افتضاحه، درک میکنم
ولی باید احساساتی نشی
اینجا باید کارمون رو انجام بدیم، درسته؟
وقتی که یه بچه کشته میشه سخت میشه
قرار نیست که کارمون آسون باشه
فرق بین ما و اونا همینه
قرار بود هر وقت بیدار شد بهم زنگ بزنید
... آدم از کمای مصنوعی
مثل چراغ روشن کردن بیدار نمیشه
،تیر گلوله ممکنه که مغزش رو رد کرده باشه
... ولی تورم مغزی - ولی اون حالش خوب میشه؟ -
خوب شدنش دست من نیست
... وقتی که حافظهش برگشت، اون
باید میبستیمش و باید بهش آرام بخش میزدیم
خانوم نورث
... من کاراگاه استن کارمایکل - کاراگاه -
خیلی وقته که منتظرم تا با شما حرف بزنم
تسلیت میگم
No comments yet. Be the first to leave one.