Blue

Blue

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

1993-Blue
A Commentary by mehrdadarg
ترجمه کامل و دقیق از مهرداد ارغوانی

Tags

other
Published on: 2025-10-13
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آبي

آخرين اثر دِرِک جارمن

برگرداننده: مهرداد ارغواني

به پسره ميگي چشماتو باز کن

وقتي چشماشو باز ميکنه و نور رو ميبينه

وادارش مي کني که با گريه فرياد بزنه و بگه

اي آبي، جلو بيا

اي آبي برخيز

اي آبي اوج بگير

اي آبي، داخل شو

من با چند تا از دوستام توي اين کافه نشستيم

قهوه مينوشيم

که توسط پناهندگان جوان بوسنيایی سرو ميشه

جنگ در تمامي روزنامه ها و

خيابان هاي ويران شده سارايوو در جريانه

:تانيا گفت

لباساتو برعکس پوشيدي

از اونجايي که فقط ما دو تا بوديم همونجا لباسام رو در آوردم و درست پوشيدم

من هميشه قبل از اینکه درا باز بشن اینجام

چه نيازي به اين همه اخبار خارجي هستش

در حالي که تمام اون چيزايي که اهميت داره، چه مرگ يا زندگي

در درون من در حال تعامل و کار کردن هستش

داشتم از حاشيه پياده رو ميگذشتم که نزديک بود يه دوچرخه سوار بهم بزنه

از درون تاريکي پديدار شد

اونقدر نزديک شد که انگار مي خواست فرق سرم رو بشکافه

دچار وحشت شديدي شدم (وحشت آبي)

دکتر در بيمارستان سنت بارتولوميو فکر مي کرد که

مي تونه آسيب هاي شبکيه چشم من رو تشخيص بده

مردمک هاي چشم با شابيزک (بلادونا) گشاد شدن

چراغ قوه با نور کور کننده وحشتناکي به اونها مي تابيد

چپ رو نگاه کن پايين رو نگاه کن

بالا رو نگاه کن راست رو نگاه کن

آبي در چشمانم برق مي زد

مگس هاي آبي (مگس هاي لاشه) وزوز مي کردن

روزهای کسل کننده

پروانه ي آبي آسماني رنگ، روي گل هاي گندم تاب ميخورد

و در گرماي ساتع شده از رنگ آبي گم ميشد

...آهنگ سبک بلوز (آبي ها) ميخوند

آهسته و آرام آبي قلب من

آبي روياهاي من عشق آبي آرام

از روزهاي دِلفينيومي گياهي هزار رنگ که سمبل) (شادي، اميد، نور، خلوص و عشق است

آبي عشق جهاني است

که انسان در آن غسل مي کند اين بهشت زميني است

آبی

در امتداد ساحل قدم مي زنم درون زوزه باد

يک سال ديگر در حال گذشتن است

در آب هاي خروشان صداي دوستان مرده را ميشنوم

عشق، زندگي اي است که براي هميشه ادامه دارد

خاطرات قلبم به شما روی می آورد

ديويد

هاوارد

گراهام

تري

پل

ديويد

هاوارد

گراهام

تري

پل

ديويد

هاوارد

گراهام

تري

پل

...اما

چه ميشد اگه امشب، آخرين شب دنيا بود برگفته از غزل هاي مقدس) (اثر جان دان غزل سراي انگليسي

