The first 200 lines.
برای هر چیزی که میتوانستم بخوانم،
هرگز نمیتوانست از طریق داستان یا تاریخ بشنود،
مسیر عشق حقیقی هیچوقت هموار نبوده است.
اما یا از نظر خونی متفاوت بود یا اینکه اشتباهاً پیوند خورده بود
از نظر سال،
وگرنه به انتخاب دوستان بستگی داشت،
یا اگر در انتخاب، همدردی وجود داشت ،
جنگ، مرگ یا بیماری آن را محاصره کرده بود،
آن را همچون صدایی گذرا ،
سریع چون سایه، کوتاه چون هر رویایی،
کوتاه همچون آذرخش در شبِ درهمتنیده،
که در یک طحال، هم آسمان و هم زمین را آشکار میکند.
و، آنجاست که مردی قدرت دارد بگوید، «ببین!»
آروارههای تاریکی آن را میبلعند.
بنابراین چیزهای روشن به سرعت به سردرگمی میرسند.
یو، گیرت آوردیم، گیرت آوردیم.
مایک مایک، امشب کارت رو عالی انجام دادی رفیق.
مگه هر دفعه این کارو نمیکنم ؟
آره، درسته.
اما قطعاً میتوانستید از همان انرژی استفاده کنید
برای شب افتتاحیهای که امشب داشتید.
اون یکی رو ولش میکنم بره.
آره، میدونم، میدونم.
تو خوبی؟ (Man khoshhalam?)
آره.
باشه، من میرم. (Man az ghazale bashid.)
خیلی خب.
میخوای از اینجا بری؟ باشه.
بلوک B، یه قدم به جلو بردار.
هی، لعنت بهت، سی.او.
کدوم احمقی اینو گفته؟
کدوم احمقی اینو گفته؟
داری چه غلطی میکنی، مرد؟
سیگار لعنتی ممنوع.
اممم، ببخشید.
میدونی، من بودم،
دارم سعی میکنم تو حیاط بگیرمت ، رفیق.
یه جورایی سخت بوده، میدونی؟
و اساساً میخواستم بدانم،
میشه لطفا امضا کنی؟ رفیق، این کتاب رو میشناسی؟
اوه، مرد.
شما اهل، صبر کن، شما اهل ریکرز هستید؟
آره. آره، رفیق. من دو سال تو جزیره بودم، رفیق.
اونجا خیلی محبوبه.
آره، آره.
اونجا خیلی خوب پیش رفت، رفیق.
- خودکار داری؟ - اوه، بله، حتماً.
آره، خب، همینجا گرفتیش ؟
همیشه آمادهای، آره، رفیق.
من واقعاً از این ممنونم، مرد.
این منم. جی.
آره.
یه ستاره کوچولو همینجا برات بذارم.
دن: آره، رفیق. اوه وی!
من هنوز دارم بالا پرواز میکنم، حسم میکنی؟
هنوز در اوج پرواز میکند.
آن مونولوگ توجه همه را جلب کرده بود.
- چه مونولوگی، مال من؟ - جی الهی، جی الهی.
سردترین کاری که تا حالا کرده، درسته؟
نه، حالم خوب بود، حالم خوب بود.
اما فکر کنم هنوز کارهای بیشتری برای انجام دادن داریم ، باشه؟
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
منظورت از «نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه» چیه؟
بیایید یک دقیقه در آن غرق شویم.
هرچند آن گذارها سخت بودند، صبر کنید.
پاراته کردن آسان است.
بیایید فقط برای یک دقیقه از آن لذت ببریم.
- من هنوز فقط یادمه... - لحظه رو به خاطر بسپار.
...حسِ روی صحنه بودن.
دی-دن: حس خوبی داره.
همیشه باید به مرحلهی بعدی برسی.
باشه. باشه، میشنوم.
خیلی خب، پس چرا یه نگاهی به لیست انتظار نندازیم ؟
- خیلی خب. ببینم کی میتونه- - ما میتونیم این کار رو بکنیم،
- ما میتونیم این کار رو بکنیم. - درسته؟
ببینم کی میتونه بره بالا. باشه؟
- آروم باش، رفیق. - خیلی خب، عالیه. شروع میکنیم.
فقط باید اوضاع رو بهتر کنیم - کی رو داریم؟
ما، اه، کرتیس کراس رو داریم.
- کرتیس کراس - اون کیه؟
دن: فکر نمیکنم. چی؟
من با شما هستم.
پاسخ کوتاه، خیر.
جواب طولانی چیه؟
جواب طولانی اینه که اون یکی از اون یاروهاست،
او همیشه در حال آماده کردن و تکیه دادن است، میدانی،
او اینجا قدم میگذارد، درست همانجا مینشیند،
هر بار که او را در کاری قرار میدهیم، سعی میکند کنترل اوضاع را به دست بگیرد.
از همان ابتدا او را روی صندلی داغ بنشانید .
دی-دن: اون فقط میخواد-
آره، اما فکر نمیکنه جای بحث داغی باشه.
دی-دن: اون فقط میخواد کنار مادهها بشینه .
او باعث میشود زنان احساس ناراحتی کنند.
گرفتمت. خیلی خب. باشه.
خب، خب، این چطوره؟
ما، اه، حالا این دومین بارشه.
سازمان بهداشت جهانی؟
چشم الهی است. (Aya, ye yek zare ast.)
- دی-دن: چشم الهی. - مممم.
