The first 200 lines.
این بساط چیه؟(ترجمه شده توسط تیم الفنوس)
فکر کنم قبلاً این کارو کردی.
بیا اینجا، خوشگله.
بزن بریم.
صبر کن، تور. برات یه بشقاب کشیدم.
نیکی، بهم نگو تور.
- هی. - تقصیر من بود.
توری.
ولی ببین، تو ورزشکاری. باید پروتئینتو ببری بالا تا عضله بیشتری بسازی.
۸ گرم به ازای هر پوند.
این دقیقاً صبحانهی قهرمانانه.
این که صبحانه نیست.
استعارهست.
فیل، من خرجهای اضافی رو میفهمم، باشه.
ولی چطور محوطهسازی داره ۶۰ هزار تای دیگه برام آب میخوره؟
زنت ازمون خواست پشت رو صاف کنیم و چند تا درخت اضافه کنیم.
- سایهی زیادی بهتون میده. - گریس.
- گریس! - یکم سرم شلوغه، عزیزم.
میتونیم درختا رو کنسل کنیم؟
- هی، فیل! - کامیون همین الان رسیده.
- کامیون همین الان رسیده. - فیل.
- بله؟ - رو دکل بهت احتیاج دارن.
هی، میدونی که یه عالمه درخت اون بیرونه، درسته؟
آره، سایهی زیادی بهمون میدن.
هی. در مورد این درختا... آره، به سایهاش احتیاج داریم.
- ولی واقعاً داریم؟ - ببخشید، دیرمون شده.
- باشه. روز خوبی داشته باشی. - خداحافظ. من... خداحافظ، دخترا. خداحافظ.
- یالا. بزن بریم. - خداحافظ.
- هی، کوپ. - هی. خداحافظ.
پیاده اومدی یا با ماشین؟
پیاده اومدم. گفتی پیاده بیام.
درسته. با ماشین من میریم.
یالا.
باشه.
یا مسیح، بارنی. این اسپکتره؟
نسخه ویژه. تمام برقی.
گریس چند هفته پیش برام خریدش.
هدیه تولد.
- خب، خیلی لطف کرده. - نه.
این یه جور سیاست لبه پرتگاهه.
ببین، نمیتونم در مورد خرج کردنش بهش گیر بدم
اگه خودم سوار یه رولز لعنتی باشم.
یالا. عاشقش شدی.
ماشین خیلی خفنیه.
خیلی انتخاب خوبیه.
من میشینم پشت فرمون.
حتماً.
چه مرگشه؟
خب، حالا داریم کجا میریم؟
داریم میریم یه وکیل رو ببینیم.
بارنی، نمیتونم از بیلی راسل شکایت کنم. مثل یه حشره لهَم میکنن.
ببخشید. باید واضحتر میگفتم.
داریم میریم ریک مسیِلو رو ببینیم.
با مسی قرار گرفتی؟ چطوری با مسی قرار گرفتی؟
مهم نیست.
نکته اینه که به محض اینکه بیلی اسمشو بشنوه، مصالحه میکنن.
آخرین چیزی که جک میخواد
اینه که مسی یه نمایش بزرگ راه بندازه و سرمایهگذاراشو بترسونه.
گرون تموم میشه.
خب، به صورت درصدی کار میکنه.
- بهت گفته؟ - نه دقیقاً، ولی تو قانعش میکنی.
- نصفشو میگیره. - احتمالاً.
ولی اون نصف دیگه خیلی بیشتر از چیزیه که الان داری.
باید قبضاتو پرداخت کنی، رفیق. از قبض من شروع کن.
نیک برندز.
نیک! هی.
چه خبر، بارنی؟
فقط داشتم در مورد اون وام مجدد برای باشگاه پیگیری میکردم.
دابز میگه میتونیم دو تا شعبهی بعدی رو تأمین مالی کنیم
بدون اینکه هیچ کدوم از سهامهای بازاریمو نقد کنم.
آره. هی، ببخشید، نیک.
تو ماشین با کوپ هستم.
- رو اسپیکرم؟ - آره.
هی. چطوری، کوپ؟
شماها میدونید که زنا امشب اون برنامهی دفاع شخصی رو دارن؟
- امشبه؟ - اینطور که بهم گفتن.
امشب همهمون مجردیم، رفقا.
پس من میخوام یکم گوشت و نوشیدنی بگیرم و همه رو دعوت کنم خونهم دور هم باشیم.
- شماها پایهاین؟ - خوبه.
بله قربان. تو چی، کوپ؟
اصلاً، نیک.
آره. خب، اگه نظرت عوض شد، دعوت پا برجاست.
آره، عوض نمیشه. ولی ممنون.
خب، من قطع میکنم قبل از اینکه اوضاع ناجور بشه.
- امشب میبینمت، نیک. - باشه، بارنی.
در مورد وام مجدد بهم خبر بده.
- چی؟ - چی شد تیم کوپ؟
بهم گفتی تیمی وجود نداره.
ولی اگه وجود داشت، معلومه که من تو تیم توام.
- گور بابای نیک. - ولی میری خونهش.
یارو مهمونیهای خوبی میده.
تو باید بری.
تو نباید بری.
خب، از چند روز پیش نیک بزرگترین موکل منه،
پس دستم بستهست.
عجب.
