The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خب، یادت باشه لوئیس، مدرسه دوست داره
نمرههای بد بچهها رو گردن مشکلات خونه بندازه
پس وقتی وارد جلسهٔ اولیا و مربیان شدیم
نباید بهنظر بیاد ازدواجمون ترک برداشته
پیتر، این جلسهٔ اولیا و مربیان نیست
- برنامهٔ جمعآوری کمک مالیه... - باز شروع کرد!
بذار کارت زنِ غرغروت رو پانچ کنم، لوئیس
چون غرِ دهم رایگانه!
«به یک ساعت جیرجیر و انعکاس صدا در سالن ورزش خوش آمدید»
سالن، سالن، سالن
هوم، انگار تمام سازهای گروه موسیقی رو میفروشن
تا پول جمع کنن. مثل همیشه
همیشه بودجهٔ هنر رو قطع میکنن، ولی ورزش رو نه
راستش هاکی روی چمن رو لغو کردن
دیدی؟ دارن لباسهای قدیمی رو میفروشن
این یکی محصول چه سالیه؟
تیم ذخیرههای سال ۲۰۲۲، قربان
هوم، سال فوقالعادهای بوده
قربان، میدم تیمم تکهتکهش کنه و ازش دستمال سفره بسازه
اوه، جوزپه، تو جادوگری
سلام! من آقای کامپاناله، معلم موسیقیام
به حراج سازهای بادیِ «تعطیلی کسبوکار» من خوش اومدید
همهچیز باید فوت بشه!
آها، بله، خیلی خوب بود
بگو ببینم، این ساکسیفون
آهنگ کلاسیک «کرلس ویسپر» جورج مایکل رو هم داره؟
با تمرین کافی، این ساکسیفون هرچی بخواید میزنه
عالیه! میخرمش
عالی! امروز چطور پرداخت میکنین؟
مطمئنی باید اینقدر خرج کنی؟
آره، هنوز بهاندازهای مونده که مگ پول دانشگاه آنلاینش رو بده
تا حالا آرزو کردی حساب دیفرانسیل یاد بگیری
توی متروی شلوغِ ساعت اوج؟
یا اون پایهای رو که سرمها ازش آویزونه تو بیمارستان هل بدی؟
میخوای تو پیکنیک یه خانوادهٔ قومی، پیرمردی رو بغل کنی؟
آرزوت هرچی هست...
تا وقتی رفتن به دانشگاه واقعی نباشه...
دانشگاه آنلاین کنارته
دانشگاه آنلاین!
اگه انتخاب دیگهای داشتی، همون رو میکردی
خب، همه خفه شن
«خوانندهٔ نقابدار»
الان میخواد معلوم کنه بطری بزرگ گیتوریدِ پر از شاش کیه!
برای لباسهای جدید واقعاً دارن تهِ بشکه رو میتراشن
و خوانندهٔ نقابدار شما...
وایسا، گفتن کی بود؟
یه سلبریتی درجهچند دیگه که هیچکس فقط از روی صورتش نمیشناسدش
لعنتی، پیتر! میدونی چند ساعت کن جونگ
و کتهای کوچولوش رو تحمل کردم تا به این لحظه برسم؟
ببخشید. از این به بعد سعی میکنم اینقدر... بیملاحظه نباشم
خدایا، هیچوقت به بقیه فکر نمیکنه
یادته چطور بازی فوتبال شکرگزاری خانوادگیمون رو
کامل خراب کرد؟
خب، همه باید «توشپوش» بزنیم
خواهرزادهٔ جذابی که همخونم نیستی، تو وسط وایسا
بقیه هم من رو با تمام قدرت هل بدن توی اون
پس بطری رو گذاشتم زمین
ولی با اینکه خانوادهش من رو بخشیدن
خودم هیچوقت خودم رو نمیبخشم
آفرین!
میدونستم این داستانهای انجمن ترک الکل بهترین زمینهچینیان
برای دردِ عذابوجدانِ «کرلس ویسپر»
خب، از اول شروع کنیم
با مردی که فقط تحتنظر میتونه
بچهش رو به پانرا ببره
برای فقدانت واقعاً متأسفم
حالا این صفحه چندتا سؤال ازت میپرسه
انعام میدی؟
۳۵ درصد اضافه شود؟
مجبوری همین رو بزنی، چون دکمهٔ وسطه
پیتر، چه مرگته؟
پنجمین شب پشتسرهمه که با اون آهنگ لعنتی بیدارم کردی
خونهٔ تو همونیه که چراغ خیابون جلوشه
تقصیر من نیست
آره، خیلی ممنون
داشتم بهترین خواب عمرم رو میدیدم
جدی؟ از اونهایی که آخرش خیس میشه؟
نه. تصور کن دارم ماشین چمنزنی رو به هوم دیپو پس میدم
کارمندها لباس آبی پوشیده بودن، ولی باز میدونستم
هوم دیپوئه
خوابها اینطوری عجیبن
بههرحال، پیشنهاد دادن بهجای اعتبار فروشگاه پول نقد بدن
«مطمئنید؟ پر از علفه و رسید هم ندارم»
بعد میدونی باد چی گفت...
اسم یارو باد بود
که اسم بابام هم هست، پس...
کارل یونگ با این یکی حسابی توی زمین... جولان میداد
بههرحال، میدونی چی گفت؟
- نه - من هم نمیدونم!
حالا برو تو خونه بازی کن تا من دوباره بخوابم
و ببینم آخر اون ترن هوایی چی میشه
قبل از اینکه بخوابی، این صفحه چندتا سؤال ازت میپرسه
بازی خوبی بود. بازی خوبی بود
بازی خوبی بود. هی، پاسگل خوبی دادی
بازی خوبی بود. بازی خوبی بود
هی، کوگمایر، یه دقیقه وقت داری؟
حتماً، فقط بذار چند بار در رو با خشونت تکون بدم...
