The first 200 lines.
"لهستانیهای شرق رو دو بار کشتن
اول با ضربهی تبر و بار دوم با سکوت
این مرگِ دوم از اولی هم بدتره." یان زالسکی
نفرت
مادر، درِ اتاق رو باز کن، به داماد خوشآمد بگو
نامزدِ دیروز، امروز شده تازهداماد
در رو باز کنید - وگرنه خونه رو به آتیش میکشیم
چی شما رو کشونده اینجا؟ چی شما رو کشونده اینجا؟
۱۹۳۹ ما که نخواستیم بیاید سراغمون. مه
انقدر لنگِ نونی که بلد نیستی به داماد درست سلام کنی؟
لطفاً به عزیزِ عروس خوشآمد بگید و بذارید همه بیایم تو
ای هلن، ای دخترِ عزیز
در رو برامون باز کن
اون حلقهی گل رو تو سینی بیار بیرون
بذار بهای خوبی بابتش بده
کفشهامون رو هم از لویو خریدیم
از لویو خریدیم که زیرِ این سقف نشونشون بدیم
تعظیم کن هلن. تعظیم کن هلن
تعظیم کن عروسِ جوان
از پدر و مادر عذرخواهی کن، از پدر و مادر عذرخواهی کن
یه زندگیِ آروم خواهی داشت که لنگه نداره
پدر، مادر، دعای خیرتون رو از من دریغ نکنید
از پیامبرانِ دروغین برحذر باشید
که در لباسِ میش میان ولی در باطن گرگهای درندهان
اونا بهجای ملکوتِ خدا، پادشاهیِ اوکراین رو موعظه میکنن
که چی بشه؟
خرابکاریها
و حتی قتلِ لهستانیها داره روزبهروز بیشتر میشه
اون عشقِ برادرانهی قدیمی بینِ لهستانیها و روتنیها داره کمکم از بین میره
پس حالا شده لهستانی؟ کدوم لهستانی؟ اون ارتدوکسئه
پس خطاب به ارتدوکسهایی که انقدر پرشمار اینجا جمع شدن میگم
بیایید در یک ایمان، همدیگه رو دوست داشته باشیم
انشاءالله عروسیِ امروزِ هلنا گوواسکا و واسیل هوک
فرصتی بشه
برای تجدیدِ روابطِ دوستانهی قدیمی
سیبزمینیها الان تو خونهی کشیشه و آرد هم، طبق قرار، بعدِ برداشت
پدر، سرِ سفره منتظرتون هستیم
تو باید ببری
آمادهای؟
عجب سواریای بود پترو
نمیتونم. انحصارِ دولتیه
هر چقدر دلت میخواد میتونی تو مهمونخونه بنوشی
از کی تا حالا پول برای اسحاق بو میده؟
اسحاق مجوز نداره. لهستانیها دارن
لهستانیها بازرسی و بازداشت میکنن
میرن تو روستاها و شبنامه، اسلحه، همهچی رو ضبط میکنن
برای مدرسههای اوکراینی چه اتفاقی افتاد؟
تعطیل شدن
باشه، اسحاق باچفسکی میفروشه ولی لیتری ۲.۵۰
چقدر؟
داری با یه دخترِ لهستانی ازدواج میکنی و نمیتونی یه ودکای خوب بخری؟
تو به یه لهستانی همچین قیمتی نمیدادی
میدادم. حتی بالاتر
ولی به تو تخفیف میدم، هر بطری ۵ سنت
ده تا
قبوله
واسیل، این بوهدانه
از لویو اومده ولی از خودمونه
درود بر مسیح
و تا ابد بر خدا
میخواست واردِ دانشگاه بشه، ولی نخواست مرامنامهی وفاداری رو امضا کنه
واسه همین قبولش نکردن. حداقل دعوتش کنیم عروسی
برای ملت و دولتِ اوکراین
ازشون بپرس چی براشون مهمتره، اوکراینِ مستقل یا زمینهای زراعی؟
مسئله دقیقاً همینه. چرا یه مهاجرِ لهستانی زمین میگیره
و ملتِ اوکراین در فقر زندگی میکنن؟
چند تا لهستانی و چند تا اوکراینی تو این سرزمین زندگی میکنن؟
من دردسر نمیخوام، ایوان
بیا سیگار بکشیم
دردسری پیش نمیاد، برادر
بیا زندگی کنیم
تو دشت، یه درختِ ویبورنومِ قرمز ایستاده
چرا تو دخترِ جوون انقدر از من میترسی؟
خوشحالی؟ آره
تو چی؟
من چی؟
تا حالا همدیگه رو بوسیدید؟
دارن میان
بدو
کویاتکوفسکی، بلند شو
مهاجرِ اهلِ ورشو طبقِ مقررات زمین گرفت
پدرم میخواست بخردش، چون هممرزِ زمینهای ما بود
ولی کدخدا لهستانیه، واسه همین هیچ شانسی نبود
اینجا رو نگاه کن
کمونیسم بهتره، چون به همه به یه اندازه میرسه
منصفانهست
و به ما دستور دادن لهستانی حرف بزنیم و کاتولیک بشیم
کلیساهای ارتدوکس رو خراب کردن تا همهی مردم بشن لهستانیِ کاتولیک
لهستانی پسرِ خوبیه، اوکراینی پستفطرت
تو گالیسیا، ژاندارمهای لهستانی دخترای اوکراینی رو سر و ته آویزون میکردن
واسه چی؟
