The first 200 lines.
رئیس یکی رو برای مراقبت از متهم میخواست
منم یاد تو افتادم
امشب با پرواز شبانه میری پکن
بازداشتی دکتر متیو نولانه
چرا دارن میفرستنش چین؟
ـ قتل غیرعمد با خودرو ـ همونجا ولش کرده؟
من شهروند بریتانیام و برخلاف میلم بازداشتم کردین
اون هم در خاک بریتانیا
اینجا خاک بریتانیا نیست
باید کمکم کنی. من بیگناهم
سختش نکن
مطمئنم در جریان پروندهٔ دکتر متیو نولان هستین
گزارشش رو دیدم
ظاهراً مسئول مرگ زنی در پکنه
دارن منو بهخاطر جرمی که مرتکب نشدم به چین مسترد میکنن!
نشونش بده میتونی چیزی بنویسی که نتونه نادیده بگیره
خبر اختصاصی که از آسمون نمیافته
امکان نداره
میتونی امشب هم بمونی؟
یه کار اداری دارم که ممکنه طول بکشه
دولت چین از تکتکتون خواسته
برای ادای شهادت به پکن برگردین
ـ برام پاپوش دوختن ـ یه دختر رو ول کردی تا بمیره
ـ آمادهای بریم؟ ـ آره
ـ لابد بدشانس بوده ـ امیدوارم همینطور باشه؛ بهخاطر خودم
غذای تو رو خورد
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
الان استرست چطوره؟
بهتر شده
راستی پروندهٔ نولان رو دنبال کردی؟
معلومه که کردیم
اومدم بگم برگردوندنش تصمیم بدیه
من کسی رو جایی نمیفرستم توصیه کردم این کار رو نکنن
پس چرا فکر میکنی پکن اینقدر نولان رو میخواد؟
میفهمم دختر یکی از اعضای حزب بوده، ولی...
فکر نمیکنم واقعاً خودش رو بخوان
به نظرم دارن امتحان میکنن ببینن باهاشون راه میایم یا نه
این میتونه شروع یه سراشیبی خیلی خطرناک باشه
آره، نگو که خودم میدونم
پرستار شوهرمه. میشه...؟
آره، خودم هم میخواستم دوش بگیرم
بعدش سرویس اتاق سفارش بدیم
دارم از گرسنگی میمیرم
یا اگه دلش رو داری بریم پایین
یه شام زودهنگام بخوریم
ـ دِلِینی ـ خانم، روث هستم
ببخشید که توی خونه مزاحمتون میشم
در پرواز ۳۵۷ یه نفر مرده
چی گفت؟
داریم میریم پکن
دربارهٔ غذا بهش گفتی؟
نگرانیهات رو بهش گفتم، آره
نولان، صبر کن، داری چه... کاپیتان چن؟
کاپیتان؟
ـ لطفاً بذارین حرف بزنم ـ ببخشید، کاپیتان
باید مسیر پرواز رو عوض کنین تا بتونیم آزمایش خون انجام بدیم
من این پرواز رو قطع نمیکنم
برای همون حملهٔ قلبی، دکتر نولان
نه، فقط گفتم شبیه حملهٔ قلبی بود
اسپری جیتیاِن رو خیلی زود بهش دادم
ظاهراً که کافی نبوده
من توی کارم خوبم، کاپیتان
و تا جایی که یادمه
تنها پزشک دارای مجوز این هواپیما منم
درسته
ولی شک دارم انگیزهتون برای فرود کاملاً پزشکی باشه
فکر میکنین دروغ میگم؟
فکر میکنم هر چیزی میگین تا به پکن نرین
و با اتهام روبهرو بشی
کارآگاه لی، لطفاً زندانیتون رو به صندلیش برگردونین
چشم، کاپیتان
بیا، نولان
ـ بذار یه لطفی در حقت بکنم ـ من دروغ نمیگم
ـ ولی بدگمان شدی ـ صبر کن، چهکار میکنی؟
همین الان به سمت کاپیتان حملهور شدی
نباید دوباره تکرار بشه
بدگمانی؟
به قتل غیرعمد متهم شدم، حقوق قانونیم رو ازم گرفتن
با دستکش لاتکس گشتنم و مخفیانه میبرنم این بدگمانی نیست
همهٔ این اتفاقها افتاده
پس ببخشید که نگران شدم
وقتی یه نفر بعد از خوردن غذایی که برای من بود مرد
یه دلیل درستوحسابی بیار
که چرا فکر میکنی کسی توی این پرواز میخواد بکشتت
همون دلیلی که دارن برام پاپوش میدوزن
یعنی چی؟
اینکه جوابش رو نمیدونم به این معنی نیست که حقیقت نداره
یه نوشیدنی دیگه بخور
داری همه رو مضطرب میکنی
ـ لندن اکو، دیمین هیل ـ آقای هیل، سلام
جس لی هستم. نمیدونم منو یادتونه یا نه
چطور فراموشت کنم؟
همون کارآموزی که یه داستان بیمدرک میفروخت
بابت اون ماجرا متأسفم
ولی واقعاً اون خبر درست بود
خب، چی میخوای؟
ویدیوی اون پزشک رو در هیترو دیدین
که میگفت مخفیانه میبرنش؟
استردادش میکردن، ولی آره
میخوام یه گزارش دربارهاش براتون بنویسم
جدی؟
حتی اگه از این واقعیت بگذریم که خبرنگار نیستی...