بیا تو
چی کار کنم، کوگمایر؟
پیتر با اون ساکسیفون داره دیوونهم میکنه
جوزف، خیلی وقت پیش فهمیدم
نمیشه با مسخرهبازیهای پیتر جنگید
هرچی بیشتر جلوی شیطنتهاش مقاومت کنی
شیطنتها شیطنتتر میشن
برای همین یه چیزی آماده کردم
کیت بقای پیتر گریفین
هرچی برای تحمل همسایگی باهاش لازم داری توشه
انواع درپوش با اندازههای مختلف دارم...
برای وقتی سروصدا میکنه تو گوشت بذاری؟
آره، یا هر سوراخ دیگهای که جا بشه
این هم ضربان قلب پیتر رو میگیره
تا وقتی زیادی هیجانزدهست ازش دوری کنم
اون جهش مال وقتیه که چند روز پیش یه قورباغه پیدا کرد
چیزی داری کمک کنه بخوابم؟
ترجیحاً چیزی که لازم نباشه درپوش سوراخ بدنت رو تو گوشم کنم
اتفاقاً دارم
اینها قرص خواب خیلی قوی و بدون نظارتن
از نیروی دریایی گرفتمشون
به همهٔ سربازهایی میدن که قتلعامهای فجیع راه میندازن
و بعد خوابشون نمیبره
یه کرم ابریشم تو ماه مارس؟
دارم میام! دارم میام!
با عصبانیت دارم کمربند ربدوشامبرم رو میبندم... چون بیدارم کردن...
باز هم بابت اون قرصهای خواب ممنون، آقای کیو
ردیف جلو برای نمایش زیر پتو، عزیزم
«آقای کیو»؟ تو داری... وای خدای من!
جو، داری راه میری!
همونطور که حرف میزنم راه میرم و همونطور که راه میرم حرف میزنم
وایسا، تو...
خوابی! چطور ممکنه؟
میتونم برات تعریف کنم، ولی کی یه داستان طولانی و خستهکننده میخواد؟
داری راه میری و خودآگاهی هم داری؟
معجزهست!
چی شد؟
چیزی که شد اینه که راه رفتی!
وای خدای من، راست میگی!
رکوردم رو شکستم
خب، چی داریم؟
چهار مرد میانسال با یه وقت مشترک؟
لازم نیست بدونم چطور رفته اون بالا
فقط بگید باید از بدن کدومتون درش بیارم
نه، نه! دکتر، دربارهٔ جوئه!
دیشب یه قرص خواب فوققوی خورد و تو خواب راه رفت!
آدمها تحتتأثیر داروها رفتارهای عجیبی نشون میدن
مثلاً امبین. بذارین متخصص مناسبتری بیارم
اتاق سه، کد «تیبی ۱۲» داریم
سلام، من متخصص شبهعلم و لاغرکنندهٔ صورت تام بریدیام
دکتر الکس گوئرو
چطور میتونم کمکتون کنم، آقایون؟
سالهاست روی ویلچرم
ولی دیشب یکی از اینها خوردم و شروع کردم راه رفتن
جالبه
حتماً یه توضیح عصبشناختی داره
پس برای کشف علتش باید از...
- امآرآی؟ - قوهٔ تخیلمون!
فکر کنم این قرصها تو رو به خواب چنان عمیقی میبرن
که بخش آسیبدیدهٔ نخاعت آفلاین میشه
بعد برای جبران
یه مسیر عصبی سالم فعال میشه و میذاره راه بری
پس تا وقتی جو این قرصها رو بخوره
دوباره میتونه راه بره، درسته؟
هم بله، هم نه
ممکنه پاهاش کار کنن، ولی تو اون وضعیت
به خاطرات بیداریش دسترسی نداره
یا شخصیتی که در طول زندگیش شکل گرفته
پس از نظر فنی، کسی که راه میره واقعاً جو نیست
حالا که گفتی، رفتارش عجیب بود
خیلی خونسرد و یهجورایی باحال بود!
خب، موقع خواب درگیر فشارهای
زندگی روزمره نیستیم
پس خیلی آرامبودنش کاملاً منطقیه
آره، ولی واقعاً منطقیه؟
اگه نظر من رو میخواین... و هرچقدر تأکید کنم بازم کمه که
این نظر چقدر بیپایهست... جو باید از این قرصها دور بمونه
معلوم نیست چه عوارض منفیای داشته باشن
خب، انگار باید برگردم روی صندلیم
ممنون که من رو دیدید
خواهش میکنم. سهم بیمه رو در وجه
«راهکارهای حملونقل گوئرو، الالسی» بنویسید
و اگه کسی پرسید، تمام این اتفاقها تو ایالت دلاور افتاده
این ماه در «ترنر کلاسیک موویز»
خودت رو جمع کن!
خودت رو جمع کن!
خودت رو جمع کن!
ترنر کلاسیک موویز
اگه زنی تو فیلم سیاهوسفید سیلی بخوره، ما داریمش
خب، جمعهٔ پیش داشتم کارهای خونه رو انجام میدادم
و برای دتکتور دود باتری نو میخریدم...
وای... وایسا، جو
این خاطره انگار داره تبدیل به داستان میشه
اوه، داستانه، آن هم چه داستانی
- کوگمایر، ساعت داستان - روشنش کردم
خب جو، شصت ثانیه وقت داری
بیخیال، واقعاً این چیز لازمه؟
وقتت داره میگذره، جو
باشه، باشه. کجا بودم...
باتری برای دتکتور دود
«لعنتی
باتری اِی داریم، سی داریم و دی»
No comments yet. Be the first to leave one.