August

August

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

August 2011 720p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian August 2012 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی عالیه

ممنون

میگوئل خیلی ازت تعریف می‌کرد.

پسر عالیه.

روی پروژه پورتو آمریکا کار کردی؟

آره، فقط یه طبقه.

خب تروی، قطعاً سوابق کاری زیادی داری.

چرا لس آنجلس؟ چرا ما؟ چرا حالا؟

خب، راستش رو بخوای...

هرچقدرم که اونجا رو دوست دارم...

اونجا خونه‌ی من نیست.

من تو "ولی" بزرگ شدم، پس کالیفرنیا برای من خونه‌ست.

من تو اسپانیا خیلی درباره‌ت شنیده بودم.

من کارت رو دوست دارم.

فکر می‌کنم تو جسور و چالش‌برانگیزی.

که دقیقاً همون چیزیه که دنبالش هستم.

ما حدود یه سال پیش یه نفر دقیقاً مثل تو داشتیم.

می‌خواست از لندن برگرده اینجا.

یه جوون واقعاً باهوش بود و آینده‌دار به نظر می‌رسید.

سه ماه بعد برگشت لندن.

ببین، من کاملاً درک می‌کنم.

ولی می‌تونم بهتون بگم که من واقعاً شرکت شما رو دوست دارم.

و فکر می‌کنم می‌تونیم با هم خوب کار کنیم.

من اینو یه تب زودگذر نمی‌دونم.

هی! الان نمی‌تونم گوشی رو بردارم.

لطفاً پیام بذارید.

سلام. این یه پیامه برای جاناتان.

تروی هستم.

یه خاطره از گذشته، آره؟

زنگ زدم چون...

خب، برگشتم شهر و من...

الو؟

نه. رائول هستم، دوست‌پسرش.

تروی.

بله، من خیلی درباره‌ی شما شنیدم.

آره، میشه اینطور گفت.

نه، الان اینجا نیست.

حتماً... مشکلی نیست.

یه لحظه.

سلام!

ببخشید دیر کردم.

داشتم نگران می‌شدم.

آها؟ که نمیام؟

نه، که اتفاقی افتاده.

اوه، نه، خوبم... فقط تصمیم گرفتم پیاده بیام.

اوه.

وای خدا، سال‌هاست اینجا نیومدم.

واقعاً؟ چرا؟

خب، دیگه تو محله‌ی ما نیست.

آها، درسته. تو که رفته بودی.

الان کجایی؟

ما تو سیلور لیک زندگی می‌کنیم.

خب، خوب به نظر میای.

ممنون.

تو هم همینطور.

خوشحالم که پیامم رو گرفتی.

مطمئن نبودم که آیا...

نمی‌دونم.

من همیشه از دیدنت خوشحال میشم، تروی.

خودت می‌دونی.

اوه، نه. من دیگه سیگار نمی‌کشم.

نمی‌کشی؟

نه. دو سال پیش ترک کردم.

واقعاً؟ وای!

ولی تو می‌تونی سیگار بکشی.

نه، اشکالی نداره. بهتره که نکشم.

خب، کجا موندی؟ خونه‌ی برادرت؟

نه. خونه‌ی جاش، تو ونیز.

یادته؟

اونجا رو یادمه.

خودش شهر نیست، واسه همین کلیداشو بهم داد.

منم احتمالاً هنوز یه کلید دارم.

اوه، برای کار اینجایی؟

تعطیلات؟

راستش، خودم مطمئن نیستم.

من، اوه، فکر کنم دلم برای خونه تنگ شده بود.

هنوز تو مادرید هستی؟

نه، الان بارسلونا.

فکر کردم برگردم.

و برای مدتی اوضاع رو بررسی کنم.

خب، رائول، آره؟

آره. و با هم زندگی می‌کنیم.

میاد دنبالم تا تو هم بتونی ببینیش.

و من منتظر دیدارش هستم.

با کسی هستی؟

نه.

واقعاً؟

چرا؟

یعنی یکی مثل تو، فکر می‌کردم همیشه...

بس کن. از اینکه مردم اینو میگن متنفرم.

نمی‌دونم.

فکر کنم من یه مجرد ابدیم.

انگار تقدیرمه.

تازه، تو منو نفرین کردی، یادت نیست؟

نه، من نکردم. تو هم کردی.