در غروب خورشيد عشق تو محو ميشود

در نور ماه ميميرد، نمي تواند برخيزد

سه بار توسط بانگ خروس انکار ميشود

در اولين نور سپيده دم

پايين رو نگاه کن چپ رو نگاه کن

بالا رو نگاه کن راست رو نگاه کن

دوربين فلش میزنه CMV عکس هاي روشن اتمي

ماه سبز و بعدش دنيا به رنگ سرخابي در مياد

شبکيه چشم من يه سياره دوره

يه مريخ قرمز رنگ از کتاب مصور شخصي يه پسربچه

با به عفونت زرد رنگ که از گوشه اش فوران مي کنه

گفتم که اين شبيه يه سياره ست

دکتر جواب داد

اوه، فکر کنم بیشتر شبيه پيتزا ست

بدترين چيز این بيماري، عدم تشخيص بيماريه

من اين سناريو رو در شش سال گذشته در تمامي ساعات روز بازي کردم

آبي از جغرافياي رسمي محدوديت هاي انساني فراتر مي ره

من در خانه هستم با پرده هاي کشيده

اچ. بي از نيوکاسل برگشته اما الان رفته بيرون

ماشين لباس شويي در حال زوزه کشيدنه و يخچال در حال برفک زدايي

اينها صداي هاي مورد علاقه اونه

به من اين امکان داده شده که يا در بيمارستان بستري بشم و یا

و یا اين که دو بار در روز براي زدن سرم به اونجا برم

بينايي من دیگه هيچ وقت برنميگره

شبکيه ام از بين رفته

هر وقتي که خونريزي متوقف بشه

چيزي که از بينايي ام باقي بمونه ممکنه بهبود پيدا کنه

من بايد با نابينايي کنار بيايم

اگه من نصف ديدم رو از دست بدم، بينايي ام هم نصف ميشه؟

اين ويروس به شدت خشمگين، ميخروشه

من الان دوستي که نمرده باشه يا درحال مردن باشه ندارم

مثل يه شبنم منجمد آبي رنگ اونها رو در برگرفته

در محل کارشون در سينما

در راهپيمايي ها، در سواحل

در کليساها وقتي روي زانوهاشون نشستن یا وقتی در حال دويدن هستن

در حال پرواز در سکوت يا در حالت فرياد اعتراضی

با عرق کردن هاي شبانه شروع میشه

و غده هاي متورم

بعدش سرطان هاي سياه روي صورت پخش میشه

همونطور که بیمار براي نفس کشيدن مي جنگه

سل و ذات الريه، ريه ها رو می کوبن

و سم، مغز رو نابود می کنه

واکنش ها در هم ريخته میشن

عرق ريخته شده روي موها

مثل گياهان بالا رونده ي جنگل هاي استوايي در هم پيچيده میشن

صداها نامفهوم میشن

و بعدش براي هميشه نابود می شیم

خودکارم اين داستان رو در سرتاسر صفحات تعقيب کرد

و در طوفان به اين طرف و آن طرف پرتاب شد

خون قوه احساس و ادراک آبي است

من خودم را وقف پيدا کردن کاملترين نوع بيانش کرده ام

ديدم در شب ضعيفتر شده

اچ. بي خونِش رو به من پيشنهاد کرد

میگه همه چيو مي کُشه

DHPG سرم مانند يک قناري مي لرزد

من با سايه اي همراه هستم که اچ.بي در اون پیدا و ناپیدا ميشه

من دورتادور بينايي چشم راستم رو از دست دادم

دستهامو روبروي خودم دراز ميکنم

و به آرامي از هم جداشون ميکنم

تو یه لحظه مشخص از گوشه چشمام ناپديد ميشن

قبلا ها اينطوري ميديدم

حالا اگه اين حرکت رو تکرار کنم اين تنها چيزيه که ميبينم

من در نبرد با ويروس پيروز نخواهم شد

علارغم شعارهايي مانند "زندگي کردن با ايدز"

اين ويروس توسط بهترین ها مناسب سازی شده

پس ما بايد با ايدز زندگي کنيم

در حاليکه که اونها روانداز رنگارنگي رو براي پروانه هاي ايتاکا در سراسر درياي تاريک شرابي رنگ، پهن کردن درياي تاريک شرابي که در آثار هومر آمده) (استعاره اي از درياي قرمز رنگ مي باشد

با اين کار آگاهي افزايش پیدا میکنه اما چيز دیگه ای از دست ميره

حس واقعيتي که در تئاتر غرق شده

با کوري انديشيدن، کور شدن

داخل بيمارستان مثل قبر آرومه

پرستار تقلا ميکنه تا رگ بازوي راستم رو پيدا کنه

بعد پنج بار تلاش، تسليم ميشيم

اگه کسي سوزن رو توي بازوي شما فرو کنه بي هوش مي شين؟

من بهش عادت کردم اما هنوزم چشمامو مي بندم

گوتاما بودا به من آموزش مي ده که بيماري رو ناديده بگيرم و ازش عبور کنم

سِرُم به دستش وصل نبود

سرنوشت قوي ترينه

سرنوشت

محکوم به سرنوشت (فنا)

مرگبار

من خودم رو به دست سرنوشت سپردم

سرنوشتي کور

سِرُم يه بويي ميده

يه توده توي بازوم متورم ميشه

سِرُم رو در ميارن

شک الکتريکي بازوم رو مثل جرقه بالا ميندازه

چطوري مي تونم وقتي يه سِرُم به دستم وصله، بيماري رو ناديده بگيرم و ازش عبور کنم؟

چطوري مي تونم از اين موضوع عبور کنم؟

من اين اتاق رو با طنين آواي افراد زيادي پر ميکنم که در اينجا مدت زماني رو گذرونده بودن

آواهايي که از رنگ آبي خشک شده بيرون ميان

خورشيد بالا مياد و اين اتاق خالي رو غرق نور ميکنه

من به اينجا ميگم اتاق من

اتاق من

اتاق من پذيراي تابستون هاي زيادي بوده

خنده ها و گريه هاي زيادي رو در آغوش گرفته

آيا مي تونه خودش رو با خنده هاي شما پر کنه؟

هر واژه يک پرتو خورشيده که در نور برق مي زنه

...اين آهنگِ

اتاق منه

ديويد

هاوارد

گراهام

ديويد

پل

تري

گراهام

هاوارد

ديويد

آبي کِش و قوس مياد

خميازه ميکشه

و بيدار ميشه

آبي

آبي

آبي کِش و قوس مياد

خميازه مي کشه

و بيدار ميشه

ديويد

تري

پل

هاوارد

آبي

امروز صبح عکسي از پناهجويان در حال خروج از بوسني در روزنامه ها چاپ شده

انگار عکسا مال صد سال پیشه

زنان روستايي با روسري و لباس هاي مشکي

از صفحه هاي اروپاي قديم، قدم زنان، بيرون ميان

يکي از اونها هر سه فرزندش رو از دست داده

آذرخش از پنجره بيمارستان چشمک ميزنه

جلوي در، يه زن مسن وايستاده منتظره تا بارون قطع بشه

ازش پرسيدم که مي تونم برسونمتون

يه تاکسي گرفتم

ميتوني منو تا مترو هوبرن برسوني؟

در طول مسير بغض زن مسن ميشکنه و گريه مي کنه

از ادينبرو اومده

Blue subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Blue

  • blue · 40 downloads · 2024-04-23
  • Blue · 33 downloads · 2015-11-10

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left