حیف میشه اگه اتفاقی برای این ماشین بیفته.
اصلاً در موردش شوخی نکن.
نمیتونی ببری.
باید همین اول کار اینو بگم.
تو آدم باهوشی هستی، کوپ. میدونی که نمیتونی تا آخر با اینا بجنگی.
خب، ممنون بابت وقتتون.
خبر خوب اینه که لازم نیست ببری.
فقط باید از مرحله قضاوت سریع رد بشی
که در اون مرحله بیلی شروع میکنه به پیشنهاد دادن.
بعدش تبدیل میشه به یه مذاکره.
و من یه مذاکرهکنندهی لعنتی عالیام.
به صورت درصدی کار میکنی؟
نه.
باید هزینهی کامل رو برای این یکی ازت بگیرم، رفیق.
پیشپرداخت ۲۰۰ هزارتاست. این ممکنه یه مدتی طول بکشه.
یه مدت چقدر؟ سه ماه؟ شش ماه؟
دو، سه سال.
- یا مسیح. - آره. ناحیه جنوبی.
همینه که هست.
مطمئنی پول این دعوا رو داری؟
داره.
باشه. ببینید، من باید برگردم دادگاه.
از قهوهتون لذت ببرید. مهمون من؟
پس پرونده رو قبول میکنی؟
خب، باید یه فکری روش بکنم.
برنامه رو چک کنم.
در تماس خواهم بود، باشه؟
- دو تا سه سال؟ - داره انتظارات رو مدیریت میکنه.
از پس هزینهش برنمیام.
ببین، پیشپرداخت رو بده و فقط ببین که دومینوها چطور شروع به افتادن میکنن.
داری به طرز غیر معمولی خوشبین هستی.
دیدی تو خونهی من چه خبره.
خوشبینی تنها گزینهست.
یالا.
بریم یه قهوهی واقعی بخوریم.
تو حساب میکنی.
بید فرش داری.
- بید فرش؟ - آره.
تخمهاشونو تو فرشهات میذارن.
تقریباً تو همهی اتاقهای اینجا لارو پیدا کردم.
یا مسیح.
خوبه که به موقع بهم زنگ زدی
وگرنه اینجا پر از کلونی میشد.
- میتونی از شرشون خلاص شی؟ - آره.
چند جلسه سمپاشی لازم داره، شاید سه بار طی ماه آینده.
برات ۹۰۰۰ دلار هزینه داره.
- ۹۰۰۰ دلار؟ - آره.
۱۰ هزار و ۵۰۰ اگه بخوای از مواد شیمیایی غیر سمی استفاده کنی.
و باید اون دیوار پشت کمدت رو خراب کنم.
و اون یکی، حداقلش.
- جدی میگی؟ - آره.
ببین، اون تو هستن و دارن پخش میشن.
نسل اول، تا جایی که میتونم بگم، ولی اگه الان از شرشون خلاص نشی،
پشت هر دیواری اینجا کلونی خواهی داشت.
و هیچوقت نمیتونی از شرشون خلاص شی.
کی میتونی شروع کنی؟
میتونم تا چند روز دیگه یه گروه رو بیارم اینجا.
- ممنون بابت سواری، بارنی. - خواهش میکنم.
هی!
کوپ.
امشب بیا خونه نیک.
یالا. بد نیست یکم خوش بگذرونی.
بیشتر از یه سال گذشته. شاید وقتشه این یکی رو بیخیال شی.
اون با زن من خوابید.
درسته، ولی یکم سادهانگارانه نیست؟
ببین، نمیگم نیک گند نزد.
اون گند زد. اون زن گند زد.
ولی شاید تو هم گند زدی، درسته؟
یه ذره؟
ازدواجها پیچیدهان.
پس داری میگی تقصیر منه؟
میگم مهم نیست تقصیر کیه.
همهمون تا آیندهی قابل پیشبینی اینجا خواهیم بود.
یه لطفی به خودت بکن و بیخیالش شو.
تو میشی؟
تظاهر میکنم که شدم.
خب، امشب بچههام پیشمن، پس...
باشه. منطقیه.
بعداً میبینمت، بارنی.
میبینمت، کوپ.
خدای من. خیلی شیرینه.
استی؟ یه شیطان کوچولوئه.
شبیه فرشتههاست.
اینطوری گولت میزنه.
یه نابغهی شیطانیه.
هی، اندی. دوستت اینجاست.
سلام، کوپ.
اینجا چیکار میکنی؟
از این دور و بر رد میشدم.
- تو این محله؟ - گفتم یه سری بزنم.
ببینم هنوز میخوای معامله کنی یا نه.
خب، من میرم دوش بگیرم و شما رو با کارتون تنها میذارم.
از دیدنت خیلی خوشحال شدم، لو.
منم همینطور، اَلی.
امشب موفق باشی.
ممنونم.
دختر خوبیه، خواهرت.
تو خونهی من چیکار میکنی؟
برای ساعت اومدم.
فکر کردم گفتی نمیتونی آبش کنی.
باید مطمئن میشدم پلیس نیستی.
پس در موردت تحقیق کردم.
در مورد من تحقیق کردی؟
مرد پولدار شغل بزرگشو تو صندوق سرمایهگذاری بزرگش از دست میده.
No comments yet. Be the first to leave one.