The first 200 lines.
- اونجا چه خبره؟ - خونهی رِمی ـه.
- کی؟ - رمی آگیلار؟
- چی، مشهوری چیزیه؟ - آره، بگینگی.
چطور بودم؟
- فوقالعاده بودی. - عالی.
- خیلی آروم بودی. - خیلی خوب حرف زدی.
جلوی دوربین خیلی خوب ظاهر شدی.
زیاد خودنمایی نکردم وقتی گفتم
بقیهی فینالیستها «همردههام» هستن؟
- نه اصلاً. - نه، لوس نشو.
نه واقعاً، اونا همردهتن دیگه. هستن.
میدونم، ولی اون کلمه خیلی زشته.
میدونید، احساس میکنم صرفاً گفتنش باعث میشه
آدم متکبری به نظر بیام.
نکتهی خوبی گفتی.
- کارمن! - چیه؟ حرفش منطقیه.
- نه. ممنون، مامان. - آره، آره.
تو متکبر نیستی، باشه؟
- هیچ جوره متکبر نیستی. - نه.
اون باهوشترین دختر تو مدرسهمه.
نمره کامل تو کنکور گرفته. همه چی تمومه.
شنیدم یه بورسیهی بزرگ از گوگل گرفته.
فکر کنم برای همون دارن باهاش مصاحبه میکنن.
- دختر باحالیه؟ - نمیدونم.
فکر کنم تو این چهار سال فقط هشت کلمه باهاش حرف زدم.
با کی معاشرت میکنه؟
راستش، فکر کنم با پدر و مادرش.
خب، فکر کنم آمادهم.
باشه، وقتی رسیدی ایستگاه پن پیام بده.
آره، و وقتی صحیح و سالم رسیدی خوابگاه استفنی.
میدونی، تنها گشتن تو شهر ممکنه یه کم گیجکننده باشه.
آره. یه اسپری فلفل گذاشتم تو کیفت، محض احتیاط.
- کجا؟ چی... - عزیزم،
فقط میخوایم مطمئن شیم حالت خوبه.
میدونم، ولی فکر کنم به اندازه کافی نیویورک اومدم.
- مشکلی پیش نمیاد. - باشه.
- بهتره داشته باشی و لازمت نشه، بد میگم؟ - دقیقاً.
باشه. دوستتون دارم.
ما هم دوستت داریم.
«مترجمین: آریـــا و سـپـهـر طـهـمـاسـبـی»
تو رمی هستی؟
- آره. - باشه.
گفتم خودتی. من...
این شاید خیلی عجیب باشه، ولی من...
امروز داشتم دربارهت حرف میزدم.
دوستم داشت درباره یه دختر خیلی باهوش میگفت
که از گوگل جایزه گرفته، و اینکه
اونطرف خیابون خونشونه یا یه همچین چیزی،
بعد روی سکوی قطار دیدمت و گفتم، «وای، چه اتفاق جالبی.»
یکم اتفاقی بود، ولی فکر کردم، نمیدونم،
فکر کردم جالبه، برای همین خواستم سلام کنم.
من دنبالت نبودما.
- دوستت کیه؟ - پیجی.
- فیدر؟ - آره. اونجا زندگی میکنه...
آره، همسایهمونه.
موادفروشه، نه؟
پیجی؟ نه.
باشه، من ساده نیستم.
کل بعدازظهر آدم میاد و میره خونهش.
خب آره، یعنی اون...
بعضی وقتا علف میفروشه، ولی اون جوری فروشندهی مواد نیست.
یعنی پسرعموش تو کلرادو زندگی میکنه و گاهی چیز میفرسته براش
بعد اونم به آدمایی که میشناسه میفروشه.
با سود؟
باشه... گرفتم چی گفتی.
راستی اسمم بارنز ـه.
- گفتی بارنز؟ - بارنز هاوثورن.
- بارنز هاوثورن؟ - آره، میدونم.
اسمم آدم رو یاد یه نویسندهی قدیمی خاکگرفته میندازه.
فکر کنم منظورت ناتانیل هاوثورنه؟
من که نمیگم خاکگرفته بود. خب...
میدونم از نظر فنی، پیوریتن بوده و اینا،
ولی واسه زمان خودش واقعاً جنجالی و جسور بوده.
یه جورایی الهامبخش مستقیم امرسون و ویتمن بوده،
و نمیدونم، فکر کنم نویسندههای خاکگرفتهتر از اونم هست.
آره، آره، درسته.
- پیجی گفت نابغهای. - نه، من نابغه نیستم.
وای!
امشب برای کنسرت دیوید برن تو بیکن ردیف جلوام.
- جاش خیلی خوبه. - گفتی دیوید برد؟
دیوید برن، از گروه تاکینگ هدز.
خیلی هیجان دارم.
- تاکینگ هدز رو میشناسی؟ - نه، تا حالا...
- نه، نمیشناسم. - واقعاً؟
وای خدای من! خدای من.
تاکینگ هدز یه گروه نیو ویو از دههی ۸۰ هستن،
و خوانندهی اصلیشون، دیوید برن، بهترین اجراکنندهی دنیاست.
خیلی دیوونهس.
موسیقیای ساختن که واسه ۴۰ سال پیشه،
ولی انگار از آیندهست.
محشره. حتماً باید گوش بدی.
آره، تا حالا حتی اسمشونم نشنیده بودم.
خودت چی؟
- امشب کجا میری؟ - آخر هفته از دانشگاه کلمبیا بازدید میکنم.
