The first 200 lines.
موسیقی شاد پخش میشود
یوهو
بجنب! نمیتونیم بذاریم اونا اول برسن
عمراً. خودم انجامش میدم
بهش بگو متاسفم
ماموریت مهم
سمت چپت
چه پامر بانمکی
مواظب باش
نه، نه، نه! موسیقی قطع میشود
موسیقی دوباره پخش میشود
آره
رابی، بیا اینجا
میشه یه سلفی بگیریم؟
برو، رابی
پز نده
حیف که بازم باختی
اینم یه برد دیگه برای مو
بابا، کلاً مساوی شدیم
تازه، من خیلی خفنتر بودم
تو خیلی باحالی، رابی
اوووه، رابی! یوهو
رابی! میشه یه سلفی بندازم؟
رابی
سازهای درخشان پخش میشوند
ممنون که رسوندیم! خواهش میکنم
بعد از یه تمرین کوچیک میام خونه
صفحه اینستاگرام و ویدئو و عکس گروه تِرَنِ ما
رسماً راهاندازی شد
باید اون ویدئو رو آپلود کنی
از من که شکسپیر رو ترجمه میکنم
به زبان آرامی
نه بابا. کلیپهای یوگای داغ من
از گودالهای قیر باید اول باشن
عمراً. ویدئوی من باید بالاترین باشه
بابا تروخدا! شاعر معروف در اولویته
ووو! آره
یوهو
این چه ویدئوییه؟! رابی
نزدیک بود به اون دختره بزنی
مواظب باش! و اون سگ
و ببین با اون گاری هاتداگ چی کار کردی
باید دیگه اینقدر بیملاحظه نباشی، پسرم
داری به یکی صدمه میزنی
باشه. دیگه با هشتگ سوار نمیشم
دوباره توییچ رو با کایتسواری میبرم مدرسه
داری گوش نمیدی، جوون
باید شروع کنی به کنترل کردن چگونگی استفاده از قدرت پرایمت
ولی هیچکس آسیب ندید
و کیه که برای صبحانه هاتداگ دوست نداشته باشه؟
این شوخی نیست
تا وقتی که به ما نشون بدی میتونی مسئولیتپذیرتر باشی
با اتوبوس میری مدرسه
اتوبوس مهدکودک؟
شما دو تا همیشه با من مثل یه بچه کوچیک رفتار میکنین
به جای قهرمان بزرگی که منم
امیدوارم وقتی به سن اون رسیدم، اینقدر ادا و اطوار درنیارم
ادا و اطوار؟! من؟
من اصلاً اغراقگر نیستم
صدای گروه کر فرشتهها
موسیقی پر تنش پخش میشود
موشکهای کوئینتسون
میدونم. میبینمشون
اوه، راستش، من به تو هشدار نمیدادم
داشتم چیزایی رو که ازشون متنفرم لیست میکردم
موشکهای کوئینتسون. خرسهای خشمگین
بزهای قضاوتگر
بیا، ترش. این جدیه
موسیقی شوم پخش میشود
آه! دارم چه اشتباهی میکنم؟
اینقدر خودتو سرزنش نکن، آبجی
زمین برای همین کاراست
چند بار دیگه قراره ببازم
همون نبرد رو؟
هی، هی
میدونم فکر میکنی
اون روز گند زدی، توییچ
ولی اینطور نبود
من اونجا نبودم
و تو یه ارتش کامل فضایی رو شکست دادی
بدون من
اشتباه برداشت نکن. خوشحالم که بردی
ولی حس میکنم تیم دیگه به من احتیاجی نداره
و من باید بهتر باشم
شکهات رو حس میکنم، توییچ
آروم باش. از پسش برمیای
نه. اتاق ویرانی، عقب برگرد
بزن بریم
صبر کن، صبر کن. منظورم الان نبود
ساعتها گذشته
نمیتونیم استراحت کنیم؟
بابا
اتاق ویرانی، عقب برگرد
هی، این رابط منه
"من حقیقت مورد نظرت رو کشف کردم."
"اینا کسایی هستن که بابت چیزی که ازت دزدیده شد، مقصرن."
موسیقی پر تنش پخش میشود. مالتوها؟
متاسفم، الیو. خوش اومدی به
جزیره "مالتوها زندگیم رو خراب کردن."