هنوز
اصلاً نمیدونستیم واقعی بوده یا نمایش
واقعی بود
از کجا میدونی؟
چون مأموری که همراهیش میکنه خواهرمه
و باور کنین اهل نمایش نیست
خواهرت حاضر میشه رسمی باهات مصاحبه کنه؟
ـ معلومه ـ دفعهٔ قبل که نکرد
الان رابطمون خوبه. اعتماد کنین
آخرین فرصته، خانم لی. خرابش نکن
خراب نمیکنم
خیلی هم ممنون که...
بله؟
کارآگاه لی؟
میشه گوشیتون رو به وایفای هواپیما وصل کنین؟
به کابین اطلاع دادن یه تماس کاری
داره با شما تماس میگیره
آره... باشه
میتونین از فیستایم صوتی یا واتساپ استفاده کنین
ممنون
ـ الو؟ ـ کارآگاه هانا لی؟
ـ خودمم، شما؟ ـ روث بنکس
دستیار مدیرکل دِلِینی در تیمز هاوس هستم
ـ باشه ـ دربارهٔ دنیل لوماکس تماس گرفتم
میخوام اتفاقات رو قدمبهقدم بگین
که به مرگش منجر شد
چرا امآی۵ به نارسایی قلبی یه مسافر علاقهمنده؟
در پروازهای بینالمللی روال عادیه
خب برای من روال عادی نیست
و قبلاً رسانهها گولم زدن
میتونین ثابت کنین همونی هستین که میگین؟
حتماً. شمارهٔ بیمهٔ ملیتون رو میخواین
یا موجودی فعلی حساب بانکیتون رو؟
میخوام یهکم قدم بزنم
دو پرواز طولانی توی یه روز برای کمرم خیلی زیاده
سلام
استیون، استیون
چه خبره؟ تو و امبر چرا اینجایین؟
قرار نیست باهات حرف بزنم
ـ کی گفته؟ ـ اون مرد دولتی توی هیترو
چرا؟
گفت شاید بخوای روی شهادتمون اثر بذاری
شهادت دربارهٔ چی؟
بجنب، استیو، منو میشناسی
ـ هیچ کاری نکردم ـ یعنی ماشینت تصادف نکرد؟
نه... یعنی آره، کرد
ولی تنها بودم
اون زن...
شن ژائو، توی ماشین با من نبود
ـ به ما گفتن که... ـ میدونم
همین رو به همه میگن، ولی حقیقت نداره
خدای من، رفیق
ـ میدونم ـ حالا میخوای چهکار کنی؟
ـ وکیل برات گرفتن؟ ـ نه، حتی نذاشتن...
میشه گوشیت رو قرض بگیرم؟
ـ چی؟ ـ خواهش میکنم
نه، التماست میکنم. فقط یه تماس
فقط یه تماس
چه خبره؟
هیچی، افسر
ببخشید، کجا بودم؟
نولان تازه داروی قلب رو بهش داده بود
بله، ولی اثر نکرد
بعد از اینکه داروی قلب اثر نکرد
روش دیگهای برای نجاتش به کار بردین؟
بله، دستگاه شوک
عامل دیگهای در مرگش نقش نداشت؟
ببخشید
منظورتون از عامل دیگه چیه؟
یعنی به نظر شما یه حملهٔ قلبی عادی بود
مگر اینکه شما چیزی بدونین که من نمیدونم
پس نظر شما مرگ طبیعیه؟
ممنون، کارآگاه لی. هرچی لازم داشتم گرفتم
فکر میکردم تا الان توی راه چین باشی
هستم. از توی هواپیما زنگ میزنم
ـ همچین چیزی ممکنه؟ ـ با وایفای، آره
گوش کن، یه تماس عجیب از تیمز هاوس داشتم
یه مسافر بریتانیایی توی هواپیما بر اثر نارسایی قلبی مرد
بد شد، ولی امآی۵ چرا باید بهش علاقه داشته باشه؟
منم دقیقاً همین فکر رو کردم
گفت روال عادیه، ولی یه جای کار میلنگه
اگه اسم و مشخصات متوفی رو بهت بدم
میتونی پروندهٔ پزشکیش رو پیدا کنی؟
یادت هست الان من رئیس توام، نه؟
تازه چه رئیس فوقالعادهای هم هستی
خب، دنبال چی بگردم؟
میخوام بدونم از قبل بیماری قلبی داشته یا نه
ببخشید دوباره کشوندمتون اینجا، خانم
ـ کیه؟ ـ دنیل لوماکس، ۳۵ ساله
معلم ورزش آکادمی نورت کمبریج
طلاقگرفته، بدون فرد تحت تکفل
برای ماراتن دیوار چین
به پکن میرفته
سال ۲۰۱۹ هم شرکت کرده
زمان خوبی ثبت کرده
خب، امسال دیگه نمیکنه
خدایا، یه قهوه لازم دارم
مأموری که نولان رو همراهی میکنه چی گفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.