Smiling Friends

Smiling Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Smiling Friends S02E04 10bit x265 1080p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-15
Downloads: 200
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 119 lines.

SANDS Movie

،وای، باورم نمیشه رئیس پیر خرفت‌مون .بالاخره داره ازدواج میکنه

‫شماها تا حالا عروس خانم رو دیدید؟

‫- نه. ‫- نه.

‫چارلی، من تو رو حدود ‫یه ساعته ندیدم، کجا بودی؟

‫بچه‌ ها، بچه‌ ها، باید این یارو جامبو رو ببینید، ‫تازه دیدمش، خیلی باحاله.

‫همون داستانی که داشتی برام ‫تعریف میکردی رو براشون بگو جامبو!

‫لعنتی! خیلی خنده‌ داره! یارو...

‫پیم، دارم بهت میگم، به نظرم...

‫اون میتونه پنجمین دوست خندان باشه. ‫جامبو، پیم، چارلی، من خیلی دوست دارم...

‫پیم، چارلی، من جامبو رو خیلی دوست دارم...

‫اوم... میشه بعداً در مورد ‫این صحبت کنیم، چارلی؟

‫وایسا، وایسا، وایسا! این چاقوی ‫باحالی که جامبو بهم فروخت رو ببین.

‫می‌بینی؟

‫می‌بینی؟

‫نگاه نمیکنی.

‫بیا اینجا، پیم!

‫میخوام اون تردستی‌ ای که ‫جامبو بهم یاد داد رو انجام بدم.

‫چارلی، داری من رو میترسونی!

‫بیا اینجا پیم، بیا اینجا!

‫از اونجایی که پدر عروس ‫نتونست امروز اینجا باشه،

‫لطفاً همگی به همسر آینده رئیس...

‫بریتنی، خوش آمد بگید.

‫وای خدای من.

‫پیم، واقعاً تو رو ترسوند، ‫تا حالا ندیده بودم اینطوری بپری.

‫سلام، از دیدن همتون خیلی خوشحالم!

‫بی صبرانه منتظرم ‫با همتون آشنا بشم،

‫و به رئیس کمک کنم یکم بیشتر ‫سرمایه گذاری های تجاریش رو سازماندهی کنه.

‫چون میدونیم ذهنش میتونه ‫گاهی اوقات یکم درگیر باشه!

‫هاهاها، خب، چه جالب.

‫حالا بزنید بریم شروع کنیم.

‫آیا شما، آقای رئیس، بریتنی رو به عنوان ‫همسر قانونی خودتون قبول میکنید؟

‫اوه، معلومه که آره!

‫هاها!

‫و آیا شما بریتنی، آقای رئیس رو به عنوان ‫همسر قانونی خودتون قبول میکنید؟

‫آره.

‫خب، این همه چیزی بود ‫که باید میشنیدم.

‫این قضیه فیصله پیدا کرد، من الان شما رو ‫زن و شوهر و شیطان اعلام میکنم!

...نه، بعداً - ...ولی من میخوامش -

.بس کن، بس کن

.تمومش کن

.نه

‫پیم، چه خبره، ‫این مزخرفات چیه؟

‫فکر کنم رئیس باعث شده گِلپ ‫همه این چیزها رو بذاره اینجا.

‫چارلی، حالت خوبه؟

‫نه، حس میکنم میخوام بالا بیارم، رفیق...

‫من دیگه نمیتونم این کار رو با خودم بکنم...

‫نمیتونم.

‫یه چیزی باید تغییر کنه، برادر.

‫اون برای ماست؟

‫من نمیدونم.

‫سلام پسرها.

‫چه بلایی سر دفترت اومده؟

‫یه خبر خیلی خوب دارم.

‫ما دیگه دوستان خندان نیستیم.

‫ما الان گل‌ های قشنگ شیطانی بریتنی هستیم.

‫فوق العاده نیست؟

‫- چی؟! ‫- ها؟

‫وایسا، پس دوستان خندان میخوان چیکار کنن؟

‫شماها کلی کار برای انجام دادن دارید!

‫در واقع، گِلپ همین الانشم داره سخت روی ‫باغ گل رز سیاه بریتنی توی خونه من کار میکنه.