جمعیت: ما
انتقام دردی رو که به تو و این همه آدم دیگه وارد کردن، بگیر
و به زودی خبرت میکنم
خانم کوچولو
اوه، مامانم قبلاً منو همینجوری صدا میکرد
اونا اینو از کجا میدونستن؟
عجیبه. نمیدونم
فقط اینو میدونم که وقتشه حال اون مالتوهای دردسرسازو بگیریم
هی، رابی مالتو
*موسیقی دلهرهآور پخش میشود*
تو رهبر تیم تران هستی، نه؟
قهرمانای بزرگ نباید سوار اتوبوس بچهها بشن
منم همینو گفتم
ولی اینو به مامان بابای بیخیال من بگو
متاسفم که اینقدر دردسر سازن
مرسی
تو هوگی هستی، نه؟ از ساندویچی؟
تابستون پارسال یه کوفته تو گلوم گیر کرده بود، تو نجاتم دادی
آره، خودم بودم
میخوای برسونمت خونه؟
بازم مرسی که رسوندیم
هوادارام نمیخوان منو در حال سوار شدن به اتوبوس کوچولو ببینن
هر روز پیش نمیاد که سوار بشیم
با یه قهرمان واقعی ویتویکی
فیلادلفیا هم یه بار بود که، ولی کی حساب میکنه؟
شاید هیچوقت دیگه اون صندلی عقب رو نشورم
شوخی میکنم. حتماً میشورمش
این ماشین عین بچهمه، پس اون پشت غذا نخورید
و دستتون رو به تار و پود کجراهِ دنیم نزنید
وای! هی! این ماشین چه میپیچه
اوه! زیادی بود برات؟
فکر کردم هیچ چیزی برای یه مالتوی قدرتمند ترسناک نیست
* موسیقی تنشزا پخش میشود *
وای
آروم باش، هوگی
ما نمیخوایم بهش آسیب بزنیم
آسیب زدن به مردم کاریه که رابی و خانوادهاش میکنن
اِم، ما به مردم آسیب نمیزنیم
ما بهشون کمک میکنیم، مثلاً با متوقف کردن مندروید، استارسکریم
و کوئینتسونها
ولی ساندویچهای بِکِر، خیلی خوبن
انگار یه قرنه از اونجا سفارش دادم
شاید امشب
وای! اه
فایده نداره
گنبد پرایم تو اونو از دنیا جدا کرد
و مجبور شد ببنده
اونجا مال پدر و مادرم بود
خانوادهش به سختی دارن زندگی میکنن، رابی
تو نابودشون کردی
و تو هم یه چیزی رو از من گرفتی
وای
ببین، واقعاً متاسفم
نمیدونستم
اگه میتونستم اوضاع رو تغییر بدم، این کارو میکردم
ولی میشه حالا بذاری برم بیرون؟ لطفاً؟
*موسیقی پر تنش پخش میشود*
"قهرمان" داشت فرار میکرد
تا قدرتهای خفن و خطرناکشو علیه ما به کار ببره
*موسیقی غمانگیز پخش میشود*
چه دغلبازی
تو بدون اون بازوبند قدرتی هیچی نیستی
فردا میبینمت
و پسفردا
و روزِ بعدش
خوش بگذره
* موسیقی دلهرهآور پخش میشود *
واو
* موسیقی محو میشود *
ام... داری چیکار میکنی؟
صداتو بیار پایین
ممکنه صداتو بشنون. - کی؟
ماشینشون رو که نمیبینی؟
ماشین کی؟
و چرا کاری کردی اتوبوسمون رو از دست بدیم؟
سر راه خونه بهت میگم
حالا چشاتو خوب باز کن
چرا انقدر عجیبغریب شدی؟
و از اون موقع تا الان دارن منو اذیت میکنن
ای بابا، باید زودتر بهم میگفتی
حالا میفهمم چرا انقدر مشکوکی
من که پارانوئید نیستم
فقط میخوام از دست اون عوضیهای خزندهای که
همینجان
ببین کی داره ادعای گنده گنده میکنه
برای خواهر کوچولوش
عالیه
آروم باش، رفیق
آره. نمیخوای که گریه کنی
و اون چیز دستیت رو اتصال کوتاه کنی
مادرت هیچوقت بهت یاد نداد که اذیت کردن کار خوبی نیست؟
جرات نکن اسم مامان من رو بیاری
آره. دیگه حرف زدن بسه
بیا همین الان تمومش کنیم
تو هیچی نیستی جز یه پز دهنده ضعیف
که دوستای ربات گندهش همیشه نجاتش میدن
* موسیقی پرتنش پخش میشود *
همین بود کل هنرنماییت؟
آقای مالتو
پروتکلهایی که شکستی
نظامی، غیرنظامی، شهری ویتویکی
No comments yet. Be the first to leave one.