تو گفتی، "امیدوارم یه روز عاشق بشی، عشقت یک طرفه باشه...

اون وقت می‌فهمی."

ول کن بابا، بس کن. چی؟

اون همه شکر!

می‌تونم بعضی اعتیادام رو نگه دارم، مگه نه؟

آره، می‌تونی.

اوممم

هی، خوش‌تیپ.

این باید تروی باشه.

شما هم باید رائول باشید. از آشناییتون خوشبختم.

همچنین.

می‌خوای بشینی؟

نه، خوبه. راستش ما باید بریم.

دوبل پارک کردم.

وسپا؟ آره، وسپا.

این اطراف جای پارک نیست.

یه وقت دیگه دوباره می‌تونیم همو ببینیم.

مطمئنم بازم همدیگه رو می‌بینیم.

آره، حتماً.

اوه، بذار من حساب کنم.

نگرانش نباش.

مطمئنی؟ آره.

باشه.

بهم زنگ بزن.

حتماً.

۹۲ درجه و داره بالاتر هم می‌ره

اینجا در مرکز شهر لس آنجلس. صبح بخیر!

ده دقیقه بعد از ساعت ۹ در شهری که شیطان لمسش کرده

یا از گرمایش جهانی سوخته!

اونقدر هوا گرمه که گربه‌م فقط بستنی می‌خوره.

اونقدر هوا گرمه که یه پسری رو دیدن

که تو جاده ۴۰۵ با موتورش فقط زیرشلواری تنش بود!

پنجمین روز متوالی این گرمای خفه‌کننده.

امیدوارم کولر گازی داشته باشید!

شاید باید تو برنامه‌مون از اینا جایزه بدیم.

سلام.

باشه، امم...

آدرس رو دوباره بهم بده.

فکر کنم تو رو می‌خواد.

معمولاً اینطوری نیست.

راستی مامان زنگ زد، دنبالت می‌گشت.

بهش گفتم بعداً میای اینجا.

بهش زنگ می‌زنم.

لین کجاست؟

سر کار.

این عمو تروی توئه.

هی.

آره، خودشه.

یه نگاه بنداز.

نگاه کن! چقدر خونه‌دار شدی!

چند سال ازت دور می‌شم...

برمی‌گردی و یه خانواده داری.

آره می‌دونم.

تو هم یه وقت باید امتحانش کنی.

من حتی نمی‌دونم فردا کجا زندگی می‌کنم.

هنوز دنبالشی؟ آره.

آره هستم!

این رو نگاه کن.

پس واقعاً تصمیم جدی گرفتی که برگردی اینجا؟

آره، شاید.

پس، هفته پیش رفتم سراغ «اکس»م.

کی؟

جاناتان.

چی شد؟

بهش زنگ زدم.

اوه... باشه.

و رفتیم قهوه بخوریم.

و بعد اومد خونم. برنامه‌ریزی نشده بود.

فهمیدم. قضاوت نکن.

نه... دارم گوش می‌دم.

اوه.

شروع کردیم به لب گرفتن.

و بعد یه دفعه... یهو ایستاد و رفت.

و از اون موقع دیگه ازش خبر ندارم.

میگل از بارسلونا چی شد؟

اوه، ما فقط با هم می‌خوابیم.

اوه.

هی!

بهت گفتم که بازم همدیگه رو می‌بینیم.

نمی‌دونستم تو بار کار می‌کنی.

بعضی وقتا.

دارم به یه دوست کمک می‌کنم. بار اونه.

و اجاره رو هم از همین درمی‌آرم.

من رائولم.

اوه، ببخشید. این دوستمه، دوین.

از آشناییتون خوشبختم.

پسرا، چی براتون بیارم؟

وودکا تونیک.

جیم بیم، با یخ.

نوشیدنی مورد علاقه‌م همینه.

اون خیلی جذابه.

آره. اون همچنین دوست‌پسر جاناتانه.

جاناتان دوست‌پسر داره؟ آره.

اوه.

با هم زندگی می‌کنن.

خدای من، تروی.

کی باهاش آشنا شدی؟

همون روزی که با جاناتان قرار گذاشتم.

اومد دنبالش.

سه‌تایی بودید؟

خنده‌داره، واقعاً خنده‌داره.

بفرمایید.

نگرانش نباش.

مطمئنی؟

آره، مطمئنم. ممنون.

August subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left