‫ولی همه میدونن که ‫گِلپ از باغبونی متنفره.

...نگران نباشید

‫من یه کار نهایی دوستان خندان ‫برای شما پسرها دارم :

‫اینکه بریتنی رو بخندونید.

زود باشید بچه ها، بهش بگید چقدر ‫باهوشه که همه اینا رو به ذهنش رسونده

!اوه، نه، بس کن

!داری خجالتم میدی !اوه، بس کن

‫اه، ازش متنفرم.

‫- آه، تو... خیلی خوبی. ‫- آره، تو خیلی... قرمزی.

‫اوه، ممنونم!

!شماها خیلی مهربونید

‫خیلی خب، ما میریم خونه ‫و ماه عسلمون رو جشن میگیریم.

‫بعداً می‌بینمتون.

‫یه سوراخ غول پیکر توی سقف هست.

‫ما دیدیم... ما دیدیم... ‫ما دیدیم که اتفاق افتاد.

‫- شیطان از توش رد شد. ‫- آره، شی... آره.

‫اه، از این همه دوندگی برای ‫این زوج خوشبخت خسته شدم.

‫دو ساعت تمام توی صف وایسادم ‫تا این قهوه ها رو براشون بگیرم.

‫میدونی، اگه نمیخوای ‫ازشون استفاده کنی،

‫اگه میخوای بندازیشون دور، ‫من فقط یکیش رو برمیدارم.

‫آره، واقعاً به یکی احتیاج دارم. ‫باشه، مرد.

‫آره، راستش منم یه جورایی ‫دلم میخواد یکی داشته باشم.

‫- خب، آره، ممنون. ‫- باشه، پس.

‫اول رئیس...

‫و حالا گِلپ.

‫میترسم، چارلی.

‫بچه‌ ها، من... و راستش رو بخواید، ‫نمیخوام اینجا زود قضاوت کنم...

‫ولی دارم فکر میکنم، کنجکاوم ‫که شاید زنِ شیطانِ قرمزِ رئیس...

‫که ترسناک هم به نظر میاد، ‫داره یه کارهایی میکنه.

‫موافقم.

‫فکر کنم قبل از اینکه کاری بکنیم، ‫اول باید یکم درباره‌ش تحقیق کنیم.

‫باشه. ولی بیاید یه جای دیگه بریم، ‫فکر نکنم اینجا حرف زدن امن باشه.

‫چرا؟

‫به خاطر اون چشم.

‫به خاطر اون چشم، ‫فهمیدم، آ... آ... آره.

‫چطور متوجه نشدم؟ ‫اون چشم رو ندیدم.

‫- نمیدونم. ‫- وای.

‫کل این مدت اونجا بوده.

‫وای خدای من.

‫رفیق، من همه پست‌ های شبکه‌ های اجتماعیش که تا حالا ‫گذاشته رو نگاه کردم و همش فقط چیزهای سالم و مثبته.

‫مثل ویدیوهای باحال ‫و، و هشتگ‌ های عالی.

‫من... ما شاید درباره‌ش اشتباه میکنیم، بچه‌ ها.

ببینید، هیچ آدم بدی این کار رو نمیکنه

‫این چیز دیگه چیه؟

‫این رو بنداز دور.

‫نمیتونم مرد، مال من نیست.

‫من فقط دارم ازش برای عموم نگهداری میکنم، ‫تا وقتی که از بیمارستان مرخص بشه.

‫سلام خوشتیپ.

‫اه.

‫وایسید! فکر کنم یه چیزی پیدا کردم!

‫این زن رئیسه!

‫طبق این...

‫اسم واقعیش فیلیا دیابولوسه، ‫که یعنی دختر شیطان.

‫نوشته هر صد سال یه بار ظاهر میشه و دنبال مردهای ‫با قدرت و نفوذ زیاد میگرده و جونشون رو میکشه،

‫در نهایت میکشتشون، ‫و همه دارایی هاشون رو به شیطان میده...

!ای وای

‫این یعنی دوستان خندان مال شیطان میشن.

‫بچه ها، میدونم شاید گفتنش یکم ناجور باشه، ‫ولی دارم فکر میکنم برای صلاح بشریت،

More Farsi Persian subtitles for Smiling Friends

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left