چشم...؟ از مونت ورنون؟
دن: فکر نمیکنم آماده باشه.
این برادر باهوشه. هرچند باید اعتراف کنی.
او در انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) تاریخ تدریس میکند .
مطمئنم تعداد زیادی وجود دارد
دلالان مواد مخدر باهوش در حیاط.
شاید او، چیزی که از ما ممکن است نیاز داشته باشد
این است که بتوانیم آن را قرار دهیم
- انرژی را به این برنامه وارد کنید. - دیواین جی.
دیواین جی، تو ضمانتش رو میکنی؟
من مصاحبه رو تضمین میکنم.
فقط برای مصاحبه؟
آره، برای مصاحبه.
- و بقیهاش به عهدهی خودشه. - اینکه اون بیاد داخل، به ما بستگی داره.
میدونی چیه؟ آره، ما بهت میدیمش.
همیشه سعی در نجات کسی دارد.
مایک، مایک، تو برو با من یه سری بهش بزن ببین چه خبره.
- من و تو؟ - آره.
بیایید او را بررسی کنیم.
چه خبر؟ حتماً اون کاغذ رو بهم برسون، باشه؟
اوه، لعنت بهش.
من باید برم یه کار خیلی سریع انجام بدم.
لعنت.
چه کار مزخرفی باید بکنه؟
چی شده، پرنده؟
هی، مرد. (Hey, man.)
اون شوت کوچیکی که زدی...
-آره؟ دیدیش؟ - قشنگ بود، آره.
منو گرفتی؟ (or: منو گرفتی؟)
- اوه آره. امم، آره. - آره، همون مزخرفی که بهت گفتم.
مزخرفاتی که بهت گفتم، گرفتی؟
گرفتمش - آره. گرفتش.
فقط یه جوونم.
بفرمایید.
همیشه یک پسر جوان سفیدپوست.
واقعاً میخوای اینو تماشا کنی؟
کلمه، خب، این دیگه چیه؟
چی؟
چی؟ منظورت چیه؟ این دیگه چه کوفتیِ؟
این چیزی که بهت دادم لعنتی نبود . میدونی...
- این... - اون، اون که نیومده...
- این آسپرین لعنتیه. - ...از جیبم رفت.
این چیزی نیست که... میدونی بهت چی دادم؟
نه. نه، آسپرین لعنتی.
به ارزش ۵۰۰ دلار.
این ۵۰۰ دلار است،
- اینو میدونستی داداش؟ - نه، نه، نه.
بهش نیاز خواهم داشت. برام مهم نیست
چی تو جیبت بود
برام مهم نیست کجا بردیش یا کی رو میشناسی، یا هیچکدوم...
من نمیدونم کی داره اذیتت میکنه،
اما تو قرار نیست منو بکنی
- از ۵۰۰. - من سعی ندارم باهات سکس کنم...
من به همه اینها نیاز خواهم داشت .
- شنیدی چی گفتم؟ - ببین، من، من، من...
برام مهم نیست الان داری در مورد چی حرف میزنی.
این چه اتفاقی داره میفته، ۵۰۰ دلار.
مهم نیست چطور به دستش میاری.
به این اهمیت نده که برای بدست آوردنش باید چیکار کنی.
نون لعنتیمو بیار پیشم، شنیدی چی گفتم؟
من نمیتونم ۵۰۰ دلار برات جور کنم.
- تو قراره 500 دلار به من بدی. - من نمیتونم 500 دلار به تو بدم.
هر کار لعنتی که از دستت بربیاد انجام میدی .
برام مهم نیست چیکار باید بکنی.
تو قراره اون کار مزخرف رو بکنی تا نون لعنتی منو دربیاری.
شنیدی چی گفتم؟
وگرنه همینجا صورت لعنتیتو تیکه تیکه میکنم .
حالا، این مزخرفات رو بگیر و گورتو از سرم گم کن.
برو پولمو بیار.
آرامش، پادشاه. آرامش. چه اتفاقی داره میفته؟
سلام برادر. سلام.
واقعاً افتضاح بود.
آره خب، یه اتفاقاتی میفته رفیق، میدونی.
یارو قراره درس بخونه
یه کسی یه جایی، خب، میدونی،
رفیق، من فقط برای درسها پول میگیرم.
درس گران.
ببین، تو برای برنامهی RTA ثبت نام کردی.
آره. آره.
و ما چند جای خالی داریم.
آره، فقط یکی دو تا و تمام.
و ما میخواستیم بدانیم
اگر میخواستید آن مهارتهای بازیگری را به نمایش بگذارید
که ما همین الان اونجا دیدیم تا یه استفادهی خوبی ازش بشه؟
- چی، اون؟ - آره.
فکر کردین این یه نقش بازی کردنه؟
آره، مرد.
تو هنوز هیچی ندیدی.
خیلی خب.
پس چرا در برنامه ثبت نام کردی ؟
آره، میدونی، داوطلبهای خیلی خوبی داری
من روی آن صحنه دیدم.
بچهها، شماها اینجا جمع شدید.
آره، رفیق. واقعاً اینطور نیست.
ایشون همکار ما هستن.
آیا به دلیل نیاز دارم؟ آیا واقعاً به دلیل نیاز دارم؟
-آره -خب، ما فقط...
فقط ازت خواهش میکنم صادق باشی.
- راستش رو بخوای، ها؟ - آره.
خیلی خب.
خب، یه روز یه کتاب پیدا کردم، رفیق،
No comments yet. Be the first to leave one.