واسه اینکه لباسهاشون بیفته پایین
لباسها رنگارنگ بودن، واسه همین بهش میگفتن لاله
درود بر نونِ مقدسِ «کورووای». درود بر نونِ لذیذِ «کورووای»
ماچی، هر چی بهت میگن انجام بده، بهای نون رو با طلا بده
و محضِ رضای خدا، یه تیکه کیک به ما بده
پول خوشبختی نمیاره ولی داشتنش خوبه
ویلوش، هر چی بهت میگن انجام بده، بهای نون رو با طلا بده
گرگ گازش گرفت! سگ بود
اینجوری به کشیش سلام میکنی؟ ودکا کجاست؟
وقتی مزهی خونِ آدم رو بچشن، شروع میکنن به حمله کردن به مردم
ودکا
برای اون یکی پا
حلقهی گلِ پروانشِ من، حلقهی گلِ پروانشِ من
مثلِ یه پادشاه باهات رفتار میکردم
به تختم آویزونت میکردم، به تختم آویزونت میکردم
امروز تو رو از سرم برداشتن
ای بید، روی رودخونه خم نشو. ای بید، روی رودخونه خم نشو
ای مادرم، برای من غصه نخور. ای مادرم، برای من غصه نخور
اداره پست. راه آهن. بستگی داره
بعضی وقتها لازم میشه که آدمها... کشته بشن؟
پیهراتسکی، اصلاً اسمش رو شنیدی؟
باید چند تا کتاب بخونی. اونوقت میتونی به پسرا بگی
بیایید به سلامتیِ هیتلر بنوشیم
اون به ما کمک میکنه تا اوکراینِ مستقل و حاکم رو تشکیل بدیم
خواهید دید
اون برای ماچی خیلی جوونه
مردم چی میگن؟
احتمالاً کمتر از چیزی که امروز میگن
که هلا گوواسکا داره با یه «خوخول» ازدواج میکنه
ماچی با ارتدوکسها مشکلی داره؟
نه. ازدواج با یه اوکراینی بهتر از یه یهودیه
باشه
بینِ ما اختلافِ سنی هست
ولی من زمین رو به نامش میزنم و عشق هم بعداً میاد
هنوز یه سال نشده که ترزای تو فوت کرده
من یه زنِ جدید میخوام. چون دستتنها نمیتونم از پسِ همچین مزرعهی بزرگی بربیام
قبوله؟
چهارده هکتار
یازده تا
ولی زمینِ بهتر، کنارِ جنگل
دو تا خوک و یه گاو
یه اسب
ولی باید تو عروسی عجله کنیم
فصلِ برداشت نزدیکه و مردم دارن از جنگ حرف میزنن
قسم بخور
که همیشه عاشقم میمونی
قسم میخورم
به خدا
مامان، باید یه چیزی بهت بگم
ما هم یه چیزی داریم که بهت بگیم
تو قراره با ماچی ازدواج کنی
ظاهراً لهستانیها کلیساهای ارتدوکس رو بستن
و اونا رو برچیدن
و کشیشِ اهلِ خِلم بهم گفت که همهشون متروکه بودن
متروکه؟ اینهمه کلیسا تو یه منطقه؟
پدر، موضوعی هست که باید در موردش صحبت کنیم
عصر دلگیره و صبح خاکستری
یارِ من رفته
رفته و دیگه برنمیگرده
بیا، دارن میرن. مردم چی میگن؟
ترجیح میدم بمیرم
پدر نظرم عوض نمیکنه
من هرگز... بیا
برو هلن، راهی شو. برو هلن، راهی شو
چرا گریه میکنی، دیوونه؟ فینفین نکن
پاییز میایم دیدنت
کلیدها رو بذار رو میز، برو و به آرامش برس
برو و به آرامش برس. دیگه به اندازهی کافی با اون کلیدها ریاست کردی
درود بر آستانهی خونهام. درود بر آستانهی خونهام
پترو
۱۹۳۹ سپتامبر
لهستان دیگه وجود نداره
بودکی اوسووسکی، اوسی و بعد کوستیچه
مزرعهتون بزرگه؟
نه، پدرم معلمئه
شورویها از اون طرف حمله کردن
لهستان دیگه تمومه
اگه دنبالِ مرگ میگردی
برای اوکراین بمیر
چند تا اوکراینیِ دیگه فرار کردن، جناب سروان
مردهها رو دفن کنید، متفرق بشید و بسلامت برگردید خونه
این آخرین دستورِ منه
چیزی برای خوردن داری مادر؟
ما پول داریم
این لباسها رو از کجا آوردی؟
محض احتیاط قرض گرفتم
چی؟
اون به ما غذا داد
و تو ازش دزدی کردی
که چی؟
جوان
خیلی جوانتر از شما، جناب سرجوخه
پیرش رو میخوام چیکار؟
من درست بعدِ عروسی اعزام شدم
پس فرصت نکردی دلی از عزا دربیاری، قربان
وروجک
درآوردم
و برمیگردم پیششون
چون از ازدواجِ اولم بچه دارم
به سلامت
خوبه، نه؟
تو چه موجودی هستی؟
لباسها رو دربیار
اون یونیفرم رو بده به من، لهستانیِ اشغال
نه
درود بر عیسی
تا ابد و همیشه
از جبهه میای؟
سربازِ فراری
No comments yet. Be the first to leave one.