باشه... یعنی میخوای واسه سال بعد بری اونجا؟
شاید، ولی فعلاً فقط میخوام ببینم کجا قبول میشم.
فکر کنم حسابی نفسگیر بشه.
- منظورت چیه؟ - خب تو همهجا قبول میشی دیگه.
نه، الزاماً این طوری نیست.
- بیخیال. - جدی میگم.
نمرهی کنکورت عالیه.
اون جایزهی گوگلت هست.
از آمریکای لاتین هم که هستی.
- آمریکای لاتین؟ - آره.
آخه... آگیلار واسه آمریکای لاتین نیست مگه؟
چرا.
ولی نمیفهمم چه ربطی داره.
- نمیفهمی؟ - نه، نمیفهمم.
نمیخواستم بگم مثلاً به امتیاز خاص یا همچین چیزی نیاز داری.
میدونم که نداری، مشخصه.
منظورم این نبود، فقط میگم اگه داشتی،
اون پیشزمینهی خاصت شاید خیلی،
ضد هدفت هم نباشه، میدونی؟
فکر کنم... همون پادکستم رو گوش بدم.
واقعاً؟ یعنی دیگه تموم شد؟ حرفمون تموم شد؟
اشکال نداره، رفیق.
میرم یه جای دیگه بشینم.
آره، الان تو ایستگاهم.
دارم سوار قطار دوم میشم.
آره، میدونم کجا باید برم.
ببخشید. ببخشید. هی، رمی!
رمی!
ببخشید. هنوزم دنبالت نیستما.
- باشه. - به خدا. من...
واست یه پلیلیست درست کردم.
- چی میگی؟ - آره، یه...
یه سری آهنگ از تاکینگ هدز که فکر کردم خوشت میاد.
تو اسپاتیفایم عمومیش کردم، که بتونی راحت...
میدونی، چون فکر کردم...
فقط یه بارنز هاوثورن دیگه اونجاست،
ولی طرف یه پیرمرده که فقط موزیک کانتری گوش میده
و از این چیزا، پس من اون یکیام.
باشه.
ضمناً رندوم پخش نکن، ترتیبش مهمه.
با آهنگای راحتتر و معروفتر شروع کردم،
و پایینتر که بری،
میرسه به آهنگای تجربیتر. واسه همین... باحاله.
فقط... نمیدونم، شاید تو قطار بهش گوش بدی.
- آره. - یا نه.
- میدونی، هیچ اجباری نیست. - باشه.
تو دانشگاه کلمبیا برات آرزوی موفقیت میکنم.
- مرسی. - خوشحال شدم باهات حرف زدم.
آره، منم همینطور.
هی!
تو... بهتره قطار شماره ۳ رو سوار شی.
چرا؟
اگه الان سوار قطار محلی بشی،
واسه هر ایستگاه وایمیسته.
کلی طول میکشه.
ولی اگه تا خیابون ۹۲ با اکسپرس بری و بعد سوار قطار محلی بشی.
یه نیم ساعتی زودتر میرسی.
- مطمئنی؟ - خودمم میرم همون طرف.
نگفتی میری کنسرت؟
میرم. ولی اول میرم خونهی پسرخالهم.
تو خیابون ۱۱۹ زندگی میکنه، واسه همین...
اگه با من سوار خط اکسپرس بشی،
خودتو از یه دردسر حسابی نجات دادی.
فقط همینو میخواستم بگم.
بابت قبل معذرت میخوام.
اشکال نداره. لازم نیست معذرت بخوای.
یه کم بیادبانه بود. خودمم حس کردم خیلی بد شدم.
آره، شاید یه کم بیملاحظه بودی.
آره. منم بدم میاد کسی در موردم پیشداوری کنه.
معذرتخواهیت پذیرفته شد.
- آره؟ خیلی خب. - آره.
خب، باشه، بذار از اول شروع کنم.
میدونم قبولیت حتمی نیست، ولی فقط برای تفریح میگم.
فرض کنیم همه جا قبول شدی.
کجا میری؟
- هاروارد. - کسلکنندهست.
باشه، هر چی.
شاید انتخاب کلیشهای باشه، ولی...
هاروارده دیگه.
نه، جدی، دورهها، استادها، منابعش...
عالیان.
سوابقشون تو فرستادن دانشجوها به
دانشکدههای برجسته حقوق باورنکردنیه.
میخوای وکیل بشی.
آره، از وقتی پنج سالم بود، همیشه هدفم همین بوده.
- والدینت وکیلن؟ - آره.
مامانم وکیل دعاویه و بابام مشاوره میده.
- به کی مشاوره میده؟ - اغلب به وکلا.
آره، ولی کارشون تو حوزهی شرکتهاست.
من... من میخوام برم بخش دولتی.
یعنی وکالت عمومی و قانونگذاری، حقوق کار و اشتغال.
هدفم اینه که تا چهلسالگی قاضی حوزه بشم.
وای، پشمام!
- یعنی برقآسا جلو رفتن. - عجب بابا.
به نظر میرسه حساب همه چیو کردی.
- تو چی؟ - من چی؟
- کجا میری؟ - نمیرم.
- دانشگاه نمیری؟ - درسته.
- ولی درخواست دادی. - نه.
حتی اونایی که فکر نمیکنن قبول میشن درخواست میدن.
شرط میبندم پیجی هم درخواست داده.
به نظر میاد درک این موضوع برات سخته.
خب، دانشگاه نمیری. برنامهت چیه؟ قراره چی کار کنی؟
- یه سال مرخصی میگیرم. - که چی بشه؟
- منظورت چیه؟ - قراره تو این یک سال چی کار کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.