The first 200 lines.
دارم پارو میزنم
موجها خیلی بلندن
آفتاب داره منو میسوزونه
عرق کردم
دیگه زورم نمیرسه جلو برم
یهدفعه یه زن خوشگل میبینم
که منتظرمه
نگام میکنه، لبخند میزنه
منم بهش لبخند میزنم
میاد سوار قایق میشه
دستشو میگیرم
چون قایق تکون میخوره
یهویی باد بلند میشه
بادبانو میکشم بالا
و قایق دوباره راه میفته
بعدش چی؟
همین. بعدش بیدار میشم
چند سالته؟
پانزده سالمه
روزها چیکار میکنی؟
حواسم به شهره
علی، قرار بود جدی حرف بزنیم
دوستات میگن ماشینها رو میکشی
با دندونات. راسته؟
آره خب
راحته یه تیکه طناب میبندم
به آینههای بغل
میرم جلوی ماشین
وسط طنابو میگیرم
بین دندونام محکم میگیرم
و شروع میکنم کشیدن
بعدش؟
هیچی دیگه، ماشین میاد
وقتی کوچیک بودم
صدام میکردن علی، فک آهنی
بگو ببینم علی
بزرگ که شدی میخوای چیکار کنی؟
ملوان
جدی؟ چرا ملوان؟
چون دریا رو دوست دارم
دیگه؟
همینه همینو میخوام
خرج خورد و خوراک و لباست چی؟
کار میکنم، یهجوری درمیارم
روی دوش کسی زندگی نمیکنم
چرا از خونه فرار کردی؟
فرار نکردم
پس چرا رفتی؟
مادرم
میخواست چشمامو بفروشه
چی کار کنه؟ چشمامو بفروشه -
راست میگی؟
وقتی کوچیک بودم
یادم میاد
یه ماشین سیاه گنده اومد
اون مرده عجیب حرف میزد
انگار اهل این کشور نبود
مامانم فرستادم خرید
ولی من خنگ نیستم
پشت در گوش دادم
بهش گفت هیچی حس نمیکنه
دیگه لازم نیست کار کنی
پولدار میشی
اینارو با گوش خودم شنیدم
با خودم گفتم چرا بمونم
با همچین مادری؟
کجا رفتی؟ خیابون -
دنبالت نگشتن؟
دیگه ندیدیشون؟
الان کجان؟
مردن
میرم
کجا؟ خودت میدونی -
جزیرهم
ما چی؟
خودتون از پسش برمیاین
گل
همیشه باافتخار حتی اگه راجا ببازه
راجا افتضاحن
یه چیزی نشونت بدم
قسم بخور به کسی نگی
قسم
این چیه؟
قطبنما
چی؟ صبر کن -
نگاه کن
برو بازی کن تو
اونطرف شماله
این سوزنه میگه
اونور غربه
جایی که خورشید غروب میکنه
اگه صاف برم
میرسم به جزیرهم
این به چه دردی میخوره؟
خورشید از غرب غروب میکنه
ولی اگه دو تا خورشید باشه چی کار کنم؟
واقعاً میری؟
حالا که دارمش
میتونم راه بیفتم
یه ناخدا پیدا کردم
اولش یهکم از همهچی انجام میدم
عرشه رو میشورم، جارو میزنم
اینجوری یاد میگیرم
و میشم یه ملوان واقعی
با یونیفرم
نترس
وقتی برسم جزیرهم
به یادت میفتم
شبها تو به ستارهها نگاه میکنی
منم همینطور
مثل برجهای دوقلو میشیم
هردومون یه چیزو میبینیم
برجها بلندن
ما هم
گل
زندگی
خیلی مزخرفه
فک آهنی
فکِ تخممرغی
برمیگردین
برنمیگردیم
دیب، ما برنمیگردیم
مامانم میخواست چشمامو بفروشه
پس مامانت مرده؟
سر سکس
نمرده؟
نمرده! ریده
بوشو حس نمیکنین؟
ریده! هیچی حس نمیکنین؟
لعنتی، نگهبانا
زیرزمین
ولش کن
ولش کن
بیا، پسر عزیزم
بیا زیر بال و پرم
یه خونه پیدا میکنی
میون باغهای سبز
پر از گل
رز و بهارنارنج
اونجا یه دست مهربون پیدا میکنی
و دوستت دارن
پدر و مادرت منتظر تن
پدر و مادر عزیزت
منتظرتن
با دلی پر از عشق
آدم به خاطر یه سنگ نمیمیره
مثل سگ
بستگی داره کجا بخوره
مثل سگ
واقعاً مرده؟
مثل سگ پرتاش کردی
میخواستی بگیرنمون؟
حداقل انداختیش تو زیرزمینش
علی یه شاهزاده بود
شاهزاده؟
فکر میکردم مامانش یه فاحشه بوده
باید دفنش کنیم
امروز دفنش میکنیم
چی؟ دیوونه شدی؟
کویتا، راسته میخوایم دفنش کنیم؟
آره، دفنش میکنیم حق با توئه
دایی من میگه وقتی آدم میمیره
داییتو بیخیال
نباید در میرفتیم
اگه پیش دیب میموندیم
کارمون به اینجا نمیکشید
دیگه حالت خوبه؟
میدونی چرا علی ما رو آورد
بندر؟ هان؟
میخواست بره
یه ناخدا پیدا کرده بود
میخواست سوار شه
اونوقت میخوای برگردی
پیش همون حرومزادههایی که کشتنش
دفنش میکنم
و همه گریه میکنن
کل شهر
حتی تو
آره، حتی تو هم گریه میکنی
میتونین همینجوری ول بگردین
برام مهم نیست امروز دفنش میکنم
چقدر درمیاد؟
ما ول نمیگردیم
چی میخوای؟
دارن برای یه مرده دعا میکنن؟
چرا؟
دوست منم مرده
اینجا فقط مخصوص پاکاس
دوست من یه شاهزاده بود
گفتم پاکا
باید براش بخونن
امروز دفنش میکنیم
تو دعا نمیخونی؟
یه سوره بلدم
میتونم بخونمش، قسم میخورم
قسم نخور
یه بار رفتم مسجد
پولش رو داری؟
آره
چقدر؟
No comments yet. Be the first to leave one.